نشست های هفتگی: موضوع اتحاد – کتاب این گونه می توانید – ۱۲ تیر ۱۳۸۶

تاریخ نشست موضوعات نشست دبیر نشست
۱۲ تیر ۱۳۸۶ موضوع گفت و شنود : اتحاد + معرفی کتاب :این گونه می توانید بردیا
   نشست به روزگار ۱۲ تیرماه سال ۱۳۸۶ حول موضوع اتحاد با دبیری بردیا و حضور به هنگام خانمها و آقایان بردیا، فروغ، پویا، حمید، سینا، فریبرز، رویا و حضور با تاخیر آقایان و خانمها سعیده، ساسان، شهاب، سیاوش، الهام، ناصر طالبی و سمیه در ساعت ۵ عصر آغاز و در ساعت ۵:۲۰ دقیقه با ۵ دقیقه تاخیر رسمی گشت.

 

آیین نشست که مجموعه از توافقات زیر می باشد، توسط دبیر برای بهترداشت فضای نشست هفتگی و داشتن فضایی سالمتر خوانده شد و همراهان به رعایت آن دعوت گردیدند.

 

الف – موبایل های خود را روی گزینه سکوت ( بی صدا ) تنظیم می کنیم.

ب – از کشیدن سیگار ( و مشابه آن؛ قلیان و… ) در حضور دیگر همراهان خودداری می کنیم.

پ – در صورت نیاز به صحبت در مورد موضوعی خاص در همان اول نشست از دبیر، وقت درخواست می کنیم.

ج – به سخن زیبا و معرفی کتاب گوش می سپاریم و از صحبت دو نفره خودداری می کنیم.

ح – به عنوان همراه هم این موارد را به هم یادآوری می کنیم.

همراهان پویا، سینا، سیاوش برای صحبت درباره موضوعات خاص از دبیر وقت درخواست کردند.

 

سپس فروغ در ۱۰ دقیقه وقت در نظر گرفته شده برای سخنان زیبا، جمله ها و شعرهایی از کتاب منظومه شیرین و فرهاد / لیلی و مجنون و همچنین سخنانی از کتاب “پیامبری از کنار خانه ما رد شد” را برایمان خواند.

 

 

در ادامه پویا مدیر باشگاه فیلم و سینما در وقت درخواستی خویش اعلام کرد که ناهید معاونت باشگاه فیلم و سینما را پذیرفته است و همراهان را در حیطه این باشگاه برای همراهی و هماهنگی با ناهید فراخواند. و دیگر گروه را به دیدن فیلم «روز سوم» در روز ۱۶ تیر ماه ۱۳۸۶ ساعت ۶:۳۰، دعوت کرد. این برنامه در چارچوب باشگاه فیلم و سینما اجرا می شود.

 

سیاوش در ۲۰ دقیقه وقت در نظر گرفته برای معرفی کتاب، از کتاب « این گونه می توانید / چگونه به خواسته هایتان برسید» نوشته پال هاوک برای گروه سخن راند.

این کتاب درباره مهار خویشتن می باشد. و با بیان راه هایی همچون غلبه بر دل زدگی، پشتکار داشتن برای رسیدن به لذت و شادی، غلبه بر حقارت، قضاوت نکردن، نداشتن احساس پایین تر و بالاتر نبودن از کسی و آمد ورفت با انسانهای منظم و فرهیخته و آگاه و دانا، سعی در مهار خویشتن و به ساختن خود فرد می پردازد.

 

سینا دبیر مسوول گروه، در وقت درخواستی خویش چندباره درباره کانون عشق یادآوری کرد که هنگام صحبت کردن هر کسی صادقانه و صمیمانه با وجود خویش به آن شخص اعتماد به نفس و انرژی ببخشیم…

همچنین مدیر باشگاه نشست هفتگی (سینا) در حیطه این باشگاه، گروه را به همراهی و همکاری با معاونت باشگاه، یعنی «هدا» فرا خواند و یادآور شد که در گروه بر طبق روال طراحی شده هیچ مسوولیتی تفویض نمی شود و خودمان هستیم که بایستی مسوولانه تماس بگیریم و اعلام کنیم که برای نمونه مسوولیت خرید شیرینی و آب میوه برای وقت پذیرایی را ما بر عهده می گیریم و بدانیم که کسی برای تفویض مسوولیت از سوی مسوولان با ما تماس نمی گیرد و این خودمان هستیم که برای بالابردن سطح مسوولیت پذیریمان و ادراک مان با مسوولان تماس می گیریم.

 

سیاوش نیز در وقت درخواستی خویش در حیطه باشگاه کوه و تفریحات چندباره یادآور شد که بر اساس برنامه هماهنگی شده با مدیریت باشگاه و اعلام شده در روز ۱۵ تیرماه سال ۱۳۸۶ تور یک روز به «شهرستانک» خواهیم داشت.

 

به مدت ۲۰ دقیقه وقت پذیرایی و استراحت اعلام شد. و دوستان از همدیگر پذیرایی کردند و همچنین هزینه پذیرایی نیز برای هر شخص اعلام شد.

 

در ساعت ۶:۲۵ نشست دوباره رسمی گردید و توافقات گفت و شنود که در ادامه در پی می آید برای داشتن فضایی بهتر در بخش گفت و شنود نشست برای همگان خوانده شد.

 

الف – برای صحبت، با بالا بردن دست از دبیر نشست نوبت می گیریم.

ب- صحبت یکدیگر را قطع نمی کنیم.

پ – پرسش های خود را در نوبت خود بیان می کنیم.

ج – به اندیشه های دیگران احترام می گزاریم و اندیشه خود را در نوبت خود بیان می کنیم.

چ – اندیشه خود را برای جمع مطرح می کنیم و شخص خاصی را خطاب قرار نمی دهیم ( حتی اگر در تایید یا خلاف صحبت کسی سخن بگوییم) و نگاه خود را بین همراهان تقسیم می کنیم.

ح – شنیدن را تمرین می کنیم و تحمل خود را افزایش می دهیم.

خ- بر اندیشه خود اصرار و پافشاری نمی کنیم.

د- در مواقع اضطراری دبیر نشست را با بالا بردن دست و باز و بسته کردن انگشتان آگاه می کنیم به طور نمونه هنگام منحرف شدن بحث یا تذکر به دبیر اگر که هوشیار نیست.

ذ- همه به عنوان یک همراه گروه نیک اندیشان، مسئولیم که این موارد را به همدیگر یادآوری کنیم.

 

موضوع این هفته یعنی «اتحاد» که از میان ۵ بحث اول که در بخش بحث های وب سایت نیک اندیشان توسط خود همراهان گروه ایجاد و توسط خود آنان نیز امتیاز دهی شده بود، برای تعیین موضوع بحث نهایی انتخاب گردیدند و به همراهان شورای مرکزی و مشاوران گروه آگاهانده شد که از میان این ۵ بحث یکی را برای گفت و شنود شدن در این نشست انتخاب کنند که در نهایت موضوع «اتحاد» بیشترین رای را به خود اختصاص داد. و اما اندیشه های گفته و شنیده شده با محوریت موضوع «اتحاد» که عبارتند از:

 

 

چه کار کنیم که متحد شویم؟

 

خوب حرف می زنیم و در عمل متحد نیستیم. روی نگرش ها باید کار کرد تا به عملکرد تبدیل شود.

 

سیستم تفرقه بنداز و حکومت کن از عوامل عدم اتحاد است.

 

یکدلی و همدلی از عوامل اتحاد است. با هم بودن و همراه هم بودن می تواند ما را در رسیدن به اتحاد و یگانگی کمک کند. و دیگر اینکه سطح توقع هایمان را پایین بیاوریم و همدیگر را رعایت کنیم.

 

چرا اتحاد؟ برای چه به اتحاد نیاز داریم و دیگر اینکه اکنون چه می کنیم؟

 

معنای لغوی اتحاد از ریشه « و ح د» می باشد که به معنای یکی شدن، یگانگی داشتن، یگانگی کردن، یکدلی، یکرنگی، یک جهتی و یکپارچگی است. و بهترین نمونه و مثال برای این مفهوم همین بدن خود ماست که در همه اندام ها و بخش ها و دستگاه های آن با همدیگر برای ایجاد سلامتی و بهداشت فردی هماهنگ و سیستماتیک با همدیگر در تعامل و کنش و واکنش می باشند. و نتیجه این اتحاد همین خوش و خرم و شاد و خندان و سالم بودن جسمی-روانی-معنوی فرد می باشد که زمینه های ارتقا و تعالی او را برای خود او و در مرحله بعدی جامعه ای که در آن زندگی می کند به ارمغان می آورد.

اتحاد در یک گروه نیز همچون همین اتحاد در بدن خود ماست. با این تشبیه که در بدن انسان سلول های چندین میلیاردی او با همدیگر متحد می شوند و با همدیگر در تعامل می باشند تا انسان سلامتیش تضمین شود و در گروه هم هر انسان در هر جایگاهی به منزله یک سلول از پیکر کل گروه می باشد که با همدیگر در تعاطی (هم اندیشی و همراهی و هماهنگی با همدیگر) برای سلامتی کل گروه در تلاش و کوشش اند.

 

فرض کنیم که چشم جایی را ببیند و مغز بخواهد به آن سمت برود و اندام های بدن مان از فرمان خردمندانه مغز سرپیچی کنند. پا به یک سمت قدم بردارد. کمر به یک سمت دیگر عزم جزم کند و دستها رو به سمتی دیگر. چنین انسانی یک میلیمتر هم از جایش جابجا نخواهد شد و سقوط خواهد کرد. در یک گروه نیز همین گونه است که اگر بخش های مختلف گروه در جایگاه های مختلف که هستند با مسوولان هماهنگ و همراه نباشند گروهی وجود نخواهد داشت و اتحاد هم معنایی ندارد…

 

اتحاد برای رسیدن به هدف مشترک است. اما اگر متحد نباشیم یعنی اهداف ما مشترک نیست یا اینکه درک درستی از هدف مان نداریم و در فهم هدف به اشتباه رفته ایم و شاید هم خود هدف نیاز به تغییر و بازنگری دارد.

 

پس چه کار کنیم تا درک درستی از هدفی که اکنون روشن نیست داشته باشیم که برای رسیدن به آن انگیزه برای متحد شدن با هم داشته باشیم؟

 

اهداف هر گروهی برای تازه واردان به آن گروه ممکن است تا حدی روشن باشد و تا حدی گنگ. که این روشن شدن هدف به تجربه و ورزیدیگی و داشتن صبر در این راه و اعتماد به قدیمی ترهای آن گروه انجام می گیرد.

(گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی)

 

گروه یعنی اتحاد افراد در جهت هدف روشن.

 

چگونگی رسیدن به اتحاد به این صورت خواهد بود که همراهان و اعضا با مدیران و مدیران با مسوولان با جایگاه بالاتر همراه و هماهنگ باشند تا نظم و ترتیب ایجاد گردد. و همچنین هدایت، حمایت و نظارت مسوولان بر مدیران و مدیران بر همراهان در انجام کارها و بالابردن سطح مسوولیت پذیری شان بوسیله خودشان، که این سه مرحله می تواند راهی برای رسیدن به اتحاد و یکپارچگی باشد. اینکه اعضا به مسیر های مورد نظر هدایت شوند و در طی کردن این مسیر آنها را حمایت و پشتیبانی کنیم و در نهایت بر عملکرد آنان نظارت داشته باشیم. که کاستی های فعالیتشان را به آنها یادآوری کنیم تا در برنامه های آینده منسجم تر و سازمانی تر عمل کنند.

 

پیش از اعمال سیستم هدایت، حمایت، نظارت بایستی هدف برای همگان روشن و شفاف باشد.

 

اتحاد یعنی داشتن فرهنگ سازمانی و پرورش این فرهنگ در خویشتن خویش برای ارتقا و تعالی خود و جامعه…

 

انسانها در وضعیت های بحرانی همدل تر و یگانه تر می شوند وضعیت هایی همچون زمین لرزه، جنگ و …

 

روش پرواز غازها که یکی از همراهان به یکی از باشگاه های زیر نظر گروه فرستاده بود اشاره شد که آنها با تقسیم مسوولیت ها و سختی ها و رنج ها و تشویق ها و شادی ها و لذت ها با همدیگر توانستند به اتحاد برسند…

 

اینکه غازها با سرو صدا کردن همدیگر را تشویق می کنند که به پرواز در بیاییند و اینکه به صورت هفت یا هشت یا V در آسمان پرواز می کنند که جلوی ترین غاز متحمل بیشترین فشار می شود ولی او با صداقت صمیمانه و همدلانه اش با تحمل این فشار بسیار بالا هوای پیش رو می شکافد تا دوستانش در این شکاف فشار کمتری را احساس کنند و هنگامی که او خسته می شود جایش را با یک غاز دیگر عوض می کند. و یا اینکه اگر یک غاز بیمار شد دو غاز دیگر او را همراهی می کنند تا او به دسته اصلی پرواز برگردد… و همه اینها یعنی صداقت و صمیمیت و یکرنگی و تعهد به اعتماد همدیگر و خیانت نکردن به صادقانه ترین اعتماد ها خود از فاکتور های بنیادی اتحاد می باشد…

 

به کتاب گانگ هو اشاره شد که این واژه یعنی شور و اشتیاق برای رسیدن به هدف…

 

همراهان زیر مسوولیت برنامه نشست آینده گروه را به عهده گرفتند…

 

سخن زیبا : حمید

معرفی کتاب : شهاب

دبیر نشست : پویا

 

شاگرد و آموزگار هم باشیم در هشیاری و آگاهی

 

بردیا

نشست های هفتگی: ناموس – تعصب – غیرت – ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۴

تاریخ نشست موضوعات نشست دبیر نشست
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۴ ناموس و تعصب و غیرت ژیلا
جلسه با حضور علی-سینا-ژیلا و بردیا  و باحضور دکتر احمد رضا فتوت با دبیری ژیلا در ساعت ۵:۱۰ رسمیت یافت.,در آغاز کتاب “زن در شعر فارسی” توسط ژیلا معرفی شد.
در ادامه در مورد “ناموس و غیرت و تعصب”صحبت شد و نتایج زیر به دست آمد:
تعصب : یعنی از روی جهل و ناآگاهی فکر کردن – سلیقه شخصی رابه جای حقایق جازدن – به هیچ کس اجازه ابراز عقیده ندادن
ناموس :   یعنی آگاهی
 شرف: مسئولیت در قبال آگاهی بدست آمده است.
عزت ارج نهادن به منش نیک است . منشی که توسط آگاهی رشد یافته و به بار نشسته است

غیرت : یعنی وظیفه در قبال اطرافیان به شکل آگاهانه و به دور از تعصبات خشک
تعصب عامل تعرض به دیگران و غیرت مانع تعرض دیگران به خود تعریف شد.

سینا ضرب المثلهای زیر را با اشاره به ریشه آن معرفی کرد.
۱.غربال را جلو کولی گرفت وپرسید من راچطور میبینی گفت به همان چشمی که منو می بینی من هم تو را میبینم.
۲.قوم وخویش گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمی ریزند.
۳.هم چوب را خوردی هم پیاز را هم پول را دادی .

برنامه جلسه بعدی به صورت زیر تنظیم شد:
۱- بردیا کتاب “وضعیت آخر ” اثر تامس هریس را معرفی می کند.۲- ژیلا ضرب المثلی را با اشاره به ریشه به وجود آمدن آن معرفی می کند.

 ۳- سینا دبیرخواهد بود.

 ۴- موضوع جلسه آینده” بررسی باورها و پذیرفتن یا نپذیرفتن
آنها” تعریف شد.
شاد باشیم و آگاه

ژیلا

 

نشست های هفتگی: تعارف و رودروایسی – شهامت و رک گویی- ۳۰ فروردین ۱۳۸۴

تاریخ نشست موضوعات نشست دبیر نشست
 ۳۰ فروردین ۱۳۸۴ ” تعارف و رودروایسی”  – “شهامت و رک گویی” بردیا
جلسه با حضور علی- سینا– ژیلا و بردیا با دبیری بردیا در ساعت ۵:۱۰ رسمیت یافت.

در آغاز سینا در ادامه معرفی فروید و نظریه وی از جلسه پیشین, کتاب فرویدسیم رو معرفی کرد. و حاضران در جلسه با واژه “لیبیدو” آشنا شدند. بردیا ضرب المثل “آفتابی شد” را با اشاره به ریشه آن معرفی کرد.

سپس در مورد موضوع جلسه که ” تعارف و رودروایسی” و” رک گویی و شهامت” صحبت شد و نظر دوستان در مورد هر دو پرسیده شد.

نتایج این جلسه در مورد ریشه های تعارف عبارتند از : ۱- ریا (دور شدن از خود واقعی و نزدیک شدن به خود دروغین) ۲- عادت (اینکه ما عادت کردیم که جمله ای تعارفی به هم بگیم.برای نمونه الکی به هم بگیم چاکریم!)

ضررهایی که تعارف در محدوده شخصی متوجه فرد می کند عبارتند از:۱- احساس ناخوشایند هنگام بیان تعارف نسبت به خود۲- اتلاف انرژی

و ضررهایی که درتعارف در محدوده اجتماع متوجه جامعه می کند عبارتند از : ۱- از بین رفتن اعتماد (دوری افراد از هم) ۲- پایین آمدن سطح اعتماد به نفس فردی و شخصی ۳- به هم ریختن دوستی های اجتماعی۴- سردی روابط

برنامه جلسه بعدی به صورت زیر تنظیم شد:

۱- ژیلا کتاب “زن در شعر معاصر ” را معرفی می کند.۲- سینا ضرب المثلی را با اشاره به ریشه به وجود آمدن آن معرفی می کند. ۳- ژیلا دبیر خواهد بود. ۴- موضوع جلسه آینده” تعصب و غیرت و ناموس” تعریف شد.

شاد باشیم و آگاه

 

improve

دوم بهمن ، روز رشد و ارتقای فردی

در جهان برای هر مناسبتی یک روزی را اختصاص داده اند و آن روز را به آن نام نهاده اند تا در آن روز در مورد
آن موضوع، اطلاعاتی رد و بدل شود و برای آن کنفرانس هایی برگزار شود و برای سال دیگر در آن مورد برنامه
ریزی گردد.
به طور نمونه روز زن که در جهان ۸ مارس ثبت شده است به این منظور است که همه ساله در این روز از مبارزان
زن در جهت احقاق حقوق زن تجلیل گردد و کنفرانس هایی در جهت بررسی حقوق زنان تشکیل گردد و برنامه ریزی
ها و دستورالعمل هایی در این راستا تدوین گردد که در سال آ ینده تا روز زن سال بعد پیگیری شده و گزارش آن در
روز زن سال دیگر در همین کنفرانس ها ارائه گردند .
در این میان بهانه ای است تا در مورد روز زن نکاتی را بنویسم .
در ایران سه روز به نام روز زن از طرف جمعیت های مختلف شناخته شده است . روز تولد فاطمه دختر پیامبر
اسلام ، ۸ مارس روز جهانی زن ، و سپندارمذ روز پاسداشت زن در ایران ، سه روز شناخته شده به عنوان روز زن
هستند که در ایران از طرف بسیاری هر سه این روزها پاس داشته می شوند .
سپندارمذ ، روز پنجم از ماه اسفند هست که برای گرامیداشت زنان در ایران جشنی در این روز برگزار می شده
است. بسیاری با تبدیل و محاسبات از گاهنامه جدید و قدیم آن را به ۲۹ بهمن منتقل می کنند که به نظر من همان ۵
اسفند زیباتر است.
تفاوت روز ولنتیان – که بسیاری معتقدند همان سپندارمذ است که از ایران به اروپا منتقل شده و بعد برای آن داستانی
ساخته اند و به خود ما تحویل داده اند – با روز سپندارمذ این است که روز ولنتاین روز عشاق است و دختر و پسر
هردو به صورت متقابل، عشق خود را به هم بیان کرده و از هم قدردانی می کنند اما سپندارمذ روز زن بوده و روز
قدردانی و گرامیداشت زن از طرف مردان می باشد. البته در این سال ها که به سمت برابری حقوق زن و مرد پیش
می رویم می توانیم روز سپندارمذ را همان روز عشاق بنامیم تا هر دو طرف بتوانند از هم قدردانی کنند تا برابری
احساس گردد.
حال که به طور خلاصه فلسفه روز زن به عنوان نمونه بیان شد ، پیشنهاد من این است که مناسبتی نیز لازم است ثبت
گردد که در این روز همه انسان ها به خود بپردازند . در “روز من ” برای وجود خود جشنی بگیریم و در این روز و
در این جشن به وجود هم تبریک بگوییم و برای داشتن وجودی بهتر برنامه ریزی کنیم . می توانیم به تنهایی یا در
دورهم نشینی و جشن برای سالی که در پیش رو داریم تا “روز من” سال آینده برنامه زندگی خود را تدوین کنیم .
اهداف شخصی خود “من” را مشخص کنیم و در تدوین این اهداف از دوستانمان کمک بگیریم و برای رسیدن به آنها
برنامه ریزی کنیم.
روزی که در آن به طور نمونه کوچکی از برنامه های سال آینده ، کتاب بخوانیم ، ورزش کنیم ، از دوستان و خانواده
احوال پرسی کنیم ، به خود بپردازیم ، ذهن خود را مرور کنیم ، علایق خود را بازبینی کنیم . اهداف خود را روشن
کنیم ، نگرش های خود را بتکانیم یا برنامه ریزی کنیم که چگونه نگرش های خود را در سا لی که پیش رو داریم
بررسی و بازبینی خواهیم کرد. از دوستان بپرسیم که چه روش های تقویت ذهنی می توانند به ما معرفی کنند . دورهم
نشینی با دوستان یا با خانواده داشته باشیم و همچون نشست های هفتگی گروه نیک اندیشان با موضوع خودمان و ارتقا
خودمان با هم به گفت و شنود بپردازیم. در این نشست هدف گذاری کنیم و برای رسیدن به این اهداف از دوستانمان
همراهی بگیریم و به هم قول بدهیم که در مورد رسیدن به اهداف همدیگر پیگیری و پرس و جو خواهیم کرد . به طور
مثال هر ماه با هم تماس خواهیم گرفت و خواهیم پرسید که آیا آن ورزش یا هنری را که برای زندگی خودت هدف
گذاری کردی پیگیری کردی؟ و با این روش در رسیدن به اهداف من ، همدیگر را همراهی خواهیم کرد . البته اگر
خود من از دیگری خواسته باشم که من را در رسیدن به اهداف من همراهی کند . یا به تنهایی به حد کافی اراده دارم یا
روش هایی می شناسم که اهداف من را خود پیگیری کنم .
پس در نهایت اینکه ، ضرورت وجود چنین روزی در زندگی ما احساس می شود . این روز می تواند هر روز باشد
همانطور که عشاق می توانند هر روز از هم قدردانی کنند . اما وجود یک روز خاص در یک سال ، سبب خواهد شد
که همه در این روز به این موضوع بپردازند و کنفرانس هایی نیز در این خصوص در جهت روش های ارتقا خود و
هدف گذاری و برنامه ریزی برگزار گردد .

 

روز دوم بهمن در اسناد قدیمی ایرانی به عنوان روز بهمن نامگذاری شده که روز بهتر شدن و به خود پرداختن است که می تواند به نام روز رشد و ارتقا فردی به صورت جهانی ثبت گردد.

بهمن از واژه اوستایی وهومن (Vohuman) به معنی “اندیشه نیک” گرفته شده است.

روز دوم از ماه بهمن ، ۲۲ ژانویه “روز جهانی من ” ، “روز رشد و ارتقا فردی” خجسته باد.

 

شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

woman self respect

احترام زن

امشب سومین شب است که راجع به احترام و بخصوص احترام زن و مرد صحبت می کنیم

امشب اختصاصی در مورد احترام زن صحبت کنیم شبی دیگر در خصوص احترام مرد

لیلای عزیز البته من هم به تفکر مردان اشاره کردم اما نمی شه آمار دقیق از احترام متقابل زن و مرد در ایران ارائه کرد

چراکه طبقات و فرهنگ های متفاوتی در ایران زندگی می کنند و رفتارها و تفکرات متفاوتی دارند

یک شوخی با جمله شما بکنم؛ یعنی به نظر شما این مردان هستند که اصرار دارند مهریه بپردازند و مالکیت زن را به دست آورند؟

همانطور که نوشتم رفتارها و فرهنگ های مختلفی در جامعه وجود دارد و نمی توان نظر قطعی نوشت

من نمی توانم به تفکر اقشار مختلف جامعه جهت بدهم

من تنها می توانم نظر خود را ارتقا دهم و بیان کنم

 

و اگر فردی نیاز به همراهی برای ارتقا داشت در مسیر ارتقا خودم ایشان را نیز برای ارتقا خودش همراهی کنم

این نوشته ها نمی تواند جایگزین کوچینگ خصوصی باشد فقط برای آشنایی بیان می شوند تا اعلام گردد که هرگاه برای کوچینگ نیاز بود در خدمتم

لازم هست که همه ما با بخش های مختلف یک موضوع آشنا بشیم تا بتونیم درست تصمیم بگیریم

 

لازم هست در ابتدا زن به خودش احترام بگزارد بعد از جنس مقابل هم انتظار احترام داشته باشد…

 

همانطور که در جلسه قبل اشاره کردم اکنون زن در تلاش برای برابری با مرد است در حالی که در دوران های گذشته این موضوع چندان مورد توجه نبوده بنابراین لازم است که زن ابتدا احترام به خود را بیاموزد بعد به دنبال برابری باشد…

و همانطور که اشاره کردم موارد بسیاری به لحاظ فرهنگ های متفاوت وجود دارند که نمی توانم به همه آنها بپردازم به طور مثال خرده گرفتن به همدیگر در مورد حجاب در زنان دیده می شود…

 

و موارد بسیار دیگری که من مهریه را برای صحبت امشب برمیگزینم که در اکثر فرهنگ های موجود در ایران مشترک و مرسوم هست

بسیاری از دختران فلسفه مهریه را نمی دانند و از آن به عنوان سنت یاد می کنند…به نگرش مردان به این موضوع امشب کاری ندارم…

برخی از دختران آن را هدیه ای از طرف مرد می دانند

 

و برخی آن را ضمانت اجرایی عنوان می کنند

اگر از ابتدای فلسفه وجودی آن بدانیم شاید که بیشتر مایل باشیم که در خصوص احترام تامل کنیم…

قبل از اسلام در وادی عرب ها زن جایگاه خوبی نداشت و به عنوان یک وسیله تلقی می شد

 

پیامبر اسلام همانطور که به طور قطع اعلام نکرد که برده داری ممنوع است به طور قطع هم بیان نکرد که زن و مرد برابر هستند . و همچنان خرید برده و کنیز برچیده نشد…

 

اما برای اینکه کمی حق برای زنان قایل شده باشد در سوره نسا آیه ۲۸ خطاب به مردان آمده است که زنا نکنید اما اگر بهره مند شدید مهر دهید. تفاوت همسر با کنیز در این بود که هنگام خرید، پول را به صاحب کنیز می دادند و هنگام صیغه، پول را به خود زن می دادند

 

بنابراین تا آن زمان که زنان در وادی عرب ها بدون هیچگونه حقی مورد بهره برداری قرار می گرفتند از آن زمان به بعد با مهریه مورد مهر قرار گرفتند

 

بزرگان ایران بعد از اسلام ملاحظه کردند که بر طبق قوانین جدید حاکم شده بر ایران زنان با مهریه ای به خانه مرد می روند و مرد هرگاه که خواست مهریه را داده و زن را بیرون می اندازد و یا زنان دیگری می گیرد

در حالی که در ایران قبل از اسلام زنان جایگاهی نزدیک به مردان داشتند و از برابری با مردان چندان دور نبودند

 

بنابراین بزرگان ایرانی که توانایی تغییر قوانین حاکم را نداشتند از همان قوانین استفاده کردند و با بالا گرفتن مبلغ مهریه تا حدودی سلامت زندگی زنان را تامین کردند. و ارایه راهکارهای جدید همچنان ادامه دارد و در مجلس به تصویب می رسد تا هرچه بیشتر به برابری زن و مرد نزدیک شویم

 

پس تا اینجا می رسیم به اینکه در ایران مهریه تبدیل شد به ضمانت اجرایی در حالی که در هیچ کشور اسلامی دیگری چنین نیست و مهریه مبلغ بسیار پایینی در حد همان خرید و هدیه دارد

 

پس زن اگر بخواهد که به خود احترام قایل شود در وهله اول لازم است این موضوع را برای خود حل کند که حقوق برابر می خواهم و فروشی نیستم… البته اگر به برابری معتقدند…

 

در مرحله بعد اگر حقوق برابر به دست نیامد، مهریه و حربه های دیگری را به عنوان ضمانت اجرایی نه به عنوان هدیه به کار گیرد

 

اینها رو نوشتم فقط به این خاطر که شخص در ابتدا باید خود و خواسته هایش را بشناسد و بعد طلب خواسته بکند نه اینکه دنباله رو هر آنچه که از دیگران می شنود باشد…

 

اینجا راهکاری برای حقوق برابر در ازدواج ارایه نمی کنم فقط به فلسفه موضوع اشاره کردم تا خود راه را انتخاب کنید در ضمن اینکه موضوع ما احترام بود…

شاداب باشیم و آگاه در هوشیاری…

شب خوش و در آرامش

 

 سینا یاوریان 

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

anger

کنترل خشم

در گروه تلگرام سوالی شد :

میتونم خواهش کنم در مورد خشم و کنترل ان مخصوصا زمانی که خیلی عصبانی هستیم هم صحبت کنیم

 

پاسخ:

درود بر شما همراهان عزیز

این موضوع به کارگاه “هوش هیجانی ” مربوط میشه…

هیجان های ابتدایی در غده آمیگدالا ثبت شدند و واکنش سریع به احساس ها رو در پی میارن‌…

من برای کارگاه هوش هیجانی و همینطور برای کتابی که در حال تهیه هستم به طور عمده از سه نظریه استفاده می کنم

آقای گولمن که هوش هیجانی رو مطرح کرده

آقای گلسر که نظریه انتخاب رو مطرح کرده

آقای سلیگمن که خشنودی رو مطرح کرده

و مطالب بسیار دیگر

آقای گلسر در تئوری انتخاب خودش می گه شما واکنشی که برای یک اتفاق مشترک در مقابل رییس و همسر خود دارید متفاوت است…

در مقابل رییس خود عصبانیت خود را کنترل می کنید و واکنش مناسبی از خود بروز می دهید

اما در مقابل همسر خود عصبانیت و خشم خود را با واکنش نامناسبی ابراز می کنید

آقای گلسر می گه پس شما می توانید انتخاب کنید که چه واکنشی داشته باشید

پس شما می توانید آن را تحت کنترل خود داشته باشید…

انتخاب با شماست…

حال چگونه خشم را کنترل کنیم…

همانطور که در ویدیوها گفتم چند ثانیهطول می کشد تا اطلاعات هیجانی از آمیگدالا تا قشر مخ برسد و ما بتوانیم در آن زمینه به طور منطقی فکر کنیم…

پس همانطور که قدما اشاره داشته اند اگر تا ۱۰ بشمریم و بعد واکنش نشان دهیم بهتر است….

یک را کنترل هیجان، به طور کلی واکنش نشان ندادن هست… سعی کنیم واکنشی نشان ندهیم… یعنی در درون عصبانی هستیم اما در بیرون واکنشی نشان نمی دهیم…

 

جدا کردن فکر از عمل یک نگرش محسوب می شه…که کاربردهای بسیاری در مسایل مختلف داره…

بعد از اینکه خشم فروکش کرد ممکن است ذهن همچنان به نشخوار فکری ادامه دهد و خشم را برانگیزاند

در این حالت توجه خود را به یک موضوع دیگر منحرف می کنیم….

پس علاوه بر آشنایی با هیجان ها و مرکز هیجان ها دو تکنیک رو در اینجا نوشتم

اگر به تکنیک ها عمل کردید و جواب نگرفتید تکنیک ها اشکال ندارند شاید شما کلیدش رو ندارید…تشریف میارید کارگاه و کلیدش رو می گیرید…

موارد بسیاری وجود داره که لازم هست ههممون در مورد هوش هیجانی بدونیم… پس مبحث مهم و کاربردی هست و ساده نیست…

امیدوارم تا حدودی با هوش هیجانی یا مدیریت هیجان ها آشنا شده باشید… باز در این زمینه خواهم نوشت..

شاداب و سلامت باشید

شب خوش در آرامش

 

سینا یاوریان

سخنران ، مدرس و مشاور روانشناسی

Relation right

احترام به خانم ها

درود بر شما

در مقدمه بر احترام از آداب معاشرت به طور کلی صحبت کردیم…

می تونیم احترام مثل موضوعات مختلف از منظرهای مختلفی بررسی کنیم

احترام به بزرگتر

احترام به والدین

احترام در محل کار

احترام در همسرداری

احترام میان دو دوست

احترام میان دو غریبه

احترام بین دوست دختر و دوست پسر

منظرگاه های دیگری به خاطرتون می رسه بنویسید

یک نظر: احترام به توانمندی ها و باورهای درست خودمون و دیگران

 

کمی در خصوص احترام بین دو جنس مخالف صحبت کنیم…

دو جنس مقابل انسان یعنی زن و مرد خصوصیات متفاوتی دارند و این خصوصیات به مرور سبب شکل گیری رفتارها و پوشش های خاصی برای این دو شده…

در کارگاه “ارتباط زن و مرد” در جلسات اول در خصوص آشنایی این دو مطالبی ارایه می کنم

به این معنی که در وهله اول لازم هست این دو جنس همدیگر را بشناسند تا رفتار مناسبی با هم داشته باشند.

ارایه شناخت از این دو جنس در این مجال کوتاه نمی گنجه ولی چند اشاره شاید راهنما باشه…

به طور نمونه زن احساسگرا و مرد عقلگراست

اگر این دو این موضوع رو بدونند در رفتارهاشون در زمان های مختلف دقت بیشتری می تونند داشته باشند

یک تست در سایتم هست که میزان مرد و یا زن بودن مغز شما رو اندازه گیری و تحلیل می کنه… البته شما باید روی کاغذ اون رو برای خودتون محاسبه کنید…

http://yavarian.ir/psychology-test/

 

پس در مورد اکثریت صحبت می کنیم

همه شاهدیم که لباس های این دو جنس بسیار با هم متفاوت هستند…

به مرور این دو براساس انتخاب هاشون برای لباس و روش فکر کردن و رفتار … به اونی تبدیل شدند که الان هستند

و همچنان روش های اختصاصی تری برای خودشون ابداع می کنند

این موضوع به همون اصل عقل گرایی و احساس گرایی مربوط می شه…

به هرحال از موضوع که احترام هست دور نشیم…

لازم هست که این دو جنس به یک میزان به همدیگر احترام بزارند چون هر دو از انسان هستند

اما نوع احترامی که از طرف مقابل توقع دارند کمی متفاوت هست…

شاید یک نوع احترام برای یکی مهم نباشد و برای دیگری مهم باشد…

به طور مثال مرد آموخته که قوی باشد بنابراین اینکه زن او را ضعیف جلوه ندهد این یک احترام خواسته شده از طرف مرد هست…

زن هم توقعی که از مرد دارد احترام به قوی بودن نیست چون مدعی قوی بودن نیست اما احترام به شخصیت و حرمت او او را از درون قوی می کند…

البته در جامعه امروز یکسری کلیشه های آداب معاشرت تعریف شده اند که همانطور که اشاره کردم به دلیل لباس و پوشش و … هستند

به طور مثال به خاطر اینکه خانم دامن پوشیده، خانم چگونه بنشیند و آقا چگونه رفتار کند

رفتارهای آداب معاشرتی بسته جامعه است و افراد هر طبقه اجتماعی خود آن را به نوع احترام ترجمه می کنند… بنابراین ایجا صحبت از آداب معاشرت نیست.. صحبت از نوع نگرش این دو نسبت به هم هست

احترام از نگرش ناشی می شه…

اینکه خانم اول از در رد بشه الان یک آداب معاشرت هست اما این موضوع چه معنی داره مورد بحث هست

 

سوال شده:  آیا آقایون بیشتر باید به خانم ها احترام بگذارند؟

پاسخ: باید دو طرفه باشه، البته شاید به دلیل احساسی بودن باید بیشتر مراقب رفتار با خانمها باشیم

این موضوع مربوط می شه به همون موضوع احساسی و تا حدودی فیزیک بدن خانم ها

 

اینگونه تعریف شده که خانم ها به حامی نیاز دارند ..منظور دقیقن این نیست که به لحاظ فیزیکی به حامی نیاز دارند .. منظور اینه که وقتی احساس می کنند که یک نفر به صورت حمایتگرانه باهاشون رفتار می کنه احساس احترام می کنند.

گاهی هم نیاز به حامی از نظر فیزیکی دارند اما بیشتر حامی احساسی و روحی می خوان…

پس آقایون می تونند با رفتارهای حمایتگرانه احترام خودشون رو به خانم ها نشون بدند

 

حال خانم ها چطور آقایون رو پشتیبانی کنند که اونها احساس قوت کنند و احساس احترام بهشون دست بده؟

خانم ها با زبان می تونند که آقا رو کامل پشتیبانی کنند…

با زبان بدن.. اشاره… نگاه… و گفتار

هر دو به تحسین نیاز دارند اما نوع تحسین دریافتی کمی متفاوت هست.. البته تحسین های مشترک هم وجود داره…

از اونجاییکه نمی تونستم اینجا زیاد راجع به شناخت این دو صحبت کنم و بعد وارد موضوع احترام بشم.. خلاصه وار و تو در تو شد…

سپاس از همراهیتون

 سینا یاوریان – سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

kindness

احترام در ارتباط تا چه حد و درجه ای؟

 

 

خوشحال می شم که همه همراهان هم اگر مایل بودند نظرشون رو بنویسند…

معمول هست که همه ما در ارتباطاتمون درجاتی قایل هستیم..

 

به طور مثال با دوست نزدیکمون شوخی می کنیم اما با کسی که چند دقیقه پیش آشنا شدیم شوخی نمی کنیم تا وقتی که با هم ارتباط خاصی رو شکل داده باشیم..

شوخی یکی از رفتارهای موجود باهوش هست که اون هم درجاتی داره و با احترام کاملن مرتبط هست…

می شه شوخی رو با احترام انجام داد یا بدون احترام پس شوخی هم مثل احترام درجاتی داره

 

زن و مردی که به هم نزدیک هستند وقتی با هم صحبت می کنند می تونند تا یک سانتی صورت هم به همدیگر نزدیک بشوند ولی کسانی که با هم چندان نزدیک نیستند لازم هست که ۵۰ سانت فاصله رو حفظ کنند

 

سوال اینه که حد در احترام رو چه چیزی تعیین می کنه؟

 

میتونه رفتار و برخورد طرف مقابل باشه

طبقه اجتماعی یکی از تعیین کننده ها هست و در واقع حد احترام گذاشتن ما نمایش دهنده طبقه اجتماعی ما هم هست.

آیا منافع ما هم در تعین این حد دخیل هستند ؟

 

بله ما به رییسمون بیشتر احترام میزاریم در حالی که حتا اگه اون کمتر به ما احترام بزاره… که این موضوع به فرهنگ جانعه مربوط می شه و در جوامع دیکتاتوری دیده می شه

اما این مسایل چطور و چرا تعریف شدند؟

همین منافع که مطرح شد نشاون می ده که همه قوانین از جمله احترام گزاردن به دلیل دوری از آسیب هست…

این موضوع رو در نوشته ای با عنوان آداب معاشرت در سایتم نوشتم

آداب معاشرت برای این ابداع و مستند شد که افراد تکلیف خودشون رو یاد بگیرند و آسیب زدن به خود و دیگران به حداقل برسه.

چه طبقه اجتماعی آداب معاشرت رو یاد می گیره؟

برخی از خانواده ها از طبقه اجتماعی متوسط در آموزش به فرزندانشون از آداب معاشرت هم بهشون یاد می دن و در طبقات بالای اجتماعی ، آموزش آداب معاشرت یکی از آموزش های اصلی فرزندپروری محسوب می شه.

 

 

سوال: میشه اینجا اقتصاد و وضعیت معیشتی رو دخیل دونست در این که این طبقات بیشتر به این مقوله اهمیت میدن

این موضوع رو هم در نوشته ای دیگر در سایتم نوشتم که در گذشته طبقات اقتصادی بالا برای این موضوع اهمیت قایل می شدند در نتیجه اگر از طبقه اجتماعی بالا هم نبودند در نسل بعدی از طبقه اجتماعی بالا محسوب می شدند اما امروزه این ها به هم ربطی ندارند….

 

 

طبقه اقتصادی بالا لزوما طبقه اجتماعی و فرهنگی بالا هم نیست چرا که ممکن است اهمیت این موضوع را درک نکرده باشد….

و ما از طبقه اقتصادی پایین هم بسیار آداب دان دیده ایم چرا که طبقه اجتماعیشان بالاست… حتا در روستاها

 

پس در حال حاضر طبقات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به هم بی ربط هستند…

احترام گزاردن به همنوع بخشی از آداب معاشرت هست که بسیاری اوقات طبقه اجتماعی متوسط و پایین با آزمون و خطا در خانواده و کوچه و مدرسه می آموزند… در حالی که در طبقه اجتماعی بالا این موضوع مستقیم آموزش داده می شه…

 

شاید شما هم همچین تجربه را داشته باشید که احترام گذاشتن به دیگران در جامعه ما از سوی برخی به عناوین مختلف تعبیر میشود مصداق چاپلوسی و غیره آیا به نظر شما همچین برداشت های تا چه حد میتواند در احترام گذاشتن در رابطه ها میتواند موثر باشد

طبقه اجتماعی بالا یعنی طبقه ای که اهل اندیشه هست… وقتی اهل اندیشه باشی به رفتار خود و دیگران هم دقت خواهی داشت…

دقت خواهی داشت که چه چیزی مورد احترام طرف مقابل شماست و شما با احترام به آن موضوع صحبت خواهی کرد

مواظب خواهی بود که طرف مقابل شما به چه چیزی حساس هست و شما به خاطر اینکه طرف مقابل شما اذیت نشود حساسیت او را در رفتارت لحاظ خواهی کرد… احترام یعنی همین… مراقبت از حساسیت های طرف مقابل…

حال این مراقبت از حساسیت های طرف مقابل ممکن است به دلایل مختلف انجام گیرد.. به خاطر اینکه طرف مقابل را دوست داری و او را برای خود دوست می دانی… به خاطر اینکه نمی خواهی دوستی او را از دست بدهی…. به خاطر چاپلوسی… به خاطر ترس…

ما با آموختن آداب معاشرتی که پیشتر تدوین شده است بسیار راحت تر خواهیم شد و ذهن خودمون رو درگیر نخواهیم کرد که الان اگر چنین رفتار کنم بی احترامی هست یا نه… پس قوانین تدوین شده ما رو سبک تر می کنند… و البته اگر هر لحظه خودمون هم فکر کنیم گامی فراتر برداشته ایم…

مثال های کمی از احترام گزاردن نوشتیم… همراهان در فرصت های بعدی برایمان مثال بنویسند…

سپاس از همراهیتان

 

شاداب و سلامت باشید

شب خوش در آرامش

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

Choose-Your-Path

دسته بندی کارها براساس اضطراری و مهم

در گروه تلگرام من خانم پورموسی پیشنهاد داد که حول موضوعات روانشناسی گفت و گوش داشته باشیم و من برای ایشان نوشتم که هدف از تشکیل گروه تلگرامی هم همین بوده است…

ادامه را مطالعه می فرمایید…

 

خانم پورموسی، عالیه که شما سعی در همراهی دارید… ما از گروه نیک اندیشان با هم آشنا هستیم و می دانید که گروه نیک اندیشان را با چه دقت و وسواس و هدف گذاری و برنامه ریزی ایجاد کرده بودم…

دوستانی که مایل هستند در مورد گروه نیک اندیشان و برنامه ها و سابقه اون اطلاعات داشته باشند می توانند به nikandishan.yavarian.com مراجعه کنند

در گروه نیک اندیشان برنامه کتاب داشتیم… برنامه گفت و گوش داشتیم… برنامه کوه داشتیم و همه در راستای یک هدف … ارتقا خود…

شعار گروه نیک اندیشان را “بیایید از خود شروع کنیم” نوشته بودم.

این گروه نیز همینگونه است و به زودی جلسات و برنامه های گروه نیک اندیشان از سر گرفته خو اهد شد..

در واقع اینجا سعی کردم بخش گفت و شنود را راه بیاندازم که همراهی نشد…

خانم پورموسی اگر خاطرتان باشد در گروه نیک اندیشان کتاب هفت عادت مردمان موثر را معرفی کرده و خواندن آن را پیشنهاد داده بودم…

در بخشی از این کتاب به طبقه بندی کارها اشاره شده است…

چهار دسته بندی از کارها به اینصورت

اضطراری و مهم

غیراضطراری و مهم

اضطراری اما غیر مهم

غیراضطراری و غیر مهم

در اینجا منظور از اضطراری.. فوریت انجام کار است

اضطراری و مهم مثل بحران ها یا پروژه های مدت دار… که اولویت دارند که انجام شوند

فعالیت ها ی غیراضطراری و مهم کارهایی هستند که برنامه ریزی می کنیم که به صورت روزانه یا هفتگی آنها رو انجام بدیم مثل ورزش کردن در روزهای خاص با برنامه ریزی

کارهای بی اهمیت ولی اضطراری مثل پاسخ به تلفن..رعایت برخی اصول و آداب …

کارهای غیراضطراری و غیرمهم مثل تلویزیون تماشا کردن…

اگر با برنامه ریزی قبلی یک فیلم را با انتخاب خود نگاه کنیم جزو کارهای مهم و غیراضطراری هست اما اگر جلوی تلویزیون بنشینیم و منتظر برنامه ای باشیم که نمی دانیم چیست…. جزو دسته چهارم است

حال خانم پورموسی پیشنهاد شما جزو کدام دسته هست و اغلب مردم کدام دسته را ترجیح می دهند…

به نظر من می رسد که پیشنهاد شما جزو دسته دوم است و اغلب مردم دسته چهارم را ترجیح می دهند…چرا؟!

پیشتر در مورد چرایی آن در توضیح لذت و خشنودی صحبت کرده ام… اغلب مردم لذت آنی را به خشنودی دایمی ترجیح می دهند…چرا؟..

به دلیل اینکه بیشتر از دو قدمی خود را نمی بینند….

اما کسانی که بیشتر از دو قدمی را می بینند هم وقت دارند که کتاب بخوانند هم در گفت و گوش های مفید مشارکت می کنند و با کسب خشنودی برای خود برای دیگران هم خشنودی خلق می کنند….

حتا کسی که ورزش، ضرورت زندگی اوست وقت ورزش ندارد بعد در هنگام صحبت می گوید: منتظرم قسمت بعدی سریال عاشقانه بیاید… خیلی خوب است….

کتاب را مثال نمی گویم چون درک ضرورت مطالعه کتاب بسیار سخت تر از درک ضرورت ورزش است…

هرگاه این ضرورت ها و اهمیت ها را درک کردیم آنگاه انتظار تغییر در زندگی خود را داشته باشیم…

بسیاری اوقات بسیاری از مسایل را به بیرون از خود ارتباط می دهیم بنابراین چون فکر می کنیم که ما نمی توانیم نقشی در تغییر آن داشته باشیم کاری هم در زمینه تغییر انجام نمی دهیم..

اما اگر بدانیم که همه تغییرها به ما بستگی دارد بله همه تغییرها…. آنگاه شاید اقدامی بکنیم…

باشگاه رشد و ارتقا فردی سینا یاوریان آماده است تا شما را در این مسیر همراهی کند…

شاداب و سلامت باشید

شب خوش در آرامش

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی

postman

پستچی

پستچی (انگلیسی: The Postman) فیلمی در سبک علمی–تخیلی، اکشن، درام، و رمانتیک به کارگردانی کوین کاستنر است که در سال ۱۹۹۷ منتشر شد.

بازیگران

  • ویل پاتون
  • اولیویا ویلیامز
  • جیمز روسو
  • تام پتی
  • کوین کاستنر
  • دانیل ون بورگن
  • جووانی ریبیسی
  • پگی لیپتون
  • مری استوارت مسترسون
  • تونی ویلسون
  • جو سانتوس
  • رکس لین
  • رایان هرست

 

کارگردان کوین کاستنر
تهیه‌کننده وارنر برادرز
Steve Tisch
جیم ویلسون
فیلم‌نامه‌نویس اریک روث
برایان هالگلند
David Brin
بر پایه The Postman اثر
David Brin
بازیگران ویل پاتون
Larenz Tate
اولیویا ویلیامز
جیمز روسو
تام پتی
کوین کاستنر
دانیل ون بورگن
اسکات بایرستو
جووانی ریبیسی
پگی لیپتون
مری استوارت مسترسون
تونی ویلسون
Chip Esten
جو سانتوس
رکس لین
رایان هرست
Shawn Hatosy
موسیقی جیمز نیوتن هاوارد
فیلم‌برداری Stephen Windon
تدوین Peter Boyle
شرکت

تولید

Tig Productions
توزیع‌کننده وارنر برادرز
تاریخ (های) انتشار
  • ۲۵ دسامبر ۱۹۹۷
مدت
۱۷۷ دقیقه[۱]
کشور آمریکا
بودجه ۸۰ میلیون دلار[۲]
گیشه ۱۷٫۶ میلیون دلار[۲]