
اگر می خواهید بدانید مردم چقدر از هم بیگانه شده اند به رفتار آنها هنگام سوار شدن به آسانسور دقت کنید. هر کس مانند آدم کوکی ایستاده و به روبروی خود نگاه می کند شما جرات حرکت ندارید مبادا با شخص کناریتان تماس پیدا کنید، همه سراپاگوش هستند که ناگهان در آسانسورباز، یکی از آن بیرون برود و دیگری وارد شود. شخص تازه وارد زود روی خود را بر می گرداند و به روبرو نگاه می کند اما من آسانسوررا دوست دارم و پس از ورود کوشش می کنم پشتم به در باشد تا همه را ببینم. به سوارشدگان سلام می کنم و درود می گویم و می گویم« راستی چه خوب بود اگر آسانسورناگهان از کار می افتاد و ما فرصت پیدا می کردیم تا یکدیگر را بشناسیم» ولی اتفاقی دور از انتظار من می افتد. آسانسور در طبقه دیگر می ایستد و همه از آن بیرون می روند و به همدیگر می گویند «توی آسانسور یک آدم عوضی بود که می خواست با همه از در آشنایی در آید.»
============================================
برگرفته و برگزیده از کتاب : زندگی با عشق چه زیباست
با انتخاب دکتر یاوریان به عنوان مربی خود:قایق بادبانی زندگی خود را در تلاطم امواج روزگار با لذت و اطمینان تا ساحل آرامش مطلوب به پیش برانید.
نویسنده : دکتر لئو بوسکالیا
برگرداننده به فارسی: توراندخت تمدن
============================================
نویسنده : بردیا
















