مدیریت کارمندان

چگونه کارمندانمان را مدیریت کنیم؟

بر کسی پوشیده نیست که در دنیای امروز علم مدیریت جزء علوم پایه و موثر در هر سازمان، جامعه و کشورها است. با نگاهی سطحی می توان دریافت که سازمان هایی که اصول مدیریت را به درستی پیاده کرده اند، چگونه به شکوفایی و پیشرفت دست پیدا کرده اند. مدیریت در سازمان دارای سطوح متفاوتی است که هر کدام وظیفه خاص خود را ایفا می کنند. یکی از مباحث مهم در علم مدیریت در سطح یک سازمان مدیریت کارمندان یا کارکنان است.

این بخش از مدیریت از گزینش جهت استخدام گرفته تا ورود فرد به سازمان و بعد از آن یعنی، برنامه ریزی، سازماندهی وکنترل جهت رسیدن به بالاترین سطح برای کمک به اهداف سازمانی، فردی و اجتماعی ایفای نقش می کند. مدیریت کارمندان بخش ها و عملکردهای گوناگونی دارد که در بطور کلی در چهار مورد خلاصه می شود:

  • برنامه ریزی
  • استخدام
  • آموزش و توسعه
  • هدایت و کنترل

آنچه که در اینجا به آن پرداخته خواهد شد نحوه مدیریت کارکنان به شکلی کاملاً صحیح و علمی است که به افراد کمک می کند استعداد های خود را بروز دهند. با تعاملی سازنده کارها را به درستی پیش برند و سازمان را جهت رسیدن به اهداف، کمک کنند.

بدیهی است سازمان ها برای جذب نیروی مورد نظر خود پارامترها و خصوصیاتی را تعریف کرده باشد. در مرحله جذب نیرو سازمان باید با بررسی دقیق افراد، مورادی را برگزیند که دارای شایستگی بیشتری باشند و امکان رشد برای خود و سازمان را فراهم کنند. وظیفه بعدی سازمان آموزش صحیح و سازنده افراد جذب شده است.

در این مرحله از مدیریت کارمندان ، سازمان باید در برخورد با کارمندان جدید صبر و برباری پیشه کند تا بتواند هم آنها را به ادامه راه و همکاری فرد با سازمان دلگرم کند، هم به اهداف آموزشی از پیش تعیین شده دست یابد. البته باید به چند نکته قبل از آموزش آنها توجه کرد. مدیریت باید شناخت دقیقی از فرد، چه سابقه شغلی و تجارب کاری و چه شخصیت او داشته باشد. آموزش های سازمان باید به گونه ای باشد که برای فرد ایجاد انگیزه کند تا بتواند مسئولیت خود را به درستی بشناسد.

مدیریت کارمندان

آموزش کارمندان خود دارای فرآیندی است که برای کسب نتیجه مطلوب باید مراحل آن به درستی طی شود. این فرآیند داری چهار مرحله می باشد که عبارت است از:

۴ مرحله فرایند آموزش کارمندان

۱- نیازسنجی

نیازسنجی بدان معناست که افراد برای قبول کردن یک مسئولیت خاص، چه آموزش هایی جهت درک صحیح شغل و ایفای نقش در آن سمت نیاز دارند. این مرحله در برخی از موارد طی چندیدن دوره نیز انجام می شود تا میزان تطابق افراد با سمتی که دارند مورد بررسی قرار گیرد.

۲- طراحی و برنامه ریزی

در این مرحله اولین وظیفه مدیریت کارمندان، تعیین معیارهایی برای روش آموزش است و بعد از آن شیوه آموزشی مناسب را انتخاب می کند. تعیین مشخصات مربوط به طرح آموزش برای درک روشن از نیازهای سازمان و اهداف آن الزامی است. چراکه می خواهیم بدانیم بعد از این آموزش ها، کارمندان توانایی دست یابی به چه چیزی را خواهند داشت.

۳- اجرای برنامه

وظیفه دیگر مدیریت کارمندان برگزاری هرچه بهتر آموزش ها است. زیرا در این مرحله بازخوردهایی داده می شود که می تواند سطح کمی و کیفی آموزش ها را تعیین نمود. برخی از کارها مانند پشتیبانی مناسب، فراهم کردن ابزار و تجهیزات، مکان مناسب و … در این مرحله انجام می شوند.

۴- ارزیابی و سنجش

در این بخش مدیریت می تواند میزان اثربخشی آموزش های خود بر کارمندان را مورد بررسی قرار دهد. این بررسی در سه سطح واکنش، دانش و رفتار انجام می گیرد. با جمع بندی تمامی این موارد و پایش کارمندان، مدیریت به این تیجه می رسد که آموزش های تعیین شده ثمربخش بوده اند یا خیر.

مدیریت کارمندان

دستیابی به موفقیت سازمانی با مدیریت کارمندان (چگونگی مدیریت کارمندان)

مدیریت کارمندان وظیفه دیگری نیز بر عهده دارد و آن حمایت و پشتیبانی و ایجاد بسترهایی برای رشد همه جانبه کارمندان است. بدین شکل که کارمندان را به گونه ای در مسیر شغلی شان قرار دهند که آنها مجال بروز خلاقیت ها و استعداد خود را داشته باشند. نه اینکه با برخورد های زننده موجب سرخوردگی و گاهی دلسردی نسبت به کار شوند. بعضی از کارهایی که می توان در این بخش انجام داد عبارتند از: آموزش های ضمن خدمت، توسعه تکنولوژی، نظرخواهی و ایجاد بسترهای کاری مناسب.

مرحله دیگری که در حوزه مدیریت کارمندان قرار دارد، کنترل و هدایت است. کنترل یکی از اجزای اصلی مدیریت محسوب می شود. به طوری که بدون توجه به این جزء، سایر اجزای مدیریت، از قبیل بر نامه ریزی، سازماندهی و هدایت نیز ناقصند و تضمینی برای انجام درست آنها وجود ندارد.

در حقیقت زمانی که یک برنامه تهیه شد؛ برای اجرای آن سازماندهی به عمل آمد؛ و رهبری و هدایت آن مشخص شد، انتظار این است که هدف های برنامه تحقق پیدا کند و در اجرای برنامه، اطمینان وجود داشته باشد که روند حرکت دقیقاً به سوی اهداف تعیین شده است. هدف از انجام کنترل کارمندان عبارت است از این که مشخص گردد، آیا کارمندان براساس اهداف تعیین شده وظایف خود را انجام می دهند یا خیر؟ اگر انجام می دهند با چه سطح کیفی و کمی؟

کنترل و مدیریت کارمندان در حقیقت فرایندی است که بایدها را با هست ها، مطلو ب ها را با موجودها، و پیش بینی ها را با عملکردها مقایسه می کند و تصویر روشنی از اختلاف یا تشابه بین این دو گروه از عوامل را در اختیار مسئولان و مدیران سازمان قرار می دهد.

گاهی مفهوم نظارت و کنترل در کنار همدیگر به کار گرفته می شود که این کار خطایی است. در واقع نظارت، مهم تر و مقدم بر کنترل است. چرا که نظارت یک امر مشاهده ای و تحقیقی می باشد و اگر در یافتن انحرافات جریان عملیاتی سازمان موردی دیده نشود نیازی به کنترل نخواهد بود.

در سال های اخیر مفهومی جدید در زمینه کنترل کارمندان به کار گرفته می شود و آن خود کنترلی است. خودکنترلی حالتی در درون انسان است که او را به انجام وظایف و حس مسئولیت پذیری متمایل می سازد. بدون اینکه از خارج او را تحت کنترل و نظارت داشته باشند. با نگاهی دقیق تر به تعریف خودکنترلی می توان دریافت که اگر سازمان در مرحله آموزش به درستی عمل کرده باشد و حس و انگیزه کارمندان، نسبت به شغل شان را درست ارائه کرده باشد، کارمند نیز به این درک و آگاهی می رسد که حتی اگر شخصی او را کنترل نکند، وظیفه خود را به نحو احسن به انجام رساند.

مدیریت کارمندان

کنترل در یک سازمان چه ضرورتی دارد؟

این را می دانیم که هدف اصلی کنترل اصلاح و بهبود در راستای اهداف سازمان است. چه بسا در بسیاری از موارد کارمندان ناخواسته دچار انحرافات سهوی می شوند و متوجه این امر هم نیستند. اینجاست که کنترل به کمک او خواهد آمد و او را به مسیر اصلی و درست هدایت خواهد کرد. به بیان دیگر می توان گفت امر کنترل یک عامل انگیزشی برای کارمندان برای هرچه بهتر نشان دادن خود است. کنترل در تمامی سطوح سازمان موجب برقراری یک تعادل و هماهنگی همه جانبه خواهد شد.

در برخی اوقات، کارمندان اینگونه تلقی می کنند که کنترل توسط برخی از همکارانشان صورت می گیرد، که این امر موجب ایجاد حس بی اعتمادی و دلسردی در مجموعه می شود. حال آنکه وظیفه مدیریت در این موارد رفع شبهات و ابهامات کارمندان خود می باشد. وظیفه مدیریت این است اگر مواردی را مشاهده کرد که کارمندان از خط اصلی دور شده اند، آنها را ریشه یابی کند و راه حل های اصلاحی ارائه نماید.

علاوه بر موارد ذکر شده در مدیریت کارمندان و کارکنان نکات دیگری نیز هست که می تواند مدیریت را در هرچه بهتر اداره کردن کارمندان خود کمک نماید.

آزادی

یکی از نکات این است که مدیر باید کارمندان را در انجام وظایف محوله بیشتر آزاد بگذارند، تا زمینه بروز خلاقیت وی فراهم شود. چرا که کارمندان مسئول تصمیم های خود هستند و باید پاسخگو باشند. در این مواقع پیشنهاد به مدیریت، راهنمایی است.

مدیریت متفاوت

نکته دیگر آنکه، در بحث مدیریت کارمندان نباید همه را به یک شکل مدیریت کرد. بدیهی است که مدیر باید نسبت به کارکنان خود مهربان باشد و با همه به احترام رفتار نماید. ولی نباید انتظار داشته باشد که همه کارمندان به این شیوه مدیریت واکنش یکسان نشان دهند.

ایجاد اعتماد

نکته مهم دیگری که در مدیریت کارمندان مورد توجه می باشد، اعتمادسازی است. اعتماد، مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری روابط فردی و اجتماعی است. کارمندان در سازمان بیشترین چیزی که خواهان آن هستند، این است که اولاً به مدیر خود اعتماد کنند، ثانیاً مدیریت نیز به آنها اعتماد کند. اعتماد بطور تدریجی به وجود می آید و به شکل پایدار درخواهدآمد. برخی از رفتارها از سوی مدیران باعث ایجاد بی اعتمادی می شود، مانند: عمل نکردن به قول‌ها، شایعه‌پراکنی، نگه‌ داشتن اطلاعات فقط برای خود و دورو بودن.

قدردانی

شما به عنوان یک مدیر باید از کارمندان خود قدردانی نمایید. متأسفانه یکی از اشتباهاتی که در بین مدیران رایج است قدردانی نکردن از کارمندان خود است. علت اصلی بسیاری از نارضایتی کارمندان در سازمان نیز همین امر است. در برنامه روزمره خود توجه به کارمندان را در اولویت قرار دهید، زیرا با این کار به آنها انگیزه مضاعف خواهید داد.

افزایش بهره وری کارکنان

بایدها و نبایدهای افزایش بهره وری کارکنان

سازمان ها امروزه با استفاده از منابع مختلف به دنبال اهداف سازمانی خود و رفع یکی از نیاز های جامعه اند. اما از آن جایی که منابع به صورت یکسان در دسترس نیست، علاوه بر شکل گیری نوعی رقابت بین سازمان ها جهت دستیابی به منابع، منجر به ایجاد حساسیت در کیفیت استفاده از منابع و میزان خروجی تولید شده می گردد. این یک مزیت است که از منابع ورودی به سازمان بتوان بیشترین استفاده را کرده و خروجی های با کیفیت و در عین حال با کمیت بالا نیز تولید کرد. راه های مختلفی برای بهره برداری بهتر از منابع در سازمان وجود دارد ازجمله: افزایش بهره وری کارکنان ، ساختار سازمانی مناسب، تجهیزات و ابزار کار سالم، فضای متعادل و سالم کاری، مدیریت و رهبری موفق و ، تقسیم کار صحیح و … .

همه این عوامل در نیل به بهره وری مطلوب ضروری اند. یکی از مهمترین اهداف در هر سازمانی افزایش بهره وری کارکنان آن است. در بین عوامل یاد شده در بالا، کلیدی ترین نقش و موثرترین آن در افزایش بهره وری سازمان، نیروی انسانی است. کارمندی که با فرهنگ بهره وری آشنا باشد، آن را به بهترین بصورت در سازمان اجرا خواهد کرد.

بهره وری به معنی به حداکثر رساندن استفاده از منابع به روش علمی، به منظور کاهش هزینه ها  و افزایش خروجی ها است. از نظر فرهنگ آکسفورد، بهره وری نسبت کالاهای تولید شده به منابع مصرف شده است. و از نظر سازمان بهره وری ملی ایران، بهره وری یک فرهنگ، یک نگرش عقلائی به کار و زندگی است که هدف آن هوشمندانه تر کردن فعالیت ها برای دستیابی به زندگی بهتر و متعالی تر است.

افزایش بهره وری کارکنان

صرف نظر از تعریف های گفته شد،ه ذکر برخی نکات در مورد بهره وری لازم است. اینکه بهره وری منحصر به واحد های تولیدی و صنعتی نیست. بنابراین سازمان هایی هم که خدمات ارائه می کنند می توانند از الگوهای بهره وری استفاده کنند. بهره وری دقیقا مترادف سودآوری نیست، بلکه بهره وری می تواند منجر به افزایش رضایت کارکنان و تعهد آن ها نسبت به سازمان گردد که با معیارهای مادی نمی توان آن را سنجید.

برنامه های بهره وری حتما باید مانند روحی یکپارچه در همه جای سازمان وجود داشته باشد و رعایت آن برای همه امری ضروری باشد تا نتیجه دهد. برنامه های افزایش بهره وری باید در دوره های زمانی معین مورد ارزیابی قرار بگیرند و نتایج بررسی شوند. همچنین برنامه های افزایش بهره وری کارکنان باید از سمت مدیران ارشد حمایت شود و نیز مشارکت کارکنان در چنین امری حتما مورد استفاده قرار بگیرد.

راهکارهای افزایش بهره وری در یک سازمان نیاز به شناخت کافی از وضعیت موجود و فرهنگ کاری سازمان است. در نتیجه با توجه به این واقعیت که تفاوت های بسیاری در سازمان ها وجود دارد؛ راهکارهای افزایش بهره وری در آنان نیز متفاوت خواهد بود. لذا برای اقدام در هر سازمانی باید نسخه ای منحصر به فرد را ایجاد کرد تا به وضع مطلوب رسید. ما در این مقاله به برخی از نکات سلب و ایجابی که در افزایش بهره وری کارکنان باید به آنها توجه کافی بشود را بیان می کنیم تا راهنمای شما در نگارش برنامه بره وری سازمان تان باشد.

افزایش بهره وری کارکنان

موانع افزایش بهره وری کارکنان

۱- ضعف سیستم جذب

بهترین عمل برای پیشگیری از برخی از مشکلات سازمانی، اصلاح سیستم جذب و استخدام کارکنان است. یک جذب صحیح بسیاری از هزینه های بعدی سازمان را کاهش می دهد. باید از ابتدا کارکنانی وارد سازمان شوند که دارای صلاحیت کافی و تخصص لازم باشند. استخدام فردی که با پست مربوطه آشنایی کافی ندارد و یا دوره های کار آموزی لازم را نگذرانده باشد، منجر به هدر دادن منابع و تحمیل هزینه های اضافی می گردد. در نتیجه بهره وری کارکنان کاهش می یابد و موفقیت سازمانی را به تأخیر می اندازد.

۲- روش های انجام کار غلط

در بسیاری از سازمان های سنتی و دولتی، روش کار ثابتی وجود دارد که همه ملزم به پیروی از آنند . حتما باید طبق مقررات تمام مسیرهای انجام وظایف را به طور دقیق انجام دهند. عدم تحول در روش کار و عدم استفاده از روش های نوین مثل تکنولوژی رایانه و یا اینترنت که به تسهیل و تسریع کارها کمک می کند، منجر به خستگی و دلزدگی کارکنان و سردرگمی و اتلاف وقت ارباب رجوع خواهد شد. گاهی افزایش بهره وری کارکنان با یک تغییر در روش انجام کارها به راحتی میسر می شود.

۳- عدم وجود نظارت و ارزشیابی

نداشتن یک ارزشیابی و یا نقص در ارزشیابی و نظارت، باعث می شود تا نتوانید به نقاط ضعف و موانع بهره وری در سازمان تان پی ببرید. با ایجاد یک سیستم ارزشیابی مناسب که عملکرد کارکنان را در دوره های مشخص مورد ارزیابی قرار می دهد، می توانید به معیاری جهت اصلاح روش های ناکارآمد دست بیابید.

۴- نداشتن انگیزه کاری

علت های از بین رفتن انگیزه در کارکنان موارد متععدی می تواند باشد. ولی ارتباط مستقیم آن با افزایش بهره وری در کارکنان، آن را از جمله موارد مهمی کرده است که حتما باید به آن توجه نمود. کارکنان با انگیزه خواهان تلاش بیشتر برای رسیدن به اهداف سازمان و نیز استفاده صحیح از منابع و کاهش هزینه ها هستند.

افزایش بهره وری کارکنان

۵- ضعف مدیریت

یکی از عوامل اصلی که به افزایش بهره وری کارکنان کمک می کند، آشنایی مدیران با تکنیک ها و فنون برنامه ریزی، تقسیم کار، مدیریت منابع انسانی و نظارت و ارزشیابی است. عدم آشنایی مدیر با این موارد موجب ضعف در مدیریت و نهایتا کاهش بهره وری کارکنان خواهد شد. چرا که این عدم آگاهی که منجر به ضعف سازمان نیز خواهد شد از مراتب بالای سازمان سرچشمه می گیرد و به همه ی سازمان سرایت خواهد کرد.

همچنین مشفله کاری فراوان مدیر نیز از دیگر عوامل بازدارنده افزایش بهره وری کارکنان است. چون مدیر عملا نمی تواند کارهایش را در زمان های تعیین شده، به نحو شایسته انجام دهد. در نتیجه عدم رضایت ارباب رجوع و کارکنان، و کندی در انجام کارها را به بار خواهد آورد.

عوامل موثر بر افزایش بهره وری کارکنان

۱- کارکنان خلاق و با مهارت

استخدام و نیز حفظ کارمندانی که خلاقند و و توانایی های ویژه ای دارند، مهمترین عامل موثر بر بهره وری است. البته فراهم کردن محیط مناسب برای فعالیت و نیز رشد و نگهداری از چنین کارکنانی نیز از ضروریاتی است که می تواند از هدر رفتن چنین سرمایه هایی جلگیری کند. کارکنانی که به یادگیری اهمیت بدهند و دارای مهارت های خود انگیزشی باشند، از دیگر ملاک های کارآمد، برای افزایش بهره وری کارکنان است.

۲- برنامه ریزی

یک برنامه ریزی استراتژیک که به حد کافی منسجم بوده و همه جوانب را مدنظر قرار داده است، تا اندازه زیادی از سردرگمی ها و به هدر رفتن زمان و منابع جلوگیری می کند. تهیه یک برنامه خوب و سپس تفهیم آن به کارکنان برای همراهی با برنامه باعث می شود کارمندان وظایفشان را متمرکزتر دنبال کنند و نیز با انگیزه تر فعالیت کنند. چون ابهام در کار از عوامل سردرگم و دلسرد کننده در کارند. کارمندانی که در چارچوب یک برنامه ریزی صحیح کار می کنند می توانند زودتر به موفقیت دست پیدا کنند. همین امر موجب افزایش تعهد آنهابه سازمانشان می گردد.

۳- ارتباط با کارکنان

رو راست بودن و حفظ صراحت و صداقت با کارکنان، از پخش شدن شایعات و یا ایجاد ابهام جلوگیری می کند. زمانی که بازخورهای مدیر به کارکنان، صادقانه و توأم با نکات مثبت و منفی همراه می شود، کارکنان را در ادامه اجرای برنامه به خوبی راهنمایی می کند. به یاد داشته باشبد که کارکنان هم انسان هایی اند با دغدغه هایی شبیه دغدغه های شما، پس گاهی با آنها سر صحبت های غیر کاری را باز کنید و با آنها صمیمی بشوید تا حرف هایشان را با شما در میان بگذارند و احساس بهتری نسبت به شما پیدا کنند. در چنین حالت هایی کارکنان به راحتی نظرات و ایده ها و حتی بازخورهایشان از سازمان را با شما در میان خواهند گذاشت.

۴- اولویت بندی داشتن

منابع محدود و در دسترس، ایجاب می کند برای تخصیص آنها اولویت قائل شد. به تمام طرح ها و یا بخش ها نمی توان به یک اندازه رسیدگی و منابع اختصاص داد. اولویت بندی به شما کمک می کند زمان و منابع را به ارزشمند ترین، حیاتی ترین و تأثیر گذارترین وظایف و بخش ها اختصاص داده شود. کارمندان نیز از این نوع اولویت بندی باید آگاه بشوند و وظایف شان را بر اساس آن انجام بدهند.

۵- سنجش و ارزیابی به موقع

زمانی که کارمندان بدانند عملکرد آنها مورد ارزیابی قرار می گیرد و نواقص آنها آشکار خواهد شد تمرکز بیشتری را در انجام وظایفشان خواهند داشت. رفته رفته چنین فرآیندی منجر به پیشرفت افزایش بهره وری کارکنان خواهد شد. این سنجش ها به سازمان کمک می کند تا بهتر بتواند کارمندان را در جهت اهدافش سازماندهی کند و در مواردی که نیاز به آموزش و یادگیری کارکنان ملاحظه شود، دوره هایی را برای ارتقا و آموزش کارکنانش برگزار کند.

ده کلید طلایی برای موفقیت در مدیریت منابع انسانی

ده کلید طلایی برای موفقیت در مدیریت منابع انسانی

«من شخصی مردم دوست هستم» و «من کمک به دیگران را دوست دارم.» این ها دو دلیل رایج است که مدیران منابع انسانی در جواب این که چرا شغل مدیریت منابع انسانی را برای خود انتخاب کرده اند، می آورند. هر چند این ها دلایل خوبی برای شروع این کار است، اما نمی تواند دلایل کافی برای انجام کار به بهترین شکل و در نتیجه دست یابی به موفقیت سازمانی باشد.

در این مقاله که از سایت shrm ترجمه شده است، به نکاتی اشاره می کنیم که نشان می­دهد چگونه می­توان در مدیریت منابع انسانی موفق و مؤثر بود. طبق روش دیوید لترمن، ۱۰ مورد مهم وجود دارد که هر متخصص منابع انسانی برای موفقیت به آن ها نیاز دارد.

ده کلید طلایی مدیریت منابع انسانی

۱۰- هدف داشته باشید

بدانید چه می خواهید انجام دهید و چرا؟ منتظر نباشید که سازمان شما مدیریت منابع انسانی را برای شما تعریف کند. مثال های زیادی در دسترس است و جستجوی کمی شما را به دامنه گزینه های موجود سوق می دهد. این را وظیفه خود بدانید که امکانات را بسنجید. هر چیزی که می یابید مطالعه کنید و با دیگران ارتباط برقرار کنید تا خودتان را به یک متخصص تبدیل کنید و در نتیجه به موفقیت سازمانی دست یابید.

اگر مصاحبه می شوید، اهداف تان را بیان کنید. اگر مشغول کار هستید، در هر فرصتی که به دست می آورید اهداف تان را مطرح و مشخص کنید. درباره ایده های خود با تیم رهبری­تان گفتگو کنید تا ورودی و خروجی آنها را خوب واکاوی کنید.

هدف من در شرکت وین ریسورتس Wynn Resorts این بود که فرهنگی را توسعه دهم که افراد دوست داشته باشند در محدوده آن کار کنند و باقی بمانند؛ نتیجه به موفقیت سازمانی منجر شد که شامل این موارد است: جذب بیش از سه میلیون تقاضای کار برای ۱۲۵۰۰۰ جای خالی‌ ای که بیش از ۲۰ سال پر کردیم. نرخ گردش مالی سالانه در این مدت ۱۱ درصد بود.  نداشتن پرونده شکایت و قضاوت (۵۰ درصد اتحادیه ، ۵۰ درصد غیر اتحادیه) و به عنوان یکی از ادارات تحسین شده آمریکا انتخاب شدن.

۹- یک متفکر مدبر باشید

هر سازمان مهمی به مدیران منابع انسانی نیاز دارد که با آموختن اهداف شرکت با آنها هماهنگ و از آنها پشتیبانی کنند. ما می خواستیم بخش مدیریت منابع انسانی در Wynn ، بیش از یک بخش اداری باشد، به این معنی که کارکنان در هر سطحی نقش خود را در پشتیبانی از فرهنگ و فلسفه منابع انسانی درک کنند.

به عنوان مثال، این شرکت برای پیشبرد موفقیت سازمانی، یک تیم کوچک و توانمند می خواست، بنابراین ما منابع انسانی را طراحی کردیم که مدیران و کارمندان بتوانند از آنها برای ورود و بازیابی معاملات و اطلاعات مربوط به منابع انسانی خود استفاده کنند. ما به آنها آموختیم که چگونه از منابع انسانی استفاده کنند و کارآیی و اثربخشی آنها را بسنجند. داشتن این ابزارهای خدمات شخصی به تیم مدیریت منابع انسانی این امکان را می دهد تا به جای منشی معاملاتی، به یک شریک با تدبیر تبدیل شوند.

ده کلید طلایی برای موفقیت در مدیریت منابع انسانی

۸- استاد برقراری ارتباط شوید

استیو وین Steve Wynn به ما آموخت که تفاوت میان یک متخصص خوب و یک رهبر بزرگ در حیطه مدیریت منابع انسانی، داشتن توانایی در برقراری ارتباط است. شما صدای فرهنگ سازمان خود هستید، پس برای ادای این نقش از ترفندهای زیر استفاده کنید:

  • سبک سخنران مورد علاقه‌تان را تقلید کنید. بلند تمرین کنید و سپس در جمع کارمندان برخیزید و در مورد کارهای مفیدی که تیم منابع انسانی تان انجام می دهد، گزارش دهید.
  • از مهارت های خود برای کمک به دیگران در برقراری ارتباط موثرتر در جلسات، شرکت ها و مناسبات جمعی استفاده کنید و همچنین از آنها در جهت گیری های جدید استخدامی در حوزه مدیریت منابع انسانی بهره ببرید.
  • در جلسات تقویت فن بیان و سخنرانی شرکت کنید. تنها مقدار کمی از این تمرینات، می تواند در تبدیل کردن شما به یک سخنران قهار، بسیار مؤثر واقع شود و در موفقیت سازمانی تأثیر بزرگی بگذارد.

۷- خبره تکنولوژی شوید

من به تأثیر شگرف استفاده از تکنولوژی در گسترش و پیشرفت عملکرد مدیریت منابع انسانی باور دارم. مشکل من این بود که عادت نداشتم ایده های خودم را بیان کنم و یا در بحث ها شرکت کنم. بنابراین در دوره هایی شرکت کردم که به من در درک بهتر واژه شناسی و روش شناسی کمک کرد. (چیزی که مرتب جمع های کوچک دانشکده آن را پیشنهاد می کنند و امروزه این جلسات با کارگاه­ها و دوره­های آنلاین تکمیل می‌شود). من هیچگاه در هیچ جمعی باهوش­ترین نفر نبوده ام؛ اما با پرورش و آموزش خود، توانستم طیف گسترده‌ای از اهداف فناوری اطلاعات را که شامل اجرای سیستم های اطلاعاتی منابع بزرگ انسانی و سیستم های پیگیری متقاضیان بود، در همکاری با فروشندگانی که مورد اعتمادمان بودند، محقق کنم و این موفقیت سازمانی را به همراه آورد.

۶- در مدیریت منابع انسانی، انعطاف پذیر باشید

برای مدیریت منابع انسانی بهتر، در ابتدا نسبت به کشف چیزهایی که نمی­دانید کنجکاو باشید. این که کارهایی که برای­مان راحت است را انجام دهیم، بسیار آسان است، اما شما به یادگیری مسائل جدید که در نتیجه تغییرات سریع در سراسر صنعت و کارتان پیش می آید، نیاز دارید تا بتوانید به موفقیت سازمانی دست پیدا کنید.

زمانی را هم به صورت آنلاین و هم با برقراری ارتباط با دیگران، برای کشف مسائل جدید اختصاص دهید و بهترین راهکارهای پیشنهادی دیگران جهت هماهنگی با مسائل را بیاموزید. در حوزه مدیریت منابع سازمانی به اهمیت حمایت از جلسات گروهی تجاری و صنعتی در محل شرکت خود توجه کنید تا به کارکنان خود اجازه دهید با دیگران تعامل داشته باشند.

در مرحله دوم، چیزهای جدید را امتحان کنید. دنیا در حال تغییرات پی در پی است. به همین جهت روش‌ها و سیاست‌های ثابتی که در گذشته آموختید، مرتب نیاز به به روز رسانی دارد.

چه تعداد از ما دفترچه ای داریم که در آن موارد دلخواه مان را یادداشت کرده ایم؟ آیا فکر می کنید این کار قدیمی شده است؟ (واقعا آخرین باری که شما شخصی را بدون دلیل اخراج کردید کی بوده است؟) همچنین قضاوت اجباری: تا حالا از این که چرا اینقدر دادخواهی و مرافعه در بخش مدیریت منابع انسانی وجود داشته متعجب شده اید؟

ده کلید طلایی برای موفقیت در مدیریت منابع انسانی

ما غالبا چیزی را انجام می دهیم که در گذشته نیز انجام می شده است، اما برخی اوقات راه بهتری برای انجام کارها وجود دارد و چه کسی بهتر از مدیریت منابع انسانی می تواند این راهکارهای بهتر و جدید را به ما پیشنهاد دهد؟

در مرحله سوم، استاد تغییرات باشید. نقش های مدیریت منابع انسانی، برای­مان بستری برای آموختن، قدرت رهبری بحث­های مرتبط و درک صحیح تأثیر تغییرات را به ارمغان می آورد. پایبندی سفت و سخت به گذشته مانع اتخاذ تصمیمات و کارهای جدید و خوشایند در آینده می شود. این جایی است که یک طرز فکر آزاد و منعطف به خوبی به مدیریت منابع انسانی به شکلی حرفه ای خدمت می کند. برنامه ریزی توأمان برای چیزهایی که می خواهیم انجام دهیم و برای مسائل احتمالی -برای اوقاتی که کارها دقیقا آن طوری که برنامه ریزی کرده ایم پیش نمی رود- هوشمندانه ترین کاری است که می توانیم انجام دهیم.

در مرحله چهارم، این تغییرات را به صورت مؤثر مدیریت کنید. این راهی است برای یافتن ایده‌های بزرگ و کوچک و عملی کردن آنها. ایده های بزرگ زمان و تلاش زیادی برای عملی شدن می طلبد و یک نفر باید آن ها را مدیریت کند. بهترین راهکارها برای مدیریت پروژه در حوزه مدیریت منابع انسانی را یاد بگیرید و در این صورت خواهید توانست این تغییرات را هدایت کنید. بدانید که چه چیزی در دسترس است، همه آن ها را به کار ببندید و نقش هدایت برنامه های منابع انسانی را تا مرحله اجرایی شدن به عهده بگیرید.

۵- اعداد را بشناسید

آیا چیزی را می خواهید که باید هزینه زیادی بابت آن پرداخت؟ بودجه و پس انداز در این مسأله نقش اساسی دارد و شما باید برای آنچه نیاز دارید بجنگید. مدیران در مدیریت منابع انسانی غالبا برای پیشنهاد برنامه ها مردد هستند. زیرا می ترسند که پیشنهادات شان هیچگاه پذیرفته نشود.

من یک بار پیشنهاد ساخت یک سیستم پیگیری متقاضیان را دادم، سیستمی که از ۱۰۰ کامپیوتر در مرکز استخدام برای وارد کردن اطلاعات متقاضیان به صورت مستقیم استفاده می کرد. هزینه این کار بسیار بالا بود، اما من توانستم بازگشت سرمایه را در طی دو سال نشان دهم. اگر نیاز به بازگشت استاندارد پول در تحلیل سرمایه و روش شناسی آن را درک نکرده بودم، این کار در حیطه مدیریت منابع انسانی هرگز تصویب و انجام نمی شد.

همه ما با بودجه ها زندگی می کنیم و از اهمیت آن باخبریم. اما این به آن معنی نیست که شما باید بدون استفاده از تمام ابزارها و روش های در دسترس برای استدلال مؤثر ایده های خود، تسلیم شوید و موفقیت سازمانی را نادیده بگیرید.

ده کلید طلایی برای موفقیت در مدیریت منابع انسانی

۴- یک شریک خوب باشید

معمولا می شنوم که منابع انسانی مانند گزینه­ای روی میز هستند. حدس بزنید باید چه کار کنید؟ شما باید آن را به دست بیاورید. به همین دلیل است که مردم شما را به عنوان متفکری قدرتمند، رهبری خوب و سرمایه داری هوشمند می‌بینند، همه این‌ها برای موفق شدن در مدیریت منابع انسانی لازم است. اما چگونه:

  • شخصا با مدیران ادارات تشریک مساعی کنید تا بدانید نیازهایشان چیست و چه انتظاری از منابع انسانی دارند. همکاری کردن، بهترین راه برای پذیرش و اجرای ایده‌ها در سازمان شما و رسیدن به موفقیت سازمانی است.
  • برای کار در هر بخش، وقت بگذارید. گروه های متمرکز را مدیریت کنید، برنامه های آزمایشی را برای سنجش قابل قبول بودن و کاربردی بودن ایده های خود برای مدیریت منابع انسانی، اجرا کنید و یک گروه مشاوره برای تأمین اطلاعات در روند برنامه ریزی خود ایجاد کنید.
  • مدیران بخش آموزش را منصوب کنید، در حوزه مدیریت منابع انسانی، ناظرانی را که مسئولیت تصمیم گیری برای آموزش های مورد نیاز محدوده خود را بر عهده دارند و همچنین تشخیص وقت اجرا و چگونگی ارائه کردن آموزش ها و بررسی عملکرد و رفتارهای بعد از آموزش از مسئولیت های آنهاست، به کار بگمارید.

این نوع از همکاری به بخش مدیریت منابع انسانی ما بینش عالی ای در مورد محتوای تمام بخش های سازمان داد و به ما کمک کرد تا با شناخت نیازهای سازمان، آن ها را رفع و تأمین کنیم.

۳- از دفتر خود خارج شوید

بیشتر از آنچه در دفتر باشید، از آن خارج شوید. کارمندان غالباً فکر می کنند که رفتن به بخش منابع سازمانی مثل رفتن به دفتر رئیس است. اینگونه نخواهد بود اگر شما از مدیرانی باشید که به طور مرتب در محل کار کارمندانتان حضور دارند، اینگونه آنها با شما آشنا می شوند و شما موضوعاتی را که در بخش مدیریت منابع انسانی باید با آنها سر و کار داشته باشید، بیشتر لمس می کنید.

علاوه بر این کارمندان از حضور شما قدردانی می کنند و مدیران با ایده های شما راحت تر کنار می آیند. شما بر خلاف آن دسته از مدیران منابع انسانی که پشت سیاست­های خود پنهان می شوند، خیلی زود بعنوان بخشی از تیم شناخته می شوید این به مدیریت منابع انسانی فرصت می دهد تا قبل از اینکه مشکلات جدی شود، به آن‌ها رسیدگی کند.

سیاست درهای باز بسازید. این امر این امکان را برای کارکنان ایجاد می کند که سؤال بپرسند، پاسخ دریافت کنند و اعتماد خود به سازمان را توسعه دهند و در نتیجه از تصمیمات نامطلوب خودداری نمایند.

ده کلید طلایی برای موفقیت در مدیریت منابع انسانی

۲- ریسک پذیر باشید

بیشتر متخصصان حوزه مدیریت منابع انسانی قدرت ریسک ندارند. زیرا به این کار تشویش نمی شوند و یا مورد اعتماد قرار نمی گیرند. اما کارکنان موفق نیاز به ریسک پذیری و نتایج ارزشمندی که در موفقیت سازمانی به بار می آورد را درک می کنند.

به عنوان مثال در برنامه سخنرانی های تد TEDx talk در سال گذشته، من به صورت متناوب چندین سخنرانی درمورد برنامه های استخدامی­ای که آن ها را توسعه دادم، انجام دادم. این برنامه ها شامل کار با یگان های گروه پلیس، برنامه های اردوگاه ویژه پوتین برای کسانی که برای اولین بار بزهکاری­های بدون خشونت داشته‌اند و همچنین همکاری با نمایندگی های محلی که باعث ارتقای خدمات به افراد محروم می شدند.

۱- الهام بخش دیگران باشید

کلمه ای که من غالبا باید برای وصف شیوه مدیریت منابع انسانی خود استفاده کنم، «الهام بخش» است. متخصصان منابع انسانی، قوانین را نشان می دهند و بیشتر اوقات ما به عنوان خبره­های تکنولوژی و استراتژی‌ای شناخته می شویم که ارتباطی با دنیای نیازهای واقعی سازمان‌ها نداریم. قطعا این در کار ما وجود دارد. شما هر چه بیشتر برای درک این که چگونه و چرا منابع انسانی ضروری است و چگونه می توانیم به نفع یکدیگر کار کنیم، الهام بخش باشید، بیشتر به عنوان مدیر در حوزه مدیریت منابع انسانی در سازمان خود شناخته می شوید. اگر مشتاق باشید، در شرکت خود نیز این شور و اشتیاق را می بینید. اگر هم مشتاق نباشید، شغل دیگری برای خود و کسانی که در سازمان تان هستند در نظر بگیرید.

این شوخی نیست. و این آن شیوه مدیریتی نیست که متخصصان منابع انسانی امروزه به آن نیاز داشته باشند. این ده گام را دنبال کنید و در نتیجه به مدیر مؤثرتری در حوزه مدیریت منابع انسانی تبدیل می شوید. وسواسی در ترتیب آن ها نداشته باشید. اگر به نظر می رسد بعضی از آن ها مهمتر از بقیه باشند، آن ها را دوباره ترتیب‌بندی کنند تا برای شما و سازمانتان بهتر کار کند و موفقیت سازمانی را به همراه داشته باشد. موفق باشید.

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید.

چگونه می توان یک مدیر بهتر و با اعتماد به نفس شد؟

چگونه می توان یک مدیر بهتر و با اعتماد به نفس شد؟

تبدیل شدن به رهبر یا مدیر بهتر یک مهارت است. برخی مدیران اظهار می کنند که شور و اشتیاقی که در اعماق قلبشان حس می­کنند، تحت الشعاع انجام برنامه­ها و وظایف شان با انرژی کافی تا رسیدن به تعطیلات آخر هفته، قرار می گیرد.

شاید شما هم این احساس را تجربه کرده باشید. ممکن است به جایی رسیده باشید که شور و اشتیاق و اهدافی که در سر داشتید، تسلیم فشار کار و تولید و فشار زندگی باب میل و انتظار دیگران شود. حقیقت این است که راه مشخص و تعیین شده ای برای زیستن وجود ندارد. زندگی شما در واقع فراتر از چیزی است که در حال حاضر بتوانید درک کنید. کافی است که بتوانید رهبر بهتر باشید. رویاها و شور و اشتیاقتان، شما را در آنچه هستید، متمایز می­کند تا بتوانید تفاوتی اثربخش و مثبت در افرادی که تحت تأثیر و نفوذ شما هستند به وجود آورید و مدیر بهتری باشید. به همین دلیل، بسیار مهم است که به آن ها اجازه ندهید استرس سرکوب شان کند.

بر اساس پژوهش های انستیتوی استرس آمریکا، ۸۰ درصد کارکنان، در شغل خود استرس را تجربه می کنند.

نزدیک به نیمی از آن ها می گویند که به یادگیری کنترل و مدیریت استرس نیازمندند. ۴۲ درصد از آن ها نیز می گویند که همکاران شان نیز به این یادگیری احتیاج دارند.

چگونه می توان یک مدیر بهتر و با اعتماد به نفس شد؟ چهار روش برای ارتقای مهارت مدیریت

بسیاری گمان می کنند که از بین بردن کامل استرس، هدف مهم زندگی و مدیریت است. اگر بخواهیم ساده بگوییم، این حرف از واقعیت بسیار دور است. من بیش از ۳۵ سال در سمت رهبری و مدیریت بوده ام و در این مدت آموخته ام که چیزی به نام زندگی بدون استرس جود ندارد. چنین چیزی هیچ گاه ندیده ام و شما نیز نخواهید دید. به جای فرار از استرس، باید یاد بگیرید که چگونه به طور مؤثر آن را مدیریت کنید تا یک مدیر بهتر باشید. در آخر باید بگویم که اگر شما احساس ناامیدی می کنید، عصبی هستید و حس می کنید به شما بها داده نشده است، این نکته را بدانید که: مشکل شما داشتن استرس نیست، بلکه مشکلتان نداشتن مهارت و ظرفیت است.

چگونه می توان یک مدیر بهتر و با اعتماد به نفس شد؟

ظرفیت: مدیریت استرس در برابر پریشانی

هر کسی باید ظرفیت خود را افزایش دهد تا بتواند به مدیر بهتری تبدیل شود. هر کدام از ما با هر درجه از ظرفیت و با حرکت در مسیر زندگی، باید توانایی مدیریت چالش ها، فشارها و استرس هایی را که در راهمان به آن ها بر می خوریم، در خود تقویت کنیم. اگر در این زمینه شکست خوردیم، همواره در پریشانی و اضطراب به سر خواهیم برد و در این صورت زندگی می تواند ترسناک شود. همانطور که قبلا گفتم، چیزی به نام زندگی بدون استرس وجود ندارد. در هر صورت، تفاوت زیادی بین استرس و پریشانی وجود دارد. برای بیشتر مردم، وقتی نتوانند مدیر بهتری برای کنترل صحیح استرس خود باشند، استرس به پریشانی تبدیل می شود، مشکلات به قلبشان می رسد که نتیجه آن، حالت مداوم و قدرتمند اضطراب و میزان متغیر افسردگی در آنان است. می خواهم راحت و رک بگویم:

استرس بخش طبیعی زندگی است اما پریشانی نه.

بسیاری از افراد، اصرار دارند که استرس را به هر قیمتی از خود دور کنند، به جای آن که آن را از راهی صحیح مدیریت کنند. آن ها عقب نشینی می کنند و به طور کامل از موقعیت ها و علل استرس زا، دوری می کنند. در هر صورت، دست کشیدن از استرس به طور کامل، به قیمت عدم رشد مناسب شخصی تمام می شود. برای حرکت در جهت زندگی ایده آل خود، با توسعه ظرفیت خود و تبدیل شدن به رهبر بهتر ، استرس امری کارگشا برای دستیابی به رویاها و اهداف شما می گردد، نه یک مانع.

منابع استرس در زندگی شما چیست؟

مسائل شخصی مربوط به تربیت و سابقه خانوادگی شما، می تواند تأثیر زیادی بر سلامت ذهنی و عاطفی شما بگذارد. البته برخی اوقات هم چالش ها یا بحران های غیرمنتظره بر سر شما هوار می شود. بیشتر اوقات، ریشه دلایل استرس در شما تنها یک مسئله نیست، بلکه ترکیبی از موارد است که اغلب مجموعه ای از موارد خارجی غیرقابل کنترل به شمار می روند.  اگر استرس شما را فلج کرده است، می خواهم دیدتان را وسیع تر کنم تا ببینید که این امر لزوما به شما آسیب نمی زند و یا ظرفیت تان را کاهش نمی دهد. در واقع این مسأله، باعث رشد شما به عنوان یک رهبر بهتر و یا فردی می شود که می تواند استرس را مدیریت کند. فردی که به عنوان مدیر بهتر ، استرس را به خدمت خود در می آورد نه در مقابل خود.

ظرفیت: یادگیری این که چگونه از خود مراقبت کنید تا بتوانید از دیگران نیز مراقبت کنید

به عنوان یک رهبر بهتر ، افراد زیادی هم از لحاظ عملی و هم عاطفی، به شما اتکا می کنند. در جامعه امروزی، اصلی که معمولا نادیده گرفته می شود این است که تا شما چیزی را خود در اختیار نداشته باشید، نمی توانید آن را به دیگران هدیه دهید؛ مانند سلامت روح، ثبات احساسی و آرامش خاطر. اولین قدم در افزایش ظرفیت تان در این زمینه این است که اگر به صورت منظم، به سلامت روح و روان خود توجه نکنید، خود را در موقعیتی ناخوشایند می بینید که در آن علی رغم مد نظر قرار دادن اهداف تان، هیچ گونه انرژی، خلاقیت، انگیزه و یا نظم و انضباطی برای رسیدن به آنان ندارید.

چگونه می توان یک مدیر بهتر و با اعتماد به نفس شد؟

دوستان من، بیایید مانند کودکان فکر نکنیم. ما شکست ناپذیر و خستگی ناپذیر نیستیم. ظرفیت هر کسی ممکن است با فردی دیگر متفاوت باشد، اما ظرفیت هیچکس پایان ناپذیر نیست.

بنابراین اگر قصد دارید که ظرفیت خود را افزایش دهید و مدیر بهتری باشید، باید به خوبی بتوانید بین مسئولیت های خود، که در پستی و بلندی های زندگی با آن ها مواجه می شوید، تعادل ایجاد کنید. آیا شما در عمل به خوبی استراحت کرده اید؟ آیا از سلامت ذهنی و عاطفی خود مراقبت می کنید؟ آیا برای برنامه ریزی تفریحی اقدامی آگاهانه انجام می دهید تا در نتیجه آن، خلاقیت و وجدان کاری­تان تکمیل شود؟

از خودتان بپرسید که من چقدر آدم ثابت قدمی هستم؟ آیا در حالات عاطفی خود همواره از ارتفاعات شادی به پستی های غم در حال نوسان هستم؟ روابط من چگونه است؟ سلامت فکری من چطور است؟ اگر در پاسخ ها و رفتار خود نوسانات شدید دارید، نمی توانید ظرفیت عاطفی خود را برای پیش بردن چالش ها و سختی های پیش رو، گسترش دهید. از روح و روان خود مراقبت کنید. عادات متعادل و پایداری برای خود بسازید که سلامت روحی، جسمی و ذهنی شما را پرورش دهد و شما را رهبر بهتر می کند.

زندگی با تعادل عاطفی، می تواند موجب ثبات در زندگی، رفتار و در تمام افرادی شود که شما رهبری­شان می کنید. 

ظرفیت: برخورد با ناامیدی های حل نشده و شکاف میان انتظارات و واقعیت

برای اینکه مدیر بهتر باشیم باید بدانیم که عقب نشینی ها، ناامیدی ها، انتظارات برآورده نشده و حتی بحران های شخصی، متاسفانه بخشی از زندگی در این دنیای ناکامل است. پرهیز آگاهانه از درد و ناراحتی به هر قیمتی، استعداد شما برای گسترش و تقویت مهارت هایی که برای سازگاری با زندگی هر روزه لازم است را غیرفعال می کند و در نتیجه از ثبات عاطفی، ذهنی و روحی شما می کاهد.

برای اغلب ما که می خواهیم مدیر بهتری باشیم، تجربیات دشوار و حتی فاجعه بار زندگی، به اهمیت نگهداری و حفاظت از ذرات باقی مانده واقعیت وجودی­مان می افزاید و اجازه نمی دهد که به هر قیمتی، به خاطر ترس از زیان و غیرمنتظره بودن، آن را رها کنیم. این، حفاظت از خویشتن در بهترین حالت است.

می بینید که که فاصله میان انتظارات و واقعیت، ناامیدی است و به میزانی که توقعات شما از واقعیت فاصله می گیرد، به همان مقدار شما ناامیدی را تجربه می کنید. بگذارید قضیه را مقداری شخصی کنم. شاید شما فکر کنید که اکنون باید ازدواج کرده باشید، برای خودتان کار می کردید و یا بدهی نمی داشتید؛ هر چه باشد، توقعات برآورده نشده، عواقب تغییرناپذیر ناامیدی و ناامیدی حل نشده، می تواند آینده و پتانسیل شناخته نشده در شما را نابود سازد. هیچ کسی نمی تواند درد و رنجی که شما با متحمل شدن ضرر و زیان تجربه کرده اید، از بین ببرد.

ظرفیت شما به تنهایی برنده نمی شود. شما به موانع نیازدارید تا بتوانید شخصیت و قدرت پشتکار خود را توسعه دهید.

من آموخته ام که برخی اوقات برای رفتن راهی طولانی به جلو به عنوان مدیر بهتر، لازم است که قدمی به عقب برداریم. عقب نشینی ها، احساس ضرر و زیان را در شما بیدار می کند، اما هنگامی که می بینید عقب نشینی ها و مشکلات، فرصت رشد و پیشرفت را موجب می شود، نه تنها دیدگاهتان تغییر می کند، بلکه دریچه فرصت به روی رشد ظرفیت شما باز می شود. ظرفیت ها نه در مشکلات، بلکه در غلبه بر آنان، افزایش می یابد.

چگونه می توان یک مدیر بهتر و با اعتماد به نفس شد؟

ظرفیت: یادگیری بله گفتن به آنچه که بیشتر اهمیت دارد

مشغولیات کار و زندگی و به دنبال آن زندگی شتاب زده و پرسرعتی که در پی دارد، شما را به عنوان مدیر بهتر از یک زندگی پرزحمت، زندگی­ای که در آن شاهد به حاصل نشستن تک تک نتایج باشید، دور می کند. همانگونه که زندگی شما رو به جلو می رود و ظرفیت شما افزایش می یابد، نمی توانید سهم بیشتری برای خود قائل شوید مگر این که بتوانید کارهای کمتری را به عهده بگیرید. شما باید از خود بپرسید: می خواهم چه کاری انجام دهم؟ چه چیز را باید ادامه دهم و چه چیز را نه؟

اوقاتی پیش می آید که شما نیازدارید که برخی وظایف و اهداف خود را که توجه شما را به خود جلب کرده اما همزمان شما را از این که مدیر بهتر و هدفمندی باشید دور کرده است، واگذار کنید؛ چرا که وقت و انرژی زیادی از شما می گیرد. به عنوان یک رهبر بهتر، شما باید بیاموزید که به موارد خاصی نه بگویی تا بتوانید به آن چه که اهمیت بیشتری دارد جواب مثبت دهید.

اکنون چگونه می شود تشخیص داد که چه چیز را باید رها کرد و چه چیز باید ابقا شود؟ در ادامه لیستی آورده شده که به شما کمک می کند تا تصمیم بگیرید چگونه بار خود را سبک کنید و ظرفیت و بهره وری خود را افزایش دهید.

  • اهداف شما چیست؟
  • آیا این کار به شما برای انجان اهدافتان یاری می کند؟
  • آیا کس دیگری می تواند آن را انجام دهد؟
  • آیا انجام این کار برای آن چه می خواهید به دست آورید، ضروری است؟
  • آیا این کار برای رسیدن به هدفی واقعی، مؤثر است؟
  • چگونه به حصول پیشرفت در شما کمک می کند و یا کاری وجود دارد که تنها به خاطر این که آن را همیشه انجام داده اید، همچنان آن را انجام دهید؟
  • آیا این کار موجب حواسپرتی می شود؟

کلید پاسخ دادن به این سوالات، ظرفیت شما برای خلق حد و مرزی است که شما برای بله گفتن به چیزهایی که بازدهی بالایی دارند، به آن نیاز دارید و سپس کارهای غیرضروری را محول کنید.

اگر زندگی تان با حواسپرتی ها، مسئولیت ها و وظایف غیرضروری سرریز شده است، بگذارید که این نقطه عطفی برای ایجاد تغییرات در زندگی شما و کسانی باشد که آن ها را رهبری می کنید.

اگر می خواهید که در مهارت مدیریت خود رشد کنید، تأثیری ماندگار بگذارید و در حوزه نفوذ خود، سرمایه گذاری کنید، پس ناگزیرید که توسعه ظرفیت در خود را بیاموزید. همچنین تلاش هدفمندانه برای گسترش مدیریت مؤثر استرس، مراقبت از خود و در نتیجه مراقبت از دیگران، غلبه بر ناامیدی ها و موانع و یادگیری «بله» گفتن به کارهایی که اهمیت بیشتری دارند، از جمله این موارد است. من باور دارم که بهترین روزهای شما در پیش است.

در پایان، باید بدانید که راز تبدیل شدن به مدیر بهتر، در ثبات و دیرپایی است.

 

10 اقدام موثری که برای افزایش عملکرد کارکنان تان می توانید انجام دهید

۱۰ اقدام موثری که برای افزایش عملکرد کارکنان تان می توانید انجام دهید

از بین عوامل متعدد موثر و حیاتی بر بقا و پیشرفت یک سازمان و دستیابی به اهداف تدوین شده برای آن، عملکرد کارکنان از اهمیت بالایی برخوردار است. تا جایی که این موضوع از موضوعات مورد توجه و علاقه اغلب مدیران آگاه است. به همین دلیل باید زمینه های  رفتار کارکنان را شناسایی کرده؛ عوامل موثر بر آن را شناخت و شیوه های مناسب و در عین حال مبتکرانه و موثری را برای بهبود رفتار و افزایش عملکرد کارکنان طراحی و اجرا کرد.

حقیقت این است که اغلب کارکنان همه ی استعداد و توانایی های خود  را به کار نمی بندند و هنوز بخش قابل توجهی از آنها را بروز  نمی دهند. قطعا نظرات گوناگونی وجود دارد که چه عواملی منجر به افزایش عملکرد کارکنان می شود. در هر صورت همگی به دنبال به حداکثر رساندن عوامل تقویت کننده عملکرد کارکنان و تضعیف و کنترل عوامل کاهنده آن اند.

هر چه باشد استخدام و یا اخراج کارکنان از مسائل هزینه بر برای سازمان است که وقت قابل توجهی را نیز به خود اختصاص می دهد. یکی از راهکارهایی که انگیزه کارمندان را برای موفقیت در کارشان بالا می برد، افزایش عملکرد کارکنان است که به آنها حس دیده شدن توسط مدیر و نیز بروز لستعدادهای شان را می دهد. این از هنرهای یک مدیر است که قابلیت های رهبری و توانایی خود در مدیریت موثر افراد را به کار برده و عملکرد کارکنانش را بهبود بخشد. در زیر به نکانی اشاره می شود که به افزایش عملکرد کارکنان کمک می کند.

۱۰ اقدام موثر در جهت افزایش عملکرد کارکنان

۱- ایجاد یک محیط کار استاندارد

شما به عنوان یک مدیر ابتدا یک محیط کاری را مهیا کنید که اگر خودتان کارمند بودید از بودن در آن احساس آرامش و انگیزه برای کار بیشتر و بهتر را دریافت می کردید. علاوه بر طراحی یک ساختار فیزیکی مناسب با نوع پست ها و وظایف موجود در سازمانتان که ارتباطات لازم و صرفه جویی در وقت را به همراه دارد باید یک ساختار اجتماعی صحیح از زیردستان و روسا تهیه کنید که هر کسی جایگاه و موقعیت خود را نسبت به دیگران به درستی درک کند. اغلب با طراحی و نصب یک چارت این کار را می توان انجام داد.

10 اقدام موثری که برای افزایش عملکرد کارکنان تان می توانید انجام دهید

مزایا و امکانات رفاهی معقول و خوشایندی را برای کارمندان تان تدارک ببینید. از جمله اقداماتی که در این راستا می توان اشاره کر، تهیه بلیط استخر رایگان، مهد کودک برای فرزندانشان، تهیه هدیه برای همسران شان در مناسبت ها و … است . هزینه و وقت گذاشتن برای چنین مواردی یک سرمایه گذاری عاقلانه است که چند برابر آن برای شما و سازما نتان سود به همراه خواهد داشت.

۲- نوشتن دستورالعمل و فرآیند وظایف در جهت افزایش عملکرد کارکنان

بیان شفاف انتظارات مدیر از متصدی یک پست، به هر دو در رسیدن به یک نقطه مشترک یاری می کند. همچنین از اختلاف ها میکاهد و منجر به افزایش عملکرد کارکنان را می شود. دلیل این امر آن است که کارمند هر روز با یک خواسته جدید از طرف مدیزش روبرو نمی شود. ضمن این که روشن بودن مسیر وظایف می تواند به بروز خلاقیت در کارکنان کمک کند. از طرف دیگر انتظارات مدیر از فرآیند کاری جاری در محیط کار برآورده شده و چون با شفافیت تمام، خواسته هایش را بیان کرده دچار اضطراب انتقاد احتمالی از عملکرد کارکنانش نمی شود.

۳- استفاده از نظرات و توانمندی های کارکنان

دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیری هایی که در رده های معقولی قابل شرکت پذیری با کارکنان است، در افزایش عملکرد کارکنان و انگیزه آن ها به شدت موثر است. چون به آنها احساس مهم بودن و تاثیر گذاری در سرنوشت سازمان می دهد. کار گروهی نیز یکی از راهکارهای عالی برای استفاده از توانمندی کارکنان است که در پی آن منجر به بهبود عملکرد کارکنان می شود. چون در کار گروهی، تصمیم گیری و مسئولیت پذیری، مشارکتی بوده و افراد جسارت بیشتری برای بروز ابتکار و خلاقیت به دست می آورند. علاوه آن به دلیل افزایش تمرکز بر بخشی از کار توسط هر کارمند، شاهد افزایش عملکرد کارکنان خواهید شد.

۴- برنامه آموزشی و ارتقای دانش و مهارت

کارمندانی که دوره های آموزشی کافی و منظمی را در طی سال می گذرانند تواناتر و مسلط تر بر کار خواهند بود. در نتیجه نیاز به کنترل و نظارت بر آنها کمتر می شود. این امر طبیعتا بر افزایش عملکرد کارکنان به شکل قابل ملاحظه ای موثر خواهد بود. چون نگرانی های کارکنان از ناشناخته های وظایفشان کاهش می یابد. کار را به خوبی می شناسند.در نتیجه راضی ترند و شکایت کمتری از کار خواهند داشت. پس یک برنامه آموزشی طراحی کنید که پاسخگوی نیازهای کارکنان باشد. علاوه بر این، آنها را با تکنولوژی ها و پیشرفت های جدیدی که به بهبود عملکرد کارکنان کمک می کند آشنا کنید.

10 اقدام موثری که برای افزایش عملکرد کارکنان تان می توانید انجام دهید

۵- ارزیابی و نظارت کنید

با ایجاد یک محیط استاندارد، نوشتن و ابلاغ دستورالعمل و اجرای برنامه آموزشی منظم، مرحله بعدی، اعمال یک نظارت جامع و به موقع است. از طریق نظارت و ارزیابی، شناسایی نقاط ضعف و قوت و کمک به بهبود عملکرد کارکنان اتفاق خواهد افتاد. حس زیر نظر بودن توسط دیگران و اینکه بقیه نسبت به پیشرفت یا ضعف کارکنان حساس اند آنها را نسبت به عملکردشان دقیق تر می کند که در نهایت به خودکنترلی آنها منجر خواهد شد. این نظارت شما را برای برنامه ریزی در آینده آماده می کند و نکاتی که باید به آنها توجه کنید را گوشزد می کند تا به آنها توجه ویژه داشته باشید. برای نتایجی که به دست آورده اید تفسیر مناسب بیابید و عیب های عملکرد خودتان را کشف کنید.

۶- برای افزایش عملکرد کارکنان حامی آن ها باشید

کارمندان نیز انسان هایی اند با عواطف، استرس ها، آرزوها و عقاید مخصوص و منحصر به فرد خودشان؛ آنها را دریبابید. با آنها رابطه ی گرم و صمیمی برقرار کنید. راهی به دل آنها باز کنید تا به شما برای گفتن حرف های صمیمی شان اعتماد کنند. این رابطه به کارمندان کمک می کند تا برای ابراز و اجرای برنامه های شخصی و ایده هایشان جسارت پیدا کنند. آنها را با شما در میان بگذارند و مورد حمایت شما قرار بگیرند. یافتن گوشی شنوا و پناهگاهی امن برای گفتن آرزوها و ایده های ذهنی، عملکرد کارکنان را به جهت افزایش انگیزه و خلاقیت بهبود می بخشد.

۷- از کنترل زیاد بپرهیزید

مدیرانی که مدام به اتاق ها سرک می کشند و به همه تذکر می دهند و سوال و جواب می کنند، کارمندانی ضعیف النفس، بی مسئولیت و بدون خلاقیت تربیت خواهند کرد که فقط زحمت مدیران را زیادتر می کنند. این اقدام مدیران نه تنها تاثر مثبتی بر افزایش عملکرد کارکنان شان ندارد. بلکه اثر سو می گذارد و باعث بی انگیزه و بی تفاوت شدن آن ها می شود.. سپردن بخشی از تصمیم ها و مسئولیت ها به رشد کارکنان، حس اطمینان و اعتماد و استقلال آنها منجر می شود. و این قدرت انتخاب و تصمیم گیری نهایتا عملکرد کارکنان را بهبود خواهد بخشید.

10 اقدام موثری که برای افزایش عملکرد کارکنان تان می توانید انجام دهید

۸- پرداخت به موقع و منظم حقوق کارکنان

این نکته ای واضح است که کارکنان در بخشی از اهداف شان به دنبال کسب منابع مادی اند. پرداخت به موقع حقوق، پاداش ها، وام ها و هزینه هایی از این نوع، باعث دلگرمی و حضور هر کارمندی در هر سازمانی می شود. برخی سازمان ها نیز به برخی از کارمندان حقوق های ویژه ای اعطا می کنند. در هر صورت مسآله های مالی پیوند تنگاتنگی با ادامه حضور یک کارمند در سازمان و تاثیر مثبت بر افزایش عملکرد او خواهد داشت.

۹- کارکنان را به چالش بکشید

کارکنانی که مایل به موفقیت باشند، از چالش ها استقبال می کنند، چون این چالش ها برایشان موقعیت های ویژه ای برای ایده پردازی فراهم می آورد و آنها از این طریق ظرفیت ها و استعدادهایشان را در معرض امتحان قرار می دهند. مواجهه کارکنان موفق منجر به تقویت عملکرد کارکنان شده و آنها را رشد می دهد.

۱۰- به تلاش ها پاداش دهید

تعریف کردن و قدردانی از یک عمل خوب، کارکنان را به سمت موفقیت سوق می دهد. چرا که به کارمندتان این نوید را داده که تلاش او دیده شده و مورد تایید مدیران قرار گرفته است. این قدر دانی می تواند در قالب جملات انگیزشی، هدایای نقدی و غیر نقدی صورت گیرد. چنین عملی می تواند روحیه ی کارکنان را برای عملکرد بهتر و موفق تر شاداب نگه دارد. این روحیه ی سرزنده در نتیجه باعث افزایش عملکرد کارکنان به سطوح بالاتر خواهد شد.

 

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید.

موفقیت در زندگی شخصی

موفقیت در زندگی شخصی چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟

موفقیت در زندگی شخصی از نظر شما چیست؟ چگونه در زندگی موفق باشیم؟ در جواب این سوالات، تعدادی موفقیت را در پول و دارایی، تعدادی در داشتن قدرت و بعضی ها در داشتن تاثیر مثبت بر جهان می بینند. این نظرها درست هستند. معنای موفقیت نیز همین است، معنای متفاوت برای افراد متفاوت. موفقیت در زندگی شخصی برای شما هرچه که هست آسان به دست نمی آید. در زمینه ی موفقیت در زندگی شخصی کتاب های زیادی تدوین شده است، اما از آنجا که موفقیت برای همه به یک معنا نمی باشد، بنابراین خواندن این کتاب ها و نسخه ها از طرف یک شخص واحد، اغلب نامرتبط با خواننده است و دنبال کردن توصیه های آنها ممکن است کمکی به شما نکند.

موفقیت در زندگی شخصی

به همین جهت در ادامه این مقاله از سایت نیک اندیشان، تعداد از نظرات افراد موفقی را آورده ایم که ایده های آنها در مورد موفقیت، متفاوت با یکدیگر است. متن زیر شامل ۱۳ توصیه از موفق ترین افراد جهان است. اگر می خواهید موفقیت در زندگی شخصی را یاد بگیرید، این توصیه ها به دردتان خواهد خورد.

۱-بزرگ بیاندیش

مشکل بیشتر ما این نیست که اهداف بزرگی داشته باشیم و در نهایت کم بدست بیاوریم؛ بلکه این است که اهداف خیلی کوچکی داشته باشیم و در نهایت چیزی به دست بیاوریم.

میکل آنژ

هنرمندان انگشت شماری در کل دنیا وجود دارند که توانسته اند به اندازه میکل آنژ تاثیر گذار باشند. امروزه، با گذشت قرن ها، او همچنان یک چهره ی مشهور جهانی است که هنرش انگیزشی و در ارتباط با مردم است. تنها به مجسمه ی داوود او بیاندیشید. حال به این فکر کنید که چه می شد اگر او تصمیم به انجام و ادامه دادن این هنر نمی گرفت! هنرمند بزرگ بودن همیشه سخت بوده. به این فکر کنید اگر میکل آنژ این هنر سخت را برای انجام کار راحت تر رها می کرد، آیا اون در این حد مشهور می شد؟ غالب اوقات افراد، تلاش خود برای رسیدن به هدفشان رها می کنند تا به چیزهای آسان تر و به قول خودشان واقع بینانه تر برسند، اما آن ها با این کارشان چیز زیادی به دست نخواهند آورد.

موفقیت در زندگی شخصی

۲- کاری را که دوست دارید پیدا کنید و آن را انجام دهید

اگر حاضر به انجام کاری هستید که حتی به ازای آن پول دریافت نکنید، این را بدانید که در مسیر موفقیت قرار دارید.

اپرا وینفری

شما زمانی را که سر کار هستید به یاد بیاورید و به آن فکر کنید. تصور کنید که در حرفه ی کنونی تان، آن اندازه که امکان دارد، موفق باشید. نهایتا شما پی خواهید برد که باید به سختی کار کنید. اگر این کاری است که شما از آن نفرت دارید، پس معنای آن، این است که عمرتان را دارید بابت کاری که از آن متنفر هستید، پر می کنید. پس چرا بر کاری تمرکز نمی کنید که دوست دارید؟ وقتی کاری را که به آن علاقه دارید را پیدا کنید، انگیزه و پشتکار در آن را نیز خواهید یافت. اگر کاری را که دوست دارید انجام می دهید و هنوز به موفقیت نرسیده اید، این بدان معنا نیست که هرگز به آن دست نخواهید یافت.

۳-یاد بگیرید که چگونه زندگیتان را متعادل کنید

یک تعارض تغییرناپذیر میان زندگی و حرفه وجود دارد. یک جنگ دائمی میان آرامش و آشفتگی. هیچ کدام فائق بر دیگری نمی شود و از هر دو تاثیر می پذیریم. این که تو چگونه تعادل میان آنها را برقرار می کنی، کلید موفقیت است.

فیل نایت

اغلب مردم تصور می کنند برای اینکه به موفقیت در زندگی شخصی برسند، باید تمام زندگی شان را بر روی هدف و کارشان بگذرانند. برای همین ساعت ها، روزها و ماهها بر روی مسئله متمرکز می شوند و فراموش می کنند زندگی نیاز به استراحت و تفریح دارد. در اکثر مواقع این روند به کند شدن و متوقف شدن در مسیر موفقیت منجر می شود.

۴- از شکست نترسید

شکست فرصتی است برای شروع دوباره، اما این بار با هوش بیشتر

هنری فورد

راحت ترین کار در دنیا این است که بعد از شکست، تسلیم شوید. تنها راه ادامه این است که اگر انگیزه ای در زندگی دارید بدون توقف برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.

۵- عزمی راسخ و ناگسستنی در مسیر موفقیت در زندگی شخصی داشته باشید

چنانچه می خواستم به چیزی برسم، عزمی راسخ برای آن در خود ایجاد می کردم، آنگاه نه زمان، نه دیگران و نه پول نمی توانست مرا از تلاش برای رسیدن به آنچه به آن ایمان دارم منصرف کند و من همیشه این کار را کرده ام و با آن برنده بوده ام.

کلنل ساندرز

کسب موفقیت در زندگی شخصی سخت است، چنانچه عزم راسخ نداشته باشید، امکان شکست ها نیز بیشتر می شود.

موفقیت در زندگی شخصی

۶-اهل عمل باش

تا آنجایی که من دقت کرده ام، افراد پرتلاش و اهل عمل عقب نمی نشینند تا چیزها برای آنها اتفاق بیفتد بلکه جلو می روند و آنها بر چیزها رخ می دهند.

لئوناردو داوینچی

این عبارت درست همانطور که قرن های پیش درست عمل می کرده است، امروزه نیز به همان اندازه درست عمل می کند. بسیاری از دوره های تاریخی را افراد ساخته اند. نام رنسانس که می آید یاد داوینچی و میکل آنژ می افتیم. زمان حاضر را نیز با بیل گیتس و استیو جابز می شناسیم. تمام این افراد کنش گرا بودند و کارهای متفاوت انجام می دادند.

۷-روابط مثبت را پرورش دهید

مهمترین قسمت در دستیابی به موفقیت در زندگی این است که بدانید چگونه با مردم و اطرافیان خود کنار بیایید.

تئودور روزولت

بهترین رهبرها و تاثیرگذارترین آدمها آنهایی نبوده اند که توانسته اند به خوبی بجنگند یا تجارت عالی داشته باشند، بلکه آنهایی بوده اند که با اطرافیان خود برخورد و منش مناسبی داشته اند. مردم آنها را دوست داشته اند و خواسته اند که کارهایشان را عالی انجام دهند. این منطقی است اگر کسی شما را دوست داشته باشد به شما کمک می کند.

۸-از ارائه ی ایده های جدید نترسید

یک انسان با ایده های جدید، تا ایده هایش به موفقیت برسد، نزد مردم عجیب و غریب باقی می ماند.

مارک تواین

متاسفانه افرادی که ایده های بزرگ و برجسته ای دارند، اغلب اوقات نادیده گرفته می شوند. بیشتر ما اینگونه یاد گرفته ایم که آنگونه که دیگران انجام می دهند و فکر می کنند ما هم انجام دهیم و فکر کنیم. اما برای اینکه بتوانی موفق شوی، از آنجایی که تمام آنهایی که موفقیت به دست آورده اند، متفاوت عمل کرده اند، پس تو نیز باید متفاوت از دیگران فکر بکنی.

۹-به ظرفیت خود در رسیدن به موفقیت ایمان داشته باش

اگر می توانی در مورد چیزی خیال پردازی کنی، پس می توانی آن را داشته باشی.

والت دیزنی

موفقیت باید چیزی باشد که شما بتوانید خود را در حال دستیابی به آن تصور کنید. این را بدانید در مسیر کسب موفقیت در زندگی شخصی شما این امکان را دارید که بر کسانی که به شما و توانایی شما تردید دارند، پیروز شوید. شما نباید آنگونه شوید که این مردم می گویند، چرا که همان لحظه که خیال پردازی و ایمان به خود را از دست می دهید، دقیقا همان لحظه آرزوهایتان نابود خواهند شد.

موفقیت در زندگی شخصی

۱۰-همیشه یک دید مثبت به قضایا داشته باشید

هیچ چیز نمی تواند فردی که نگرش درستی به هدفش دارد را از رسیدن به موفقیت باز دارد و هیچ چیز نیز نمی تواند به فردی که نگرش اشتباه دارد، کمک کند.

توماس جفرسون

همانطور که از عبارت بالا مشخص است، شما برای دستیابی به موفقیت در زندگی شخصی باید به توانایی خودتان ایمان داشته باشید. این تنها راه برای پرورش طرز فکر و ایده های ذهنی شماست. افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنید. شما نیاز دارید که با موانع سر راه مواجه شوید، اما نه برای اینکه از حرکت بایستد؛ بلکه برای اینکه قوی تر و مصمم تر به راه خود ادامه دهید. در هر حال این را بدانید که با طرز فکر منفی و داشتن شک، متوقف شدن شما آسان تر خواهد بود.

۱۱-به ناامیدی ها اجازه ندهید شما را از حرکت باز بدارند

اجازه ندهید که هیچ گونه نا امیدی در اطراف شما باقی بماند، در این صورت مطمئن باشید که به موفقیت خواهید رسید.

آبراهام لینکل

یک حقیقت بد در مورد ما آدمها وجود دارد، آن هم این است که به خودمان شک داریم. این قضیه به مراتب بدتر می شود اگر دیگران نیز به ما شک داشته باشند. برای رسیدن به موفقیت در زندگی شخصی به شک ها و تردیدها اهمیت ندهید، اگر ناامید می شوید، به آن توجه نکنید.

۱۲-به کار کردن زیاد علاقه داشته باشید

اگر تمایل نداشته باشی که در مسیر موفقیت خود را غرق در کار سخت کنی آنگاه هیچ وقت در موقعیت های بالا قرار نخواهید گرفت.

جی سی پنی

شما هم احتمالا این عبارت که « یک درصد موفقیت شروع کردن است و ۹۹ درصد سخت کار کردن» را شنیده اید. موقعیت واقعی از کار کردن به وجود می آید. شما هیچگاه به موفقیت نمی رسید مگر اینکه برای رسیدن به آن سخت کار کنید و به کار کردن ادامه دهید.

۱۳- شجاع باش از اینکه بینش و تفکر خود را ادامه بدهی

شهامت داشته باش که از آنچه قلب و بصیرتت می گوید، پیروی کنی. آنها تقریبا می دانند شما چگونه انسانی خواهید شد. چیزهای دیگر در اولویت دوم قرار دارند.

استیو جابز

در یونان باستان گروهی از واراکل ها بودند که در دلفی زندگی می کردند. هرکس که می خواست مشورت و یا فال پیش بینی آینده می خواست نزد اینها می رفت. از فقیرترین آدمها بگیر تا شاهان. بر روی دو وردی معبد عبارت«خودت را بشناس» نوشته شده بود.

 

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید.

مدیریت زندگی شخصی چرا و چگونه؟

مدیریت زندگی شخصی چرا و چگونه؟

مردم برای داشتن یک زندگی خوب و به دور از استرس نیاز به مدیریت همه جنبه‌های زندگی خویش دارند. با وجود موبایل، لپ‌تاپ و شبکه‌های اجتماعی زندگی انسان‌ها پیچیده و چند لایه شده است. بنابراین برای دستیابی به اهداف در این جهان نیازمند مدیریت زندگی شخصی برای نیل به اهداف هستیم. هر فردی لازم است موفقیت را در همه جنبه‌های زندگی خود تعریف کند. موفقیت تنها مربوط به کار و شغل نیست. به عنوان یک پدر، مادر، دوست، دختر و یا پسر در زندگی شخصی اولویت‌هایی را تعیین کنید و براساس آن‌ها عمل نمایید. ما نیاز داریم که زمان، پول، روابط و مسؤلیت‌های شغلی و شخصی خودمان را مدیریت نماییم.

مدیریت زندگی شخصی با مدیریت زمان

چیزی مهم‌تر از زمان وجود ندارد و برنامه‌ریزی برای استفاده از آن به منظور مدیریت زندگی شخصی اهمیت فراوانی دارد. به قول دکتر محمود سریع القلم انسان باید برای ۴۰ سال آینده خود برنامه ریزی داشته باشد. هر فرد باید یک برنامه بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت داشته باشد و هر روز بر طبق اهداف خویش برنامه‌ریزی و عمل نماید. بدین ترتیب هر روز یک گام هر چند کوچک در راستای اهداف بلند خویش برداشته است. همان گونه در جمله معروف برداشتن کوه با برداشتن سنگ ریزه‌ها آغاز می‌شود. بنابراین برای اهداف بلند و مدیریت کل جنبه‌های زندگی نیاز به برنامه ریزی برای استفاده مفید از هر لحظه از زمان است.

متأسفانه در کشور ما بحث مدیریت و برنامه ریزی بیشتر مربوط به محیط‌های کاری است در حالی که همه جنبه‌های زندگی یک انسان در جهان مدرن نیاز به مدیریت و برنامه ریزی دارد. عام‌ترین هدف انسان در جهان شادی و رضایت خود و هم‌نوعانش با استفاده از راه‌های سالم و مفید است. اگر انسان سختی کار را بر خودش هموار کرده، برای این است که بتواند خود و خانواده خویش را تأمین مالی کند و در نتیجه موجب شادی آن‌ها شود. اگر انسان با دوستان، اقوام و آشنایان ارتباط برقرار می‌کند، برای این است که انسان ذاتاً اجتماعی خلق شده و در اجتماع احساس امنیت و رضایت بیشتری خواهد داشت. برای رسیدن به حد کمال خوشبختی و شادمانی هر انسانی یک محدوده زمانی نامشخص دارد و چه بهتر است که برای استفاده بهینه از آن برنامه ریزی و مدیریت را در زندگی شخصی خود وارد کند.

مدیریت زندگی شخصی چرا و چگونه؟

زمان مهمترین دارایی هر فرد است؛ به طوری که فقط یک بار در جهان می‌توان هر زمانی را تجربه کرد. مدیریت این طلای باارزش یعنی شیوه‌ای که بتوان حداکثر استفاده مفید از زمان را در راه رسیدن به اهداف خود به کار ببریم. اولویت بندی کارها و برنامه‌ها از مهمترین قسمت‌های مدیریت زمان است. در دنیای گسترده امروز پیوسته به تعداد کتاب‌هایی که باید بخوانید اضافه می‌شود، به مهارت‌هایی که باید بیاموزید اضافه می‌شود، پیوسته به جلساتی که باید بروید اضافه می‌شود و … . اما ما وقت کافی برای انجام تمام کارها را نداریم. پس کلید حل این مشکل چیست؟

مدیریت زمان! بله درست است. در مدیریت زمان می گویند، اگر همهٔ کارهایی که می‌خواهید انجام بدهید مهم هستند، در واقع شما هیچ کار مهمی انجام نمی‌دهید. در طول روز باید کارهای خودتان را اولویت‌بندی کنید و هر روز چند کار مهم و چند کار نیمه مهم و چند کار غیر مهم انجام دهید.

از مدیریت زندگی شخصی تا مدیریت زندگی حرفه‌ای

برای اکثر افراد کار بخش مهم و گسترده‌ای از زندگی آن‌ها را شامل می‌شود. بنابراین مدیریت این بخش از زندگی لازمه موفقیت در جنبه‌های دیگر زندگی می‌باشد. مدیریت زندگی حرفه‌ای یعنی شما زمان کافی برای لذت از دیگر بخش‌های زندگی مانند دوستان و خانواده داشته باشید. شما نباید تمام اهداف خود را متمرکز بر کار و شغل خود کنید. باید تعادل زمانی بین کار و خانواده و خود و دوستانتان را برقرار کنید.

انسان لازم است بین کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کند. برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصی می‌تواند کار سختی باشد. البته این را هم بدانید که تعادل همیشه نسبت ۵۰-۵۰ نیست. گاهی اوقات لازم است زمان بیشتری به کارتان اختصاص دهید و گاها هم نیاز است توجه بیشتری به زندگی شخصی‌تان داشته باشیدبه بیان دیگر آنقدر روی کار یا زندگی‌تان متمرکز نشوید که به کلی از دیگری غافل شوید. افراد موفق همیشه حواسشان به این نکته مهم است. مطالعات نشان می‌دهند با خستگی بیشتر، هوش هیجانی و توانایی‌های افراد در تصمیم گیری افت می‌کنند. بنابراین افراد در مدبریت زندگی شخصی خویش ناتوان می‌شود و نمی‌تواند زندگی حرفه‌ای و شخصی موفقی داشته باشد.

مدیریت زمان در فضای مجازی

مدیریت استفاده از فضای مجازی

یکی از نیازهای مبرم مدیریت زندگی شخصی، مدیریت استفاده از فضای مجازی است. یکی از مهمترین عواملی که در دنیای امروز باعث هدر رفتن وقت جوانان می‌شود، شبکه‌های مجازی است. بسیاری از ما تجربه کرده‌ایم که با وجود برنامه و اهداف مشخص در زندگی باز هم ابزارهای الکترونیکی گوناگون از قبیل فضای مجازی و تلویزیون ما را به بازی می‌گیرند یا حداقل ما را از برنامه‌هایمان عقب می‌اندازند.

می‌توانید برای آگاهی خودتان از زمان صرف شده و مدیریت بهتر زمان در نرم افزارهای مختلف برنامه quality times را نصب کنید.

 مدیریت درآمد و هزینه‌ها

برای مدیریت زندگی شخصی باید به میزان درآمد و هزینه‌ها توجه داشته باشیم. پول یکی از جنبه‌های مهم و حیاتی زندگی امروز شده است. خیلی مهم است که چگونه درآمد کسب کنیم و از سوی دیگر چطور درآمد خود را هزینه کنیم. این مقوله از زندگی انسان نیز مانند هر قسمت دیگری نیاز به برنامه‌ریزی و مدیریت دارد. مدیریتی که بتوان به بهترین شکل نیازهای ضروری را برطرف نماید. بنابراین هر فرد باید لیستی از نیازهای مهم روزانه و ماهانه خود را تهیه کند و برای رفع آن‌ها به دنبال کسب درآمد کافی و خرج اصولی باشد.

این اولویت نیازها می‌تواند از شخصی به شخص دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت باشد. مهم این است که دخل و خرج انسان به گونه‌ای باشد که موجب رضایت درونی‌اش شود. به عنوان مثال کسی که در تأمین نیازهای اولیه خود مانده است، نمی‌تواند تمرکز زیادی برای موفقیت در کار و یا اموری که نیاز به صرف هزینه زیاد دارند، کند.

مدیریت زندگی شخصی چرا و چگونه؟

مدیریت روابط

مدیریت دایره روابط انسان بخش دیگری از مدیریت زندگی شخصی است. در یک جمله معروف گفته شده: شما کسی می‌شوید که وقتتان را با آن‌ها می‌گذرانید. دایره دوستان نقش مهمی در زندگی هر فرد دارد و لازم است به این موضوع توجه خاصی شود. زمانی که شما دوستان موفقی داشته باشید، طبعاً شما نیز به این سمت حرکت خواهید کرد، اگر دوستان شما بی خیال و بدون هیچ برنامه‌ای زندگی می‌کنند، (به قول معروف بادی به هر جهت) شما نیز از آن‌ها تأثیر خواهید پذیرفت.

اگر شما در جزیره رویاهای بلند پرواز می‌کنید، ولی اطراف شما انسان‌های خوبی نیستند، طبعاً شما در رؤیا خواهید ماند و نتیجه‌ای نخواهید گرفت. روابط ما در زندگی شخصی با دوستان، خانواده و اقوام باید رابطه‌ای سالم باشد. یعنی در جهت رشد و پیشرفت ما باشد، نه این که موجب رنج، ناراحتی و مانع پیشرفت شود. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم نگاهی دوباره به دایره روابط خود کنید و در صورت نیاز تجدیدنظرهایی در برخی از روابطتان داشته باشید. همان گونه که باید به دنبال ایجاد روابط سالم باشیم، نیاز داریم که روابط خوب و مفید خود را مستحکم کنیم.

به قول معروف روابط مثل شیشه می‌ماند که اگر شکست می‌توان تکه‌ها را به هم چسباند، اما دیگر مانند شکل اولیه نخواهد بود. بنابراین مواظب دوستی‌های خوبمان باشیم. مدیریت روابط به یکی از مهارت‌های هوش هیجانی است که شما را قادر می‌سازد تا به طور مؤثر روابطی ایجاد کنید، تغییراتی انجام دهد و به برخی روابط خاتمه دهید. بنابراین روابط با دوستان، خانواده و همه افرادی که در زندگی شخصی ما حضور دارند نیز باید مدیریت شود تا بتوان مدیریت را در زندگی شخصی به درستی پایه گذاری کرد.

نکات کوتاه و جالب روانشناسی

نکات کوتاه و جالب روانشناسی که باید بدانید

در علم روانشناسی نکات کوتاه و جالب روانشناسی همیشه می تواند زندگی شما را تغییر دهد. نکات روانشناسی برای بسیاری از افراد به دلیل جذابیت بالایی که دارد، حائز اهمیت است. چرا که با آموختن اطلاعات بیشتر در مورد اصول و رفتار انسان، قادر به درک بیشتر از خود و دیگران می شوند. در علم رونشناسی روانشناسان با کمک به افرادی که مشکلات بهداشت روان را تجربه می کنند، با روان درمانی ، بررسی گزینه های مختلف درمانی و آموزش بیماران، نحوه مدیریت علائم خود را به طور مؤثر، در سیستم مراقبت های بهداشتی نشان خواهند داد. در این مقاله به نکات کوتاه و جالب روانشناسی می پردازیم که برای بسیاری از افراد مطالعه این نکات بسیار جذاب خواهد بود.

نکات کوتاه و جالب روانشناسی

آنچه در روانشناسی وجود دارد نکات کوتاه و جالب روانشناسی است که به صورت حقایقی ذهن افراد را نشانه گرفته و عملکرد های رفتاری را بیان می کند.

عادات: به طور متوسط ۶۶ روز طول می کشد تا یک عادت ایجاد شود.

رویاهای روزانه: به طور متوسط ذهن شما ۳۰٪ از زمان را سرگردان می چرخد.

نفوذ: ما فکر می کنیم که افراد دیگر راحت تر از خودمان تحت تأثیر قرار می گیرند.

دروغ گفتن: رایج ترین دروغ «من خوبم»

بیشترین میزان دروغ گفتن: یک فرد متوسط در هر روز ۴ دروغ می گوید، ۱۴۶۰ سال و در کل ۸۷۶۰۰ تا زمان ۶۰ سالگی دروغ می گوید.

خورشید گرم: افرادی که بیشتر وقت خود را در آفتاب می گذرانند، احتمالاً شادتر هستند و افراد شاد به احتمال زیاد عاشق می شوند. زیرا خوشحالی آنها در گرما شکل می گیرد.

نکات کوتاه و جالب روانشناسی

هوای گرم : زنانی که در آب و هوای گرم زندگی می کنند نسبت به کسانی که در آب و هوای سرد زندگی می کنند نگرانی های بیشتری نسبت به تغییرات بدن خود دارند. (Sloan، ۲۰۰۲).

اضطراب : افرادی که به طور کلی اضطراب بالایی دارند ، بیشتر از افراد آرام ، تصاویر چهره های تهدیدآمیز را حتی در فیلم ها به خاطر می آورند (بردلی و همکاران ، ۱۹۹۸).

پدر شدن: پدران می توانند گاهی اوقات بارداری را با یک احساس دلسوزی و شفقت آمیزتجربه کنند که در آنها علائمی مانند کمردرد ، افزایش وزن ، هوس غذایی عجیب و حالت تهوع وجود داشته باشد. این رفتار جالب  در بعضی از گونه های میمون نیز رخ داده است.

تدی خرس : ۱ نفر از ۵ زن و  ۱ نفر از ۲۰ مرد اعتراف می کنند که به طور مرتب یک اسباب بازی مانند عروسک را  نوازش کرده و سپس می خوابند (Kanner، ۱۹۹۵).

نکات کوتاه و جالب روانشناسی و فوبیا (ترس ها)

ترس ها نیز دارای نکات کوتاه و جالب روانشناسی هستند که با نام فوبیا ظاهر می شوند.

  • تریپانوفوبیا – ترس از تزریق
  • هراس فوبیا – ترس از منشا ترس
  • سوسرافوبیا – ترس از پدر و مادر شدن
  • ترس از ریش دارها
  • ترس از بو ها
  • ترس از خاطرات
  • ترس از صحبت کردن
  • ژلیوفوبیا: ترس از خندیدن
  • ترس از آینه
  • ترس از عقاید

تماس چشمی: اگر کسی ۶۰٪ مکالمه ای را که دوست داشته با شما ارتباط برقرار کند را بیان کند ، ۸۰٪ شما را جذب می کند و ۱۰۰٪ از وقت شما را خواهد گرفت.

جذابیت: مردمک چشم شما وقتی به کسی که دوستش دارید نگاه می کنید تا ۴۵٪ گسترش می یابد. از نکات کوتاه و جالب روانشناسی می توان جذابیت را بهتر از همه دانست.

سکوت های بی دلیل: ۴ ثانیه طول می کشد تا سکوت بی دلیل ایجاد شود.

به خاطر آوردن: به خاطر سپردن چیزها هنگامی که چشمانتان بسته است ساده تر است.

تلویزیون: افراد ناراضی بیشتر تلویزیون تماشا می کنند.

برادران و خواهران: ثابت شده است که داشتن خواهر و برادر به معاشرت با همسالان کمک می کند.

لباس: آنچه می پوشیم بر نحوه رفتار ما تأثیر می گذارد.

گریه: هنگام گریه کردن به خاطر خوشبختی ، اشک اول از چشم راست می آید، اما اگر شما از غم گریه کنید، از چشم سمت چپ خواهد آمد.

 نکات کوتاه و جالب روانشناسی و رفتارهای درونی انسان

نکات کوتاه و جالب روانشناسی وجود دارد که رفتارهای انسانی را به چالش می کشاند. شما می توانید مطالعه خود را در این مورد ها گسترش دهید.

روانشناسی :کلمه روانشناسی از واژه یونانی روان به معنای “نفس ، روح ” و منطق “logia” به معنای “مطالعه” گرفته شده است.

انگیزه: معمولاً فکر کردن به یک نتیجه موفق باعث افزایش انگیزه ما می شود تا اینکه به خودی خود آن  را افزایش دهیم.

انضباط: تقویت منفی بهتر از مجازات به عنوان یک اقدام انضباطی است.

لبخند بزن: لبخند زدن یکی از نکات کوتاه و جالب روانشناسی است، لبخند زدن می تواند باعث شود شما احساس شادی بیشتری داشته باشید.

نکات کوتاه و جالب روانشناسی

پیام کوتاه: بیشتر افراد وقتی شخصی را دوست دارند ، سریعتر به او پیام می دهند.

ازدواج: یکی از نکات کوتاه و جالب روانشناسی درباره ازدواج است ،تقریبا نیمی از زوج های متاهل در سنین ۷۵ سال و بالاتر هنوز هم به طور مرتب رابطه جنسی دارند.

ارواح: بیش از نیمی از جمعیت ایالات متحده به پدیده های روانی همراه با ارواح اعتقاد دارند.

دارو: دارونما می تواند به اندازه درمان های واقعی مفید باشد.

هوش: مطالعات نشان داده اند که خوردن مواد غذایی بدون مواد نگهدارنده می تواند I.Q را تا ۱۴٪ بهبود بخشد. هوش یکی از نکات کوتاه و جالب روانشناسی محسوب می شود و بسیار مورد گسترده ای است.

استرس: می توان از نکات کوتاه و جالب روانشناسی به استرس در افراد اشاره کرد. استرس بیش از حد می تواند سلولهای مغزی، ساختار و عملکرد آنها را تغییر دهد.

حافظه ایده آل :آکیرا هاراگوچی در ۱۶ ساعت ۱۰۰،۰۰۰ رقم pi را حفظ می کرد.

بی خوابی: زمان ثبت جهانی بدون خواب ۲۶۴ ساعت است.

ساختار مغز: ۱۰۰ میلیارد نورون در مغز وجود دارد.

انسان پیش از تاریخ:  بعد از زمان جمع آوری شکار ، اندازه مغز ما ۱۰٪ از حجم واقعی خود را کاهش داده است.

وزن مغز: مغز انسان ۱۳۰۰-۱۴۰۰ گرم وزن دارد که از نظر اندازه بدن نسبت به سایر گونه ها بیشتر است. مغز انسان جزیی از نکات کوتاه و جالب روانشناسی است که تحقیقات فراوانی از نظر روانی روی آن انجام گرفته است.

یکی از نکات کوتاه و جالب روانشناسی، حافظه کوتاه مدت است که یکی از شگفت انگیزترین نکات کوتاه و جالب روانشناسی است، می تواند ۷ +/- ۲ قطعه اطلاعات را در خود نگه دارد.

بهره وری رنگ یکی از نکات کوتاه و جالب روانشناسی افراد اغلب در اتاق های آبی آرامش بیشتری دارند.

حافظه کارآمد: حس بویایی شما حس خوبی است که به حافظه شما متصل می شود.

حافظه  و استرس: مقدار کمی استرس به شما کمک می کند تا چیزها را بهتر به خاطر بسپارید، اما مقدار زیادی مانع حافظه شما می شود.

صحبت کردن: مردان تقریباً روزانه ۱۲.۵۰۰ کلمه می گویند در حالی که زنان ۲۲،۰۰۰ می گویند. یکی از شگفت انگیزترین نکات کوتاه و جالب روانشناسی گفتگو و صحبت کردن است.

نیازهای اولیه: پیگیری غذا و آب قدرتمندترین انگیزه است که در روانشناسی به آن اشاره می شود. (دادارد و میلر، ۱۹۵۰)

نکات کوتاه و جالب روانشناسی زیادی در بحث های متفاوت و مقالات ارائه می شود. دانستن این نکات به انسان ها کمک می کند. برخی از نکات کوتاه و جالب روانشناسی آگاهی و اطلاعات زیادی را در اختیار افراد قرار می دهد. در این مقاله تمام سعی نویسنده بر این بوده است که با بیان نکات جالب روانشناسی اطلاعات بیشتری در این حوزه کسب کنید.

 

با شرکت در مجموعه کارگاه های “مهارت های زندگی” “استاد سینا یاوریان“،

قایق بادبانی زندگی خود را در توفان تا مقصد با لذت به پیش برانید.

چگونه کارمندان با انگیزه تری برای موفقیت سازمانی داشته باشیم؟

چگونه کارمندان با انگیزه تری برای موفقیت سازمانی داشته باشیم؟

علاوه بر شرایط اجتماعی و ویژگی های فردی کارمند، کارفرما در داشتن کارمندان با انگیزه نقش به سزایی دارد. یک کارفرما زیرک می تواند با شناخت و تشخیص مهارت ها و نیازهای کارمندان خود انگیزه ی آنان را ارتقا بخشد.

هدف در تربیت کارمندان با انگیزه، رسیدن به موفقیت سازمانی است. به این معنی که تمام عوامل یک سازمان برای رسیدن به هدف گذاری که برای سازمان تعیین شده است باید تلاش کنند، اما مهم ترین جز یک سازمان که در راه رسیدن به موفقیت تاثیر به سزایی دارد منابع انسانی (کارکنان-کارمندان) می باشد.

چگونه کارمندان با انگیزه داشته باشیم؟

در حالت کلی کارفرما به سه روش می تواند کارمندان با انگیزه ای را برای موفقیت سازمانی آماده کند.

۱- ایجاد انگیزه در زندگی شغلی کارمندان

۲- مهربان بودن و محبت ورزیدن به کارکنان

۳- توجه فردی به کارکنان و تلاش برای بهبود شرایط آنان

۴- الگو قرار دادن خود با انجام وظایف در زمان مناسب

با خواندن ادامه این مقاله با ۴ مورد بالا و چگونگی انجام آن به طور کامل آشنا خواهید شد.

چگونه کارمندان با انگیزه تری برای موفقیت سازمانی داشته باشیم؟

۱- ایجاد معنا و هدف دادن به زندگی و شغل کارمندان

کارفرما باید به جای آن که از کارمندان خود انتظار اطاعت محض داشته باشد، باید برایشان تعهد و هدف ایجاد کند. زیرا با این روش افراد در راه رسیدن به موفقیت سازمانی، خود را موظف به تلاش و پاسخگویی در صورت کم کاری می دانند.

یک رئیس برای ایجاد معنا با هدف تربیت کارمندان با انگیزه باید با آموزش متناسب با مهارت و شغل هر فرد به او مسئولیت و اختیار خطیری را بسپارد تا انگیزه همراه با باور در کارمندان ایجاد بشود. باور باعث میشود تا کارمندان با انگیزه بهجز منافع شخصی خود، موفقیت سازمانی را نیز در نظر بگیرند.

داشتن تعامل کارفرما با کارمندان خود یک مورد اساسی است

کارفرما باید از کار و فعالیت کارمندان خود آگاهی داشته باشد و با آنان ارتباط برقرار کند تا بتواند به آن ها نزدیک شود. ایجاد روابطی دوستانه بین کارفرما و کارمندان، باعث وجود کارمندان با انگیزه در محل کار می شود.

برخورد سازنده با شکست ها داشته باشید

در راه رسیدن به موفقیت سازمانی مسلما با شکست هایی روبرو خواهیدشد. با این حال بهتر است به جای شماتت کارمندان که ممکن است باعث دلسرد شدن آنها شود، آنها را تشویق کنید. مسیر رسیدن به موفقیت سازمانی را با وجود کارمندان با انگیزه در زمان کوتاهتری بپیمایید.

مهیا کردن زمینه موفقیت و ارتقا شغلی از دیگر وظایف شما است. برای کارمندان رسیدن به مراحل بالاتر و دستیابی به موفقیت از جمله موارد تقویت انگیزه است؛ بنابراین نسبت به مهارت ها و استعداد افراد بی تفاوت نباشید و در معنا دادن به فعالیت های آنان زمینه موفقیت را ایجاد کنید تا کارمندان با انگیزه شجاعانه خود را برای رساندن به آن اهداف تلاش کنند و افراد ترسو در این رقابت خود را کنار بکشند.

فراهم کردن آرامش کارمندان، باعث تقویت انگیزه آنان شده و محیط کار آرام و بدون دغدغه به اهداف آنان معنا می بخشد.

مشکلاتی که باید در ابتدا اقدام به حل آنان کنید مشکلاتی مانند گرمایش و سرمایش و پر سرو صدا بودن محیط کار است که کارمندان با انگیزه را از رسیدن به موفقیت سازمانی دور می کند.

چگونه کارمندان با انگیزه تری برای موفقیت سازمانی داشته باشیم؟

۲- مهربان بودن و محبت ورزیدن به کارکنان برای داشتن کارمندان با انگیزه

مدیریت  استبدادی را کنار بگذارید و به جای آن از روش مدیریت هدایتی استفاده کنید

مدیران استبدادی شاید در کوتاه مدت نتایجی ظاهری کسب کنند، اما آنان هیچ گاه در طولانی مدت به موفقیت سازمانی نخواهند رسید؛ زیرا کارمندان مطیع تربیت شده و تنها تا زمانی که تحت نظارت هستند، وظایف خود را به درستی انجام می دهند. آنان راه و رسم اطاعت را آموختند و تنها تسلیم رئیس خود هستند تا شغل خود را از دست ندهند حتی اگر خواسته رئیس بر اخلاق و عقاید آنان باشد.

اما کارمندان با انگیزه و تحت مدیریت هدایتی، چه تحت نظارت باشند، چه نباشند، وظایف خود را با آرامش انجام می دهند و ابتکار عمل و دغدغه مشکلات کل سازمان را در نظرمیگیرند. کارمندان با انگیزه برخلاف اعتقادات خود رفتار نمی کنند، زیرا تهدید به از دست دادن شغلشان نمی شوند.

احترام گذاشتن به کارمندان از بهترین راه های داشتن کارمندان با انگیزه است. هر انسانی دارای کرامت انسانی است و شخصیت و هویت دارد. احترام گذاشتن شما به شخصیت و هویت افراد باعث مملو شدن سازمان تان از کارمندان با انگیزه ای می شود. که برای رسیدن به موفقیت سازمانی تلاش می کنند.

صداقت و خوش اخلاقی را فراموش نکنید

یک مدیر موفق در گفتار و اعمال خود یک رنگ است و از دورویی دوری می کند. بنابراین کارمندان نیز به این صداقت احترام میگذارند و با انگیزه ای بیشتر تلاش می کنند.

خوش اخلاقی از راه های تشویق کارمندان با انگیزه می باشد، نباید فکر کنید تنها تربیت کارمندان با انگیزه کافی است و پس از آن می توانید با آنان با خشونت رفتار کنید. زیرا هر زمان که شما خوش اخلاقی را کنار بگذارید کارمندان با انگیزه شما تبدیل به کارمندانی بی حوصله و تنبل خواهند شد.

تکریم کردن از افراد در حضور جمع باعث میشود تا آنان تشویق شوند و برای رسیدن به موفقیت سازمانی بیشتر تلاش کنند. کارمندان با انگیزه در حضور جمع بیشتر اعتماد به نفس پیدا میکنند و بهتر می توانند توانمندی های خود را بشناسند. تقویت انگیزه های معنوی روشی تاثیر گذار و سنتی است که شاید مدت ها است که کارفرمایان آن را از یاد برده اند.

برگزاری نماز جماعت، مراسم عبادت دسته جمعی و… باعث میشود تا کارمندان شما وقتی برای عبادت و تقویت ایمان خود داشته باشند تا بتوانند انگیزه مورد نیاز برای زندگی و شغل شان را بدست بیاورند. تقویت وجدان و ایمان در کارمندان باعث می شود تا کارمندان با انگیزه شود. از طرفی هم هزینه زیادی برای رئیس نخواهد داشت. با ادب سخن بگویید تا کارمندان با انگیزه باقی بمانند و خلاقیت ها و ابتکار عمل آنان برای پیش برد اهداف سازمان و کسب موفقیت سازمانی بی نتیجه ماند.

۳- توجه فردی به کارکنان و تلاش برای بهبود شرایط آنان

زمانی که کارفرما به مشکلات مالی و خانوادگی کارمندان خود توجه کند و سعی در رفع گرفتاری ها و مشکلات مادی کارمند خود کند باعث می شود تا فشار عصبی کمتری به کارمند وارد شود و بیماری های جسمی او کاهش یابد. انگیزه و حس اهمیت داشتن در وجود آنان رشد می کند. مسلما کارمندان با انگیزه رفتار بهتری با ارباب رجوع و دیگر کارمندان خواهند داشت.

اگر کارمندان حقوق و درآمد مناسب برای رفع مشکلات مالی خود و ضروریات زندگی خود داشته باشند دچار یاس و ناامیدی می شوند. آنان صرفا به دلیل ناچاری مشغول به کارهستند و موفقیت سازمانی برایشان معنایی ندارد. روز به روز زندگی آنان سخت تر خواهد شد و روحیه آنان تخریب می شود. انگیزه آنان از دست می رود. سازمانی که کارمندان با انگیزه برای ادامه فعالیت نداشته باشد دچار تزلزل خواهد شد.

قدردانی و ارج نهادن به فعالیت های تمام کارمندان عامل انگیزشی مهم برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده است.

تلاش و کوشش هیچ یک از کارمندان نباید فراموش شود حتی اگر آن فعالیت با شکست روبرو شود. برای داشتن کارمندان با انگیزه نباید تنها به نتیجه فعالیت ها اهمیت دهید، بلکه باید برای تمامی تلاش ها ارزش قائل شوید، زیرا مجموعه ی همین تلاش ها است که شما را به موفقیت سازمانی نزدیک می کند.

سعی کنید اعتماد تمام کارمندان خود را به خود جلب کنید تا تک تک آنان بر پایه صمیمیت برای تان کار کنند. توجه داشته باشید همه کارمندان شما در روند و جریان اتفاقات قرار خواهند گرفت و اینکه چه رفتاری نشان دهند بسیار مهم است. حتی اگر شما یک نفر از آنان را ناراضی نگه دارید، در تحریک دیگران و ضایع کردن انگیزه کارمندان با انگیزه تاثیر خواهد داشت.پس همه ی مدیران باید سعی کنند تا فرد مورد اعتمادی برای کارمندان خود باشند و در جریان شایعات و اتهامات برایشان مسائل را شفاف سازی کنند.

۴- الگو قرار دادن خود با انجام وظایف در زمان مناسب

حضور سر وقت شما در جلسات و ساعت های کاری و عدم غیبت طولانی مدت شما در محل کار ایجاد شود و افزایش انگیزه کاری می شود. کارمندان با انگیزه  در اکثر مواقع کارفرمایی با انضباط و مقتدر دارندکه باعث می شود که کارمندان نیز غیبت طولانی و بی انضباطی را کنار بگذارند و برای رسیدن به موفقیت سازمانی تلاش کنند.

همه کارفرمایان مشاغل مسلما منتقدانی خواهند داشت. اگر شما با کارمند خود بد برخورد کنید او نیز مانند شما در مقابل انتقادات دیگران جبهه خواهد گرفت و محیط کار تبدیل به محیطی نا آرام و پر تلاطم خواهد شد. درنتیجه کارمندان با انگیزه نیز دچار تلاطم خواهند شد. پس سعی کنید با حوصله و بدون عصبانیت به انتقادات کارمندانتان گوش کنید و اگر دچار کج فهمی شده اند آنان را آگاه کنید. اگر هم انتقاد آنان منطقی بود سعی در رفع مشکل بکنید .این بهترین راه رسیدن به موفقیت سازمانی در بین منابع انسانی یک سازمان است.

نتیجه

توجه به مسائل معنوی در دستیابی به کارمندان با انگیزه بسیار مهم است. همانطور که همه ما در اکثر مواقع مشاهده کرده ایم، انگیزه های مادی همیشه کارساز نیست و به عنوان یک محرک مقطعی است. بنابراین مدیران باید تلاش کنند تا برای تربیت کارمندان با انگیزه به عوامل فرهنگی و معنوی که با فطرت انسانی قرابت دارد بیشتر استفاده کنند. این کار علاوه بر کم هزینه بودن، یک عامل لازم در کنار انگیزه های مادی است.

با شرکت در مجموعه کارگاه های “مهارت های زندگی” “استاد سینا یاوریان“،

قایق بادبانی زندگی خود را در توفان تا مقصد با لذت به پیش برانید.

رشد شخصیت، گامی بلند برای تکامل فردی

رشد شخصیت، گامی بلند برای تکامل فردی

رشد شخصیت مسئله‌ای نیست که یک‌شبه اتفاق بیافتد. درواقع این‌یک فرآیند است که به‌تدریج و در طی گذر عمر رخ دهد. رویارویی با مشکلات و چالش‌های زندگی، شکست‌ها موجب تغییرات شگرف به سمت منفی یا مثبت می‌شود. مسئله مهم این است که شما باید نسبت به توانایی‌ها و اهداف خود شناخت درستی داشته باشید. ایجاد تعادل بین آن چیزی که هستید و می‌خواهید باشید برای ایجاد رشد شخصیت خود یک هنر است.

تعریف رشد شخصیت

رشد شخصیت موضوعی است که معمولاً در روانشناسی شخصیت توسط روانشناسان مورد مطالعه قرار می‌گیرد. شخصیت انسان و شناخت ابعاد کاری بس دشوار و پیچیده است. فرآیند رشد شخصیت را معمولاً در سنین مختلف بررسی می‌کنند. این دوره‌ها شامل پیش از تولد، تولد تا دوسالگی، پیش‌دبستانی، کودکی، نوجوانی، جوانی، میان‌سالی و پیری می‌باشند. نظریه‌پردازان مختلف در باب این موضوع هرکدام تئوری را ارائه کردند که در ادامه بیشتر توضیح می‌دهیم.

شناخت شخصیت موجب ارتقای توانایی‌های شما می‌شود.

اولین فردی که به مطالعه در این حوزه مشغول شد، فروید نام داشت طبق نظر او شخصیت دارای سه لایه است درواقع مانند یک کوه یخ است. نام‌های این سه بخش، نهاد، خود و فرا خود است. نهاد را می‌توان به‌نوعی همان غریزه دانست. درواقع پاسخ گوی نیازهای آنی است. خود که بر اساس واقعیت‌های موجود دست به عمل می‌زند. دست‌آخر هم فرا خود که بین نهاد و خود تعادل ایجاد می‌کند. در روانشناسی به آن وجدان هم گفته می‌شود.

در حقیقت فرا خود انسان را انجام دادن اعمال خطا و خطرناک بازمی‌دارد.. اصطلاح رایج دیگر در این حوزه مکانیسم دفاعی است. افراد برای فرار از موقعیت‌ها و کاهش اضطراب خود گاهی از این ابرازها استفاده می‌کند. این مکانیسم‌ها شامل واپس‌زنی، جابه‌جایی، والایش، درون‌فکنی، بازگشت،، انکار، دلیل‌تراشی می‌شوند. به‌عنوان انسان فرد زمانی از مکانیسم دلیل‌تراشی استفاده می‌کند که می‌خواهد بر روی شکست‌ها و ناکامی‌های خود سرپوش بگذارد. مکانیسم انکار را وقتی استفاده می‌کند که توانایی پذیرش موقعیت یا اشتباه خود را ندارد. استفاده از مکانیسم‌های دفاعی بسته به موقعیت می‌تواند کمک بسزایی در جهت رشد شخصیت به افراد کند.

امروزه رشد شخصیت را برخلاف گذشته منوط به گذشته افراد نمی‌دانند. روانشناسان زیادی معتقدند که مفاهیمی مانند خوشبختی، موفقیت، شاد زیستن، سلامت روان اکتسابی است. افراد باید تنها از گذشته خود درس بگیرند. نباید درگذشته خود و اتفاقات تلخی که به هر دلیلی برای آن‌ها رخ‌داده است، بمانند. افرادی نظیر مزلو معتقدند انسان‌ها با برطرف کردن به‌موقع و اصولی نیازهای خود به‌راحتی امکان دستیابی به بالاترین مراتب رشد شخصیت که همانا خودشکوفایی است را دارند. نکته‌ای که در رشد شخصیت به شما بسیار کمک می‌کند این است که قبل از هر چیز خود را دوست داشته باشید، شناخت مناسبی نسبت به خود پیدا کنید و از همه مهم‌تر اینکه در زمان حال زندگی کنید.

رشد شخصیت، گامی بلند برای تکامل فردی

شناخت توانایی‌ها و شخصیت، مدیریت زمان موجب دستیابی به پیشرفت می‌شود..

اهمیت رشد شخصیت

همان طور که قبلاً گفتیم رشد شخصیت در زندگی بشر نقشی حیاتی ایفا می‌کند. زمانی که شما بتوانید بر روی نقاط ضعف خود فائق بیایید. نقاط قوت خود را تقویت کنید، توانایی دستیابی به قله‌های موفقیت را خواهید داشت. یکی از تکنینک هایی که می‌تواند به شما در این راه کمک کند، خود آموزی نام دارد. خودآموزی به این معنا است که فرد در تمام دقایق زندگی خود را بررسی کند و یا به بیان بهتر عملکرد خود را در هر موقعیتی مورد ارزیابی قرار دهد و ببیند که آیا در آن شرایط توانسته به درستی واکنش نشان دهد یا خیر؟ اگر نه چرا این اتفاق رخ داده است و چگونه می‌تواند اگر مجدداً در موقعیتی مشابه قرار گرفت، رفتار درست و اصولی را از خود نشان دهد.

البته هنوز بر سر عوامل تأثیرگذار بر روی رشد شخصیت میان صاحب‌نظران اختلاف‌نظر وجود دارد. همه بر این اصل که نقش محیط و رفتار والدین در شکل‌گیری شخصیت مهم است، اتفاق‌نظر دارند. درواقع نحوه تربیت افراد در نوع میزان واکنش آن‌ها نسبت به مسائل مؤثر است. ما با شناخت، عواطف و احساسات خود می‌توانیم گامی در جهت هرچه‌ بهتر برقرار کردن ارتباط با محیط پیرامون خود برداریم.

رشد شخصیت متأثر از عواملی همچون نیازهای فیزیولوژیک و محیط است و در اصل تلفیق این دو رفتار و منش را تعیین می‌کند. نکته جالب این است که پیدا کردن شناخت نسبت به خود آن‌قدر هم که به نظر می‌رسد کار راحتی نیست. گاهی مسائلی مانند تعصب یا قومیت و شرایط اجتماعی و اقتصادی باعث می‌شود تا ما به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از بسیاری از چیزها چشم‌پوشی کنیم یا اینکه تلاش کنیم تا آن‌ها به نحو دیگری نشان دهیم.

پذیرش واقعیت در سایه این کلیشه‌ها برای ما کمی مشکل می‌شود. شناخت درست شما از خودتان علاوه بر رشد دراین حوزه، به شما در جهت یک برنامه‌ریزی مدون برای آینده‌تان کمک می‌کند. شما وقتی توانایی‌های خود بدانید بهتر می‌توانید مسیر تحصیل و اشتغال و فعالیتتان در اجتماع را انتخاب کنید.

آیا رشد شخصیت مادام العمر است؟

رشد شخصیت بر اساس نظریه روانشناسی به نام یونگ، امری مادام‌العمراست. درواقع طبق نظر وی انسان‌ها تازه در سنین سی‌وپنج تا پنجاه‌سالگی به تکامل شخصیت می‌رسند. رشد شخصیت ازنظر یونگ وابسته به گذشته نیست. همچنین او برخلاف دیگر همکارانش معتقد است که رشد  این مقوله در کودکی و نوزادی شکل نمی‌گیرد. از نظر علم روانشناسی میان‌سالی ساحل آرامش زندگی هر فردی محسوب می‌شود. در این سن افراد از نظر جایگاه اجتماعی، مالی، خانواده و اجتماعی به ثبات دست‌یافته‌اند. اما این دوران هم مانند دوران بلوغ و کودکی دارای بحران‌هایی مانند هویت است. در واقع افراد در این سن یک سری نیروهای اضافه‌ دارند که نمی‌دانند چگونه آن را مصرف کنند. گاهی ممکن است این تجمع انرژی روانی منجر به افسردگی، احساس شکست و ناامیدی در آن‌ها شود.

نکته کلیدی در رشد شخصیت پذیرش همه‌جانبه خودتان است. از نقاط ضعف خود نترسید و هرگز بابت آن‌ها خجالت نکشید. البته سعی کنید تا آنجایی که امکان دارد در جهت رفع آن‌ها بکوشید. این تلاش به‌تنهایی به شما احساس ارزشمند بودن را انتقال می‌کند. یادتان باشد اول‌ از همه شما باید نسبت به خود احساس مسئولیت داشته باشید تا دیگران هم بتوانند پذیرای شما باشند. حضور در تیم یا اجتماع ممکن است باعث شود تا شما مجبور شوید گاهی تغییراتی در شخصیت خود ایجاد کنید.

رشد شخصیت، گامی بلند برای تکامل فردی

شناخت شخصیت نقش کلیدی در طی مسیر موفقیت دارد.

 

رشد شخصیت به نوع افکار شما هم‌بستگی دارد. تلاش کنید تا همیشه نسبت به شخصیت خودتان نگاهی مثبت داشته باشید. فکر و عمل شما باید با یکدیگر هماهنگ باشد تا از شما تصویری جذاب و دوست‌داشتنی به مخاطب ارائه دهد. قدرت فکر به‌قدری است که می‌تواند بر نتیجه تلاش‌های شما تأثیر مستقیم خوب یا بد داشته باشد. افکار مثبت باعث می‌شود تا شما اعتمادبه‌نفس بالاتری داشته باشید و به تسریع روند رشد شخصیت کمک می‌کند. زندگی پر از چالش‌های بزرگ و کوچک است و این نگرش مثبت است که می‌تواند طی این مسیر را برای شما هموار سازد.

نکاتی درباره رشد شخصیت

اینکه دیدگاه یا ایده خاصی به شما تعلق داشته باشد، در رشد شخصیت شما بسیار مؤثر است. داشتن عقیده و نظر باعث می‌شود تا نظر دیگران به سمت شما جلب شود. درواقع این خودباوری و اعتمادبه‌نفس فرصت‌های زیادی را برای شما جهت پیشرفت و ارتقای توانمندی‌هایتان فراهم می‌کند. چه‌بسا در میان پیشنهادهایی که از جمع دریافت می‌کنید، یک فرصت طلایی و استثنائی وجود داشته باشد. همان اتفاق باعث صعود شما به قله موفقیت شود.

هیچ‌گاه از مخالفت با نظر و عقیده خودتان ناراحت و خشمگین نشوید. البته این بستگی به تیپ شخصیتی شما هم دارد. حتی اگر هم فردی درون‌گرا هستید تلاش کنید همان روابط محدود را به‌صورت مؤثرتری ادامه دهید. آینده متعلق به کسانی است که در جهت رشد خود تلاش می‌کنند. از همه مهم‌تر از هیچ‌چیز نمی‌هراسند. همیشه در جستجوی آشنا شدن با افراد و موقعیت‌های جدید باشید. هر موقعیت و فضایی چالش‌های خاص خود را دارد که درگیری با آن‌ها علاوه بر قوی کردن شخصیت شما، چیزهای زیادی را هم به شما می‌آموزد که می‌توانید بعداً از آن‌ها استفاده کنید.

مراحل رشد شخصیت از دیدگاه مزلو
مراحل رشد شخصیت از دیدگاه مزلو

نوع شخصیت شما می‌تواند در دستیابی شما به یک موقعیت شغلی هم نقش مهمی ایفا کند شناخت شخصیت افراد و اینکه دارای چه ویژگی‌هایی هستند برای کارفرمایان از داشتن سابقه کاری مهم‌تر است. البته در بسیاری از شرکت‌ها ملاک‌ها بر روی سابقه کار و میزان تحصیلات می‌چرخد. نکته اینجا است که شاید فردی باشد که ویژگی‌های لازم داشته باشد و بتواند به‌سرعت مهارت‌های لازم در حین کار به دست بیاورد ولی شرایط حاکم مانع از انتخاب او به‌عنوان نیروی کار می‌شود.

تقارن ویژگی‌های شخصیت و موارد لازم برای احراز یک موقعیت شغلی می‌تواند به پیشرفت آن بخش کمک کند. خوشبختانه امروزه با پیشرفت روانشناسی، آزمون و پرسشنامه‌هایی جهت سنجش این مسائل توسط اساتید مجرب و دانشگاه‌های برجسته جهان طراحی‌شده است. معمولاً کارشناس منابع انسانی هر سازمان جهت سنجش سلامت روان افراد متقاضی از آن‌ها استفاده می‌کنند. از معروف‌ترین آن‌ها می‌توان به پرسشنامه هایلند اشاره کرد. این ابزارها و روانشناسان صنعتی – سازمانی کمک بسیاری در جهت تعدیل نیرو، گزینش درست به کارفرمایان می‌کنند.

نکته دیگری که برای  توسعه شخصیت شما کمک می‌کند، گوش دادن فعال است. اکثر افراد تنها به‌قصد پاسخ دادن به جمله طرف مقابل به حرف‌های او گوش می‌دهند. بعضاً جواب‌هایی که به مخاطب خود می‌دهند بی‌ربط است و این خود بر روی استهلاک روابط بین فردی تأثیر می‌گذارد. یک فرد بالغ به‌صرف لذت بردن و استفاده کردن از صحبت‌ها به آن‌ها گوش می‌دهد وسعی در به اشتراک گذاشتن تجربیات خود هم دارد.

درمجموع می‌توان گفت که رشد شخصیت عامل مهمی است که بر تمام جنبه‌های زندگی یک فرد اعم از خانوادگی تا اجتماعی تأثیر می‌گذارد.  طی کردن مراحل مختلف زندگی و حل درست چالش‌های هر دوره به‌خصوص میان‌سالی می‌تواند در جهت دستیابی به آرامش و سکون به انسان‌ها کمک کند. رشد شخصیت به‌قدری مهم است حتی در استخدام شما هم نقش بسزایی را ایفا کند. با شناخت ویژگی‌های خود و همچنین تیپ شخصیت خود مسیر حرکت به سمت اهدافتان را مشخص نمایید.

 

با شرکت در مجموعه کارگاه های “مهارت های زندگی” “استاد سینا یاوریان“،

قایق بادبانی زندگی خود را در توفان تا مقصد با لذت به پیش برانید.