آیا وقت نداری مراقبه کنی؟

۱۳۹۷/۱۰/۲۳

۶:۲۸ ب٫ظ

آیا وقت نداری مراقبه کنی؟

امتیاز خود را ثبت کنید
[مجموع: ۰ میانگین امتیازها: ۰]

آیا وقت نداری مراقبه کنی؟

آیا این حقیقت دارد که تو وقت برای مراقبه کردن نداری ؟ واقعاً اینطور است ؟ آیا تو یک ساعت در روز برای تأمل در خویشتن و مراقبه کردن فرصت نداری ؟ دوباره فکر کن . از ذهنت بپرس : ” آیا این واقعیت دارد که من وقت ندارم ؟ ” من این را باور ندارم . من تاکنون هیچکس را ندیده ام که بیش از حد نیاز وقت نداشته باشد . کسانی را می بینم که ورق بازی می کنند و می گویند که برای وقت گذرانی چنین می کنند ! آنان برای وقت گذرانی به سینما می روند ؛ غیبت می کنند ، یک روزنامه را بارها و بارها می خوانند و درباره ی یک موضوع بارها و بارها صحبت می کنند و باز هم می گویند : ” وقت نداریم ! ” آنان برای امور غیر لازم و غیر حیاتی به اندازه ی کافی فرصت دارند . ولی چرا برای مراقبه وقت ندارند ؟ زیرا با چیزی غیر ضروری خطری متوجه ذهن نیست . لحظه ای که درباره ی مراقبه فکر می کنی ، ذهن هشیار می شود . حالا کار دارد خطرناک می شود ! زیرا مراقبه یعنی مرگ ذهن . اگر تو به مراقبه ادامه بدهی ، زمانی خواهد رسید که ذهنت باید عقب نشینی کند و کاملاً محو و نابود گردد . پس ذهن در این مورد گوش به زنگ می شود و شروع می کند به بهانه آوردن : ” وقتش کو ؟ حتی اگر هم وقت باشد ، کارهای مهم تری دارم . حالا برای من پول مهم تر است . مراقبه را همیشه می توان انجام داد . می توان آن را عقب انداخت . وقتی پول داشتم و فراغت پیدا کردم ، مراقبه خواهم کرد ، ولی بدون پول چگونه می توان مراقبه کرد ؟ پس اول به درآمد و پول توجه کن و بعد به مراقبه بپرداز !  “

مراقبه را می توان به راحتی به تعویق انداخت ، زیرا تو احساس می کنی که به نیازهای آنی تو ربطی ندارد . نمی توانی نان را به تعویق اندازی ، زیرا خواهی مرد . پول را نمی توان به تعویق انداخت ، زیرا برای رفع نیازهای اساسی تو لازم است . ولی مراقبه را می توان بعدها انجام داد ، زیرا به بقای تو ربطی ندارد . بدون آن هم می توانی زنده باشی . در حقیقت بدون آن به راحتی می توانی زندگی کنی !

کارگاه معماری رابطه

لحظه ای که وارد ژرفای مراقبه می شوی ، زندگی تو روی کره ی زمین به خطر می افتد . تو محو می گردی . با عمیق شدن در مراقبه ، تو از این چرخ گردون زندگی خارج می شوی .

مراقبه مانند مرگ است . پس ذهن وحشت می کند . مراقبه همچون عشق است ، پس ذهن به هراس می افتد و می گوید : ” آن را به تعویق بیانداز ” و تو می توانی به راحتی آن را تا بی نهایت به تعویق بیندازی . ذهن تو همیشه چیزهایی شبیه این می گوید . و فکر نکن من درباره ی دیگران صحبت می کنم . من درباره ی شخص تو سخن می گویم !

از اُشو

* مراقبه یعنی به خود پرداختن
با مطالب نیک اندیشان همراه باشید

نوشته شده توسط سینا

 

فکر می کنی دیگران تو رو جزء کدوم دسته میدونن؟؟

نوشته شده در روز: جمعه ۵ مرداد ماه ۱۳۸۶ — ساعت : ۱۹:۰۸

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته عمده تقسیم کرده است

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند ( عمده آدمها . حضورشان مبتنی به فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند . بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند

 

آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند ( مردگانی متحرک در جهان . خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار . هرگز به چشم نمی آیند . مرده و زنده اشان یکی است

 

آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند ( آدمهای معتبر و با شخصیت . کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند . کسانی که هماره به خاطر ما می مانند . دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم

آنانی که وقتی هستند نیستند و وقتی که نیستند هستند ( شگفت انگیز ترین آدمها . در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم . اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم . باز می شناسیم . می فهمیم که آنان چه بودند . چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان . اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم . قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب میشود . سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم . و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

فکر می کنی دیگران تو رو جزء کدوم دسته میدونن؟؟

 

نوشته شده توسط هدا

 

قبلیبعدی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

+ 63 = 64