تقلید از نگاه شمس یا مولوی و چند کس دیگر

۱۳۹۷/۰۹/۰۳

۳:۱۲ ق٫ظ

تقليد از نگاه شمس يا مولوي و چند كس ديگر
امتیاز خود را ثبت کنید
[مجموع: ۰ میانگین امتیازها: ۰]

تقليد از چند نگاه

۱- شمس دشمن تقليد

شمس «خودگرا» ست. متكي بر خويشتن ، استقلال خواهي ، و گريزان از پيرو بودن و تقليداست. «تقليد» در نگاه او ، به مراتب از «نفاق اضطراري» بدتر است. فسادها ، بيشتر از تقليد ، سرچشمه مي گيرند. زيرا تقليد، يعني خود نبودن ، يعني خود فروختن ، يعني كوركورانه سر سپردن! تقليد  يعني بردگي ، يعني گوسفند صفتي ، يعني پذيرفتن استعمار ، يعني پشتيباني كردن از استثمار ، يعني زورگوپروري و ياري رساندن به ستمكار!

  از اينروي، هر فسادي كه در جامعه پديد آيد ، چشمه ي آنرا ، كم و بيش ، به گمان شمس ، در تقليد ، بايد جستجو نمود! و از نگاه شمس ، تقليد، تقليداست ، ديگر چه الگوي آن «كفر» -ايمان ناراستين- و چه «ايمان»-باورداشت راستين- باشد! موضوع تقليد، فرو ريزد ، و از پليدي آن ، بكاهد. شمس در « نفي تقليد» تا آنجا پيش مي رود كه مي پرسد :

– « كي روا باشد ، مقلد را ، مسلمان داشتن(دانستن)؟»

و آنگاه در مورد خود تاكيد مي كند كه وي ، هرگز تقليد كننده نبوده است. بلكه همواره جستجوگري سخت پسند ، بر خويشتن سختگير و انعطاف ناپذير، به شمار مي رفته است.

« اين داعي ، مقلد نباشد! … بسيار درويشان عزيز ديدم ، و خدمت ايشان ، دريافتم ، و فرق ميان صادق و كاذب هم از روي قول ، و هم از روي حركات-معلوم شده، تا سخت ، پسنديده و گزيده نباشد ، دل اين ضعيف ، به هر جا فرود نيايد ، و اين مرغ ، هر دانه را ، بر نگيرد!»

=====================================================

  • برگرفته از كتاب « خط سوم »

  • درباره ي شخصيت ، سخنان ، و انديشه ي شمسِ تبريزي

  • نوشته يا گردآوري شده به وسيله ي دكتر ناصر الدين صاحب زماني

  • چاپ نخست : مرداد ۱۳۵۱

  • چاپ هفدهم : نوروز ۱۳۸۰

  • موجود در كتابخانه ملي ايران

=====================================================

۲- چند نگاه ديگر به تقليد:

همچنین بخوانید:  دو خانه ی خدا ی(ظاهری یا راستین)-خط سوم-آ-145

اگر تقليدبه معناي آموختن چيزهاي خوب از ديگران باشد ، چه اشكالي دارد كه من يك تقليدكننده باشم ، اما اگر اين معنا جاي خود را به تقليدكوركورانه و برداشت محصول منفي از ديگران بدهد، ترجيح مي دهم جشمانم كور شوند و چيزي از ديگران نبيند.(ثريا تقي زاده)

كلاغ خواست راه رفتن كبك را ياد بگيرد راه رفتن خودش را نيز فراموش كرد.(مثل فارسي)

تقليدخودكشي است.(برنارد شاو)

تقليدصادقانه ترين نوع تملق است.(كولتن)

اگه سگي زوزه كشيد آيا شما هم مي كشيد.(واگنر)

بيشتر آدمها آدمهاي ديگري هستند، افكارشان عقايد كسان ديگري اند زندگي شان تقليدي از زندگي ديگران و احساسات و علايقشان نقل قولي از ديگران شنيده اند.(اسكار وايلد)

خلق را تقليدشان بر باد داد                                       اي دو صد لعنت بر اين تقليد باد(بلخي)

=====================================================

  • برگرفته از كتاب « گنجينه »

  • نويسنده : هشت نفر اين كتاب رو نوشته اند كه من الان نامشان يادم رفته

====================================================

نویسنده: بردیا

قبلیبعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*