رویدادهای فصل بهار سال ۱۳۸۶

فصل بهار سال ۱۳۸۶ نیز با برنامه های متنوعی همراه بود که به چند مورد از آنها اشاره میکنیم. باشد که ثبت خاطرات و رویدادهای گروه نیک اندیشان تجربه های ما را به دیگران منتقل و انگیزه بخش ادامه راهمان بشود.

پارک طالقانی

صبح جمعه ۷ اردیبهشت ۸۶ ساعت ۹:۳۰ به همراه ۶ نفر از دوستان به پارک طالقانی رفتیم و تا ظهر آنجا بودیم

نرمش کردیم و تمرین تنفس و از هوای بهاری لذت بردیم

 

آبشار سنگان
روز جمعه ۲۱ اردیبهشت ساعت ۷ صبح  چهل نفر میدان شهر زیبا جمع بودیم

از مسیر زیبا پر از شکوفه های  گیلاس و شقایق های زرد و قرمز و ریواس، مسیر آبشار را در پیش گرفتیم
در مسیر برای  چای و استراحت و تجدید  قوا  در کافه ای نشستیم
با هم آواز می خواندیم و از حضور هم لذت می بردیم
بسیاری با هم آشنا شده و دوست شدند

دشت لار

صبح دوشنبه ۱۴ خرداد ۸۶ ساعت ۶ زیر پل سیدخندان جمع شدیم و به همراه ۵۹ نفر از دوستان به وسیله سه دستگاه مینی بوس به دشت لار رفتیم

با و جود ترافیک بسیار سنگین در جاده ولی بسیار خوش گذشت و از طبیعت بسیار زیبای آنجا لذت بردیم

 

باشگاه مدیتیشن دوچرخه سواری گروه نیک اندیشان راه اندازی شد

هنگامی که در یک صبح زیبا در طبیعت دوچرخه سواری می‏ کنید و هوای پاک و خنک صبحگاهی را به درون ریه‏ های خود می‏ کشید و مناظر زیبا وارد چشم شما شده و احساس فرح بخشی در شما ایجاد می‏ کنند، شما از همه ذهنیت های خود رها می‏ شوید و زمان حال را تجربه می‏ کنید. درک زمان حال؛ آن چیزی که تجربه آن نتیجه مدیتیشن است و هدف مدیتیشن رسیدن شما به آرامش درونی و لذت بردن از خود و اطرف است. با تکرار مدیتیشن در شما یک آرامش دایمی ایجاد می شود که در هیاهوی شهر و خیابان نیز می‏ توانید آن آرامش را در درون ذهن و بدن خود به همراه داشته باشید.

 

همانطور که بیان شد دوچرخه‏ سواری برای لذت و تفریح و آرامش به کارگرفته شده و استفاده از دوچرخه سواری به هدف کسب این کارکرد اولیه یعنی داشتن آرامش و مدیتیشن می‏تواند که به آسانی صورت گیرد، چرا که آن را به همراه خود دارد و کافیست توجه خود را به این موضوع معطوف کنیم و از این کارکرد حداکثر بهره را ببریم.

بیایید با هم به مدیتیشن دوچرخه سواری برویم. در حین دوچرخه ‏سواری می‏ توان به اطراف و طبیعت نظاره کرد و از تفکرات خالی شد. می توان بر روی رکاب زدن توجه کرد و در حالی که با آرامش رکاب می زنیم توجه خود را بر روی کارکرد عضله ها معطوف کرده و ذهن آگاهی(mindfulness) را تجربه کنیم. بعد از رکاب‏زنی در طبیعت با نشستن بر روی علف های خنک به صورت جمعی مدیتیشن کرده و با طبیعت یکی شدن را تجربه کنیم. در حین رکاب زدن جمعی نیز همچون نشستنِ جمعی برای مدیتیشن، می ‏توان سینرژی را حس کرد و تعلق به یک مجموعه را به طور ملموس درک کرد.

شما را به این تجربه بی‏ نظیر دعوت می‏ کنم.

سینا یاوریان

باشگاه دوچرخه سواری و مدیتیشن نیک اندیشان

 

صفحه اینستا cyclingmeditate را دنبال کنید

مدیتیشن دوچرخه سواری

همه ورزش ها قبل از اینکه به عنوان ورزش شناخته شوند به عنوان بازی برای کودکان و یا بهانه برای دور هم جمع شدن بزرگ‏ترها و در واقع برای تفریح فردی یا جمعی شکل گرفته‏ اند. در دوران گذار صنعتی و شهر نشینی، برای سلامت انسان‏ها ، بازی‏ ها به عنوان ورزش توصیه شدند و بازی ها تک به تک و به مرور به عنوان بازی بین المللی ثبت و در مسابقات بین المللی به اجرا درآمدند. به طور نمونه اخیرا یک بازی که به نام زو در ایران و به نام کبدی (kabaddi) در هند و پاکستان مرسوم بوده، از مسابقات آسیایی سال ۱۹۸۲ به‌صورت نمایشی و پس از آن جزء مسابقات رسمی بازی‌ های آسیایی قرار گرفته است.

 

 

دوچرخه سواری نیز یک تفریح و بازی فرح بخش برای کودکان بود. بچه که بودیم دوچرخه سواری را به خاطر کم کردن اضافه وزن انجام نمی‏ دادیم بلکه دوست داشتیم که نوازش باد را بر روی صورت خود احساس کنیم، با سرعت برانیم، دور بزنیم ، از سرازیری با سرعت پایین بیاییم و یا با دوستانمان مسابقه بدهیم. امروزه نیز درست است که مسابقات حرفه ای دوچرخه سواری به طور بین المللی برگزار می شود. اما مردم معمولی نه برای مسابقات و نه برای کم کردن وزن، دوچرخه سواری را انتخاب می ‏کنند. بلکه بیشتر افرادی که دوچرخه سواری را انتخاب می‏ کنند به این دلیل است که از آن لذت می برند. هم نوستالژی دوران کودکی است هم لذت سواری و هیجان تعادل است. در ضمن اینکه مزایای جانبی سلامتی و بدنسازی را نیز با خود به همراه دارد.

 

 

اینها رو نوشتم که تاکید کنم که دوچرخه سواری پیش از اینکه یک ورزش برای تن باشد یک ورزش برای روان هست چراکه تفریح برای روان ضروریست. سلامتی بدن و ذهن در بیشتر ورزش‏ها همراه هم هستند و هر دو تامین می‏ شوند. از طرف دیگر بیشتر ورزش ‏ها به تعادل بین ذهن و بدن نیاز دارند و در برقراری این تعادل بین تن و روان نیز بسیار موثر می ‏باشند. در دوچرخه سواری که اولین گام در یادگیری آن، نگهداشتن  تعادل دوچرخه است، می توان یادگیری هماهنگی ذهن و بدن را به وضوح مشاهده کرد.

 

 

هنگامی که در یک صبح زیبا در طبیعت دوچرخه سواری می‏ کنید و هوای پاک و خنک صبحگاهی را به درون ریه‏ های خود می‏ کشید و مناظر زیبا وارد چشم شما شده و احساس فرح بخشی در شما ایجاد می‏ کنند، شما از همه ذهنیت های خود رها می‏ شوید و زمان حال را تجربه می‏ کنید. درک زمان حال؛ آن چیزی که تجربه آن نتیجه مدیتیشن است و هدف مدیتیشن رسیدن شما به آرامش درونی و لذت بردن از خود و اطرف است. با تکرار مدیتیشن در شما یک آرامش دایمی ایجاد می شود که در هیاهوی شهر و خیابان نیز می‏ توانید آن آرامش را در درون ذهن و بدن خود به همراه داشته باشید.

 

 

همانطور که بیان شد دوچرخه‏ سواری برای لذت و تفریح و آرامش به کارگرفته شده و استفاده از دوچرخه سواری به هدف کسب این کارکرد اولیه یعنی داشتن آرامش و مدیتیشن می‏تواند که به آسانی صورت گیرد، چرا که آن را به همراه خود دارد و کافیست توجه خود را به این موضوع معطوف کنیم و از این کارکرد حداکثر بهره را ببریم.

 

 

بیایید با هم به مدیتیشن دوچرخه سواری برویم. در حین دوچرخه ‏سواری می‏ توان به اطراف و طبیعت نظاره کرد و از تفکرات خالی شد. می توان بر روی رکاب زدن توجه کرد و در حالی که با آرامش رکاب می زنیم توجه خود را بر روی کارکرد عضله ها معطوف کرده و ذهن آگاهی(mindfulness) را تجربه کنیم. بعد از رکاب‏زنی در طبیعت با نشستن بر روی علف های خنک به صورت جمعی مدیتیشن کرده و با طبیعت یکی شدن را تجربه کنیم. در حین رکاب زدن جمعی نیز همچون نشستنِ جمعی برای مدیتیشن، می ‏توان سینرژی را حس کرد و تعلق به یک مجموعه را به طور ملموس درک کرد.

شما را به این تجربه بی‏ نظیر دعوت می‏ کنم.

سینا یاوریان

باشگاه دوچرخه سواری و مدیتیشن نیک اندیشان

رویدادهای فصل زمستان سال ۱۳۸۵

فصل زمستان سال ۱۳۸۵ نیز با برنامه های متنوعی همراه بود که به چند مورد از آنها اشاره میکنیم. باشد که ثبت خاطرات و رویدادهای گروه نیک اندیشان تجربه های ما را به دیگران منتقل و انگیزه بخش ادامه راهمان بشود.

برنامه بوستان جهان کودک

روز  جمعه  ۱ دی ۱۳۸۵ به همراه ۹ نفر از همراهان نیک اندیشان و ۶ نفر از دوستان  به بوستان طالقانی رفتیم. ساغت ۱۰: ۳۰  همراهان را در ایستگاه متروی میرداماد دیدیم آیین باشگاه کوه و تفریحات نیک اندیشان را یاداوری کردیم و به  بوستان رفتیم  جایی  برای نشستن یافتیم  و برای قاسملو تولد رفتیم و وسطی بازی کردیم و با همراهیه  هم ناهار آماده کردیم. شعر  خواندیم  آتش درست کردیم و  خیلی خوش  گذشت  و در ساعت ۱۷ نیز برنامه تمام شد.

 

پارک چیتگر
روز جمعه در تاریخ ۸ دی در ساعت ۱۱به همراه ۱۲ تن از همراهان و ۸ نفر از میهمانان به پارک چیتگر رفتیم و برف بازی کردیم و آیین باشگاه کوه و تفریحات را خوندیم تا تفریح لذت بخشی داشته باشیم و به هم آسیب نرسونیم در پارک استپ هوایی بازی کردیم و کلی خندیدیم. ناهارهای بچه ها رو با هم خوردیم و ساعت۱۷:۳۰ برنامه تموم شد.
عیادت یکی ازهمراهان
از دیگر برنامه های زمستان سال ۱۳۸۵ این بود که روز ۱۹ دی ماه به همراه ۵ نفر از همراهان از یکی از اعضای گروه نیک اندیشان  در بیمارستان اختر عیادت کردیم . هرچند لحظات کوتاهی بود ولی همراهمان را که در بستر بیماری بود بسیار خوشحال کرد

 

کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات

فایل صوتی: کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات

یه چیزهایی در درون ما هست که مانع ما میشه و ما رو متوقف میکنه اما نباید نا امید شد. به ندای درونتون گوش بدین، صدایی هست که میخواد ما پیروز شیم.

خیلی از ما ها فقط منتظریم و نشستیم تا دنیا، تا روزگار، خودش بیاد بیاره بده بهمون. ولی اگر داستان اینجوریا که ما فکر میکردیم نباشه چی؟

اگر داستان اینجوری باشه که باید میخواستیم، باید طلب میکردیم تا بهمون بدن چی؟ دیدین وقتی آدم منتظر یه مهمون عزیزه، چه حال و هوایی داره. خونه رو آماده میکنه، قرار مداراشو کنسل میکنه، به سر و وضع خودش میرسه. اصلا یه انرژی تو وجود آدم میاد که انگار ادم جون دوباره میگیره.

بعد جالب اینه که مهمون کی قراره بیاد؟ دو هفته دیگه! یعنی وقتی ما منتظر یک اتفاق خوبیم، برنامه ریزی میکنیم. خودمون رو برای اون اتفاق خوب آماده می کنیم و جالبه! وقتی منتظرم عزیزم بیاد، با کوچکترین علامتی متوجه اومدنش میشم. صدای ماشینش میاد، صدای موتورش میاد. صدای پاش میاد! قبل از اینکه در بزنه در رو براش باز میکنم! این داستان عین زندگی ماست!

ما اگر منتظر اتفاق خوب باشیم، و براش برنامه داشته باشیم، تا کوچکترین نشونه ای ازش میب ینیم، میریم به استقبالش و میاریمش تو. برعکسش هم هست؛ یعنی وقتی ما راجع به اتفاقی منفی فکر می کنیم و نگرانیم، با کوچکترین علامت، دست اون اتفاق بد رو می گیریم و وارد زندگیمون می کنیم. یعنی میخوام بگم چه بسا این ما هستیم که بدی های اتفاقات رو وارد زندگیمون می کنیمو حتی ممکنه اون اتفاق به خودی خود بد نبوده باشه!

پس تو یک کلام! وقتی به چیزی فکر می کنیم، ما داریم براش کارت دعوت می فرستیم! اما چرا اینجوریه؟

چون ما قدرتمندیم! ما قدرتمندیم چون جزئی از یک کل قدرتمند و منظم هستیم. ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند. برای من به شرط اینکه مقصدی برای رسیدن تعریف کرده باشم. به شرط اینکه هدفم و رسالت زندگیم رو بشناسم و بدونم که قراره با کمک این ابرو باد به کجا برم؟.

اگر نیاز اصیلی، آرزوی اصیلی در درون من به وجود اومده حتما پاسخی هم در دنیای بیرون براش وجود داره، وگرنه  بین این همه آدم چرا این مسئله باید دغدغه و و مسئله من باشه؟

باید مقصدی وجودداشته باشه تا بتونی تابلوهای به سمت اون مقصد رو هم ببینی. خیلی وقتا تابلو و علائم هست، ولی چون ما نمیدونیم دقیقا میخوایم کجا بریم، اصلا متوجه علائم و نشانه ها نمی شیم و از کنار تابلوها به راحتی رد می شیم و هی دور خودمون می چرخیم! امواجی ک مغز ما تولید میکنه در کل کائنات منتشر میشه. کائنات رام اراده و باورهای ماست. ما باید در خواست کنیم تا بتونیم دریافت کنیم. و انتخاب با ماست که از این هستی قدرتمند تاریکی طلب میکنیم ،یا نوور؟

ما در کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات انسان رو به عنوان جزئی از کائنات بررسی میکنیم. از انرژی های کیهانی و تاثیر پذیری انسان از نظام هستی براتون میگیم. از رابطه عجیب و عمیق ذهن و جسم در ساختار کائنات اگاه می شید. و باهم یاد میگیریم که چطور میتونیم از قدرت کائنات در راه  رسالت و اهدافمون استفاده کنیم. یادمون باشه.

اگر ندونیم به کجا می خوایم بریم ممکنه به هیچ کجا هم نرسیم! باد هست، آب هست، خورشید هم هست. اما آیا بذری هم کاشتیم تا از  قدرت کائنات و مشیت الهی، انتظار سبز کردن سرزمینمون رو داشته باشیم؟

یادمون باشه نمیشه جلوی طوفان های زندگی رو گرفت ولی میشه با اگاهی و آمادگی، قایق زندگی رو به سلامت به مقصد رسوند.

کارگاه ارتباط، انتقاد، مذاکره

فایل صوتی: کارگاه ارتباط، انتقاد، مذاکره

ما توی طول شبانه روز بیش ترین حرف رو با خودمون میزنیم و افکار مثبت و منفی زیادی خودآگاه و ناخودآگاه میان توی ذهن ما و سوال من اینه که آیا این منم که دارم افکارم رو کنترل می کنم، یا افکار منه که کنترل منو به دست گرفته؟

اکثر ما میگیم که در مورد دیگران قضاوت نداریم و بهشون فکر نمی کنیم، اما واقعیت اینه، که مغز ما مدام در حال تجزبه و تحلیل دیگرانه! ما در مورد اینکه دیگران چجور آدمی هستند و چجوری فکر می کنند، یه نظری داریم که ممکنه درست باشه یا درست نباشه.

در واقع ما براساس تجربیاتمون و شرایط زندگیمون در کودکی ، و ازطرفی با توجه به نظر والدین و باورشون در مورد اتفاقات و رفتار دیگران ، فکر میکنیم و برای اتفاقات مختلف تو ذهنمون دنبال جواب هستیم ….

و حالا سوال اینه که این فکرها ، از کجا می آن ؟! ؟ این حرفا ، واقعا حرفای کیه؟

یه کودک، یه والد، و یه بالغ درون همه ما هست که میتونه مثلا یه کودک پرانرژی و شاد باشه، یا یه کودک ترسیده و ضعیف. یه والد مشوق و قوی باشه، یا یه والد بازدارنده و تحقیر کننده.

وجه کودک و والد ما مدام باهم صحبت می کند. و معمولا چون درک کاملی از شرایط هم ندارن، جواب های مناسبی هم برای ما ندارن و باعث می شن که واقعیت مسائل و ماجراها از دید ما پنهون بمونن.

خب حالا باید چه کرد؟! اینجاست که باید وجه بالغ شخصیت ما فعال بشه و با کودک و والد درون ما مشورت کنه! بخش بالغ همیشه میتونه فعال بشه، به شرطی که اطلاعات خوب و کاملی برای تحلیل داشته باشه!

پس ما به مهارت هایی نیاز داریم تا بتونیم بخش بالغمون رو پرورش بدیم و از طرفی میتونیم تشخیص بدیم اون کسی که در درونمون داره باهامون حرف میزنه و مارو راهنمایی میکنه کیه؟ کودکه درونمونه؟ بخش والد ماست؟ یا وجه بالغ وجودمونه؟

ما کارگاهی داریم به نام کارگاه ارتباط، انتقاد، مذاکره که توی این کارگاه ، شما رو با کودک و والد درونتون آشنا می کنیم و مهارت مدیریت گفتگو با وجه بالغ وجودتون رو به شما یاد می دیم. خیلی هامون از غرغر شنیدن و اعتراض آدم های دوروبرمون خسته شدیم، یا بالعکس، دیگران رو با غر زدنامون کلافه کردیم.

خیلی از ماها ، صحبت کردن با پارتنرمون رو بلد نیستیم و نتیجش میشه اینکه ضربه میخوریم یا ضربه می زنیم. حالا میخواد توی کار باشه. یا روابط عاطفی یا حتی تو معاشرت با همسایه روبروییمون!

بعضی از ماها حرف های خوبی برای گفتن داریم. ایده های خوبی هم تو سرمونه، فکر های بزرگی هم داریم. ولی راه های ابراز این ویژگی های خوب رو نمیشناسیم و از جایگاهی که توانایی و لیاقتش رو داریم دور میمونیم. همه این مسائل یه پیام مشترک برای ما داره ؛ که ما نیاز داریم مهارت های ارتباطی رو به زندگیمون اضافه کنیم.

وقتی ما توی ارتباط  گرفتن و حفظ ارتباط با دیگران مسئله داریم اگر سهم اشتباهمون رو پیدا نکنیم و در مسیر آگاهی تلاش نکنیم ، برای همیشه خام می مونیم! بعد از اینکه توی کارم ، توی روابطم با آدم های غریبه و آشنا شکست می خورم، دو تا راه دارم!

راه اول: راه بیوفتم این ور و اون ور و به همه دنیا بگم که دیگران با من چه کردن و چقدر ظالم و نامرد بودن و از بی تجربگی من سوء استفاده کردن. یا راه دوم، راه بیوفتم و ضعف ها و کم تجربگی هام رو با آگاهی تقویت کنم و خودم رو برای پیروز شدن مجهز کنم؟

به شما پیشنهاد میکنم در کارگاه ارتباط، انتقاد، مذاکره که ما برگزار میکنیم شرکت کنید. احترام درونی به خودتون رو یاد بگیرین. مهارت های گفتگو رو با هم تمرین کنیم. طرح واره های ذهنمون رو بشناسیم. زبان بدن خودتون و دیگران رو بشناسید. و به کمک اطلاعات و آگاهی های دیگه ای که در طی این کارگاه یاد میگیرید، بتونید رفتار خودتون و دیگران روبا معیارهای درست تحلیل کنید، تابا هم روابط آگاهانه تر و انسانی تری داشته باشیم.

یادمون باشه نمی شه جلوی طوفان های زندگی رو گرفت، ولی می شه با آگاهی و آمادگی قایق زندگی رو به سلامت به مقصد رسوند.

کارگاه سلامت تن و روان

فایل صوتی: کارگاه سلامت تن و روان

سلام. این هولکه. اینم ولک. هولک و ولک آلان با هم دوستن! اما ۵ سال پیش که هولک و ولک با هم دوست شدن اصلا شبیه امروزشون نبودن! این هلک بود. اینم ولک. پنج سال پیش یه روز هولک یه تصمیمی گرفت. هولک تصمیم گرفت روزی ۱۰ دقیقه برای بدنش وقت بذاره. فقط ۱۰ دقیقه!

و ۱۰ دقیقه ورزش کرد… هر روز. و بعد از یک سال، هلک (۳۳۶۰) دقیقه ورزش کرده بود! در حالی که توی این مدت ولک هیچ تصمیم خاصی نگرفته بود و کار خاصی رو به زندگیش اضافه نکرده بود. و دقیقا خیلی چیزا با همین دقیقه کوچولو عوض شد!

بعضی تصمیم ها و عادت های زندگی ما خیلی خیلی کوچیکن و ظاهرا بی تأثیر؛ ولی علم امروز ثابت کرده که مجموعه این عادت های کوچیک، اثرات بزرگ و عجیبی روی زندگی ما داره و همین عادت های کوچیک کوچیک هستند که سبک زندگی ما و حتی شخصیت ما رو می سازن…!

عادت های غذایی ما، ساعت خواب و بیداریمون، استرس و تنش های فکری و بدنی ما

نگرانی و ترس های ما در مورد بیماری و حتی احساس و باورهای خوب و بد ما در مورد سلامتی روی سطح انرژی بدن ما و روی سلامتی ما تأثیر دارند!

ولی ما واقعا چه قدر بدنمون رو می شناسیم؟ و چقدر از ارتباط تن و روان آگاهیم؟

من از شما دعوت می کنم تا با صمیمی ترین، قدیمی ترین و وفادارترین دوستتون، یعنی بدنتون آشتی کنید و با ما در کارگاه  سلامت تن و روان همراه باشید. در کارگاه سلامت تن و روان براتون از چاکراها و مراکز انرژی بدن میگیم؛ یاد می گیرید تا با مراقبه بدنتون رو آروم کنید. انرژی نهفته در بدنتون رو به جریان می اندازیم.

و یادتون می دیم تا کنترل این جریان انرژی رو توی شرایط مختلف به دست بگیرین. یادمون باشه ما حالا حالاها با این بدن، با این دوست و رفیق با معرفت قدیمی کار داریم؛ چون رویاهای بزرگی داریم که قرار با جسم و روان سلامت بهشون برسیم. سبک زندگی ما و البته باورهای ما در بیمار کردن و سلامتی بدن ما تأثیر داره.

یادمون باشه! نمی شه جلوی خیلی از طوفان های زندگی رو گرفت؛ ولی  میشه با آگاهی و آمادگی، قایق زندگی رو به سلامت به مقصد رسوند…!

فایل صوتی: کارگاه هوش هیجانی

داستان خانم مدیر؛ سکانس اول:

مینا، مدیر بخش حسابداری یه شرکت بزرگه. ابدارچی شرکت اول صبح ،فنجون قهوه رو میگذاره روی میز کار مینا  ولی دستش میخوره به لبه فنجون ،و قهوه می ریزه روی میز و بر گ ها و لبا س تمیز و اتو کشیده مینا! مینا سریع از جاش می پره، ناراحت میشه ولی خیلی مودبانه به  آبدارچی تذکر میده  و  اعترا ض میکنه. آبدارچی بعد از کلی عذر خواهی با لبخند از اتاق میره بیرون.

سکانس دوم:

مینا توی اشپزخونه درحال درست کردن سالاد برای شامه. همسر مینا، با یه لیوان آبمیوه میاد میشینه رو صندلی کنار مینا. اما دستش میخوره به لیوان ، ابمیوه میریزه روی میز و لباس سفید خانم و بعد صدای داد و بیداد مینا که وای همه خونه رو کثیف کردی، تو مرد بی ملاحظه ای هستی و کلی عصبانیت. و قهر میکنه و از آشپزخونه میره بیرون.

حالا…پس چی شد؟ یک اتفاق یکسان، در مورد یک آدم، تو شرایط یکسان. ولی دوتا واکنش کاملا متفاوت! پس ببینید عکس العمل ما به اتفاقات و هیجان های مختلف یک فرایند انتخابی و قابل کنترل هست.

عکس العمل ما به هیجانات مختلف، به هوش هیجانی ما برمیگرده. هوش هیجانی یا EQ

ممکنه ما ادم های پرهیجانی باشیم ولی  توی تصمیم گیری های هیجانی ضعیف باشیم و خوب عمل نکنیم؛ یعنی هوش هیجانی ما پایین باشه. تجربه ما توی زندگی؛ افزایش آگاهی و دانش و بالارفتن سن میتونه هوش هیجانی مارو ارتقاء بده و قدرت کنترل ما رو توی هیجانات بالا ببره.

خیلی از ماها توی شرایط مختلف، به خاطر خامی و نا آگاهیمون، دچار هیجان توی تصمیم گیری شدیم و انتخاب هایی داشتیم که بعد از زمان کوتاهی از انتخابمون پشیمون  و دلسرد شدیم و تعجب کردیم که چرا من این رو انتخاب کردم یا این تصمیم رو گرفتم!

مدیریت هیجان های ما باعث میشه روایط کاری ، عاطفی وانسانی سالم تری داشته باشیم…وقتی هیجانات شریک کاری یا عاطفی مون رو بشناسیم، رفتار شریکمون رو بهتر درک میکنیم. وهمدلی و صمیمیت تو رابطه ما بالا میره و اون موقع است که روابط اگاهانه تری رو خواهیم داشت.

اونچه که شنیدید بخش کوتاهی بود برای اشنایی شما با هوش هیجانی. در کارگاه هوش هیجانی ما شما رو با رفتار و ساختار فیزیولوژیک مغز در برابر هیجانات اشنا میکنیم؛ الگوریتم و ادبیات تفکر شخصیتون رو میشناسید. و با اگاهی از هیجانات، مهارت های یک ارتباط آگاهانه رو یاد میگیرید.

یادمون باشه هرچه قدر وجه بالغ ما در برابر هیجانات مختلف ، تصمیم بگیره، ما زندگی سالم تر و شاد تری خواهیم داشت. برای بالغ شدن، هیچ خوراکی جز آگاهی و تجربه اندوزی وجود نداره…!

یادمون باشه نمیشه جلوی طوفان های زندگی رو گرفت، ولی میشه با اگاهی و امادگی ، قایق زندگی رو به سلامت به مقصد رسوند.

کارگاه ارتباط زن و مرد

فایل صوتی: کارگاه ارتباط زن و مرد

چرخه تکراری با آدم های تکراری، و نتیجه های تکراری! اینا نشونه هست و پیام داره که داره میگه من یه جا ، یه مسئله حل نشده دارم! من تو یه مسئله ، تو یه تله گیر افتادم!

همه مردها خیانت میکنن …! همه زن ها ، نمک نشناسن…! اصلا مرد خوب نداریم …! من با باورهای غلط ، با تجربه زندگی پدر و مادرم؛با چیزهایی که از زندگی پدر و مادر و عمو و خاله یاد گرفتم ، وارد رابطه میشم…

وقتی باور من اینه، که زنها نمک نشناسن، خب معلومه  زن نمک نشناس  وارد رابطه  می کنم! وقتشه که برای یک بار هم که شده ، انگشت اتهاممون رو از رو دیگران برداریم … و سهم خودمون رو تو رابطه ، پیدا کنیم …!

تا وقتی اشکال کارمون رو نفهمیم ، آدم های تکراری به رابطه دعوت می کنیم …چون اون کسی که باید تو رابطه تغییر کنه  منم و  باورهای غلط من! ولی من بجای پیداکردن مشکل و حل مسئله ، هی دارم وارد یه چرخه تکراری میشم …

چرخه تکراری با آدم های تکراری … ! فقط اسم و قیافه آدم هاش عوض میشه! اگر هنوز به بهبود رابطتون امیدوارین و اگر از راه هایی که تا حالا امتحان کردین ، ناامید شدین ….بهتون تبریک میگم … وازتون دعوت می کنم که با ما در کارگاه ارتباط زن و مرد همراه باشید …

ما در کارگاه ارتباط زن و مرد برای شما از تفاوت های ذهنی و جسمی زن و مرد می گیم و اینکه اصلا چرا پیوند بین روان زن و مرد باید اتفاق بیوفته! و با مسائلی از دنیای زنان و مردان آشنا میشید ، که حیرت زدتون میکنه!

یادمون باشه اکثر ما مهارت های رابطه رو بلد نیستیم و تازمانی که مهارت های درست ارتباط رو یاد نگیریم، اشتباهات زندگی پدر و مادر و اطرافیانمون رو تکرار میکنیم. چون ما تا خودآگاه اون نوع رابطه و اون نوع زندگی رو یاد گرفتیم.

و یادمون باشه هرچی بزرگتر میشیم، بیشتر میفهمیم که زندگی اون قدرها هم که بهمون گفتن پیچیده نیست…! این باورها و ناآگاهی های ماست که شرایط ما رو پیچیده میکنه. کسانی که  امروز  برای آگاهیشون سرمایه گذاری میکنند، فردا از میوه و برکات این آگاهی در زندگیشون لذت میبرند.

نمی شه جلوی خیلی از طوفان های زندگی رو گرفت ولی می شه با آگاهی و آمادگی قایق زندگی رو به سلامت به مقصد رسوند!

کارگاه شادمانی و شادکامی

فایل صوتی: کارگاه شادمانی و شادکامی

اریک برن میگه ما برای موفقیت و خوشبختی آفریده شده ایم. با خودم فکر کردم، آیا واقعا من خوشبختم یا حداقل تو مسیر خوشبختی هستم. بعد به این فکر کردم که اصلا خوشبختی برای من یعنی چی؟ حالا می خوام از شما بپرسم که آیا شما انسان خوشبختی هستید؟ تعریف شما از یک زندگی خوب و شاد چیه؟

برخی خوشبختی و شادی رو توی تفریح و رفاه و پول و رفیق می‌دونند. بعضی وقتی خوشحالند که یک رضایت نسبی از خودشان داشته باشد .مثلا وقفی قابلیت ها و توانایی هاشون رو گسترش می‌دن.

پس ببینید چیزی که از نظر من خوشبختی و شادی حساب میشه با تعریف یکی دیگر از خوشبختی متفاوت هست و نمیشه یه نسخه برای همه پیچید. پس شادی و شادکامی من به انتظارات من از زندگی بستگی داره. باورهای مثبت و منفی ما نسبت به زندگی، به شدت روی شادی و احساس ما به زندگی تاثیر دارن. همین باور های مثبت و منفی از ما آدمهای خوشبین و بدبینی می سازه که دوتا سبک زندگی کاملا متفاوت دارن و احساسشون نسبت به زندگی، احساس ارزشمندی و یا بی ارزشی خواهند بود.

حالا یه سوال؛ جنس آدم های دور و بر شما چه جوریه؟ آیا همنشینی با اونا شما را به زندگی امیدوارتر میکنه یا احساس سرخوردگی و قربانی بودن را در شما زنده می کنه؟

من برای شما یک پیشنهاد دارم. پیشنهاد می‌کنم که در جلسات کارگاه شادمانی و شادکامی ما شرکت کنید و وارد اکیپ های آدم های شاد و خلاق بشید. یادمون باشه اینکه چطوری زندگی کنیم غریزی نیست، بلکه یک مهارت هست.

در کارگاه شادمانی و شادکامی با تفاوت بین لذت بردن رضایت و خرسندی آشنا میشید. مهارت های شاد بودن رو یاد می گیرید و با هم دیگه اولین قدم ها رو برای یک زندگی شادِ پایدار بر می داریم. یادمون باشه شاد بودن یک هنر و هنری آموختنی است. حولسمون باشه نمیشه جلوی طوفان های زندگی رو گرفت، ولی میشه با آگاهی و آمادگی قایق زندگی را به سلامت به مقصد رسوند.