درباره رمان اعتماد

۱۳۹۷/۱۰/۲۵

۱۱:۳۷ ق٫ظ

درباره رمان اعتماد
امتیاز خود را ثبت کنید
[مجموع: ۰ میانگین امتیازها: ۰]

درباره رمان اعتماد

رمان اعتماد که عنوانش با کلمه آلماني Konfidenz مشخص شده کتابي است با حجم به نسبت اندک اما معنايي ژرف که خواننده را با پرسش هايي بنيادين روبه رو مي کند. داستان ماجراي مبارزاني است که در فرانسه اشغال شده با آلماني ها مي جنگند. در اين ميان آلماني هايي نيز هستند که بعد از پيروزي نازيسم از ميهن خود گريخته اند و به فرانسه پناه آورده اند اما دست از مبارزه برنداشته اند.

زني جوان وارد اتاقي در هتلي در پاريس مي شود و به محض ورود او تلفن زنگ مي زند. فردي از آن سوي خط او را به نام مي خواند و آنگاه مکالمه يي ۹ ساعته ميان اين دو آغاز مي شود. مرد زن را بهتر از خودش مي شناسد، گذشته او را و اکنون او را، دلبستگي ها و حتي پنهان ترين خصوصيات او را نيک مي داند. از اين مرحله به بعد سرتاسر ساختار داستان چنان است که خواننده مي تواند در هر لحظه به همه رويدادها و هويت ها شک کند و حتي کتاب را ببندد، اما جاذبه يي پنهاني او را از اين کار بازمي دارد.

شخصيت ها، از جمله همان زن که در کانون توجه کتاب و خواننده است از زبان شخصي توصيف مي شوند که خود کاملاً براي ما ناشناخته است، ما او را نمي بينيم حتي نامش را نمي دانيم و ناچاريم به آنچه درباره خود مي گويد اعتماد کنيم. در همين مکالمه مرد مدعي هويتي ديگر براي زن مي شود که تنها براي خود او شناخته شده است و زن نمي داند آيا بايد به اين هويت ديگر، که البته هويتي دلپذير هم هست باور بياورد يا نه. در هر حال او که در اتاقي در هتلي در کشوري بيگانه تک و تنها مانده چاره يي جز اعتماد ندارد. اما خواننده که خود را آزاد تر از زن مي بيند نيز وضعي بهتر از او ندارد، چراکه در لابه لاي فصل هاي کتاب ناگاه صدايي همه چيزدان که معلوم نيست از نويسنده است يا از شخصي فراتر از او، خواننده يا نويسنده را مخاطب قرار مي دهد و پاره هاي ناگفته مانده و نهان مانده را يادآور مي شود. اين صدا هشدار مي دهد، ملامت مي کند و گاه ترديدي بر ترديد هاي تو خواننده يا نويسنده؟ مي افزايد.

با همه اينها هم تو خواننده و هم شخصيت ها ناچاريد براي ادامه دادن به آنچه بي اختيار گرفتارش شده ايد به آنچه گفته مي شود اعتماد کنيد.آنگاه که بعد از ۹ساعت مکالمه، پليس فرانسه به زن مشکوک مي شود و او را به جرم جاسوسي براي آلمان دستگير مي کند، ما با چهره ديگري از مرد اول روبه رو مي شويم، چهره يي ديگر و نامي ديگر، هويتي ديگر.

اما اين همه ماجرا نيست، چرا که اين دو طي مکالمه طولاني خود کلافي پيچيده از رويدادها و شخصيت ها، از احتمال خيانت يکي و قرباني شدن ديگري، از حضور مردي بيگانه در رابطه يي بسيار خصوصي و دخالت او در نامه هاي عاشقانه ميان زن و مرد محبوب او و از بسياري چيزهاي ديگر پديد آورده اند که باز تو خواننده مي تواني در آنها ترديد کني يا براي معني دادن به اين ماجرا که ديگر گرفتارش شده يي به آنها اعتماد کني. اين همه خواننده را به تامل فرا مي خواند و او را با پرسش هايي از اين دست روبه رو مي کند؛ ما چگونه خود را و ديگري را مي شناسيم؟

هويت ما چگونه مشخص مي شود؟ هويت ديگران را چگونه تعريف مي کنيم؟ آنچه مي دانيم از کجا مي دانيم و چرا به آن يقين داريم؟ و در سطحي کلي تر؛ تاريخ چيست؟ همان چيزي که ما مي دانيم و به آن اعتماد مي کنيم؟ چرا به اين دانسته ها اعتماد کرده ايم؟آريل دورفمن در اعتماد به اوجي بي بديل دست يافته است.

نوشته شده توسط حميد

همچنین بخوانید:  حكومت از نگاه شارل دو منتسكيو

قبلیبعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*