آسمان وانیلی یک فیلم سورئال

آسمان وانیلی یک فیلم سورئال به کارگردانی کامرون کرو (نقد فیلم)

آسمان وانیلی به کارگردانی کامرون کرو در سال ۲۰۰۱ ساخته شد. فیلم آسمان وانیلی کامرون کرو نمایش یک چهره کاملا اخلاقی است. این فیلم داستان مردی را تعریف می کند که تصور می کند، می تواند هر چیزی را که می خواهد به دست آورد. اما او آن ها را از دست می دهد که ممکن است به دلیل وجدان ناراحت او بابت دریافت آن ها باشد. و یا اینکه سرنوشت او اینگونه رقم خورده است. آسمان وانیلی فیلمی است که شما تمایلی به تجزیه و تحلیل آن ندارید تا زمانی که دو بار آن را دیده باشید.

راجر ابرت، منتقد می گوید دو بار فیلم را دیده است. راجر ابرت می گوید بعد از اولین بار تماشای آسمان وانیلی می دانستم که چه اتفاقی افتاده است، اما با این فکر که برخی موارد ممکن است به شکلی که فکر می کردم اتفاق نیفتاده باشد، برای بار دوم به تماشای آن نشستم.

حالا که دو بار آن را دیده ام، فکر می کنم آن را درک کرده ام. البته ممکن است اینطور هم نباشد. مطمئناً این فیلم برای مخاطب بسیار سرگرم کننده است. رابطه فوق العاده بین تام کروز و کامرون دیاز از یک طرف و کروز و پنه لوپه کروز از طرف به جذابیت فیلم افزوده است.

«آسمان وانیلی» مانند فیلم های مالهلند و ممنتو که پیش از این ساخته شده اند، مخاطب را ملزم می کند تا به دنبال سطح بالاتری باشد.

در ادامه مخاطب با داستان فیلم همراه می شود. درست در لحظه اوج فیلم احساس می کند که به پایین ترین نقطه سقوط کرده است. چه بسا که شخصیت اصلی فیلم از این منظر جای ترحم دارد.

آسمان وانیلی یک فیلم سورئال

تام کروز در آسمان وانیلی نقش دیوید ایمز، یک سرمایه دار ۳۳ ساله را ایفا می کند. وقتی پدر و مادر او در یک تصادف رانندگی کشته شدند، یک انتشارات بزرگ را به ارث برده است. در ادامه فیلم ما شاهد روابط عاشقانه ایمز هستیم که در آخر معشوقه او در ماشین در مقابل چشمان ایمز خود را می کشد. در واقع معشوقه او با بازی کامرون دیاز از او انتظار تعهد در قبال رابطه‌شان را دارد و اینجاست که پنه لوپه کروز وارد داستان می شود.

آسمان وانیلی؛ فیلمی پر از شگفتی

در این مرحله فیلم از شگفتی هایی پرده برداری می کند که نباید آنها را فاش کنم. ادامه فیلم در مورد این شگفتی ها است!

دیوید گرفتار رویاها و کابوس ها است، و مطمئن نیست که خیالات شبانه او به کجا ختم می شود و زندگی روزانه او آغاز می شود. درست وقتی فکر می کنید که متوجه داستان فیلم شده اید، چشم انداز رویایی آسمان وانیلی جهت گیری دیگری به خود می گیرد. دیوید یک جوان عیاش است. بچه ای ثروتمند که انتشارات پدرش را به ارث برده است. او همیشه هر آنچه را که می خواست داشته است.

او برای اهداف خودخواهانه از بسیاری از زنان استفاده کرده است و به نظر می رسد جولی آخرین فرد است. در حالی که او به دنبال رابطه با دختر دیگری است جولی، با عصبانیت آن تصمیم سرنوشت ساز را گرفت. دیوید از تصادف وحشتناک به سختی جان سالم به در می برد. صورت و بازوی او زخمی می شود و زندگی او نیز بهم می ریزد. کابوس‌های او ممکن است اکنون جذاب تر از آنچه در واقعیت او باقی مانده است باشد.

در صحنه دیگری تام کروز در مقابل یک روانپزشک (کورت راسل) قرار گرفته است که در حال بازجویی از وی در مورد قتل است. او تأکید می کند که هیچ قتلی وجود نداشته است. شاید وجود داشته و شاید هم وجود نداشته باشد، و شاید قربانی همان کسی بود که فکر می کنیم چنین است، و شاید هم نیست.

آسمان وانیلی یک فیلم سورئال

“آسمان وانیلی” به گونه‌ای شروع شده است که گویا درباره زندگی و دوست داشتن دیوید است. اما در ادامه یک جهت گیری کاملاً متفاوت را آشکار می کند، که ما قصد نداریم آن را آشکار کنیم. برای توضیح کامل جهتی که فیلم در پیش می گیرد نیاز به زمان بیشتری داریم.

تنها مشکلی که در این توضیح وجود دارد این است که روند سردرگمیِ ما را توضیح می دهد، بجای اینکه دقیقا به ما بگوید چه اتفاقی افتاده است. به همین دلیل است که برای بار دوم آن را دیدم. به طور کلی، تماشای بار دوم فیلم آسمان وانیلی به من بسیار کمک کرد و من واضح تر وقایع را درک کردم.

جزئیات گیج کننده فیلم

اما جزئیات گیج کننده‌ای در این فیلم وجود دارد. در تماشای فیلم آسمان وانیلی برای بار دوم، متوجه شدم که اولین کلمات در فیلم (چشمانت را باز کن) با صدای شخصیت سوفیا، با بازی پنه لوپه کروز، بیان می شود. اگر توضیحات فیلم در مورد این صدا صحیح باشد، در آن مرحله از فیلم دیوید با سوفیا ملاقات نکرده، یا صدای او را نشنیده است.

چگونه مخاطب می تواند صدای او را پیش از مشاهده ظاهر او تشخیص دهد؟ شخصیتی در فیلم وجود دارد که به نیمه دیگر آن اشاره می کند. به ما گفته می شود که این نیمه در کجا قرار می گیرد. اما منبع این اطلاعات را در نظر بگیرید، نه شخص تهیه کننده اطلاعات، بلکه منبع اصلی آن را در نظر بگیرید. آیا اطلاعات قابل اعتماد است؟ البته که باید آسمان وانیلی را تماشا کنید و جواب سوالات خود را پیدا کنید.

توجه: در اوایل فیلم، یک نمای شگفت آور از تام کروز نمایش داده می شود که به تنهایی در میدان تایمز حضور دارد. ممکن است مثل من فرض کنید که به کمک رایانه و مونتاژ چنین نمایی خلق کرده اند، کامرون کرو اعلام کرده است که این صحنه ساختگی نیست. آنها برای ضبط این صحنه یک جواز شهری گرفته اند تا در روز یکشنبه سه ساعت میدان تایمز بسته شود و فیلم برداری این صحنه در آنجا صورت بگیرد.

عناصر مثبت آسمان وانیلی

فیلم، ایده انتخاب بین فانتزی های دلپذیر زندگی (رویاها و سرگرمی های دیگر) و واقعیت های خشن زندگی را بررسی می کند. بهترین دوست دیوید، برایان، چندین بار یادآوری می کند که زیبایی و درخشش زندگی فقط وقتی مورد تحسین واقع می شود که تلخی و محاکمات نیز کاملاً احساس و تجربه شوند. عواقب اقدامات شخص نیز سرنخی به ما می دهد، همانطور که تصور می شود که هرگز برای شروع دوباره دیر نیست.

هر دقیقه فرصتی دیگر برای تغییر است.

آسمان وانیلی یک فیلم سورئال

محتوای معنوی آسمان وانیلی

لحظاتی قبل از از بین رفتن زندگی آنها، جولی از دیوید سؤال می کند که آیا به خدا ایمان دارد (احتمالاً به این دلیل که قرار است به زودی با او ملاقات کنند). دیوید در تلاش است تا با مسئولیت های کاری خود را گول بزند، به منشی خود می گوید: «برای من مهم نیست اگر خدا هم تماس بگیرد، من بسیار درگیر هستم.»

محتوای خشونت آمیز آسمان وانیلی

تصادف ماشین بسیار وحشتناک است (اما سرنشینان خودرو هرگز نشان داده نمی شوند). صحنه های واضح تر و نگران کننده زمانی است که دیوید بی رحم می شود و در نهایت سوفیا (که به عنوان جولی ظاهر می شود) را می کشد. در صحنه دیگری، دیوید و برایان در یک مسابقه هولناک قرار می گیرند. دیوید با عصبانیت یک بطری را خرد می کند. خودکشی به کمک قرص نشان داده می شود.

زبان ناشایست در آسمان وانیلی

کلمه ای حدودا ۴۰ بار برای رابطه جنسی در طول فیلم به کار می رود. نام مستعار دیوید عموماً با استمناء مرتبط است. و اشاره مستقیم به روابط جنسی صورت می گیرد.

مواد مخدر و الکل

مهمانی ها در این فیلم برای نوشیدن ترتیب داده می شوند. و دیوید، برایان، سوفیا و جولی همه در مقاطع مختلف داستان با نوشیدن، مست می شوند.

نتیجه گیری نقد فیلم آسمان وانیلی

کارگردانی دقیق و جهت گیری های هوشمندانه آسمان وانیلی را به یک تجربه رنگارنگ و سورئال تبدیل می کند. آنچه شب را سیاه می کند، صحنه هایی مبهم، به همراه خشونت جنسی و قتل و سوء مصرف الکل است.

بیندیشید و ثروتمند شوید

بیندیشید و ثروتمند شوید (معرفی کتاب)

فهرست عناوین این مطلب:

بیندیشید و ثروتمند شوید

ثروت به یک باره به وجود نمی آید. برای ثروتمند شدن باید توانمدی ها و مهارت های مورد نیاز را داشته باشید. مهارت هایی که به کمک آنها می توانید ثروتمند شوید و به تبع آن به بسیاری از آروزهای خود برسید. اما صرف رسیدن به ثروت موجب خوشحالی نیست. بلکه وقتی می توان از ثروتمند شدن لذت برد که در پس درایتی، حاصل شده باشد. شما باید این ویژگی را داشته باشید تا بتوانید بیندیشید و ثروتمند شوید. ثروتی که با اندیشه حاصل شود، به راحتی از بین نمی رود و به کمک آن می توان گام های موثری را در زندگی فردی و اجتماعی برداشت.

در این مقاله سعی می کنیم که به شما یاد بدهیم تا بیندیشید و ثروتمند شوید. بدین منظور کتابی را معرفی می کنیم که عنوان کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» است. با مطالعه این کتاب می توانید بیندیشید و ثروتمند شوید! در ادامه ابتدا مختصری از کلیت کتاب را برای تان شرح می دهیم. سپس نکات کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید را در خصوص نحوه تعقل و ثروتمند شدن بیان می کنیم.

خلاصه ای از کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید اثر ناپلئون هیل نویسنده آمریکایی است. کتاب مذکور یکی از بهترین کتاب هایی است که روش های موفقیت در کسب و کار را بیان می کند.  ناپلئون هیل برای نوشتن این کتاب از «اندرو کارنگی» کمک و مشاوره های بسیاری گرفته است.

کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید دارای ۱۶ فصل است و در هر فصل آن ناپئون هیل رازهایی در خصوص ثروتمند شدن را بیان کرده است. این کتاب حاوی رازهای بیش از ۵۰۰ نفر از ثروتمندان دنیا است. با مطالعه این کتاب اطلاعات جامعی به دست می آورید و متوجه خواهید شد که با روش های ساده می توان از صفر به صد رسید و ثروتمند شد. چرا که اصول ذکر شده در این کتاب مجموعه ای از تجارب افراد ثروتمند است. افراد ثروتمندی که آنها حقیقت دارند و افسانه نیستد.

در هرشغلی که هستید با خواندن کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید می توانید با رموز موفقیت در شغل خود آشنا شوید و به تبع آن ثروتمند شوید. اکنون به منظور آشنایی شما با کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، توضیحاتی در خصوص فصول ۱۶گانه کتاب ارائه می کنیم.

فصل اول: قدرت تفکر

در فصل اول کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، ناپلئون هیل بیان نموده است که افکار قابلیت تبدیل شدن به اشیاء را دارند. به این توضیح که وقتی افکار با پافشاری برای رسیدن به خواسته ها ترکیب می شوند به صورت قابل ملاحظه ای توانمند می شوند. ناپلئون هیل در این فصل به گفته روانشناسان اشاره می کند و می گوید:

وقتی کسی واقعا آماده چیزی یا هدفی باشد آن هدف واقعا محقق می شود.

فصل دوم: خواستن نقطه آغاز تمام موفقیت ها است

برای شروع برای رسیدن به هر موفقیتی فرد باید عزم و اراده کافی داشته باشد. و به عبارتی خواهان موفقیتی باشد که آرزوی آن را دارد. در فصل دوم کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، ناپلئون هیل ۶ گام عملی برای ثروتمند شدن بیان می کند که به شرح زیر است:

  1. ابتدا در ذهن خود مشخص کنید که مقدار پولی که می خواهید چقدر است. صرف اینکه بگویید «پول زیاد می خواهم» کافی نیست.
  2. به طور کامل و دقیق مشخص کنید با پولی که می خواهید داشته باشید قرار است چه کار کنید.
  3. برای دست یابی به ثروت و داشتن آن تاریخ معینی را مشخص کنید.
  4. برای دست یابی به ثروت طرح مشخصی را بریزید و در خصوص انجام آن دست بکار شوید.
  5. در خصوص مقدار پولی که می خواهید داشته باشید عبارت دقیقی را بنویسید، محدوده زمانی رسیدن به آن را هم تعیین کنید. همچنین هدف خود را نیز از داشتن پول بنویسید و در نهایت طرحی را که به کمک آن قرار است، ثروتمند شوید را هم توصیف کنید.
  6. عبارتی را که نوشته اید روزی دو بار، یعنی قبل از استراحت شبانه و بعد از بیدار شدن از خواب با صدای بلند بخوانید. و قبل از خواندن عبارت خود را صاحب پول و دارایی تصور کنید و به آن باور داشته باشید.

فصل سوم: ایمان؛ تجسم و باور رسیدن به خواسته

گام سومی که در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید بیان شده است داشتن ایمان برای رسیدن به خواسته است. در تعریف ناپلئون هیل منظور از ایمان، ماده شیمایی ذهنی است که وقتی با ارتعاش فکری مثبت ترکیب می شود منجر به باور افزایش رسیدن به خواسته می شود. در این فصل راهکارهای چگونگی تقویت ایمان، فرمول اعتماد به نفس و … نیز توضیح داده می شود.

بیندیشید و ثروتمند شوید

فصل چهارم: تلقین به خود (خود القایی) واسطه ای برای تاثیر گذاری بر ضمیر ناخودآگاه

خود القایی منجر به افزایش اشتیاق برای رسیدن به خواسته محسوب می شود. نکته مهمی که در این خصوص وجود دارد این است که هر دستوری را که ضمیر ناخودآگاه انسان به او بدهد به آن یقین پیدا می کند و تمام تلاش خود را می کند تا آن را محقق نماید.

فصل پنجم: دانش تخصصی: تجربه ها یا مشاهدات شخصی

به عقیده ناپلئون هیل دانش دو بخش است. دانش عمومی و تخصصی. دانش عمومی در جذب ثروت کاربرد ندارد. افراد موفق در همه زمینه ها مدام برای کسب دانش تخصصی خود تلاش می کنند. کسی که مطالعه را صرفا به به دلیل پایان یافتن دوره تحصیلی خود متوقف کند، محکوم به عدم موفقیت است.

فصل ششم: تخیل، کارگاه ذهن

ششمین توصیه ناپلئون هیل درباره ثروتمند شدن در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید تخیل است. هر چیزی را که بتوانیم تخیل کنیم توان رسیدن به آن را به دست می آوریم. تخیل دارای دو نوع ساختگی و خلاق است. لذا به کمک تخیل سازی به راحتی می توانید به ثروت برسید.

فصل هفتم: برنامه ریزی سازمان یافته: تبلور خواسته در قالب عمل

در این فصل کتاب راهکارهایی برای عملی کردن خواسته ها به مخاطب آموزش داده می شود. در صورتی که راهکار اول مناسب نبود باید به سرعت راهکار دوم را امتحان کرد و به همین ترتیب پیش رفت. ناپلئون هیل در این قسمت ادیسون را مثال می زند و می گوید: ادیسون قبل از این که لامپ را اختراع کند، ده هزار بار شکست خورد و در نهایت به موفقیت رسید.

فصل هشتم: تصمیم گیری: بر تعلل و مسامحه کاری مسلط شویم

در فصل هشتم کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، تعلل نقطه مقابل تصمیم گیری محسوب شده. برای موفقیت لازم است که همه بر آن چیره شوند. در نتیجه به راحتی نباید تحت تاثیر خواسته ها و نظرات دیگران قرار گرفت.

بیندیشید و ثروتمند شوید

فصل نهم: تلاش مدوام برای تحریک و تقویت ایمان

از نظر ناپلئون هیل، پیگیری عنصری ضروری برای تبدیل خواسته به واقیعت است. به نظر هیل پشتکار هیچ جایگزینی ندارد و هیچ ویژگی جای آن را نمی گیرد. کسانی که به پشتکار عادت دارند در مقابل شکست بیمه شده اند.

فصل دهم: قدرت ذهن خردمند و استاد: نیروی محرک

از دیگر راهکارهای کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ضرورت برخورداری از قدرت برای موفقیت در ثروت است. قدرت هم برای کسب پول لازم است و هم برای حفظ آن پس از به دست آوردن.

فصل یازدهم: تسلط بر تغییر و تبدیل رابطه جنسی

از آنجایی که تمایل جنسی یکی از قدرتمندترین خواسته های بشر است، نباید به هیچ وجه آن را سرکوب و یا مهار نمود. با روش های خلاقانه ای می توان انرژی جنسی را به سمتی هدایت کرد که زمینه ساز موفقیت شود. تبدیل انرژی جنسی به تمرین، قدرت اراده و اصمینان نیاز دارد و پاداش آن ارزش تلاش را دارد.

فصل دوازدهم: ضمیر ناخودآگاه حلقه ی ارتباطی

روزانه بدون اینکه بدانید همه نوع تکانه های فکری به شما هجوم می آورند که برخی از آنها مثبت بوده و برخی هم منفی هستند. شما باید تلاش کنید تا فکرهای منفی را خفه کنید و با کمک افکار مثبت بر ضمیر ناخوداگاه خود، برای رسیدن به خواسته های تان تاثیر بگذارید.

فصل سیزدهم: مغز ایستگاه ارسال و دریافت فکر

اصل خبر رسانی عاملی است که با آن احساس یا هیجان خود را با افکار خود ترکیب می کنید و آن را به ضمیر ناخودآگاه خود می دهید. بدین صورت برای موفقیت خود گام مهمی را برمی دارید.

بیندیشید و ثروتمند شوید

فصل چهاردهم: حس ششم دروازه ای به معبد حکمت

در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید منظور از حس ششم بخشی از ضمیر ناخودآگاه دانسته شده است که به آن تجسم خلاق می گویند. با پرورش حس ششم فرشته ای نگهبان به سراغ شما می آید که در تمام مدت درِ معبد حکمت را برای تان می گشاید و راه را برای ثروت اندوزی شما هموار می کند.

فصل پانزدهم: چگونه شش ترس اساسی را گول بزنیم

در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید شش ترس پایه ای شامل: ترس از فقر، انتقاد، بیماری، از دست دادن عشق کسی، پیری و ترس از مرگ ذکر شده است. و نحوه ی مهار این ترس ها با هدف کسب ثروت آموزش داده شده است.

فصل شانزدهم: کارگاه شیطان

آخرین فصل کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید از شیطان بزرگی سخن می گوید که به راحتی قابل رویت نیست و توان بالایی در کاشت بذرهای شکست در زمین حاصل خیز دارد. این شیطان بزرگ همان تاثیرات منفی است که غفلت از آن می تواند یکی از عناصر اصلی شکست به شمار آید.

نتیجه

مطالب گفته شده خلاصه ای کوتاه از کتاب مشهور بیندیشید و ثروتمند شوید بود. امیدواربم این مقاله موجب ترغیب شما به خواند کتاب مشهور قرن بیست و یک باشد.

کوه و گردش

باشگاه کوه و گردش گروه نیک اندیشان

باشگاه کوه و گردش در راستای رشد فردی که هدف اصلی گروه نیک اندیشان می باشد تشکیل شده است

از برنامه های گروه نیک اندیشان ، اجرای تفریحات سالم و مفید است که کوهنوری یکی از این برنامه هاست.

 

 کوهنوردی می تواند چند عامل را به طور همزمان به همراه داشته باشد.

– دور هم بودن و صحبت کردن و شناخت بیشتر یکدیگر

– ورزش جسمی و روحی

– برگزاری برخی جشن ها در کوه

– اجرای بازی های جمعی و تعریف کردن لطیفه و خندیدن برای افزایش شادابی روحی

نشست

باشگاه نشست های گروه نیک اندیشان

باشگاه نشست های هفتگی گروه نیک اندیشان در راستای هدف گروه نیک اندیشان که تعالی خویش (رشد فردی) است جهت برگزاری نشستی در هر هفته سه شنبه ها ساعت ۶ بعد از ظهر با حضور فقط  همراهان گروه نیک اندیشان تشکیل شده است.

باشگاه نشست های هفتگی گروه نیک اندیشان ، باشگاه اصلی گروه می باشد و از طریق آن ، گروه بقا می یابد.

برنامه نشست ها:
– یک کتاب توسط یکی ازهمراهان معرفی می گردد(۲۰ دقیقه).

– یکی از همراهان جملات زیبایی از بزرگان یا شعری سروده خود بیان می دارد(۱۰ دقیقه).

– در زمینه موضوع خاصی گفت و نیوش ( مباحثه) آزاد صورت می گیرد(یک ساعت و نیم).

در این راستا؛
– تبادل افکار و اطلاعات انجام می شود.
– همراهان جدید با گروه آشنا می شوند.
– همراهان با همدیگر بیشتر آشنا شده و انس می گیرند.

  • تمرین مسوولیت پذیری
  • تمرین آداب معاشرت
  • تمرین آداب گفت و نیوش
  • ….

و بدین طریق رشد و ارتقای فردی که هدف اصلی گروه و رشد ارتباطات و تبادل اطلاعات که هدف جنبی گروه است، تحقق می یابد.

امید است که با تشکیل مستمر و منظم این نشست ها، گروه توسعه پیدا کرده و برای رسیدن به تعالی همراهان مفید باشد.

رویدادهای فصل بهار سال ۱۳۸۶

فصل بهار سال ۱۳۸۶ نیز با برنامه های متنوعی همراه بود که به چند مورد از آنها اشاره میکنیم. باشد که ثبت خاطرات و رویدادهای گروه نیک اندیشان تجربه های ما را به دیگران منتقل و انگیزه بخش ادامه راهمان بشود.

پارک طالقانی

صبح جمعه ۷ اردیبهشت ۸۶ ساعت ۹:۳۰ به همراه ۶ نفر از دوستان به پارک طالقانی رفتیم و تا ظهر آنجا بودیم

نرمش کردیم و تمرین تنفس و از هوای بهاری لذت بردیم

 

آبشار سنگان
روز جمعه ۲۱ اردیبهشت ساعت ۷ صبح  چهل نفر میدان شهر زیبا جمع بودیم

از مسیر زیبا پر از شکوفه های  گیلاس و شقایق های زرد و قرمز و ریواس، مسیر آبشار را در پیش گرفتیم
در مسیر برای  چای و استراحت و تجدید  قوا  در کافه ای نشستیم
با هم آواز می خواندیم و از حضور هم لذت می بردیم
بسیاری با هم آشنا شده و دوست شدند

دشت لار

صبح دوشنبه ۱۴ خرداد ۸۶ ساعت ۶ زیر پل سیدخندان جمع شدیم و به همراه ۵۹ نفر از دوستان به وسیله سه دستگاه مینی بوس به دشت لار رفتیم

با و جود ترافیک بسیار سنگین در جاده ولی بسیار خوش گذشت و از طبیعت بسیار زیبای آنجا لذت بردیم

 

باشگاه مدیتیشن دوچرخه سواری گروه نیک اندیشان راه اندازی شد

هنگامی که در یک صبح زیبا در طبیعت دوچرخه سواری می‏ کنید و هوای پاک و خنک صبحگاهی را به درون ریه‏ های خود می‏ کشید و مناظر زیبا وارد چشم شما شده و احساس فرح بخشی در شما ایجاد می‏ کنند، شما از همه ذهنیت های خود رها می‏ شوید و زمان حال را تجربه می‏ کنید. درک زمان حال؛ آن چیزی که تجربه آن نتیجه مدیتیشن است و هدف مدیتیشن رسیدن شما به آرامش درونی و لذت بردن از خود و اطرف است. با تکرار مدیتیشن در شما یک آرامش دایمی ایجاد می شود که در هیاهوی شهر و خیابان نیز می‏ توانید آن آرامش را در درون ذهن و بدن خود به همراه داشته باشید.

 

همانطور که بیان شد دوچرخه‏ سواری برای لذت و تفریح و آرامش به کارگرفته شده و استفاده از دوچرخه سواری به هدف کسب این کارکرد اولیه یعنی داشتن آرامش و مدیتیشن می‏تواند که به آسانی صورت گیرد، چرا که آن را به همراه خود دارد و کافیست توجه خود را به این موضوع معطوف کنیم و از این کارکرد حداکثر بهره را ببریم.

بیایید با هم به مدیتیشن دوچرخه سواری برویم. در حین دوچرخه ‏سواری می‏ توان به اطراف و طبیعت نظاره کرد و از تفکرات خالی شد. می توان بر روی رکاب زدن توجه کرد و در حالی که با آرامش رکاب می زنیم توجه خود را بر روی کارکرد عضله ها معطوف کرده و ذهن آگاهی(mindfulness) را تجربه کنیم. بعد از رکاب‏زنی در طبیعت با نشستن بر روی علف های خنک به صورت جمعی مدیتیشن کرده و با طبیعت یکی شدن را تجربه کنیم. در حین رکاب زدن جمعی نیز همچون نشستنِ جمعی برای مدیتیشن، می ‏توان سینرژی را حس کرد و تعلق به یک مجموعه را به طور ملموس درک کرد.

شما را به این تجربه بی‏ نظیر دعوت می‏ کنم.

سینا یاوریان

باشگاه دوچرخه سواری و مدیتیشن نیک اندیشان

 

صفحه اینستا cyclingmeditate را دنبال کنید

مدیتیشن دوچرخه سواری

همه ورزش ها قبل از اینکه به عنوان ورزش شناخته شوند به عنوان بازی برای کودکان و یا بهانه برای دور هم جمع شدن بزرگ‏ترها و در واقع برای تفریح فردی یا جمعی شکل گرفته‏ اند. در دوران گذار صنعتی و شهر نشینی، برای سلامت انسان‏ها ، بازی‏ ها به عنوان ورزش توصیه شدند و بازی ها تک به تک و به مرور به عنوان بازی بین المللی ثبت و در مسابقات بین المللی به اجرا درآمدند. به طور نمونه اخیرا یک بازی که به نام زو در ایران و به نام کبدی (kabaddi) در هند و پاکستان مرسوم بوده، از مسابقات آسیایی سال ۱۹۸۲ به‌صورت نمایشی و پس از آن جزء مسابقات رسمی بازی‌ های آسیایی قرار گرفته است.

 

 

دوچرخه سواری نیز یک تفریح و بازی فرح بخش برای کودکان بود. بچه که بودیم دوچرخه سواری را به خاطر کم کردن اضافه وزن انجام نمی‏ دادیم بلکه دوست داشتیم که نوازش باد را بر روی صورت خود احساس کنیم، با سرعت برانیم، دور بزنیم ، از سرازیری با سرعت پایین بیاییم و یا با دوستانمان مسابقه بدهیم. امروزه نیز درست است که مسابقات حرفه ای دوچرخه سواری به طور بین المللی برگزار می شود. اما مردم معمولی نه برای مسابقات و نه برای کم کردن وزن، دوچرخه سواری را انتخاب می ‏کنند. بلکه بیشتر افرادی که دوچرخه سواری را انتخاب می‏ کنند به این دلیل است که از آن لذت می برند. هم نوستالژی دوران کودکی است هم لذت سواری و هیجان تعادل است. در ضمن اینکه مزایای جانبی سلامتی و بدنسازی را نیز با خود به همراه دارد.

 

 

اینها رو نوشتم که تاکید کنم که دوچرخه سواری پیش از اینکه یک ورزش برای تن باشد یک ورزش برای روان هست چراکه تفریح برای روان ضروریست. سلامتی بدن و ذهن در بیشتر ورزش‏ها همراه هم هستند و هر دو تامین می‏ شوند. از طرف دیگر بیشتر ورزش ‏ها به تعادل بین ذهن و بدن نیاز دارند و در برقراری این تعادل بین تن و روان نیز بسیار موثر می ‏باشند. در دوچرخه سواری که اولین گام در یادگیری آن، نگهداشتن  تعادل دوچرخه است، می توان یادگیری هماهنگی ذهن و بدن را به وضوح مشاهده کرد.

 

 

هنگامی که در یک صبح زیبا در طبیعت دوچرخه سواری می‏ کنید و هوای پاک و خنک صبحگاهی را به درون ریه‏ های خود می‏ کشید و مناظر زیبا وارد چشم شما شده و احساس فرح بخشی در شما ایجاد می‏ کنند، شما از همه ذهنیت های خود رها می‏ شوید و زمان حال را تجربه می‏ کنید. درک زمان حال؛ آن چیزی که تجربه آن نتیجه مدیتیشن است و هدف مدیتیشن رسیدن شما به آرامش درونی و لذت بردن از خود و اطرف است. با تکرار مدیتیشن در شما یک آرامش دایمی ایجاد می شود که در هیاهوی شهر و خیابان نیز می‏ توانید آن آرامش را در درون ذهن و بدن خود به همراه داشته باشید.

 

 

همانطور که بیان شد دوچرخه‏ سواری برای لذت و تفریح و آرامش به کارگرفته شده و استفاده از دوچرخه سواری به هدف کسب این کارکرد اولیه یعنی داشتن آرامش و مدیتیشن می‏تواند که به آسانی صورت گیرد، چرا که آن را به همراه خود دارد و کافیست توجه خود را به این موضوع معطوف کنیم و از این کارکرد حداکثر بهره را ببریم.

 

 

بیایید با هم به مدیتیشن دوچرخه سواری برویم. در حین دوچرخه ‏سواری می‏ توان به اطراف و طبیعت نظاره کرد و از تفکرات خالی شد. می توان بر روی رکاب زدن توجه کرد و در حالی که با آرامش رکاب می زنیم توجه خود را بر روی کارکرد عضله ها معطوف کرده و ذهن آگاهی(mindfulness) را تجربه کنیم. بعد از رکاب‏زنی در طبیعت با نشستن بر روی علف های خنک به صورت جمعی مدیتیشن کرده و با طبیعت یکی شدن را تجربه کنیم. در حین رکاب زدن جمعی نیز همچون نشستنِ جمعی برای مدیتیشن، می ‏توان سینرژی را حس کرد و تعلق به یک مجموعه را به طور ملموس درک کرد.

شما را به این تجربه بی‏ نظیر دعوت می‏ کنم.

سینا یاوریان

باشگاه دوچرخه سواری و مدیتیشن نیک اندیشان

صفحه اینستاگرام  meditative_cycling را دنبال کنید

رویدادهای فصل زمستان سال ۱۳۸۵

فصل زمستان سال ۱۳۸۵ نیز با برنامه های متنوعی همراه بود که به چند مورد از آنها اشاره میکنیم. باشد که ثبت خاطرات و رویدادهای گروه نیک اندیشان تجربه های ما را به دیگران منتقل و انگیزه بخش ادامه راهمان بشود.

برنامه بوستان جهان کودک

روز  جمعه  ۱ دی ۱۳۸۵ به همراه ۹ نفر از همراهان نیک اندیشان و ۶ نفر از دوستان  به بوستان طالقانی رفتیم. ساغت ۱۰: ۳۰  همراهان را در ایستگاه متروی میرداماد دیدیم آیین باشگاه کوه و تفریحات نیک اندیشان را یاداوری کردیم و به  بوستان رفتیم  جایی  برای نشستن یافتیم  و برای قاسملو تولد رفتیم و وسطی بازی کردیم و با همراهیه  هم ناهار آماده کردیم. شعر  خواندیم  آتش درست کردیم و  خیلی خوش  گذشت  و در ساعت ۱۷ نیز برنامه تمام شد.

 

پارک چیتگر
روز جمعه در تاریخ ۸ دی در ساعت ۱۱به همراه ۱۲ تن از همراهان و ۸ نفر از میهمانان به پارک چیتگر رفتیم و برف بازی کردیم و آیین باشگاه کوه و تفریحات را خوندیم تا تفریح لذت بخشی داشته باشیم و به هم آسیب نرسونیم در پارک استپ هوایی بازی کردیم و کلی خندیدیم. ناهارهای بچه ها رو با هم خوردیم و ساعت۱۷:۳۰ برنامه تموم شد.
عیادت یکی ازهمراهان
از دیگر برنامه های زمستان سال ۱۳۸۵ این بود که روز ۱۹ دی ماه به همراه ۵ نفر از همراهان از یکی از اعضای گروه نیک اندیشان  در بیمارستان اختر عیادت کردیم . هرچند لحظات کوتاهی بود ولی همراهمان را که در بستر بیماری بود بسیار خوشحال کرد

 

کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات

فایل صوتی: کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات

یه چیزهایی در درون ما هست که مانع ما میشه و ما رو متوقف میکنه اما نباید نا امید شد. به ندای درونتون گوش بدین، صدایی هست که میخواد ما پیروز شیم.

خیلی از ما ها فقط منتظریم و نشستیم تا دنیا، تا روزگار، خودش بیاد بیاره بده بهمون. ولی اگر داستان اینجوریا که ما فکر میکردیم نباشه چی؟

اگر داستان اینجوری باشه که باید میخواستیم، باید طلب میکردیم تا بهمون بدن چی؟ دیدین وقتی آدم منتظر یه مهمون عزیزه، چه حال و هوایی داره. خونه رو آماده میکنه، قرار مداراشو کنسل میکنه، به سر و وضع خودش میرسه. اصلا یه انرژی تو وجود آدم میاد که انگار ادم جون دوباره میگیره.

بعد جالب اینه که مهمون کی قراره بیاد؟ دو هفته دیگه! یعنی وقتی ما منتظر یک اتفاق خوبیم، برنامه ریزی میکنیم. خودمون رو برای اون اتفاق خوب آماده می کنیم و جالبه! وقتی منتظرم عزیزم بیاد، با کوچکترین علامتی متوجه اومدنش میشم. صدای ماشینش میاد، صدای موتورش میاد. صدای پاش میاد! قبل از اینکه در بزنه در رو براش باز میکنم! این داستان عین زندگی ماست!

ما اگر منتظر اتفاق خوب باشیم، و براش برنامه داشته باشیم، تا کوچکترین نشونه ای ازش میب ینیم، میریم به استقبالش و میاریمش تو. برعکسش هم هست؛ یعنی وقتی ما راجع به اتفاقی منفی فکر می کنیم و نگرانیم، با کوچکترین علامت، دست اون اتفاق بد رو می گیریم و وارد زندگیمون می کنیم. یعنی میخوام بگم چه بسا این ما هستیم که بدی های اتفاقات رو وارد زندگیمون می کنیمو حتی ممکنه اون اتفاق به خودی خود بد نبوده باشه!

پس تو یک کلام! وقتی به چیزی فکر می کنیم، ما داریم براش کارت دعوت می فرستیم! اما چرا اینجوریه؟

چون ما قدرتمندیم! ما قدرتمندیم چون جزئی از یک کل قدرتمند و منظم هستیم. ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند. برای من به شرط اینکه مقصدی برای رسیدن تعریف کرده باشم. به شرط اینکه هدفم و رسالت زندگیم رو بشناسم و بدونم که قراره با کمک این ابرو باد به کجا برم؟.

اگر نیاز اصیلی، آرزوی اصیلی در درون من به وجود اومده حتما پاسخی هم در دنیای بیرون براش وجود داره، وگرنه  بین این همه آدم چرا این مسئله باید دغدغه و و مسئله من باشه؟

باید مقصدی وجودداشته باشه تا بتونی تابلوهای به سمت اون مقصد رو هم ببینی. خیلی وقتا تابلو و علائم هست، ولی چون ما نمیدونیم دقیقا میخوایم کجا بریم، اصلا متوجه علائم و نشانه ها نمی شیم و از کنار تابلوها به راحتی رد می شیم و هی دور خودمون می چرخیم! امواجی ک مغز ما تولید میکنه در کل کائنات منتشر میشه. کائنات رام اراده و باورهای ماست. ما باید در خواست کنیم تا بتونیم دریافت کنیم. و انتخاب با ماست که از این هستی قدرتمند تاریکی طلب میکنیم ،یا نوور؟

ما در کارگاه شناخت خود و ساختار کائنات انسان رو به عنوان جزئی از کائنات بررسی میکنیم. از انرژی های کیهانی و تاثیر پذیری انسان از نظام هستی براتون میگیم. از رابطه عجیب و عمیق ذهن و جسم در ساختار کائنات اگاه می شید. و باهم یاد میگیریم که چطور میتونیم از قدرت کائنات در راه  رسالت و اهدافمون استفاده کنیم. یادمون باشه.

اگر ندونیم به کجا می خوایم بریم ممکنه به هیچ کجا هم نرسیم! باد هست، آب هست، خورشید هم هست. اما آیا بذری هم کاشتیم تا از  قدرت کائنات و مشیت الهی، انتظار سبز کردن سرزمینمون رو داشته باشیم؟

یادمون باشه نمیشه جلوی طوفان های زندگی رو گرفت ولی میشه با اگاهی و آمادگی، قایق زندگی رو به سلامت به مقصد رسوند.

کارگاه ارتباط، انتقاد، مذاکره

فایل صوتی: کارگاه ارتباط، انتقاد، مذاکره

ما توی طول شبانه روز بیش ترین حرف رو با خودمون میزنیم و افکار مثبت و منفی زیادی خودآگاه و ناخودآگاه میان توی ذهن ما و سوال من اینه که آیا این منم که دارم افکارم رو کنترل می کنم، یا افکار منه که کنترل منو به دست گرفته؟

اکثر ما میگیم که در مورد دیگران قضاوت نداریم و بهشون فکر نمی کنیم، اما واقعیت اینه، که مغز ما مدام در حال تجزبه و تحلیل دیگرانه! ما در مورد اینکه دیگران چجور آدمی هستند و چجوری فکر می کنند، یه نظری داریم که ممکنه درست باشه یا درست نباشه.

در واقع ما براساس تجربیاتمون و شرایط زندگیمون در کودکی ، و ازطرفی با توجه به نظر والدین و باورشون در مورد اتفاقات و رفتار دیگران ، فکر میکنیم و برای اتفاقات مختلف تو ذهنمون دنبال جواب هستیم ….

و حالا سوال اینه که این فکرها ، از کجا می آن ؟! ؟ این حرفا ، واقعا حرفای کیه؟

یه کودک، یه والد، و یه بالغ درون همه ما هست که میتونه مثلا یه کودک پرانرژی و شاد باشه، یا یه کودک ترسیده و ضعیف. یه والد مشوق و قوی باشه، یا یه والد بازدارنده و تحقیر کننده.

وجه کودک و والد ما مدام باهم صحبت می کند. و معمولا چون درک کاملی از شرایط هم ندارن، جواب های مناسبی هم برای ما ندارن و باعث می شن که واقعیت مسائل و ماجراها از دید ما پنهون بمونن.

خب حالا باید چه کرد؟! اینجاست که باید وجه بالغ شخصیت ما فعال بشه و با کودک و والد درون ما مشورت کنه! بخش بالغ همیشه میتونه فعال بشه، به شرطی که اطلاعات خوب و کاملی برای تحلیل داشته باشه!

پس ما به مهارت هایی نیاز داریم تا بتونیم بخش بالغمون رو پرورش بدیم و از طرفی میتونیم تشخیص بدیم اون کسی که در درونمون داره باهامون حرف میزنه و مارو راهنمایی میکنه کیه؟ کودکه درونمونه؟ بخش والد ماست؟ یا وجه بالغ وجودمونه؟

ما کارگاهی داریم به نام کارگاه ارتباط، انتقاد، مذاکره که توی این کارگاه ، شما رو با کودک و والد درونتون آشنا می کنیم و مهارت مدیریت گفتگو با وجه بالغ وجودتون رو به شما یاد می دیم. خیلی هامون از غرغر شنیدن و اعتراض آدم های دوروبرمون خسته شدیم، یا بالعکس، دیگران رو با غر زدنامون کلافه کردیم.

خیلی از ماها ، صحبت کردن با پارتنرمون رو بلد نیستیم و نتیجش میشه اینکه ضربه میخوریم یا ضربه می زنیم. حالا میخواد توی کار باشه. یا روابط عاطفی یا حتی تو معاشرت با همسایه روبروییمون!

بعضی از ماها حرف های خوبی برای گفتن داریم. ایده های خوبی هم تو سرمونه، فکر های بزرگی هم داریم. ولی راه های ابراز این ویژگی های خوب رو نمیشناسیم و از جایگاهی که توانایی و لیاقتش رو داریم دور میمونیم. همه این مسائل یه پیام مشترک برای ما داره ؛ که ما نیاز داریم مهارت های ارتباطی رو به زندگیمون اضافه کنیم.

وقتی ما توی ارتباط  گرفتن و حفظ ارتباط با دیگران مسئله داریم اگر سهم اشتباهمون رو پیدا نکنیم و در مسیر آگاهی تلاش نکنیم ، برای همیشه خام می مونیم! بعد از اینکه توی کارم ، توی روابطم با آدم های غریبه و آشنا شکست می خورم، دو تا راه دارم!

راه اول: راه بیوفتم این ور و اون ور و به همه دنیا بگم که دیگران با من چه کردن و چقدر ظالم و نامرد بودن و از بی تجربگی من سوء استفاده کردن. یا راه دوم، راه بیوفتم و ضعف ها و کم تجربگی هام رو با آگاهی تقویت کنم و خودم رو برای پیروز شدن مجهز کنم؟

به شما پیشنهاد میکنم در کارگاه ارتباط، انتقاد، مذاکره که ما برگزار میکنیم شرکت کنید. احترام درونی به خودتون رو یاد بگیرین. مهارت های گفتگو رو با هم تمرین کنیم. طرح واره های ذهنمون رو بشناسیم. زبان بدن خودتون و دیگران رو بشناسید. و به کمک اطلاعات و آگاهی های دیگه ای که در طی این کارگاه یاد میگیرید، بتونید رفتار خودتون و دیگران روبا معیارهای درست تحلیل کنید، تابا هم روابط آگاهانه تر و انسانی تری داشته باشیم.

یادمون باشه نمی شه جلوی طوفان های زندگی رو گرفت، ولی می شه با آگاهی و آمادگی قایق زندگی رو به سلامت به مقصد رسوند.