مطلبی از کتاب بومها و آدمها

مطلبی از کتاب بومها و آدمها

دو نوشته از بردیا یکی داستان هدهد تیزبین برگفته از کتاب بومها و آدمها و دیگری متنی برگرفته  از كتاب هنر عشق ورزيدن. با نیک اندیشان همراه باشید.

داستان هد هد تیزبین و جغدهای كور انتخاب شده از کتاب بومها و آدمها


«وقتي هدهدي تيزبين در ميان بومها مي افتد و به ناچار شب را در بين جغدهايي كه به كور بودن در روز مشهورند، سپري مي كند، هنگام عزيمت در صبح روز بعد، با اين خطاب بومها روبرو مي شود كه اين چه بدعتي است كه تو مي آوري؟ چه عمل  ابلهانه اي! مگر در روز هم كسي حركت مي كند؟ روز كه همه جا تاريك است و چشم، چشم را نمي بيند!! هدهد بي خبر از همه جا جواب مي دهد: عجب حرفي مي زنيد، چطور روز تاريك است؟ همة حركتها و كارها كه در روز انجام مي شود و نور خورشيد در همه جا مي تابد. از جغدها انكار كه در روز كسي نمي بيند و از هدهد اصرار كه همه چيز در روز ديده مي شود. سرانجام بومها به طرف او هجوم مي آورند كه اين مرغ كه نمونة كوري است، دم از بينايي مي زند! و با منقال و چنگال مي افتند به جان او. بخصوص ضربه ها بر چشم فرود مي آيد. دشنام مي دادند و مي گفتند كه اي روزبين! زيرا كه “روزكوري” در نزد ايشان هنر بود. هدهد مي بيند كه دارد كور مي شود و جانش نيز در خطر است؛ جز اين چاره اي نمي بيند كه چشمهايش را برهم بگذارد و بگويد: من نيز به درجة شما رسيدم و كور گشتم. آنگاه دست از او برمي دارند و او تا زنده است، چنين وانمود ميهكند كه نابيناست.»

============================================

  • نويسنده: شهاب سروردي (شيخ اشراق شهاب الدين سهروردي)

  • برگرفته از کتاب بومها و آدمها

  • به نگارش : محمّد علي اسلامي ندوشن

  • از وبلاگ اروند

============================================

 آنكه هيچ مي داند، آنكه هيچ نمي داند…

آنكه هيچ نمي داند، به چيزي عشق نمي ورزد.

آنكه از عهده هيچ كاري بر نمي آيد، هيچ

نمي فهمد. آن كه هيج نمي فهمد، بي ارزش است.

ولي آن كه مي فهمد؛ بي گمان عشق مي ورزد،

مشاهده مي كند، مي بيند… هر چه بيشتر دانش آدمي

در چيزي ذاتي باشد، عشق بدان بزرگتر است…

هر كه فكر مي كند همه ميوه ها در همان وقت مي رسند كه

توت فرنگي، از انگور هيچ نمي داند.

پارسلوس

============================================

  • برگرفته  از كتاب : هنر عشق ورزيدن

  • نويسنده : اريك فرم

  • برگرداننده به فارسي : پوري سلطاني

============================================

نوشته شده توسط برديا

روز دوم بهمن ، ” روز من ” شادباش -۲ بهمن

روز دوم بهمن ، ” روز من ” شادباش

دومين روز از ماه بهمن ، “روز بهمن” يعنی “روز منش نيک” است

گروه نيک انديشان اين روز را “روز من” ناميده و آن را به شما تبريک می گويد

برای دانستن بيشتر در اين مورد به لينک زير مراجعه کنيد

https://nikandishan.org/files/roozeman.pdf

شاداب باشيد

 

دیدار با خانواده امید عباسی – آتش نشان فداکار -۱۷ تیر ۹۲

تاریخ برنامه عنوان برنامه مسوول برنامه همکاران مسوول برنامه باشگاه برگزار کننده
۱۷ تیر 92 ديدار با خانواده اميد عباسی – آتش نشان فداکار سينا باشگاه پژوهش فرهنگی و اجتما
همراهان حاضر در برنامه
همراهان به هنگام آمده
ديدار با خانواده اميد عباسی – آتش نشان فداکار -۱۷ تیر ۹۲

درود بر نيک انديشان در ملاقاتی که با خانواده اميد عباسی – آتش نشان فداکار – داشتم ، ايده خود را مبنی بر چاپ عکس اميد بر روی تيشرت بيان داشتم و کسب اجازه کردم که اين ايده توسط گروه نيک انديشان انجام گيرد. در اين ديدار که در خانه پدر اميد انجام شد، پدر و مادر و برادر و دو عروس در خانه پدری ايشان حضور داشتند که سر فرصت گزارش کامل آن ارسال خواهد شد. جهت چاپ عکس اميد به عنوان قهرمان ايران بر روی تيشرت، چند عکس از اميد از خانواده ايشان دريافت شد تا بهترين آن با صلاحديد متخصص رايانه بر روی تيشرت چاپ گردد. در مورد کمک به زلزله زدگان ورزقان اهر ، باشگاه خيريه گروه نيک انديشان فعاليت کرد و دوستان اعتماد کرده و در مجموع سه ميليون تومان جمع آوری شد. در مورد چاپ عکس اميد بر روی تيشرت ، باشگاه پژوهش فرهنگی و اجتماعی گروه نيک انديشان جهت جمع آوری مبالغ برای تامين بودجه اين ايده آمادگی خود را اعلام می کند. اين يک کار فرهنگی است که يک الگو و قهرمان به جامعه معرفی گردد که فردی مستقل است که جان خود را در راه انسان دوستی فدا کرد. در همه جوامع نياز به فرهنگ سازی هست و چرا از اين الگوها برای فرهنگ سازی استفاده نگردد و همانطور که پدر اميد در پاسخ به ايده من اشاره کرد ، جوانان تيشرتی بپوشند که قهرمان فوتبال روی آن است در حالی که می تواند عکس قهرمان ملی روی آن باشد. اين يک کار خيريه نيست ، اين يک کار فرهنگی – اجتماعی است. در اين اقدام اين موضوع نيز روشن خواهد شد که ما تا چه حدی ضرورت فعاليت فرهنگی- اجتماعی را درک کرده ايم و در آن مشارکت خواهيم کرد. اين يک ايده فرهنگی است که ممکن است بسياری بخواهند از اين ايده استفاده کرده و چاپ تيشرت را انجام دهند. در صحبتی که با خانواده اميد عباسی داشتم ايشان اعلام کردند که اين ايده چرا بعد از چهل روز به فکر خودمان و کسی نرسيده بود. همينجا اعلام می کنم دزديدن ايده فرهنگی يا دزديدن کتاب اشکالی ندارد چرا که در هر صورت اثر خود را بر جامعه خواهد داشت و هدف آن ايده پيگيری خواهد شد. البته دزدين ايده با اجرای ايده بعد از کسب اجازه ، متفاوت است و می توان مطالب يک وبلاگ را با ذکر منبع در وبلاگ خود درج کرد و يا يک ايده را با ذکر مبدع آن اجرا کرد. می توانيد در صورت تمايل به مشارکت در اين کار فرهنگی-اجتماعی مبالغ خود را جهت تامين بودجه چاپ تيشرت به اين شماره حساب واريز کنيد 6221061053730588 سينا ياوريان و به اينجانب به اين شماره اطلاع دهيد 09123447893 شاداب باشيم و آگاه در هوشياری سينا  

 

آبشار ده سنگان -۲۰ اردیبهشت ۹۲

تاریخ برنامه عنوان برنامه مسوول برنامه همکاران مسوول برنامه باشگاه برگزار کننده
۲۰ اردیبهشت 92 آبشار ده سنگان سينا  كوه و گردش
همراهان حاضر در برنامه
همراهان به هنگام آمده

آبشار ده سنگان -۲۰ اردیبهشت ۹۲

درود بر نيک انديشان

ساعت ۸ صبح ده سنگان ماشين رو پارک کرديم و به سمت آبشار به راه افتاديم.

طبق اعلام برنامه ؛ صبحانه ، ناهار و آب به همراه داشتيم که با کفش و لباس مناسب مسير را به راحتی پيموديم.

ساعت ۹ برای صبحانه اطراق کرديم.

ساعت ۱۱:۳۰ به آبشار رسيديم.

ناهار خورديم و به صحبت نشستيم.

ساعت ۲:۳۰ به سمت پايين حرکت کرديم.

در مسير رفت و برگشت عکس های زيبايی از طبيعت در دوربين ها و در چشمانمان ثبت کرديم.

ساعت ۷ عصر تهران بوديم.

اين برنامه هر سال همين ماه از طرف باشگاه کوه و گردش گروه نيک انديشان اجرا می شود چرا که شکوفه های درختان آلبالو و گيلاس و گل های لاله وحشی و گل های ديگر اين مسير و آبشار ، فرح بخش هستند

شاداب باشيم

 

گزارش نهایی کمک به آسیب دیدگان زلزله اهر – ورزقان -۳ شهریور ۹۱

گزارش نهايی کمک به آسيب ديدگان زلزله اهر- ورزقان -۳ شهریور ۹۱

اریخ برنامه عنوان برنامه مسوول برنامه همکاران مسوول برنامه باشگاه برگزار کننده
۳ شهریور 91 گزارش نهايی کمک به آسيب ديدگان زلزله اهر سينا رزا ، رحمان باشگاه خيريه
همراهان حاضر در برنامه
رزا ، رحمان
همراهان به هنگام آمده
همه

گزارش نهايی کمک به آسيب ديدگان زلزله اهر – ورزقان -۳ شهریور ۹۱

درود بر نيک انديشان

از اهر که به سمت ورزقان راه افتاديم خودروهای شخصی بسياری ديديم که با وسايل اهدايی بسيار راهی کمک به زلزله زدگان بودند. بيشتر اهالی اهر و ماموران بهداشت و هلال اهمر معتقد بودند که روستاييان همه وسايل ضروری و بهداشتی را دريافت کرده اند و بهتر است که اين وسايل در شهر انبار شوند و ماه ديگر از نو توزيع گردند.

ناگفته نماند که ماموران بهداشت و هلال اهمر در حال انجام وظيفه بودند و چادرهای بسياری توزيع شده بود و دستشويی صحرايی نيز داير گشته بود.

از آنجايیکه ما فکر می کرديم بيشتر وسايل اهدايی از طرف دوستان ما وسايلی هستند که هنوز روستاييان نياز دارند از جمله دستکش کار و ظرفشويی ، بنابراين ما به توزيع وسايل خود ادامه داديم و تصور ما درست بود. چنين وسايلی پيشتر توزيع نشده بود.

نوار بهداشتی نياز نداشتند اما طناب و کلاه و دستکش و کپسول گاز پيک نيک مورد نيازشان بود.

نکته مهمی که لازم می دانم ذکر کنم تا دوستان در روزهای آتی به آن دقت کنند اين است که بيشتر روستاييانی که حجب و يا غرور بالايی داشتند برای دريافت هدايا به خودرو مراجعه نمی کردند بنابراين هدايا به دست آنها نمی رسيد.

در روستای ايشيخلی خواهر من – رزا – با دختری مواجه شد که تنها ايستاده بود و برای دريافت لوازم مورد نياز خود پيش نمی آمد. هنگامی که از او پرسيد مادرت کجاست ، چشمانش پر از اشک شد. رزا می گويد به قضيه پی بردم و پرسيدم با کی زندگی می کنی؟ پاسخ داد که من و يک برادرم هستيم که برای کار سر زمين رفته است. رزا هدايايی به او تقديم کرد.

اين دختر ، خانواده خود را از دست داده بود و به تنهايی نمی توانست جلو بيايد و هدايای شما را تحويل بگيرد. بنابراين از دوستان تقاضا دارم که اگر برای کمک به روستاييان به روستاها مراجعه می کنيد هدايا را خود تا چادرها برده و توزيع کنيد . ما قسمتی از هدايا را از همان پشت ماشين به مراجعان توزيع کرديم و قسمتی را نيز در چادرها برده و تقديم کرديم.

در مجموع ۲.۰۲۲.۵۰۰ تومان- دو ميليون و بیست و دو هزار و پانصد تومان-  دوستان اهدا کرده بودند که در دو مرحله خريد انجام شد. در مرحله اول همانطور که شرح داده شد خودم به همراه برادر و خواهر و دوستان ، کالاها را در روستاها توزيع کرديم. کالاهای مرحله دوم را تحويل پسر عموها دادم تا به همراه هدايای ديگری که ايشان جمع آوری کرده بود- که بيشتر از يک وانت نيسان بود و شامل چادر و پتو و کپسول گاز پيک نيک نيز بود – خود به روستاها برده و توزيع کردند.

 

سپاس از همراهی همه شما دوستان

باشگاه خيريه گروه نيک انديشان همچنان در اين راه فعال خواهد بود.

شاد

سينا

 

ادامه گزارش کمک به آسیب دیدگان زلزله اهر – ورزقان -۲۹ مرداد ۹۱

تاریخ برنامه عنوان برنامه مسوول برنامه همکاران مسوول برنامه باشگاه برگزار کننده
۲۹ مرداد 91 ادامه گزارش كمك به آسيب ديدگان زلزله سينا رزا ، رحمان باشگاه خيريه
همراهان حاضر در برنامه
رحمان ، رزا
همراهان به هنگام آمده
همه

ادامه گزارش كمك به آسيب ديدگان زلزله اهر – ورزقان -۲۹ مرداد ۹۱

درود بر نيک انديشان

 

در ادامه گزارش؛ همانطور که نوشتم به همراه برادرم رحمان و خواهرم رزا و فاميلمون امير و دوستمون شاهين صبح ساعت ۷ با دو سواری به سمت اهر حرکت کرديم.

روزی که برای بسياری عيد بود و برای آنها…

جلوی فرمانداری اهر ساعت ۱۱ منتظر دوستی از اهالی اهر بوديم – فرج- که ما رو تا روستاها راهنمايی کنه که يک خانم صحبت ما رو با دوستمون فرج شنيد ، با پسر۱۰ سالش ايستاده بود و به وسايل داخل ماشين نگاه می کرد و چه کنم چه کنم می کرد.

ازش پرسيدم خانوم مشکل شما چيه؟

پاسخ داد که چند روز هست ميام فرمانداری که فرماندار مشکل ما رو حل کنه ، سرباز  دم در نامه من رو نمی گيره و می گه بريد.

گفتم مشکلتون چيه؟

گفت همسرم خانه نشين شده و پاهاش سياه شده ، من موندم با ۸ عائله دختر و پسر که نمی دونم چه کنم . اين فرماندار هم که نمی ياد بيرون خودش رو نشون بده . اجاره نشين بوديم الانم که زلزله خرابش کرده رفتيم حياط مدرسه الزهرا چادر زديم از روز اول فقط به ما آب دادند. بچه ها گريه می کنند من الان برگردم چیکار کنم باز همشون شروع می کنند به گريه کردن. چطوری برگردم.

به فرج گفتم فرج جان زحمت بکش به دوستی که از اهالی اهر هستند تماس بگير برند مدرسه الزهرا به کار اين خانم رسيدگی کنند. فرج با برادرش تماس گرفت و گفت که پيگيری کنند.

عصر که برمی گشتيم با فرج تماس گرفتم و از احوال اون خانوم جويا شدم. گفتند که بررسی کردند و از وسايل کمک شده به زلزله زدگان بهشون دادند اما کمی هم پول لازم دارند…

تا به شهر رسيدم ۵۰ هزار تومان از هدايای شما دوستان را به حساب فرج واريز کردم که به دست ايشان برساند.

چه بايد کرد…؟

 

سلامت باشيد

سينا

 

کمک به آسیب دیدگان از زلزله اهر-ورزقان -۲۷ مرداد ۹۱

تاریخ برنامه عنوان برنامه مسوول برنامه همکاران مسوول برنامه باشگاه برگزار کننده
۲۷ مرداد 91 كمك به آسيب ديدگان از زلزله اهر-ورزقان سينا رزا – رحمان باشگاه خيريه
همراهان حاضر در برنامه
سينا – رحمان – رزا
همراهان به هنگام آمده
همه

كمك به آسيب ديدگان از زلزله اهر ورزقان -۲۷ مرداد ۹۱

درود بر نيک انديشان

 

اين گزارش را در آذربايجان از آذربايجان می نويسم

 

دوستان محبت داشتند که به خانواده ياوريان و گروه نيک انديشان اعتماد کرده و مسئوليت مبلغ  15475000 ريال (يک ميليون و پانصد و پنجاه هزار تومان) را به بنده سپردند تا برای آسيب ديدگان از زلزله شهرستان اهر و منطقه ورزقان و هريس وسايل مورد نياز را در حد امکان فراهم کنم.

مبالغ از روز جمعه ۲۷ مرداد شروع به جمع آوری شد و در حالی که شنبه پرداخت ها ادامه داشت به خريد رفتيم. روز يک شنبه صبح ساعت ۷ از اردبيل با دو سواری به سمت اهر حرکت کرديم. ساعت ۱۱ اهر بوديم ، طبق هماهنگی که انجام شده بود يکی از اهالی اهر همراه ما شد که ما را تا روستاهايی که بيشتر نياز داشتند راهنمايی کند.

به روستاها که رسيديم متوجه شديم که تقريبن وسايل مورد نياز روستاييان فراهم است و در حاليکه چادرهای سفيد هلال احمر بسيار بود اما به چند خانوار از هر روستا نرسيده بود .

برای همه روستاها يک چادر شش گوش مختص نماز برپا شده بود.

دستشويی صحرايی نيز مستقر کرده بودند و افراد سازمان بهداشت نيز در روستا فعاليت می کردند.

مواردی که الان بيشتر مورد نياز است چادر ، پتو ، گاز پيک نيک و فلاکس است.

ليست زير مواردی است که ما تهيه کرديم و با دو ماشين سواری برای سه روستای زلزله زده شيخيملی ، چيراخلی و ايشيخلی که در يک مسير خاکی قرار داشتند برديم. پرسيديم ، گفتند يک روستای ديگر نيز در ادامه همان مسير قرار دارد که گفتند با سواری نمی توانيد به آنجا برويد.

۱-   طناب دو متری 4 جين

۲-   جوراب مردانه جنس خوب(که خانم های روستايی هم استفاده می کنند) 10 جين

۳-   زيرپوش مردانه (عرق گير ) يک جين

۴-   زيرپوش زنانه (عرق گير) يک جين

۵-   شورت مردانه يک جين

۶-   شورت زنانه يک جين

۷-   شورت دخترانه يک جين

۸-   زيرپوش دخترانه 6 عدد

۹-   زيرپوش بچه گانه 6 عدد

۱۰-   دستکش کاموا مردانه و زنانه بزرگ دو جين

۱۱-   دستکش کاموا پسرانه يک جين

۱۲-   دستکش کاموا دخترانه يک جين

۱۳-   دستکش کاموا بچه گانه يک جين

۱۴-   حوله حمام 18 عدد

۱۵-   حوله دست 2 جين

۱۶-   کلاه مردانه پارچه ای مدل حصيربافت يک جين

۱۷-   کلاه مدل حصيربافت پسرانه و دخترانه يک جين

۱۸-   کلاه پارچه ای کودکانه دورتا دور لبه دار 6 عدد

۱۹-   شال روسری زنانه 10 عدد

۲۰-   روسری دخترانه 6 عدد

۲۱-   روسری ساتن يک جين

۲۲-   کرم نرم کننده کاسه ای يک جين

۲۳-   ضد آفتاب يک جين

۲۴-   کرم گليسيرين يک جين

۲۵-   کرم نرم کننده تيوبی دو جين

۲۶-   برس دو جين

۲۷-   صابون لوکس ترکيه دو جين

۲۸-   ناخن گير استيل بزرگ خوب 12 عدد

۲۹-   صابون لباس شويی يک جين

۳۰-   بشقاب پلاستيکی 60 عدد

۳۱-   کپسول گاز پيک نيک سه کيلويی با گاز پر 5 عدد

۳۲-   قاشق 10 جين

۳۳-   فلاکس 3 عدد

۳۴-   نوار بهداشتی 168 بسته

۳۵-   دستکش نايلونی مشکی کار 2 جين

۳۶-   دستکش نايلونی رنگی ( ظرف شويی ) 2 جين

۳۷-   دستکش پاچه ای نايلونی کار 1 جين

۳۸-   ليف حمام کاموايی اعلا 20 عدد 

۳۹- پليور مردانه کاموايی ۱۱ عدد
۴۰- جوراب مچی نخی رنگی ۲ جين
۴۱- لباس هايی که خانواده ها اهدا کرده بودند که بسيار هم مورد نياز روستاييان قرار داشت.( شلوار ، کت، کاپشن ، لباس بچه گانه ، جوراب …)

بسياری از اين وسايل همچنان ضروری به نظر می رسد و می تواند همچنان مورد نياز باشد. همچون کلاه برای کودکان ، کرم ، دستکش ، طناب و برس موی سر.

 

ادامه گزارش را بعد خواهم نوشت.

 

شاداب باشيد

 

جشن شب یلدا -۳۰ آذر ۹۰

تاریخ برنامه عنوان برنامه مسوول برنامه همکاران مسوول برنامه باشگاه برگزار کننده
۳۰ آذر 90 جشن شب یلدا سينا  جشن و موسيقی
همراهان حاضر در برنامه
همراهان به هنگام آمده

جشن شب یلدا -۳۰ آذر ۹۰

جشن شب یلدا دور هم بوديم.

گيتار نواختيم و آواز خوانديم. ويلون و ارگ هم تمرين کرديم.

لبو بار گذاشتيم و پاپ کورن درست کرديم و خورديم.

جای همه دوستان خالی

 

تئاتر می خواهم میوسوو را ملاقات کنم -۱۲ تیر ۹۰

تاریخ برنامه عنوان برنامه مسوول برنامه همکاران مسوول برنامه باشگاه برگزار کننده
۱۲ تیر 90 تئاتر می خواهم میوسوو را ملاقات کنم کیارش فیلم و نمایش
همراهان حاضر در برنامه
سینا ، مرتضی ، کیارش ، رزا
همراهان به هنگام آمده
مرتضی ، کیارش ، رزا ، سینا

تئاتر می خواهم میوسوو را ملاقات کنم -۱۲ تیر ۹۰

نمایش می خواهم میوسوو را ملاقات کنم نوشته تامارا دالمارت به کارگردانی محمود عزیزی بود که به همراه دوستان و همراهان فرنوش-نیوشا-سینا-مرتضی-کیارش-رزا و مونا رفتیم ساعت شروع نمایش 19:30 بود و همه دوستان به موقع حاضر بودند نمایش کمدی بود که طعنه هایی به نظام کمونیستی شوروی سابق داشت نمایش در مورد فردی بود به نام میوسوو که در طول نمایش کاراکترها هر کدام به یک دلیلی می خواستند او را ببینند او یک فرد عالیرتبه دولتی بود که فردی به نام زایتسوف می خواست او را ملاقات کند و برای خرید پنجاه کیلو رنگ سفید جهت ساخت مکانی برای سرپرستی کودکان ، از او امضا بگیرد. زایتسوف فردی فقیر و عامی بود . روزی که می خواست آقای میوسوو را ملاقات کند یک روز تعطیل بود که آقای میوسوو برای استراحت به یک آسایشگاه به نام آسایشگاه معروف گلهای آفتابگردان رفته بود این آسایشگاه تنها افراد ثروتمند و معروف را می پذیرفت و زایتسوف برای اینکه بتواند وارد آسایشگاه شود بالاجبار به دروغ می گوید که شوهر زنی معروف در روسیه است . در ادامه نمایش همین زن و بعد شوهر واقعیش هم به آسایشگاه می آیند و اتفاقات خنده داری رخ می دهد مدت نمایش 130 دقیقه بود و یک استراحت ده دقیقه ای در میان نمایش بود حدود ساعت ده بود که نمایش به اتمام رسید

 

برنامه تیرگان -۱۰ تیر ۹۰

تاریخ برنامه عنوان برنامه مسوول برنامه همکاران مسوول برنامه باشگاه برگزار کننده
۱۰ تیر 90 برنامه تيرگان سينا  جشن و موسيقي
همراهان حاضر در برنامه
سينا ، رزا ، كيارش
همراهان به هنگام آمده

برنامه تيرگان -۱۰ تیر ۹۰

درود بر نیک اندیشان

همانطور که همه ايرانی ها می دانند ۱۰ تير ماه روز تيرگان می باشد.

به همراهی دوستان در منزل يکی از بزرگان حضور يافتيم تا برنامه تيرگان را اجرا کنیم.

موسيقی سنتی و آواز زيبای دست جمعی و صدای خوش دوست خوبمان ياسر فرح بخش بود.

در مورد مناسبت روز تيرگان و آرش کمانگير و بابک خرمدين سخن گفتيم.

حدود ۸۰ نفر حضور داشتند و با دوستان جديدی آشنا شديم

دوستان در منزل خود شام آماده کرده و با خود آورده بودند که با تنوع بسيار ارائه شد.

دير وقت هنگام برگشت بستنی خورديم.

هميشه به شادی باشيم