می توان عشق به آنها آموخت – شعری برای بچه ها

۱۳۹۷/۱۰/۲۳

۵:۰۳ ب٫ظ

می توان عشق به آنها آموخت - شعری برای بچه ها
امتیاز خود را ثبت کنید
[مجموع: ۰ میانگین امتیازها: ۰]

من هنوز معتقدم می شود به آنها عشق آموخت ، قطعه شعری برای بچه ها به انتخاب سینا یاوریان و مطالبی از دیگر اعضای گروه، بازنویسی شده از وبلاگ گروه نیک اندیشان

و چه این جمله به فکرهمگی افتاده

بچه ها را چه کنیم

بچه ها می خوانند

بچه ها می رقصند

بچه ها می خوانند

این طریقی است که درخاطرشان می ماند

ای فلانی

دوسه خطی بنویس

ساده تر

رنگین تر

درپی قافیه و واژه مباش

سوژه ی امروزی

بگذر از دلسوزی

للـه هایی همه دلسوزتر از مادرشان

بی خیال از غم فردایی وعاقبت و آخرشان

من هنوز معتقدم

من هنوز معتقدم

می شود عشق به آنها آموخت

می شود دربه در واژه ی بازار نبود

می توان تقدیم کرد

و پشیزی به پشیزی نفروخت

می توان عشق به آنها آموخت

خواننده : سياوش قميشی

نوشته شده توسط سينا

یک زمانی برام کتاب می خوندند…

یک زمانی کتاب خوندن رو آغاز کردم و هنوز هم می خونم…

یک زمانی کتابی خواهم نوشت… و یا شعری برای بچه ها

و سرانجام کتابی خواهم شد در کتابخانه خرد و دل آیندگان…

نوشته شده توسط برديا

بعد از شعری برای بچه ها این شعر زیبا به انتخاب حمید را می خوانیم.

در آرامشي شبانه

    آرام آرام

با پنبه اي سپيد كه از دختركي جنگلي گرفته ام

گوشواره هاي فيروزه اي ات را برق مي اندازم

گردنبندت را به گردنت مي اندازم

    و روبرويت مي نشينم

*

زندگي را دوست مي داري ؟

از مرگ مي گريزي ؟

از عشق … مي هراسي ؟

*

زندگي را بايد زيست

مرگ را بايد مُرد

عشق را

*

زندگي راه رهايي ست

مرگ توهّم رهايي ست

و عشق … خود ِ  رهايي

*

براي همين است كه زندگان راهيان ِ راه ِ رهايي اند

براي همين است كه مردگان راهيان توهّم ِ رهايي اند

و براي همين است كه عاشقان ، مطلق ِ رهايي اند

*

چه خيالات باطلي

عشق ، آغاز اسارت است

عشق ، پنجه اي است بر گلوي قُمري ِ آواز خوان

يا خود ، بندي است بر پاي آهوي گريز پاي

ور نه ، دامي است به راه خرگوش بازيگوش

*

آنكه عاشق تر است … رها تر است

باور نداري…مي دانم

*

تو را سپاس مي گويم

اي نور زيبايي

به تاريك توهّم ِ پندار

تو را سپاس مي گويم

اي گريزگاه واقعيت

اي فرصت تنفّس

اي حضورت

غياب ِ خودخواهي

اي طلوع يك معنا…در جهان ِ صد معنا

*

از نگاهت ترانه مي سازم

با تو عاشقانه مي خوانم

با صدايت به تارهاي حنجره ام

فرصتي دوباره مي بخشم

*

اينك

با عشقت

نَه  دربندترين

بلكه

رهاترينم

*

باور نداري

مي دانم

مي دانم

مي دانم

نوشته شده توسط حميد

همچنین بخوانید:  سه قطعه شعر درباره انسان
قبلیبعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*