چندانكه دلهاي مشتاق را مي لرزاند و بارقه اميد وباور ايمان بر عمق جانها مي نشاند . شعار مساوات و برادري او گوئي شربتي گوارا بود در كام محرومان .
او با تغذيه فكري . روحي و عقيدتي اطرافيان دور و نزديك . پیروانی هرچند اندک گرد آورد و دعوت خود را بعد از مدت 3 سال آشکار کرد .
سپس به عزم گسترش دين خود به نواحي اطراف روي آورد . اما در شهر طائف موفقيتي بدست نيآمدو در شعب ابيطالب نيز در محاصره و انزوا قرار گرفت و كار بر او سخت شد .
هرچه احکام دین او معیارها و هنجارهای فرهنگی و معنوی جامعه را درهم می ريخت و تغییر می داد . واکنش سنت گرایان شدید تر می شد . و یاران محمد(ص) زیر فشار و محدودیت بیشتر قرار می گرفتند .
بدين منوال مدت 13 سال از بعثت او گذشت و تعداد گرويدگان به اسلام از مرز 60 تا 70 نفر تجاوز نمي كرد . اما او همچنان اميدوار بود .
محمد (ص) در يك موقعيت خاص توانست نظر سران دو قبيله اوس و خزرج را كه از مدينه به قصد زيارت كعبه آمده بودند به دين خود جلب كند .
او در يك برنامه ريزي دقيق و حساب شده بتدريج پيروان اندك خود را به شهر مدينه گسيل داشت . سپس در يك سفر پر مخاطره خود نيز به آن شهر هجرت نمود و به جمع ياران ملحق گرديد .
زمان هجرت محمد (ص) به مدينه از نظر مسلمانان قداست و اعتباري خاص دارد . و مبناي تاريخ اسلام است .
چرا كه اين سفر سرنوشت ساز نه تنها به سالهاي سخت و پرمرارت پايان داد . بلكه موجوديت اسلام را تضمين كرد . جان محمد (ص) در امنيت قرار گرفت و سرعت رشد وگسترش دين او فزوني يافت .
از آن پس او يك حکومت جديد ديني بنیاد نهاد . و در جهت تحکیم و تقویت آن درگير جنگهاي متعدد با مخالفين گرديد . كه ابتدا موضع تدافعي داشت . مانند جنگهاي احد و خندق . اما بتدريج حالت تهاجمي به خود گرفت .
نطق هاي آتشين او شور و هيجان مي آفريد . به پیروانش نیرو می داد . دلها را گرمي و اميد مي بخشيد . احساسات را تحريك و به غليان در مي آورد .
خطابه هائي كه به دنبال هر شكست احتمالي در توجيه علت ناكامي ايراد مي كرد . چنان با صلابت و اعتماد بنفس بود كه ترس از دلها مي زدود . و گاه به امتحان الهي تعبير مي كرد .
از اين روي اصحاب روحيه اي تازه مي گرفتند . در صحنه مي ماندند و در ادامه راه. راسخ و استوار . سرسخت و مصمم . پايدار مي ماندند . و با ايماني قويتر جانفشاني مي كردند .
شرح اوصاف بهشت با جويبارهاي روان و آب گوارا ي حوض كوثر و عسل مصفا . عرب بدوي باديه نشين تشنه را در صحراي خشك سوزان بي آب شيفته مي كرد . و تهديد به عذاب آتش دوزخ آنان را از انكار دين باز مي داشت .
پيروزي هائي كه محمد (ص) در اثر تدبير وسياست خود بدست مي آورد . تائيد آسماني و نصرت الهي مي ناميد . بتدريج مردم را برآن داشت تا او را به قدرتي ماورا الطبيعه متصل بدانند . و پديده ها را غيرعادي ودر حكم معجزه تعبير كنند .
با اين وجود عده اي هم بودند كه به طمع مال و منال و يا قدرت و مقام برگرد او جمع آمده بودند .
گفتيم قوم عرب ممر درآمدي نداشت و از راه دزدي و راهزني امرار معاش مي كرد . محمد(ص) نيز چاره اي نديد جز آنكه به اين روش ادامه دهد .
اما اين بار اصحاب كفر و مشركين بودند كه خونشان حلال شده و مي بايد هدف حمله و هجوم قرار گيرند . اين جنگ شرعي و قانوني را جهاد نام نهادند .