هوش هیجانی در مدیریت : چرا یک مدیر موفق باید هوش هیجانی بالایی داشته باشد؟

هوش هیجانی در مدیریت : چرا یک مدیر موفق باید هوش هیجانی بالایی داشته باشد؟

هوش هیجانی به مجموعه مهارت های غیرشناختی، توانایی ها و قابلیت هایی اطلاق می شود که به افراد کمک می کند در مواجه با وقایع مختلف و فشارهایی که به آن ها وارد می شود، هیجانات خود را کنترل و مدیریت کنند. دانیل گلمن فردی است که برای نخستین بار در مورد مفهوم هوش هیجانی به طور خاص صحبت کرد. او و جمعی دیگر از محققین بر این باورند که آن چیزی که تفاوت میان مدیری موفق با سایرین را رقم می زند، بهره داشتن از هوش هیجانی بالا است. اینجا است که هوش هیجانی در مدیریت اهمیت پیدا می کند. البته ضریب هوشی (آی کیو) و مهارت های فنی هم حائز اهمیت هستند، اما تا این حد که مدیر را به مرحله اجرایی فعالیت ها برسانند. پس از آن (زمانی که مدیر به مرحله اجرایی رسید)، هوش هیجانی است که تفاوت اوضاع را رقم می زند.

تعریف هوش هیجانی در مدیریت

بر اساس نظر دانیل گلمن، پنج قابلیت اساسی هستند که باعث به وجود آمدن و تقویت هوش هیجانی می شوند: انگیزه سازی، خودآگاهی، خودکنترلی، مهارت های اجتماعی و همدلی.

برای آن که مدیری بتواند در حوزه کاری خود به موفقیت دست پیدا کند، این قابلیت ها برایش اهمیتی کلیدی خواهند داشت. اگر بخواهید خصوصیات مدیری موفق و لایق را برشمرید، چه ویژگی هایی از او به ذهنتان خواهد رسید؟ نظرسنجی هایی صورت گرفته است و در آن ها، از شرکت کنندگان سؤال یاد شده، پرسیده شده است. بیشتر پاسخ ها حول محور ویژگی های زیر بوده است:

هوش هیجانی در مدیریت : چرا یک مدیر موفق باید هوش هیجانی بالایی داشته باشد؟

  • مدیران لایق و شایسته خودشان هم در انجام فعالیت ها شرکت می کنند، الهام بخش کارکنان هستند، از انجام وظایف دشوار واهمه ای ندارند، متمرکز هستند و برای حرکت رو به جلو محرک دارند (انگیزه سازی)؛
  • مدیران لایق و شایسته اعتمادبه نفس دارند، صادق هستند و بی پرده با دیگران صحبت می کنند؛ کارشان ثبات و دوام دارد (خودآگاهی)؛
  • این مدیران، قاطع هستند و از درک بالایی برخوردارند (خودکنترلی)؛
  • مدیران لایق و شایسته در برقراری ارتباط با دیگران مهارت قابل توجهی دارند، پذیرای صحبت های دیگران هستند و به خوبی به آن ها گوش می دهند (مهارت های اجتماعی)؛
  • این مدیران با دیگران همدل هستند و از توانایی تأثیرگذاری بر آن ها برخوردارند (همدلی).

با توجه به این ویژگی ها است که هوش هیجانی در مدیریت اهمیت پیدا می کند، چراکه این ویژگی ها با صرف اتکا به ضریب هوشی و دانش افراد، قابل دسترسی نخواهند بود. مدیران که حقیقتا شایسته و لایق باشند، این ویژگی ها را در رفتار و گفتار خود نشان می دهند و این جا است که هوش هیجانی بالایشان مشخص می شود.

هوش هیجانی در مدیریت چگونه مورد استفاده قرار می گیرد؟

هوش هیجانی در مدیریت از ویژگی های مهمی است که زمینه ساز موفقیت مدیران و سازمان های تحت کنترلشان می شود. مدیر، برای این که هوش هیجانی بالای خود را نشان دهد، باید از سه طریق کارایی و تأثیر خود را ثابت کند: هدایت و رهبری خودش، هدایت دیگران و هدایت سازمان. در ادامه توضیح جامع تری درباره هر یک از این سه طریق داده خواهد شد.

هدایت و رهبری خود

مدیران موفق به خوبی به این مسئله واقف اند که بی عیب و نقص نیستند. این افراد، از نقاط ضعف و قوت خود آگاهی دارند و در تلاشی مداوم به دنبال پیشرفت هستند. یکی از مهمترین مزیت های افزایش هوش هیجانی در مدیریت، واقف کردن افراد به این گونه مسائل است. مدیر اجرایی اصلی سازمان اگر از نقص ها و نقاط کور خود آگاهی نداشته باشد و تلاش کند تمامی کارها را خودش به تنهایی انجام دهد، توانایی درس گرفتن از اشتباه ها را نخواهد داشت و چنین مدیری، از شایستگی کافی برای هدایت دیگران هم برخوردار نخواهد بود و سقوط او، اجتناب ناپذیر است.

در سوی دیگر اما، اگر در مقام یک مدیر از خودآگاهی کافی برخوردار باشید، توانایی این را خواهید داشت که بر نقاط ضعف خود غلبه کنید و به مرور زمان پیشرفت کنید. حال ممکن است برای غلبه بر نقاط ضعف خود از توسعه فردی و آموختن مهارت های جدید استفاده کنید و به این صورت این کار را انجام دهید، یا آنکه کارکنانی لایق و شایسته پرورش دهید و اقدام به استفاده از مهارت های آن ها کنید. هوش هیجانی در مدیریت از این حیث حائز اهمیت است که تمامی ويژگی های در نظر گرفته شده برای آن، مورد استفاده مدیران قرار می گیرد (در مسیر دست یابی به موفقیت) ویژگی مهم دیگری که در این زیرمجموعه اهمیت پیدا می کند انگیزه سازی است.

هوش هیجانی در مدیریت : چرا یک مدیر موفق باید هوش هیجانی بالایی داشته باشد؟

داشتن اهدافی که سازمان را برای محقق کردن آن ها هدایت می کنید و در نظر گرفتن استانداردهایی سطح بالا برای خود، به این معنا است که وجود موانع در ادامه مسیر را به رسمیت شناخته اید و چه بخواهید چه نخواهید، با آن ها روبه رو خواهید شد. در مقام یک مدیر لایق و موفق، وظیفه شما این خواهد بود که در طول مسیر مدام خود را به چالش بکشید و به دنبال روش هایی باشید که با استفاده از آن ها توانایی دور زدن موانع را داشته باشید و در مواقع ضروری و زمانی که اوضاع از کنترل خارج می شود، بتوانید خودتان را کنترل کنید. به علاوه دو ویژگی یاد شده، به خودکنترلی هم نیاز پیدا خواهید کرد تا توانایی مدیریت هیجانات خود را داشته باشید. هدایت و مدیریت دیگران به هیچ عنوان کار ساده ای نیست،

بنابراین مدیر موفق و لایق باید این توانایی را داشته باشد که خود را آرام و تحت کنترل نگه دارد، در مواجه با فشار و استرس آستانه تحمل بالایی داشته باشد و به آینده خوش بین باشد. به همین خاطر است که هوش هیجانی در مدیریت تا این حد اهمیت پیدا می کند. فراموش نکنید که نخستین گام برای رهبری خود، این است که به این مسئله اذعان داشته باشیم که بی عیب و نقص نیستیم و باید به طور مداوم برای پیشرفت تلاش کنیم.

هدایت دیگران

حال که از مرحله نخست کار، هدایت و رهبری خود، عبور کردیم، نوبت به هدایت دیگران می رسد. در ادامه سعی می کنیم با در نظر گرفتن هوش هیجانی در مدیریت اطلاعاتی جامع و مفید در این باره در اختیارتان قرار دهیم. یکی از مسائلی که مدیران به طور کلی به خوبی از آن آگاهی دارند، نیازمندیشان به دیگران است. به هر عنوان، مدیریت، بدون کسانی که از مدیر پیروی کنند و از او فرمانبرداری داشته باشند، چه معنایی می تواند داشته باشد؟

با این تفاسیر، این که شخص مدیر دارای انگیزه باشد، برای ادامه مسیر و دست یابی به موفقیت کفایت نمی کند. در واقع مدیران موفق کسانی هستند که بتوانند پتانسیل های دیگران را هم آزاد کنند و از این پتانسیل ها استفاده کنند. به این معنا که درک درستی از آن چه برای دیگر افراد اهمیت دارد، داشته باشند (و نیز از این مسئله که این افراد، چه انگیزه هایی دارند و به چه صورتی می توان انگیزه هایشان را در هماهنگی با اهداف سازمان قرار داد).

هوش هیجانی در مدیریت : چرا یک مدیر موفق باید هوش هیجانی بالایی داشته باشد؟

مدیران موفق به خوبی می دانند که باید انعطاف پذیر باشند و توانایی وفق دادن خود با شرایط مختلف را داشته باشند و این ها همه در حالی است که باید توانایی درک دیگران را هم داشته باشند. هوش هیجانی در مدیریت از این جهت هم اهمیت پیدا می کند که مدیر باید با تیم کارکنانی که در خدمت دارد وقت بگذارد و به گزارش هایی که دریافت می کند بسنده نکند (مهارت های اجتماعی). البته از هیچ مدیری انتظار نمی رود همه فن حریف باشد و در هر حرفه ای صاحب نظر؛ انتظاری که از مدیر می رود این است که تا حدی که در توانش است به صحبت های دیگران گوش بدهد و به تجربه ها و مهارت های دیگران احترام بگذارد و در صورت نیاز، از موضع خود عقب نشینی کند و نظرش را عوض کند (اگر صلاح سازمان در تغییر نظر او بود).

هدایت سازمان

هوش هیجانی در مدیریت در هدایت سازمان هم اهمیت پیدا می کند. مدیران موفق به خوبی می دانند چگونه می توانند الهام بخش دیگران باشند. مدیریت از جهاتی به معنای داشتن چشم اندازی در آینده است و مدیر موفق باید تصویر کلی و بزرگتری را که از اهداف نهایی سازمان دارد همیشه در خاطرش نگه دارد. مدیران موفق این توانایی را دارند که تصویر یاد شده را در ذهن کارکنان سازمان هم به وجود بیاورند و اگر واقعا توانایی مدیریت و هدایت دیگران را داشته باشند، می توانند کاری کنند هر فردی از نقش خود در محقق شدن اهداف به خوبی آگاهی داشته باشد.

به علاوه این مدیران می توانند خود و سازمان شان را عهده دار دست یابی به اهداف و طی کردن مسیر منتهی به آن نگه دارند. در نهایت این هدف است که اهمیت پیدا می کند، نه موفقیت و سود شخصی. برای آن که بتوان سازمان را با موفقیت و به خوبی هدایت کرد، باید در مقام یک مدیر الهام بخش دیگران باشید، عهده دار فعالیت های مرتبط با هدف باشید و اقدام به برقراری روابط مؤثر با تمامی دست اندرکاران سازمان کنید (از کارکنان و خدمه گرفته تا سهام داران و دیگر اعضای هیئت مدیره).

سخن پایانی

تمامی آن چه عنوان شد به منظور ارائه گواهی بر این ادعا بود که هوش هیجانی در مدیریت از اهمیت بسزایی برخوردار است و باید بر روی آن کار شود. فراموش نکنید که برای توسعه مهارت های مدیریتی خود نباید به ربات تبدیل شوید و هیجانات خود را به کلی نادیده بگیرید. در واقع کاری که شما باید انجام دهید این است که بر مهارت های فردی و بین فردی تمرکز کنید و سعی در بهبود این مهارت ها داشته باشید. مدیری موفق و لایق کسی است که مهارت های فنی کافی، توانایی تفکر استراتژیک و دانش کافی برخوردار باشد. در کنار این مهارت ها، به هوش هیجانی هم نیاز است و بخشی از تلاش ها باید صرف افزایش هوش هیجانی شود.

با افزایش هوش هیجانی در کودکان، موفقیت آنها را در آینده تضمین کنید!

تقویت هوش هیجانی با ۵ تکنیک کاربردی (تضمینی)

هوش هیجانی یکی از مهمترین مباحث روانشناسی است که در سال های اخیر مطرح شده است. تقویت هوش هیجانی از آن جایی اهمیت پیدا می کند که در حال حاضر هوش هیجانی (به اختصار EI یا EQ) از مهمترین شاخص های موفقیت در زندگی کسب و کار شناخته می شود.

برخی فکر می کنند هوش هیجانی تنها محدود به خود فرد می شود. اما اینگونه نیست؛ هوش هیجانی، تنها محدود به این مسئله نمی شود که فرد هیجانات خود را شناسایی و مدیریت کند. چرا که علاوه بر آن، کسی که هوش هیجانی بالایی داشته باشد، می تواند هیجانات اطرافیانش را هم شناسایی کند.

نتایج تحقیقاتی که اخیرا در این باره صورت گرفته است، حاکی از آن بوده که بهترین عملکرد در محیط کاری به آن دسته از افرادی تعلق داشته است که هوش هیجانی بالاتری داشتند. این در حالی است که طبق همین تحقیقات، هشتاد درصد از کسانی که عملکرد چندان خوبی در محیط کاری نداشته بودند، از هوش هیجانی کمتری در مقایسه با دسته اول برخوردار بودند. با این تفاسیر، هیچ شکی نیست که هوش هیجانی در زندگی و مسیر شغلی افراد تأثیر بسزایی دارد.

در جلسه های مشاوره ای که در نقاط مختلف برگزار می شود معمولا به این نکته می توان پی برد که مشکلات شکل گرفته میان کارفرمایان و کارکنان در محیط کاری، معمولا ریشه در هوش هیجانی پایین این کارفرمایان دارد. این هوش هیجانی پایین باعث می شود تا آن ها نتوانند آن طور که باید و شاید با کارکنان خود ارتباط برقرار کنند. اجازه ندهید این مسئله گریبان گیر شما هم بشود. در ادامه این مقاله با ما همراه باشید تا شما را با روش هایی آشنا کنیم که با استفاده از آن ها قادر به تقویت هوش هیجانی خود خواهید بود.

تکنیک اول جهت تقویت هوش هیجانی : هیجانات منفی خود را مدیریت کنید

اگر توانایی مدیریت و کاهش هیجانات منفی خود را داشته باشید، راه زیادی تا تقویت هوش هیجانی خود به شکلی مؤثر ندارید و احتمال این که کنترل خود را از دست بدهید، به مراتب کمتر می شود. البته همیشه این گونه مسائل در حرف ساده تر به نظر می رسند، اما برای مدیریت این هیجانات منفی چه باید کرد؟ اگر کسی شما را ناراحت کرد، سریع تصمیم گیری نکنید. به جای آن به خودتان کمی فرصت بدهید و جنبه های مختلف موقعیت را مد نظر قرار دهید. سعی کنید موقعیت را با دیدی عینی بررسی کنید و تا حد امکان، شخص خودتان را وارد روند قضاوت نکنید. اولین گام برای تقویت هوش هیجانی این است که از لحاظ ذهنی آمادگی بالایی پیدا کنید و بتوانید مسائل را از دیدگاه های مختلف مد نظر قرار دهید و سریع اقدام به تصمیم گیری نکنید.

تکنیک دوم جهت تقویت هوش هیجانی : نسبت به دایره لغاتی که استفاده می کنید، حساسیت بیشتری نشان دهید

گام دیگری که برای تقویت هوش هیجانی باید بردارید، کار کردن بر مهارت های ارتباطیتان است. افرادی که از میزان بالایی از هوش هیجانی برخوردار هستند، این توانایی را دارند که واژه های مشخص تری را به هنگام صحبت کردن به کار بگیرند و به همین خاطر، در مقایسه با دیگران، به مراتب به زمان کمتری احتیاج خواهند داشت تا ریشه مشکلات احتمالی را پیدا کنند. برای مثال اگر ملاقاتی با کارفرمای خود داشته اید که چندان خوب پیش نرفته است، بهتر است با دقت بیشتری مدت زمان ملاقات را مورد بررسی قرار دهید و به این مسئله خوب فکر کنید که چه کار از دستتان برمی آید تا دفعه بعدی در ملاقاتی مشابه دیگر چنین مشکلاتی نداشته باشید. زمانی که بتوانید مسائل را با دقت و وضوح بیشتری مد نظر قرار دهید، احتمال درک ریشه احتمالی مشکل از سوی شما بیشتر می شود و باید به خاطر داشت که اولین قدم برای حل کردن مشکلات، شناسایی صحیح آن ها است.

تکنیک سوم جهت تقویت هوش هیجانی : بر روی همدلی خود با دیگران کار کنید

گام سوم برای تقویت هوش هیجانی توجه نشان دادن به سرنخ هایی است که در گفتار و حرکات اطرافیان، همکاران یا مشتری های شما بروز پیدا می کند. سعی کنید بر روی رفتار و صحبت های دیگران بیشتر تمرکز کنید و حتی اگر شده برای لحظه ای کوتاه خودتان را به جای آن ها بگذارید و ببینید اگر در موقعیتی به خصوص، جای آن ها بودید، چه رفتاری از خود نشان می دادید. البته نباید همدلی با دیگران را با بهانه تراشی برای رفتارهای ناشایست اشتباه بگیریم. داشتن همدلی به این معنا است که توجه بیشتری به سایرین نشان دهیم و به خوبی به این مسئله واقف شویم که هر انسانی، بسته به موقعیت و شرایط خود با مسائل و مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند و درک و همدلی دیگران، به او در غلبه بر مشکلاتش کمک خواهد کرد. با این تفاسیر، پیدا کردن همدلی با دیگران گام مهم بعدی در تقویت هوش هیجانی است.

تکنیک چهارم جهت تقویت هوش هیجانی : عواملی که باعث مضطرب شدن شما می شوند را شناسایی کنید

گام بعدی برای تقویت هوش هیجانی شناسایی آن دسته از مسائلی است که زمینه ساز مضطرب شدن شما هستند (و نیز تلاش برای خنثی کردن تأثیر این مسائل مضطرب کننده تا حد ممکن). برای نمونه اگر از این مسئله اطمینان دارید (یا حتی احتمال می دهید) که بررسی ایمیل ها پیش از رفتن به خواب شبانه سبب مضطرب شدن شما خواهد شد، بهتر است تا حد امکان بررسی را به صبح روز بعد موکول کنید. این رویکرد البته در مواجه با مسائلی است که ضروری هستند و حتما به رسیدگی شما نیاز دارند. در سوی دیگر اما، اگر برای نمونه با یکی از همکاران خود کنار نمی آیید، بهتر است تا حد امکان از مواجه با او خودداری کنید، اما اگر گریزی از این مسئله برای شما وجود ندارد، بهتر است سعی در درک بهتر او داشته باشید و اوضاع را به حالت عادی برگردانید و به این شکل، عامل مضطرب کننده خود را خنثی کنید.

تکنیک پنجم جهت تقویت هوش هیجانی: داشتن توانایی کافی برای غلبه بر موانع و مشکلات و بازگشت به روال عادی زندگی

هرکسی در زندگی به فراخور موقعیت و اوضاع منحصر به فردش با چالش ها و مسائلی رو به رو می شود و این مسئله اجتناب ناپذیر است، اما چگونگی واکنش هر فرد در مواجه با این چالش ها متفاوت خواهد بود و در حقیقت همین واکنش است که همه چیز را مشخص می کند. کسانی که قصد تقویت هوش هیجانی خود را داشته باشند باید در مواجه با چالش های این چنینی آن ها را به شکلی معقول پشت سر بگذارند و به پیگیری مسیر خود برای موفقیت بپردازند، در غیر این صورت، روز به روز به شمار این مسائل افزوده خواهد شد و هر چالش حل نشده به نوبه خود فرد را از دست یابی به موفقیت بازخواهد داشت و مسیر را طولانی تر خواهد کرد.

یکی از نکاتی که برای تقویت هوش هیجانی مورد استفاده قرار می گیرد و برای غلبه بر این چالش ها هم به کار می آید، تفکر مثبت اندیشانه است. به این معنا که باید سعی کنید تا جای امکان نیمه پر لیوان را ببینید و زمانی که مشکلی برایتان پیش می آید، از عجز و ناله کردن بر حذر باشید و با تمام توان و با استفاده از هر چه در دسترس دارید، سعی کنید بر مشکلات خود غلبه کنید. مسئله به همین جا ختم نمی شود و به گونه ای دیگر هم می توان از این چالش ها برای تقویت هوش هیجانی بهره گرفت. پس از آن که چالشی به خصوص را پشت سر گذاشتید، از خودتان سؤال کنید چه درسی از این موقعیت گرفته اید؟ با در ذهن داشتن سؤال هایی شبیه به این و یافتن پاسخی منطقی برای آن ها این توانایی را خواهید داشت که از تجربه کسب شده در چالش های مختلف در زندگی آینده خود استفاده کنید و مسیر دست یابی به موفقیت را برای خود هموارتر کنید.

در این مقاله سعی ما بر آن بود تا شما را با روش هایی آشنا کنیم که با استفاده از آن ها می توانید اقدام به تقویت هوش هیجانی خود کنید. نکته ای که باید به خاطر داشته باشید این است که هوش هیجانی، صرف نظر از چگونگی تولد افراد و محیطی که در آن پرورش یافته اند، پدیده ای ثابت و تغییرناپذیر نیست و اگر قصد افزایش و تقویت آن را داشته باشید، دست یابی به این هدف ممکن خواهد بود. هر شخص، چالش یا موقعیتی که پیش روی شما قرار می گیرد و با آن مواجه می شوید، می تواند به عنوان فرصتی برای امتحان کردن میزان هوش هیجانی مورد استفاده قرار بگیرد و تنها به توجه بیشتری از سوی شما نیاز است. کمی زمان می برد تا به آنچه لایقش هستید دست پیدا کنید، اما مطمئن باشید که هر اندازه هم تلاش و زمان صرف تقویت هوش هیجانی خود کنید، ارزشش را دارد، چراکه در آینده و زندگی خود می توانید از ثمرات بی شمار آن بهره بگیرید.

در اختیار داشتن میزان بالایی از هوش هیجانی باعث می شود تا در روابط کاری و خانوادگی عملکرد بهتری داشته باشید و به شکل مؤثرتری با دیگران کنار بیایید. روابط هم به نوبه خود نقش مهمی در موفقیت انسان بازی می کنند و با داشتن حمایت دیگران، دست یابی به موفقیت به مراتب ساده تر خواهد شد. پس بهتر است از همین امروز کار خود بر تقویت هوش هیجانی را آغاز کنید.

هوش هیجانی در مدیریت چه تاثیری دارد؟ (آنچه که مدیران موفق باید بدانند)

هوش هیجانی در مدیریت چه تاثیری دارد؟ (آنچه که مدیران موفق باید بدانند)

زمانی که به یک مدیر یا کارفرمای لایق و خوب فکر می کنید چه ویژگی هایی به ذهنتان می آید؟ ممکن است کسی را تصور کنید که هیچگاه از کوره در نمی رود، یا کسی که کارکنانش کاملا به او اطمینان دارند، به خوبی به صحبت هایشان گوش می دهد، صحبت کردن با او کار مشکلی نیست و همیشه در تصمیم گیری با دقت و اطلاع قبلی عمل می کند. این ویژگی ها همگی متعلق به کسی هستند که از هوش هیجانی بالایی برخوردار باشد و اینجا است که هوش هیجانی در مدیریت هم اهمیت پیدا می کند.

در این مقاله قصد داریم اهمیت هوش هیجانی در مدیریت را مورد بررسی قرار دهیم و شما را با توصیه هایی آشنا کنیم که به عنوان یک کارفرما با استفاده از آن ها قادر به بهبود مهارت های خود خواهید بود. با ما همراه باشید.

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی به مهارت و توانایی در شناخت و مدیریت هیجانات خود و دیگران اشاره دارد. کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند به خوبی به احساسات خود واقفند، معنای هیجاناتشان را می دانند و از تأثیری که این هیجانات بر دیگران می گذارد آگاهی دارند.

هوش هیجانی در مدیریت هم حائز اهمیت است و کارفرمایان و صاحبان مشاغلی که هوش هیجانی بالایی داشته باشند، راه به مراتب ساده تری برای دست یابی به موفقیت پیش رو خواهند داشت. به نظر شما مدیری که در شرایط بحرانی بر سر کارکنان خود فریاد بزند موفق تر خواهد بود یا مدیری که در چنین شرایطی آرامش خود را حفظ کند و سعی کند همه چیز را به حالت عادی برگرداند؟

دانیل گلمن، روانشناس آمریکایی ای است که به شناخته شدن بهتر مفهوم هوش هیجانی و کارایی آن کمک شایانی کرده است. او پنج ویژگی اساسی را برای هوش هیجانی برشمرده است که عبارتند از: خود آگاهی، خود کنترلی، انگیزه سازی، همدلی و مهارت های اجتماعی.

هرچه تسلط شما بر این ویژگی ها بیشتر باشد، موفق تر خواهید بود. در ادامه مقاله محوریت اصلی موضوع ما هوش هیجانی در مدیریت خواهد بود و ارتباط هر یک از ویژگی های یاد شده را با فعالیت های کارفرمایان مقایسه خواهیم کرد و نیز راهکارهایی برای بهبود شرایط کاری در اختیارتان قرار خواهیم داد.

manager - هوش هیجانی در مدیریت چه تاثیری دارد؟ (آنچه که مدیران موفق باید بدانند)

هوش هیجانی در مدیریت

خود آگاهی

اگر به میزان مشخصی از خود آگاهی رسیده باشید، همیشه می دانید چه احساسی دارید و از این مسئله مطلعید که هیجانات و رفتارهای شما چه تأثیری بر اطرافیان می گذارد. خود آگاهی برای کسی که کارفرمای عده مشخصی از افراد است به معنای داشتن آگاهی بیشتر از نقاط قوت و ضعف و رفتار متواضعانه با کارکنان است. این گونه ویژگی ها باعث جلب اعتماد کارکنان و افزایش کارایی آن ها می شود و اینجا است که هوش هیجانی در مدیریت اهمیت پیدا می کند و شایان توجه می شود.

چگونه می توان به میزان بیشتری از خود آگاهی دست پیدا کرد؟

  • همراه داشتن دفترچه یادداشت: کافی است در طول روز چند دقیقه را به روی کاغذ آوردن افکارتان اختصاص دهید. این راهکار بسیار مؤثری است که به مرور زمان باعث افزایش خود آگاهی می شود؛
  • صبور بودن: زمانی که عصبانی می شوید یا دیگر هیجانات قوی را تجربه می کنید، بهتر است سریع واکنش نشان ندهید و به دنبال منشأ شکل گیری هیجان باشید. به خاطر داشته باشید هر اندازه هم که شرایطی بخصوص غیر قابل کنترل به نظر می رسید، با کمی صبر و حوصله قادر به کنترل واکنش خود خواهید بود.

خود کنترلی

ویژگی دیگری که برای استفاده از مزایای هوش هیجانی در مدیریت اهمیت دارد خود کنترلی است. کارفرمایانی که توانایی کنترل کردن خود را داشته باشند در مقایسه با سایرین بسیار کمتر با دیگران دهان به دهان می شوند و عجولانه تصمیم نمی گیرند.

به باور گلمن این ویژگی علاوه بر موارد یاد شده باعث انعطاف پذیری شخصیت کارفرما و مسئولیت پذیری بیشتر او نیز می شود.

چگونه می توان توانایی و مهارت خود کنترلی را بهبود داد؟

  • ارزش های خود را بشناسید: آیا می دانید کدام ارزش ها برای شما مهم تر از سایرین است؟ اگر جواب مشخصی برای این سؤال ندارید، بهتر است کمی زمان بگذارید و ارزش های اخلاقی ای که به نظرتان مهم تر از سایرین می رسد را مشخص کنید. اگر به این مسئله پی ببرید و شناخت خوبی از آن داشته باشید، به هنگام قرار گرفتن بر سر دو راهی تصمیم اخلاقی، دیگر نیاز به فکر کردن نخواهد بود و بسته به ارزش های خود تصمیم درست را خواهید گرفت.
  • مسئولیت پذیر باشید: اگر زمانی که اشتباهی پیش می آید یا اوضاع از کنترل خارج می شود عادت دارید دیگران را مقصر بدانید، بهتر است این رویکرد خود را تغییر دهید. اشتباهات خود را بپذیرید و با عواقب آن رو به رو شوید. به این شکل شب ها راحت تر خواهید خوابید و اطرافیان به شما احترام خواهند گذاشت.

انگیزه سازی

ویژگی مهم دیگری که با هوش هیجانی در مدیریت ارتباط پیدا می کند انگیزه سازی است. کارفرمایانی که انگیزه کاری داشته باشند بی وقفه در حال حرکت به سوی اهداف خود هستند و معیارهای بالایی برای کیفیت کاری خود دارند.

چگونه می توان به بهبود انگیزه سازی کمک کرد؟

  • درباره این که چرا به کار حال حاضر خود مشغول هستید، دوباره فکر کنید: فراموش کردن آن بخشی از کار روزانه که به آن علاقه دارید، بسیار ساده است، بنابراین بهتر است گاه به گاه کمی زمان بگذارید و درباره اینکه چرا در درجه اول این کار را انتخاب کردید فکر کنید. اگر از شغل فعلی تان راضی نیستید و با به یاد آوردن نکته یاد شده مشکل دارید، بهتر است ببینید ریشه مشکل کجاست.
  • امیدوار باشید و وجه مثبت مسائل را مد نظر داشته باشید: کارفرمایانی که انگیزه دارند، معمولا خوش بین هم هستند و در مواجه با هر مسئله و مشکلی این رویکرد خود را حفظ می کنند. البته خوش بین بودن به زمان و تمرین احتیاج پیدا خواهید کرد، اما نتیجه حاصل از آن به قدری خوب هست که ارزش این وقت و انرژی را داشته باشد.

همدلی

دیگر ویژگی مهم مرتبط با هوش هیجانی در مدیریت همدلی است. کارفرمایانی که می خواهند کارکنان و سازمانی موفق و کارآمد داشته باشند، حتما باید این ویژگی را مد نظر قرار دهند. این کارفرمایان می توانند در موقعیت های گوناگون خود را به جای دیگران بگذارند و احساساتشان را به خوبی درک کنند. آن ها می توانند توانایی های کارکنانشان را توسعه دهند، کسانی را که رفتار نا عادلانه دارند به چالش بکشند، بازخوردهای سازنده در اختیار دیگران بگذارند و در نهایت به کسانی که به صحبت کردن با شخصی دیگر نیاز دارند، گوش دهند.

مزیت مرتبط با هوش هیجانی در مدیریت دیگری که همدلی برای کارفرمایان به همراه دارد این است که می توانند با نشان دادن این مسئله که اوضاع و احوال دیگران برایشان مهم است، احترام و وفادارای این افراد را به خود جلب کنند.

چگونه می توان با دیگران همدل شد؟

  • خودتان را به جای دیگران بگذارید: انسان به سادگی می تواند از دیدگاه خود طرفداری کند؛ هر چه باشد دیدگاه خود او است! اما کاری که شایان تقدیر و توجه بیشتری است، قرار دادن خود به جای دیگران و مد نظر قرار دادن وقایع از دیدگاه آن ها است.
  • به زبان اشارات توجه کنید: ممکن است به هنگام صحبت کردن شخص دیگر، دست به سینه بنشینید، پاهای تان را عقب و جلو ببرید یا لبتان را بجوید. این زبان اشارات شما است و دیگران با توجه به آن می توانند به این نکته پی ببرند که در موقعیتی به خصوص چه احساسی دارید. داشتن درک بهتر از زبان اشارات می تواند کمک زیادی به کارفرمایان کند، چراکه با توجه به آن قادر خواهند بود با دقت بیشتری راجع به احساسات دیگران تصمیم گیری کنند.
  • به احساسات دیگران پاسخ دهید: فرض کنید از دستیارتان درخواست کرده اید برای مدت بیشتری در محل کار باقی بماند (و مدتی است مجبورید تا دیروقت سر کار بمانید) و با اینکه درخواست شما را رد نمی کند، می توانید ناراحتی را در صدایش تشخیص دهید. در چنین مواقعی بهتر است به احساسات دیگران پاسخ دهید. برای نمونه در این مورد می توانید به او بگویید که قدر این زحمت اضافی او را می دانید و خودتان هم از کار کردن تا دیر وقت خسته شده اید، اما چاره دیگری نیست. اگر هم برایتان مقدور است، راه حلی برای این ناراحتی او پیدا کنید (مثلا اجازه دهید صبح ها کمی دیرتر بیاید).

هوش هیجانی در مدیریت چه تاثیری دارد؟ (آنچه که مدیران موفق باید بدانند)

مهارت های اجتماعی

دیگر ویژگی مهم مرتبط با هوش هیجانی در مدیریت مهارت های اجتماعی است. کارفرمایانی که از میزان قابل قبولی از مهارت های اجتماعی برخوردار باشند، توانایی برقراری ارتباط اثربخش با دیگران را دارند. آن ها علاوه بر خبرهای خوب، آمادگی شنیدن خبرهای بد را هم دارند و به خوبی می توانند انگیزه لازم را برای انجام مأموریتی جدید در تیم کاری خود ایجاد کنند.

به علاوه کارفرمایان با مهارت های اجتماعی کافی به خوبی از پس مدیریت تغییرات کاری و حل کردن معضلات پیش آمد کرده بر می آیند. آن ها کمتر اجازه می دهند شرایط کاری به شکل فعلی باقی بماند و بیشتر رو به جلو حرکت می کنند، اما خود نیز در کارها مشارکت می کنند و همه چیز را به دیگران نمی سپارند. آن ها اهمیت زیادی برای هوش هیجانی در مدیریت قائل هستند و با رفتار خود بدل به الگوی دیگران می شوند.

چگونه می توان به مهارت های اجتماعی دست یافت؟

  • تصمیم گیری به هنگام پیش آمدن مشکلات: یک کارفرمای لایق باید این توانایی را داشته باشد که به هنگام بروز مشکل در میان کارکنان، مشتری ها و فروشنده ها، بتواند تصمیم درستی بگیرد و مشکل را حل کند.
  • بهبود مهارت های ارتباطی: در برقراری ارتباط با دیگران تا چه اندازه موفق هستید؟ اگر در این امر با مشکل مواجه هستید، بهتر است هر چه سریع تر اقدام به رفع آن و اکتساب این دسته از مهارت ها کنید.
  • تحسین دیگران: در مقام یک کارفرما، اگر بخواهید وفاداری و احترام کارکنان را به خود بر انگیزید، یکی از کارهایی که برای دست یابی به آن می توانید انجام دهید تحسین کردن دیگر افراد، به هنگامی است که لایق تحسین باشند. البته این کار چندان ساده نیست و به کمی تجربه و مهارت نیاز دارد.

سخن پایانی

هوش هیجانی در مدیریت اهمیت بسزایی دارد و دست یابی به ویژگی های مهم آن می تواند نوید بخش آینده ای درخشان برای شما و اطرافیان تان باشد، اما نباید فراموش کرد که بهبود این ویژگی ها و مهارت ها کار یک روز و دو روز نیست و به مرور زمان در آن ها پیشرفت خواهید کرد. همیشه باید به دنبال یادگیری مهارت های جدید و راهکارهایی برای ارزیابی وضعیت فعلی خود باشید. زمانی که با چالش های جدید رو به رو می شوید، با وجوه تازه ای از شخصیت خود آشنا خواهید شد و در مواجه با تغییرات زندگی عملکرد بهتری از خود نشان خواهید داد، بنابراین بهتر است این تغییرات را پذیرا باشید.

با افزایش هوش هیجانی در کودکان، موفقیت آنها را در آینده تضمین کنید!

با افزایش هوش هیجانی در کودکان، موفقیت آنها را در آینده تضمین کنید!

زمانی که افراد هیجان زده می شوند، کارهایی می کنند و صحبت هایی می کنند که در حالت معمول ازشان سر نمی زند. برای کودکان دیگر حالت معمول و غیر معمول ندارد و همیشه تحت تأثیر هیجانات خود قرار دارند، به همین خاطر است که افزایش هوش هیجانی در کودکان اهمیت ویژه ای پیدا می کند.

خود کنترلی (یا خود تنظیمی) هیجانی به عنوان یکی از زیرمجموعه های مهم مباحث مرتبط با هوش هیجانی شناخته می شود و به مهارت هایی اشاره دارد که با استفاده از آن ها می توان تجربه و بروز هیجانات را تا حدود زیادی تحت کنترل قرار داد و مدیریت کرد. کودکان نیز به مرور زمان این مهارت را در خود تقویت می کنند. افزایش هوش هیجانی در کودکان در سن چهار سالگی کمی نمود پیدا می کند و آن ها با استفاده از استراتژی های مختلف سعی می کنند عوامل بیرونی تحریک کننده هیجانات را خنثی کنند. به عبارت دیگر، به هنگام ترسیدن چشمانشان را می بندند یا گوش هایشان را می گیرند تا صدای بلندی آزارشان ندهد.

تا زمانی که کودک به سن ده سالگی نرسد، استفاده از استراتژی های نسبتا پیچیده تر برای دست یابی به مهارت خود کنترلی میسر نخواهد شد. این استراتژی ها معمولا به دو دسته کوچک تر تقسیم می شوند: دسته اول به فعالیت هایی اشاره دارد که به منظور حل کردن مسئله و خنثی کردن هیجان مورد استفاده قرار می گیرند و دسته دوم به فعالیت هایی که به منظور تحمل کردن هیجان.

با افزایش هوش هیجانی در کودکان، موفقیت آنها را در آینده تضمین کنید!

تمامی این استراتژی ها خود به عنوان زیرمجموعه یا بخشی از هوش هیجانی شناخته می شوند و افزایش هوش هیجانی در کودکان به منظور استفاده بهتر و مؤثرتر از این استراتژی ها خواهد بود. هوش هیجانی شامل کسب آگاهی از هیجانات، درک و شناخت بهتر هیجانات و مهارت در بروز دادن و مدیریت هیجانات می شود.

تا کنون بیشتر فعالیت های تحقیقاتی و مطالعات متمرکز بر دستاوردهای تحصیلی کودکان بوده است و به همین خاطر کمتر به خود کنترلی کودکان توجه نشان داده شده است. این رویکرد، چندان جالب توجه نیست، چراکه بررسی های انجام گرفته حاکی از آن است که تأثیر هوش هیجانی در موفقیت های آتی کودکان تا دو برابر بیشتر از ضریب هوشی است.

خود کنترلی که به عنوان بخشی از هوش هیجانی شناخته می شود تأثیر زیادی در دستاوردهای آتی کودکان دارد. افزایش هوش هیجانی در کودکان باعث می شود تا بتوانند تحریک های ناگهانی و ناخواسته را (که غالبا به خاطر هیجانات بروز پیدا می کنند) مهار کنند و به مسائلی که آن ها را از هدف اصلیشان دور می کند، توجه نکنند و به طور کلی روابط اجتماعی مؤثرتری برقرار کنند.

افزایش هوش هیجانی در کودکان با انتشار نتایج تحقیق بسیار جامعی دوباره به موضوع مهم و بحث برانگیزی بدل شد. در تحقیق یاد شده، کودکانی که در سن و سال مدرسه رفتن بودند را انتخاب کردند و میزان تقریبی خود کنترلی و به طور کلی هوش هیجانی هر یک را تأیین کردند. زمانی که کودکان وارد دهه سوم زندگی خود شده بودند دوباره تحقیقاتی بر روی آن‌ها صورت گرفت و و نتیجه به دست آمده حاکی از آن بود که کودکانِ با میزان خود کنترلی بالا (که در آزمایش ابتدایی مشخص شده بود)، پس از ورود به دهه سوم زندگی سالم تر بودند، پول بیشتری درمی آوردند و احتمال ارتکاب به جرم، یا نوشیدن الکلشان کمتر از دیگران بود. با این اوصاف مشخص شد که هوش هیجانی و خود کنترلی، در مقایسه با ویژگی های دیگر چون ضریب هوشی، محیط خانوادگی و اوضاع اجتماعی اقتصادی، تأثیر بیشتری بر موفقیت افراد دارد.

با افزایش هوش هیجانی در کودکان، موفقیت آنها را در آینده تضمین کنید!

افزایش هوش هیجانی در کودکان

پس از آن که مشخص شد افزایش هوش هیجانی در کودکان تأثیر زیادی بر موفقیت آتیشان در زندگی دارد، محققان به دنبال راهکارهایی بوده اند که افراد نزدیک به کودک با استفاده از آن ها بتوانند به تحقق این مهم کمک کنند. دکتر جان گاتمن، محقق روان شناس و روان درمانگر مشهور آمریکایی، یکی از این محققان است و به باور او یکی از راه هایی که به وسیله آن می توان به درک بهتر چگونگی افزایش هوش هیجانی در کودکان رسید، چگونگی واکنش نشان دادن والدین کودک، نسبت به هیجانات او است. به باور دکتر گاتمن والدین بسته به واکنشی که نشان می دهند به چهار دسته تقسیم بندی می شوند:

  • والدینی که هیجانات را جدی نمی گیرند اهمیت چندانی برای این هیجانات قائل نمی شوند و سعی می کنند در کمترین زمان ممکن هیجان را از بین ببرند (برای این کار بیشتر اوقات از پرت کردن حواس کودک استفاده می کنند)؛
  • والدینی که هیجانات را ناپسند می دانند و معمولا به هنگام بروز هیجانات، کودک را به خاطرش تنبیه می کنند؛
  • والدینی که در مواجه با هیجانات رویکردی آزادانه دارند و تمامی هیجانات کودک را قبول می کنند، اما در حل کردن مشکلات او یا محدود کردن برخی هیجانات او کمکی نمی کنند؛
  • والدینی که شناخت بهتری از هیجانات دارند برای هیجانات منفی ارزش قائلند، زمانی که هیجانی در کودک بروز پیدا می کند، صبور هستند و سعی می کنند با اسم گذاری بر روی هیجانات مختلف کودکشان به او در شناخت هیجانات و حل کردن مسائل ناشی از آن ها کمک کنند.

تحقیقات دکتر گاتمن نشانگر این مسئله است که کودکان والدین دسته چهارم که به افزایش هوش هیجانی در کودکان کمک می کنند، از لحاظ سلامت جسمانی بهتر از سایرین هستند، در مدرسه عملکرد بهتری دارند و با دوستانشان بهتر کنار می آیند. این دسته از والدین به طور کلی برای افزایش هوش هیجانی در کودکان به پنج مرحله ای متکی بودند که در ادامه توضیح داده خواهد شد. لازم به ذکر است که طبق گفته های دکتر گاتمن تنها ۲۰-۲۵٪ از مواقع تمامی مسائل پنج مرحله توسط والدین مد نظر قرار داده می شد. به عبارت دیگر حتی با همین میزان هم می توان کودکانی با هوش هیجانی بالا داشت.

با افزایش هوش هیجانی در کودکان، موفقیت آنها را در آینده تضمین کنید!

۵ مرحله افزایش هوش هیجانی در کودکان

مرحله اول: از هیجانات کودک خود آگاه باشید

والدینی که شناخت بهتری از هیجانات دارند نسبت در مقایسه با دیگران خود و احساساتشان را بهتر می شناسند و به همین خاطر اگر هیجانی در کودک بروز پیدا کند، به سرعت آن را تشخیص می دهند و این گام اول در افزایش هوش هیجانی در کودکان است.

مرحله دوم: هیجانات را به عنوان موقعیتی بشناسید که با استفاده از آن می توان با کودک ارتباط برقرار کرد و به مسائل تازه آموخت

هیجاناتی که در کودکان بروز پیدا می کند چیز غیر معمولی نیست و نباید آن را به عنوان یک چالش در نظر گرفت. بهتر است از این هیجانات به عنوان فرصتی برای برقراری ارتباط با کودک و کمک کردن به او برای کنترل هیجاناتش استفاده کرد.

مرحله سوم: گوش دادن به کودک و تأیید هیجانات و احساسات او

زمانی که کودک تصمیم می گیرد راجع به هیجان خود صحبت کند، تمام حواس خود را به او بدهید و به صحبت هایش گوش دهید. به چیزی که می شنوید فکر کنید و به کودک بگویید قادر به درک هیجان و احساسی که تجربه می کند، هستید.

با افزایش هوش هیجانی در کودکان، موفقیت آنها را در آینده تضمین کنید!

مرحله چهارم: برای هر هیجان نامی جداگانه در نظر بگیرید

پس از آن که به خوبی به صحبت های کودک گوش دادید، سعی کنید به او کمک کنید تا از هیجاناتش آگاه شود. یکی از راه هایی که برای این کار می توان مورد استفاده قرار داد نام گذاری بر روی هیجانات مختلف است.

مرحله پنجم: به کودک خود کمک کنید با در نظر داشتن محدودیت هایی، مسائل خود را حل کند

هر نوع هیجانی قابل پذیرش است، اما نه هر نوع رفتاری. سعی کنید مهارت های حل مسائل را به کودک خود بیاموزید تا با استفاده از آن ها بتواند با هیجاناتش کنار بیاید. فراموش نکنید که این مهارت ها باید به رفتارهای مشخصی محدود شوند. برای این منظور بهتر است به کودک بیاموزید اهدافی برای خود مشخص کند و برای دست یابی به آن ها راه حل هایی پیدا کند.

افزایش هوش هیجانی در کودکان اهمیت بسیار زیادی برای موفقیت های آتیشان در زندگی دارد و بهتر است در این مسیر همراه و همیار کودک باشید. گاهی اوقات روند ذکر شده در مراحل بالا به سرعت پیش می رود و کمتر مشکلی پیش می آید، اما گاهی این طور نیست و انجام هر یک نیازمند تلاش و زمان نسبتا زیادی می شود. نکته مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که باید صبور باشید و در مواجه با مسائل مختلف خود را نبازید. قرار نیست تمامی مراحل یک مرتبه با هم انجام بگیرند و اگر کودک درباره هوش هیجانی با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند، بهتر است هر بازه زمانی مشخصی را به انجام یکی از مراحل اختصاص دهید و به مرور شاهد پیشرفت کودکتان باشید.

راه های افزایش هوش هیجانی (10 راهکار کاربردی برای موفقیت در زندگی)

راه های افزایش هوش هیجانی (۱۰ راهکار کاربردی برای موفقیت در زندگی)

هوش هیجانی یا EQ، یکی از مباحث مهم روانشناسی موفقیت است که اخیرا محبوبیت زیادی در بین افراد جامعه پیدا کرده است. برخی از این مسئله تعجب می کنند که چرا هوش هیجانی تا این حد در محیط کاری و زندگی شخصی افراد حائز مهم شده است. با وجود چنین مسائلی که درباره هوش هیجانی مطرح است، باید گفت که هوش هیجانی صرفا یک گرایش جدید نیست و اهمیتی فراتر از آن دارد. بسیاری از صاحبان مشاغل در نظرسنجی های مختلف عنوان کرده اند کارکنانی که از میزان بالاتری از هوش هیجانی برخوردار هستند، به مراتب عملکرد بهتری در مقایسه با دیگران دارند و این خود گواهی است بر اهمیت هوش هیجانی. با توجه این اهمیت است که از راه های افزایش هوش هیجانی و چگونگی آن ها بیشتر از قبل استقبال می شود. باید به خاطر داشت در محیطی رقابتی، افزایش هوش هیجانی برای کسب موفقیت بسیار مهم خواهد بود. در ادامه این مقاله قصد داریم شما را با راه های افزایش هوش هیجانی آشنا کنیم. با ما همراه باشید.

راه های افزایش هوش هیجانی

۱. موضوع را تغییر ندهید و در آن تداخلی به وجود نیاورید

یکی از راه های افزایش هوش هیجانی این است که به هنگام پیدا کردن احساسی ناخوشایند، سعی بر آن نداشته باشیم که با تغییر موضوع یا تداخل به وجود آوردن حواس خود را پرت کنیم. توصیه ای که در این باره می شود این است که حداقل دو بار در طول روز بنشینید و از خودتان بپرسید «چه احساسی دارم؟». شاید کمی زمان ببرد تا نسبت به احساسات خود شناخت و درک بیشتری پیدا کنید، اما مطمئن باشید که سپری کردن زمان برای این منظور ارزشش را دارد و از مهمترین راه های افزایش هوش هیجانی به شمار می رود. اجازه دهید بدون هیچ مزاحمت و تداخل اضافه ای، این مدت زمان کوتاه را با احساسات خود تنها باشید.

راه های افزایش هوش هیجانی (10 راهکار کاربردی برای موفقیت در زندگی)

۲. به جای واکنش نشان دادن در مواجه با کشمکش ها، با پذیرفتن مسئولیت به آن ها پاسخ دهید

زمانی که کشمکش یا تناقضی به وجود می آید، کاملا عادی است اگر هیجانات ناگهانی بروز پیدا کنند و افراد عصبانی و خشمگین شوند. افرادی که هوش هیجانی بالایی داشته باشند، به خوبی می دانند چگونه تحت چنین شرایطی باید خود را کنترل کنند. آن ها از گرفتن تصمیمات نامعقولی که در نهایت باعث بروز مشکلات بزرگتر می شوند، خودداری می کنند. آن ها به خوبی می دانند که به هنگام بروز کشمکش، مهمترین هدف این است که به راه حل عاجلی برای غلبه بر آن دست پیدا کرد. آن ها تصمیمی آگاهانه می گیرند مبنی بر این که رفتار و گفتارشان به کلی در جهت عملی کردن راه حل یاد شده قرار بگیرد. با این اوصاف، یکی دیگر از راه های افزایش هوش هیجانی که حائز اهمیت است، سعی کردن برای بسط دادن این ویژگی افراد با هوش هیجانی بالا به رفتار شخصی است.

۳. در قضاوت کردن هیجانات و احساسات یا اصلاح کردن آن ها خیلی عجله نکنید

پیش از آن که زمان کافی برای فکر کردن به هیجانات و احساسات خود اختصاص دهید، برای اصلاح آن ها اقدام نکنید و این رویکرد، یکی دیگر از راه های افزایش هوش هیجانی است. یکی از خصوصیات هیجانات سالم این است که به شکلی موج مانند پدید می آیند، گسترش پیدا می کنند و پس از گذشت مدتی ناپدید می شوند. هدف نهایی شما باید این باشد که پیش از اوج گرفتن هیجانات در این روند موج مانند اختلالی به وجود نیاورید و اجازه دهید سیر تکاملی لازم را طی کند.

 

۴. میان هیجانات و افکار خود ارتباط برقرار کنید

یکی دیگر از راه های افزایش هوش هیجانی این است که اگر هیجان و احساسی به شما دست داد که به نظرتان غیرعادی آمد و حس کردید چندان معمولی نیست، از خودتان سؤال کنید: «نسبت به آن چه فکری می کنم؟». گاهی ممکن است هیجان و احساسی به ما دست بدهد که با دیگر هیجانات و احساسات در تضاد باشد. این مسئله چیز غریبی است و نیازی نیست نگران شوید. گوش سپردن به هیجانات و توجه نشان دادن به آن ها، همانند این است که به صحبت های تمامی شهود یک جلسه دادگاه گوش دهیم. تنها زمانی می توانید در کمال درستی قضاوت کنید و تصمیم مناسب را برای ادامه مسیر اتخاذ کنید که به خوبی به تمامی صحبت ها و شواهد و قرائن توجه کرده باشید.

راه های افزایش هوش هیجانی (10 راهکار کاربردی برای موفقیت در زندگی)

۵. انگیزه داشته باشید

افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند، این توانایی را دارند که برای خودشان انگیزه ایجاد کنند و به گونه ای رفتار می کنند که انگیزه شان بر رفتار دیگران هم تأثیر می گذارد. آن ها اهداف بلند مدت و کوتاه مدتی برای خود در نظر می گیرند و با تمام توان به سمت محقق کردن این اهداف گام برمی دارند. انگیزه ای که این افراد دارند، کمک شایانی برای ادامه این مسیر است. به علاوه آن ها از هیچ چالش و مانعی واهمه ندارند و حاضر به هر تلاشی برای محقق کردن اهداف خود هستند. یکی دیگر از راه های افزایش هوش هیجانی بسط دادن این ویژگی افراد با هوش هیجانی بالا به رفتار شخصی است.

۶. از راه و روش هایی استفاده کنید که باعث به وجود آمدن بادوام نگرشی مثبت می شوند

هیچ گاه قدرت نگرش خود را دست کم نگیرید. داشتن نگرشی منفی به سادگی دیگران را هم تحت تأثیر قرار می دهد. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، به خوبی از حالات کسانی که اطرافشان هستند آگاهی دارند و سعی می کنند از نگرش خود در برابر افراد منفی باف محافظت کنند. این مسئله هم از دیگر راه های افزایش هوش هیجانی است که سعی کنیم این ویژگی افراد با هوش هیجانی بالا را به رفتار شخصی خود بسط دهیم. افراد با هوش هیجانی بالا به خوبی از این مسئله آگاهی دارند که چگونه می توانند روز خوبی داشته باشند و با دیدی مثبت فعالیت های روزانه خود را پیش ببرند. برای این کار راهکارهایی هم دارند: برای نمونه خود را دعوت به صرف صبحانه یا ناهاری مغذی، کامل و خوشمزه می کنند، یا در طول روز زمانی را به دعا کردن یا مدیتیشن و تمرکز اختصاص می دهند. راهکار دیگر نگه داشتن نقل قول های مثبت و امیدوارکننده افراد مشهور است.

۷. به هیجانات و احساسات ناخودآگاه خود هم توجه داشته باشید

یکی دیگر از راه های افزایش هوش هیجانی پیدا کردن شناخت بهتری از هیجانات و احساسات ناخودآگاه است. اما چگونه می توان به این شناخت دست پیدا کرد؟ برای این منظور می توانید از مشارکت آزاد استفاده کنید. زمانی که تحت فشار و استرس نیستید، می توانید به افکارتان اجازه دهید بی هیچ محدودیتی برای خود آزادانه به هر کجا دوست دارند سرک بکشند؛ ببینید افکارتان به چه سمتی مایل می شوند. رؤیاهای خود را تا جایی که برایتان مقدور است تجزیه و تحلیل کنید. دفترچه ای نزدیک محل خواب خود داشته باشید و هرگاه رؤیایی می بینید، به محض بیدار شدن آن را یادداشت کنید. به آن دسته از رؤیاهایی که بیشتر تکرار می شوند توجه ویژه ای داشته باشید (یا رؤیاهایی که به هنگام بروز هیجاناتی بخصوص، شدت می گیرند). شناخت بهتر و بیشتر ضمیر ناخودآگاه از دیگر راه های افزایش هوش هیجانی است و اهمیت زیادی دارد.

Increased emotional intelligence 4 - راه های افزایش هوش هیجانی (10 راهکار کاربردی برای موفقیت در زندگی)

۸. از مهارت های گوش سپردن فعال استفاده کنید

افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، سعی می کنند با تمام توان و دقت به صحبت های دیگران گوش بدهند و آن ها را مورد سنجش قرار دهند. آن ها صرفا منتظر این نیستند که نوبتشان فرا برسد و شروع به صحبت کردن کنند و برای صحبت های دیگران هم اهمیت قائل هستند. آن ها از این مسئله کسب اطمینان می کنند که به خوبی آن چه را بهشان گفته شده است درک کرده اند و تنها با پیدا کردن چنین درکی است که اقدام به جواب دادن و صحبت کردن می کنند. آن ها همچنین تنها به جملات و کلماتی که از زبان فرد مقابل ادا می شوند توجه نمی کنند و به زبان اشارات و حرکات آن ها هم توجه می کنند. این رویکرد از بروز سوء تفاهم ها جلوگیری می کند و به شنونده این امکان را می دهد که با درک و فهم بهتری جواب دهد. به علاوه، نشانگر این مسئله هم هست که شنونده برای صحبت های فرد دیگر ارزش و احترام قائل است. یکی دیگر از راه های افزایش هوش هیجانی، بسط دادن این ویژگی افراد با هوش هیجانی بالا به رفتار شخصی است.

۹. برای به دست آوردن خودآگاهی تمرین کنید

یکی دیگر از ویژگی های مهم افراد با هوش هیجانی بالا خودآگاهی و ابتکار عمل آن ها است و به علاوه از راه های افزایش هوش هیجانی هم هست که این ویژگی را به رفتار شخصی بسط دهیم. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند، به خوبی نسبت به هیجانات خود شناخت و آگاهی دارند و می دانند چگونه می توانند بر هیجانات اطرافیانشان تأثیر بگذارند. به علاوه آن ها از شناختی که از هیجانات دیگران به دست آورده اند، به منظور افزایش مهارت های ارتباطیشان هم استفاده می کنند.

۱۰. اجتماعی باشید و به دیگران اجازه دهید به شما نزدیک شوند

افرادی که از میزان قابل توجهی از هوش هیجانی برخوردار هستند، به دیگران اجازه می دهند به آن ها نزدیک شوند و با آن ها ارتباط برقرار می کنند. آن ها روی خوشی به دیگران نشان می دهند و با لبخند از آن ها استقبال می کنند و به این شکل، این پیام را منتقل می کنند که امکان برقراری ارتباط بیشتر وجود دارد. آن ها در حضور دیگران از مهارت های ارتباط اجتماعی مختلفی استفاده می کنند. آن ها از مهارت های بین فردی قابل توجهی برخوردار هستند و به خوبی می دانند چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کنند (صرف نظر از این که ارتباط کلامی باشد یا با زبان اشارات). یکی دیگر از راه های افزایش هوش هیجانی بسط دادن این ویژگی افراد با هوش هیجانی بالا به رفتار و زندگی شخصی است.

تکنیک های جالب و کاربردی افزایش هوش هیجانی

تکنیک های جالب و کاربردی افزایش هوش هیجانی

هوش هیجانی (به انگلیسی Emotional Intelligence، به اختصار EI) به طور کلی به مهارت افراد در درک، مدیریت و بیان مؤثر احساساتشان اطلاق می شود. بنا به تحقیقات انجام شده بیش از نود درصد افرادی که در محیط کاری خود موفق بوده اند، هوش هیجانی شان در سطح قابل قبولی بوده است و نزدیک به هشتاد درصد از افراد نه چندان موفق در محیط کاری، هوش هیجانی به مراتب کمتری داشته اند. هوش هیجانی از جهت شکل دهی، توسعه، ابقاء و تقویت روابط نزدیک شخصی اهمیت بسزایی پیدا می کند. بر خلاف ضریب هوشی (IQ) که معمولا میزانی ثابت داشته و در طول زندگی افراد چندان دستخوش تغییر نمی شود، هوش هیجانی همگام با علاقه افراد به یادگیری و پیشرفت می تواند افزایش یابد. در ادامه این مقاله شما را با چند نکته کلیدی جهت افزایش هوش هیجانی آشنا می کنیم. پس تا انتها همراه ما باشید.

تکنیک های جالب و کاربردی افزایش هوش هیجانی

احساسات منفی تان را کاهش دهید

شاید بتوان گفت که مهمترین جنبه هوش احساسی، مهارت و توانایی افراد در مدیریت احساسات منفیشان و پیشگیری از تأثیرگذاری آن بر قضاوتشان است. برای تغییر دادن احساسات در موقعیتی به خصوص، ابتدا باید طرز فکر خود در رابطه با آن موقعیت را تغییر دهیم. مثالی در این رابطه می تواند درک بهتری از موضوع برایتان به همراه داشته باشد: برای نمونه زمانی که رفتار فردی شما را ناراحت می کند، بهتر آن است که به سرعت قضاوت های منفی درباره او نکرده و به جای این کار، پیش از آن که واکنش نشان دهید، مسئله را از چند منظر مختلف مورد بررسی قرار دهید. برای نمونه زمانی که دوستی جواب تلفن شما را نمی دهد، ممکن است به این فکر کنید که می خواهد شما را دست به سر کند، حال آن که ممکن است واقعا گرفتار باشد. زمانی که از شخصیت پردازی رفتار دیگران خودداری کنیم، به مرور زمان قادر خواهیم بود تا درک عینی تری از ابراز احساسات آن ها به دست آوریم (درکی که تحت تأثیر عوامل منفی بیرونی نباشد). پس باید به خاطر داشت که یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر افزایش هوش احساسی، سعی در کنترل و کاهش احساسات منفی است.

در مواقع بحران خونسرد باشید

کسی نیست که در زندگی خود بحران، اضطراب و فشار روحی روانی را تجربه نکرده باشد و توانایی در مدیریت این اوضاع، از دیگر عوامل مهم تأثیرگذار بر افزایش هوش هیجانی است. زمانی که تحت فشار قرار می گیرید، مهمترین مسئله ای که باید مد نظر قرار بگیرد، حفظ خونسردی است. راهکارهای مختلفی برای حفظ خونسردی و مدیریت شرایط بحرانی وجود دارد: برای نمونه به هنگام افزایش اضطراب می توانید کمی آب سرد به صورت خود زده و در هوای آزاد کمی قدم بزنید. هوای خنک می تواند میزان اضطراب را کاهش دهد (در این شرایط از نوشیدنی های کافئین دار هم استفاده نکنید که سبب افزایش اضطراب می شوند)؛ می توانید هم از فعالیت های آرامش بخشی چون ورزش های سبک و اروبیک استفاده کنید.

تکنیک های جالب و کاربردی افزایش هوش هیجانی

در بیان احساسات تان جسارت کافی داشته باشید

وقت هایی در زندگی همه ما وجود دارد که به مشخص کردن محدوده ها و مرزهایی برای خود نیاز پیدا می کنیم تا به این وسیله درک بهتری از جایگاه خود به دیگران بدهیم. این مسئله نیز برای افزایش هوش هیجانی از اهمیت زیادی برخوردار است و با قائل شدن حق مخالفت با دیگران در بعضی مواقع (بدون بی احترامی به آن ها)، گفتن «نه» بدون احساس پشیمانی، مشخص کردن اولویت های خود و محافظت از خود در برابر چیزهایی که به ضررمان هستند می توانیم تا حدود زیادی به هدف یاد شده دست یابیم.

یکی از روش هایی که به هنگام بیان احساسات دشوار می توان مورد استفاده قرار داد، با نام «XYZ» شناخته می شود: وقتی در موقعیت Z، کار Y را انجام می دهی، احساس X به من دست می دهد. مثالی از کاربرد این روش می تواند در فهم بهتر موضوع مؤثر واقع شود:

زمانی که از من می خواهی با زیر پا گذاشتن اولویت های خود به تو کمک کنم، احساس بدی پیدا می کنم..

در مواجه با افراد نه چندان منطقی رویکرد فعالانه داشته باشید

همگی ما گاه به گاه در زندگی خود با افرادی مواجه می شویم که چندان رفتار منطقی ای از خود نشان نمی دهند. حال این فرد ممکن است از اعضای خانواده باشد یا یکی از همکاران ما. متأسفانه چنین شخصی به سادگی می تواند بر روی ما تأثیر گذاشته و روز ما را خراب کند و یکی دیگر از نکات کلیدی برای افزایش هوش احساسی، اجتناب از تأثیرپذیری از این افراد است. اما چگونه می توان در مواجه با این افراد رویکردی فعالانه داشته باشیم؟

اول از همه باید در نظر داشت که به هنگام ناراحت شدن از دست دیگران، پیش از واکنش نشان دادن بهتر است کمی صبر کنیم (مثلا تا ده بشماریم). این مدت زمان صبوری در نهایت ایده بهتری برای واکنش نشان دادن به همراه خواهد داشت و از پیچیده تر شدن اوضاع جلوگیری می شود. نکته دیگری که در پاسخ به سؤال یاد شده می توان مطرح کرد این است که برای مدتی فرض کنیم به جای فرد آزاردهنده زندگی می کنیم و این جمله را کامل کنیم: «احتمالا برایش ساده نیست که …»؛ برای درک بهتر به این مثال دقت کنید: «فرزندم در برابر من مقاوم شده است. احتمالا برایش ساده نیست که با فشارهای اجتماعی و شرایط مدرسه کنار بیاید.».

بر شرایط دشوار و ناخوشایند غلبه کنید

شرایط زندگی گاهی دشوار می شود و این حقیقتی است که همه ما به آن اذعان داریم. انتخاب شیوه تفکر، احساس و رفتار در مواجه با چالش های زندگی می تواند تفاوت میان امید و نا امیدی، مثبت نگری و رخوت و کلافگی، و پیروزی مقابل شکست را رقم زده و در نهایت تأثیر بسزایی بر افزایش هوش هیجانی داشته باشد. هر گاه در زندگی با موقعیتی دشوار و چالش برانگیز مواجه شدید بهتر است از خود سؤال کنید «از این موقعیت چه درسی می توانم بگیرم؟»، یا «چگونه می توانم از این تجربه برای مراحل آتی زندگی بهره بگیرم؟»؛ در نهایت هرچه بتوان از این سؤالات به گونه ای کاربردیتر در زندگی استفاده کرد، هنگام مواجه با شرایط دشوار مشابه عملکرد بهتری خواهید داشت.

توانایی ابراز احساسات خصوصی تر در روابط شخصی تان را داشته باشید

توانایی در ابراز احساسات عاطفی به عنوان یکی از مهمترین عوامل پایداری روابط شخصی شناخته می شود و علاوه بر آن در افزایش هوش هیجانی هم تأثیرگذار است. منظور از این بیان احساسات به بیان دقیقتر این است که فرد بتواند درونی ترین احساسات خود را با کسی که برایش اهمیت و ارزش قائل است در میان بگذارد و این بیان احساسات برای هر دو طرف سازنده و نتیجه بخش باشد. البته به همان اندازه که بیان این احساسات مهم است، نشان دادن واکنش مناسب به هنگام شنیدن این گونه احساسات دیگران هم اهمیت دارد. شاید خالی از لطف نباشد اگر مقاله را با این جمله پیرل باک به پایان ببریم که

قلب، اگر به نجوای قلبی دیگر پاسخ ندهد، پژمرده خواهد شد.

اگر از علاقه مندان به افزایش هوش هیجانی تان هستید، پیشنهاد می کنیم مقاله افزایش هوش هیجانی بر اساس مدل ۶ ثانیه ای را هم مطالعه کنید.

احساسات و هوش هیجانی - مدل 6 ثانیه ای

افزایش هوش هیجانی بر اساس مدل ۶ ثانیه ای

چگونه می توانید هوش هیجانی تان را افزایش دهید؟ پاسخ این سوال  بر اساس مدل 6 ثانیه ای از هوش هیجانی سازمان دهی شده اند، که در آن مرحله اول شناختن خود است. این مرحله اینگونه است که بیشتر آگاه می شوید و متوجه هستید که چه می کنید. در مدل 6 ثانیه ای، دو نوع مهارت هست، که باید از آنها آگاهی بیشتری داشته باشید:

  • افزایش سواد عاطفی
  • افزایش آگاهی و درک احساسات از جمله توانایی برچسب زنی دقیق احساسات
  • شناسایی الگوها
  • شناسایی واکنش های فکری، احساسی و اقدامی

۱- زبان احساسات را سلیس صحبت کنید

برای افزایش هوش هیجانی، بهتر است که سواد احساسی داشته باشید. این چندمنظوره است؛ یک بخش آن این است که احساسات را با جزئیات نام ببرید. تفاوت بین احساسات مشابه، مثل احساس ناراحتی و احساس سردرگمی را بدانید. به طور کلی، دانستن ویژگی های هر احساس، توانایی تعریف آن و درک پیامش بسیار سودمند است.. ناراحتی احساس از دست دادن چیزی است که من به آن اهمیت می دهم و به من کمک می کند تشخیص دهم که چه چیزهایی برای من اهمیت دارد. همانند هر زبان دیگری، ما بخش خوب آن را بر می داریم و به آن توجه می کنیم، اما ممکن است برای اینکه بخواهیم خبره شویم نیاز به مطالعه داشته باشیم. چرخه احساسات پلاتچیک و نمودار اموتوسکوپ احساسات، دو منبع فوق العاده برای روان شدن در زبان احساساتند. ما تمام این احساسات متفاوت و منحصر به فرد را حس می کنیم اما همیشه نامی برای صدا زدن و درکشان نداریم. همانطور که به سراغ نکته بعدی می رویم، تبدیل این آگاهی شناختی به یک قلمروی احساسی، بسیار قدرتمند است.

داشتن لغت نامه ی احساسی برای خودتان مهم است

رابین پارکر مردیث

۲- به احساسات تان نام اختصاص دهید

احساسات همانند جریانی قدرتمندند که ما را با خود می کشانند، و به ما سواری می دهند. اما تحقیقات عصب شناسی نشان داده است که یک تمرین ساده به ما کمک می کند که آب را رام کنیم: اختصاص دادن نام به احساسات. نشان داده شده است که برای کم کردن احساسات، می تواند شناخت خود از آنچه حس می کنیم را بیان کنیم. یک تغییر کوچک می تواند تخصیص نام به احساساتتان باشد…

در شخص سوم. تحقیقات آتی در زمینه تخصیص نام به احساسات توصیه می کند که با استفاده از صدای شخص سوم، خودمان را از تجربه ای دور کنیم. در عوض اینکه بگوییم «من ناامیدم» می توانیم بگوییم «جاش ناامید است.» و یا اگر این خیلی عجیب است، سعی کنید بگویید: «من دارم ناامیدی را تجربه می کنم» یا «یکی از احساساتی که دارم ناامیدی است»

این تکنیک های فاصله اندازی، با ماهیت همه جانبه احساسات شدید مبارزه می کند و یک مکانیزم طبیعی برای آرام شدن است. اما به یاد داشته باشید – احساسات اطلاعات اند- لذا بعد از اینکه روی احساساتتان اسم گذاشتید، با همان احساس بمانید، به جای اینکه به سرعت آنها را تغییر دهید و یا اصلاحشان کنید، این ما را به نکته بعد رهنمون می کند

زمانی که من خودم را در شرایطی می یابم که در حال واکنش نشان دادنم، لحظه ای می ایستم و روی آن احساس اسم می گذارم

نیکول تروالن

۳- بدون اینکه به دنبال اصلاح باشید مشاهده کنید

احساستان را نامگذاری کنید و سپس بگذارید چند ثانیه بگذرد. اجازه دهید که ناامید، یا عصبانی و یا ناراحت باشید. ما بعضی احساسات را بد می دانیم، و به همین دلیل، تمایل داریم که هروقت حسشان کردیم، از شرشان خلاص شویم.

وسوسه کننده است که بعد از احساساتتان یک کاما بگذارید.”من ناامیدم، چون او فلان کار را کرد” اما این فقط احساسات را تشدید می کند. در عوض بگویید “من دارم ناامیدی را تجربه می کنم” و چندتا نفس عمیق بکشید.

حدود ۶ ثانیه طول می کشد تا شیمی احساسات تان جذب بدنتان شود، لذا حداقل ۶ ثانیه به خودتان فرصت دهید، این نکته بعدی را به ارمغان می آورد.

خودتان شاهد خودتان باشید، به آنچه که حس می کنید و اینکه این احساسات چگونه با شما ارتباط می گیرند، حواستان را پرت می کنند، تقویتتان می کنند و یا شما را به چالش می کشند، توجه کنید.

داون کارنر

۴- احساسات را در بدنتان حس کنید

ما اغلب احساساتمان را در جسممان حس می کنیم. عصبانیت پیش از مصاحبه شغلی ممکن است عضلاتمان را منقبض کند و یا کف دستمان عرق کند، و همانطور که ما به سمت در قدم برمیداریم تا قرار مصاحبه را مشخص کنیم، شاید حس کنیم که روی هوا راه می رویم و قلبمان تند تند می زند.

این ها تنها مثالهای متداولی ست از اینکه ما جسما احساسات را چگونه حس می کنیم. اما محققان دریافته اند احساسات متفاوت به فعالسازی احساسات در بخش های مختلف بدن بستگی دارد. الگوهای منسجم از احساسات بدنی، با هر ۶ حس پایه ارتباط دارند. عصبانیت، ترس، تنفر، شادی، تعجب، و ناراحتی. احساسات هیجانی با حس های بدنی مشترک و گسسته در ارتباطند: کاهش حس اندام ها با ناراحتی، افزایش حس در عضوهای بالایی با عصبانیت، حس هایی دور گلو، و سیستم هضم با حس انزجار، حس در اطراف سینه با تعجب و ترس، و افزایش حس در کل بدن با شادی.

۵- احساسات منفی تان را کنترل کنید

زمانی که می توانید احساسات منفی تان را مدیریت کنید و آنها را کاهش دهید، کمتر گیج می شوید. گفتنش نسبت به انجامش راحت است؟ این را امتحان کنید: اگر کسی شما را ناراحت می کند، سریع نتیجه گیری نکنید. در عوض سعی کنید از چشم اندازهای متفاوت به قضیه نگاه کنید. سعی کنید که عینی به قضایا نگاه کنید، تا به راحتی عصبانی نشوید.

۶- تلقین کنید

تعیین سرنخ هایی شفاهی و غیرشفاهی درمورد احساسات همکار یا مشتری تان اطلاعات خوبی در اختیارتان می گذارد. سعی کنید که روی دیگران تمرکز کنید و خودتان را حتی برای یک لحظه جایشان بگذارید. جملات تلقینی نمی توانند برای رفتارهای غیرقابل قبول بهانه بیاورند، اما کمک می کنند که به شما یادآوری کنند هرکسی مشکلات خاص خودش را دارد.

 

هوش اجتماعی می تواند ارتقا داده شود

هوش هیجانی چیست و چه تاثیری در موفقیت دارد؟

زمانی که هوش هیجانی برای اولین بار در سال ۱۹۹۵ ظهور پیدا کرد، به عنوان پیوندی نمود پیدا کرد که در کشفیات به چشم نمی خورد: مردمی با آی کیوی متوسط نسبت به کسانی که آی کیوی بالای ۷۰ درصد دارند، بهتر عمل می کنند. این یافته متناقض باعث شد که آنچه که مردم همیشه در مورد منبع موفقیت می دانستند با شکست مواجه شود. پس از دهه ها تحقیق اکنون به افزایش هوش هیجانی به عنوان یک عامل موثر برای عملکرد بهتر نگاه می کند.

هوش هیجانی چیزی در همه ما است که کمی ناملموس است. هوش هیجانی بر اینکه ما چگونه رفتارمان را مدیریت می کنیم؛ از پس پیچیدگی های اجتماعی برمی آییم و تصمیماتی شخصی می گیریم که نتایجی مثبت را به بار می آورند، تاثیر می گذارد. هوش هیجانی از چهار مهارت اصلی تشکیل شده است که دو شایستگی را با هم ترکیب می کند: شایستگی شخصی و شایستگی اجتماعی.

شایستگی شخصی از مهارت های خودآگاهی و خودمدیریتی تشکیل شده است و بیشتر بر تعاملات شخصی متمرکز است تا تعاملات شما با آدم های دیگر. شایستگی شخصی، توانایی شما در آگاه بودن از احساسات خودتان و مدیریت رفتار و گرایشاتتان است.

  • خودآگاهی توانایی شما در درک دقیق احساساتتان و آگاه ماندن از آنها به هنگام وقوع است
  • خودمدیریتی توانایی شما در استفاده از آگاهی از احساساتتان برای منعطف بودن و هدایت مثبت رفتارتان است.

شایستگی اجتماعی از آگاهی اجتماعی شما و مهارت های مدیریت روابط تشکیل شده است؛ صلاحیت اجتماعی توانایی شما در درک حالات، رفتار، و انگیزه های دیگران است تا کیفیت روابطتتان را بهبود بخشید.

  • خودآگاهی توانایی شما در انتخاب دقیق احساساتتان در افراد دیگر و درک آنچه که در عالم واقع در حال رخ دادن است می باشد
  • مدیریت رابطه توانایی شما در کاربرد آگاهی احساساتتان و احساسات دیگران برای مدیریت موفق تعاملات است

هوش هیجانی، آی کیو و شخصیت از هم متفاوتند

هوش هیجانی، آی کیو و شخصیت از هم متفاوتند

هوش اجتماعی به عنصر بنیادی رفتار انسان اشاره دارد که از هوش متمایز است. رابطه ای بین آی کیو و هوش هیجانی وجود دارد، شما به سادگی نمی توانید هوش هیجانی را بر اساس اینکه یک نفر چقدر باهوش است، پیش بینی کنید. هوش، توانایی شما در یادگیری است و در سن ۱۵ با سن ۵۰ فرقی ندارد. هوش هیجانی به بیانی دیگر مجموعه مهارت هایی قابل انعطاف است که به دست آورده می شوند و با تمرین بهبود داده می شوند. اگرچه بعضی از مردم طبیعتا نسبت به بقیه هوش هیجانی بیشتری دارند، شما می توانید حتی اگر هوش هیجانی مادرزادی نیز نداشتید، آن را ارتقا دهید.

شخصیت، آخرین قطعه پازل است. شخصیت یک شیوه ی پایدار است که معرف هرکدام از ما است. شخصیت، نتیجه اولویت های تثبیت شده، مانند تمایل به درون گرایی یا برون گرایی است. با اینحال، همانند آی کیو، شخصیت نمی تواند هوش اجتماعی را پیش بینی کند. هم چنین شخصیت همانند ای کیو، در طول زندگی ثابت است و تغییر نمی کند. آی کیو، هوش اجتماعی و شخصیت هرکدام زمینه خاصی را پوشش می دهند و کمک می کنند که هر انچه که انسان را تشکیل می دهد توضیح دهیم.

هوش هیجانی به عملکرد ربط دارد

هوش هیجانی به عملکرد ربط دارد

هوش هیجانی چقدر بر موفقیت در عملکرد تاثیر می گذارد؟ پاسخ کوتاه این است: زیاد! این راهی قدرتمند برای تمرکز بر انرژی تان در یک جهت با بروز نتایجی عالی است.

تلنت اسمارت هوش هیجانی را در ۳۳ مهارت مهم که در محل کار استفاده می شوند تست کرد و دریافت که هوش هیجانی یک پیش بینی بسیار قدرتمند برای عملکرد است و ۵۸ درصد از موفقیت را در تمام انواع شغل ها به خود اختصاص می دهد.

هوش هیجانی شما بنیانی برای پذیرایی از مهارت هایی ضروری است. بیشتر بر همه چیزی که شما می گویید و هر کاری که هر روز می کنید تاثیر می گذارد. هوش هیجانی یک پیش بین قوی از عملکرد در محل کار است و محرکی قوی برای رهبری و تعالی شخصی ست.

از تمام مردمی که در کار آنها را تحت مطالعه قرار دادیم، دریافتیم که ۹۰ درصد از عملکردهای برتر دارای هوش هیجانی بالایی اند. از آن طرف، تنها ۲۰ درصد از کسانی که عملکرد پایینی داشتند دارای هوش اجتماعی بالایی بودند. شما می توانید بدون هوش اجتماعی هم عملکرد خوبی داشته باشید، اما شانستان کم است. طبیعتا افرادی با هوش اجتماعی بالاتر پول بیشتری درمی آورند- میانگین ۲۹.۰۰۰ دلار در هر سال بیشتر از افرادی که هوش اجتماعی پایین تری دارند.

پیوند بین هوش اجتماعی و کسب درآمد بسیار مستقیم است؛ به طوری که هر اعشار افزایش در هوش اجتماعی ۱۳۰۰ دلار به حقوق سالانه اضافه می کند. این یافته ها برای افراد در تمام صنایع، در هر سطحی، در هر ناحیه ای دنیا،  صادق است. ما هنوز قادر نیستیم که شغلی را بیابیم که در آن عملکرد و پرداخت پیوند نزدیکی به هوش اجتماعی نداشته باشند.

هوش اجتماعی می تواند ارتقا داده شود

هوش اجتماعی می تواند ارتقا داده شود

ارتباط بین هوش اجتماعی و مغز منطقی شما، منبع فیزیکی هوش اجتماعی است. مسیر برای هوش اجتماعی از مغز و از نخاع شروع می شود. حس های اولیه شما به اینجا وارد می شوند و باید پیش از اینکه منطقی درباره کارتان فکر کنید به قشرجلویی مغزتان بروند. با این حال، آنها ابتدا از طریق سیستم عصبی به جایی که احساسات تولید می شود، سفر می کنند. لذا ما به رویدادها پیش از اینکه مغزمان تعاملی برقرار کند، واکنشی احساسی نشان می دهیم. هوش اجتماعی نیازمند رابطه ای موثر بین مراکز احساسی و منطقی مغز است.

انعطاف عبارتی است که عصب شناسان برای توصیف توانایی مغز در تغییر استفاده می کنند. مغز شما ارتباطاتی جدید را همانطور که شما مهارتهای جدید یاد می گیرید، پرورش می دهد. تغییر آهسته است، چرا که سلول های مغز شما روابطی جدید را توسعه می دهند تا بازده مهارت های جدید کسب شده سرعت پیدا کند.

استفاده از استراتژی ها برای افزایش هوش هیجانی این امکان را می دهد که بیلیون ها عصب میکرو بین مراکز احساسی و منطقی مغزتان، همانند شاخه هایی از ارتشی کوچک به صف شوند. (بیشتر شبیه درخت) تا به دیگر سلول ها دست بیابند. یک سلول به تنهایی می تواند ۱۵.۰۰۰ ارتباط با همسایگانش بگیرد. این واکنش زنجیره ای رو به رشد، تضمین می کند که رفتاری جدید بعدها در آینده ساده تر به عمل تبدیل شود. زمانی که شما مغز خود را با استفاده مکرر از استراتژی های جدید هوش هیجانی آموزش دادید، رفتارهای هوش هیجانی تبدیل به عادت می شوند.