همیشه فرصتی دوباره هست

۱۳۹۷/۱۰/۱۹

۶:۵۹ ب٫ظ

همیشه فرصتی دوباره هست
امتیاز خود را ثبت کنید
[مجموع: ۰ میانگین امتیازها: ۰]
تاریخ آفرینان آنانکه می دانند همیشه فرصتی دوباره هست. پس امید خود را حفظ می کنند.

با مطالب نیک اندیشان همراه باشید.

همیشه فرصتی دوباره هست

همیشه راهی است که آن را نیازموده ایی

همیشه حرفی هست که آن را به زبان نرانده ایی

همیشه دستی هست که آنرا با مهر نفشرده ایی

همیشه بغضی هست که نشکسته است و شاید آغوش تو  جایی باشد برای شکستن این بغض

همیشه دلی هست که می تپد به شوق دیدار یار

همیشه قلبی است که شکسته است ز هجر یار

همیشه لبخندی هست که تو را می برد تا عرش

همیشه بازوانی هست استوار تر از هر کوهی

همیشه حسادتی ، نیرنگی ، فریبی ، ریخشندی است

که قلب تو را پاره پاره می کند

همیشه فرصتی دوباره هست

و چه بسیارند کسانی که بی صدا می گریند در تنهایی خویش

و چه بسیارند کسانی که تشنه دست نوازشگر محبتی سالها چشم انتظارند

و چه بسیارند کسانی که از دور دستهای دور به دنیای درونی تو می آیند

و با بر جای گذاشتن زخمی ترکت میکنند

و چه بسیار چیز ها را می بینی که باور نداری

و چه کم چیز هایی را که اعتقاد داری می یابی

چه لحظه های که همچون استوار و مقاوم در برابر مشکلات پایداری می کنی

و چه آسان دستی تو را می شکند

چه سخت برای خود باور هایی بوجود می آوری

و چه ناگهانی زلزله ایی رخ می دهد

 

و این قانون زندگی بوده است تا به امروز و ادامه هم خواهد داشت ولی

چه بسیارند کسانی که از فرصتهاشان بهترین استفاده ها را کرده اند

چه بسیارند کسانی که بهترین حرفها را در بهترین لحظه ها بیان کرده اند

چه بسیارند کسانی که دستی را از سر دوستی فشرده اند و دیگر هیچ

در طول تاریخ بسیار مردمان نیک بوده اند که اثرشان را تا به امروز و سالهای بعد از

این بر جای گذاشته اند

 

آری تاریخ آفرینان همواره متفاوت فکر می کنند ، رفتار می کنند ، عمل می کنند و حتی می بینند

 

زندگی و رشد واقعی از آن کسانی است که دل به دنیا نبسته اند و از آن به عنوان محلی برای عبور

استفاده می کنند .

زندگی و رشد واقعی از آن کسانی است که خواهان تغییر و کمال هستنند و می دانند که همیشه فرصتی دوباره هست

آیا تو هم خواهان کمال هستی ؟

نوشته شده توسط دليا

تقدیم به مردی که بزرگ بود و از اهالی امروز بود

با شاملو مي توان زندگي کرد.ميتوان عشق را نه يک بازي ساده بلکه بزرگ ترين حماسه ي بشري ديد .مي توان تصوير آيدا را در آينه ي شعر شاملو آنجا که کلام از نگاه او شکل مي بندد ديد و لذت برد.تنها اوست که مي تواند درد ناشي از خيره بودن مردم به آفتاب را و حجت آوردن آفتاب براي حقيقت را بفهمد و اشک ناتواني خود را   با “توفان خنده ها” بيان کند و تنها اوست که مي تواند از جانکاهي گذر کوتاه عمر که يگانه است و هيچ کم ندارد بکاهد و ما را در دنياي قصه هاي پريان سرگرم سازد..بزرگمردا که تو بودي…

“و نامت سپيده دمي است که بر پيشاني آسمان مي گذرد

متبرک باد نام تو”

نوشته شده توسط سعید

همچنین بخوانید:  بررسي شعر اخوان از آغاز تا انجام ( قسمت پاياني)
قبلیبعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*