زندگی چیست؟ (مروری بر هدف زندگی از نگاه مشاهیر جهان)

هدف زندگی چیست؟ (مروری بر هدف زندگی از نگاه مشاهیر جهان)

اگر در طول تاریخ بشریت به مذاهب و فلسفه ها نگاه کنیم، همیشه این سوال در همه فرهنگ ها به صورت مستقیم مطرح شده است و یا به نوعی به این سمت هدایت شده اند که هدف زندگی چیست؟

زندگی چیست؟

حقیقت این است که بخشی از آنچه معنای زندگی را بسیار جذاب می کند، تنوع، رمز و راز و ناملموس بودن آن است. با این حال، این نکته مهم است که فقدان یک جواب مشخص به این معنی نیست که جوابی برای این سوال وجود ندارد. جستجوی معنای زندگی سفری است که هر فرد باید خود طی کند. هر شخص باید به دنبال پاسخی خاص و منحصر به فرد برای پاسخ به سوال زندگی چیست، باشد.

هدف از زندگی چیست؟

از آنجا که ما به عنوان انسان توانایی تفکر منطقی و تجزیه و تحلیل پیرامون خود را داریم، کنجکاو شده ایم که چرا همه چیز به شکلی است که هست. این مسئله در مورد هر زمینه ای نیز صادق است، مانند زمانی که می خواهیم بدانیم که در سطح نسبی موجودات چگونه تکامل یافته اند و در یک سطح مطلق، مانند وقتی که سؤالات گسترده تری در مورد معنای زندگی، خدا و ماهیت جهان می پرسیم.

زندگی چیست؟ (مروری بر هدف زندگی از نگاه مشاهیر جهان)

بعضی اوقات وقتی سوالی ذهن ما را درگیر می کند، به دنبال پاسخی سریع هستیم. به همین جهت بهترین راه این است که ببینید چرا این سوال را مطرح کرده اید. بدین ترتیب ذهن شما نسبت به موضوع مورد سوال روشن می شود.

مردم به دلایل مختلفی در مورد هدف زندگی سوال می کنند. شاید آنها فقط ذاتاً کنجکاو باشند یا اینکه اخیراً یک بحران خانوادگی و روحی را تجربه کرده اند. ممکن است ایمان آنها زیر سوال رفته باشد. یا دچار افسردگی شده باشند و به دنبال راهی برای موفقیت در زندگی باشند.

چگونه می توان هدف زندگی خود را پیدا کرد؟

برای پیدا کردن هدف زندگی شما باید در این باره جستجو کنید. سپس از میان آنچه دیده اید، شنیده اید و یا خوانده اید، صحیح ترین آن را انتخاب کنید. از آنجا که پاسخ های زیادی برای این سوال وجود دارد، باید مطالعه کنید و با افکار و اندیشه های مختلف آشنا شوید. چرا که در نهایت پاسخ ها، نیاز شما برای پرسیدن این سوال را برآورده کند و شما را قانع کند. همان طور که اشاره کردیم، شما باید بدانید که چرا به دنبال هدف زندگی هستید.

در ادامه این مقاله از نیک اندیشان تصمیم داریم در مورد زندگی، معنای زندگی و هدف آن از قول چند تن از بزرگان جهان جملاتی را بیان کنیم و توضیحات مختصری در این باره دهیم. شاید این مقاله جرقه ای باشد برای شروع تفکری عمیق برای یافتن جواب سوالِ زندگی چیست؟!

هدف زندگی از دیدگاه مشاهیر جهان

هدف زندگی شاد بودن است

احساس خوشبختی را نمی توان به مسافرت، دارایی، درآمد، لباس و یا هزینه های مختلف محدود کرد. خوشبختی تجربه معنوی زندگی کردن هر دقیقه با عشق، لطف و قدردانی است.

دنیس ویتلی

زندگی چیست؟ (مروری بر هدف زندگی از نگاه مشاهیر جهان)

یکی از بارزترین نتیجه گیری هایی که ممکن است از این نظر به دست بیاوریم، نیاز به خوشبختی است. روانشناسی عمومی غالباً نشاط و رضایت درونی را به عنوان بالاترین فضیلت زندگی می داند.

متأسفانه، ما اغلب دقیقاً نمی دانیم خوشبختی چیست. بنابراین یافتن آن دشوار است. برای اینکه بدانید چگونه شادی را در زندگی‌تان پیدا کنید و اینکه آیا این یک هدف برای زندگی شما کافی است، باید ابتدا کشف کنید که خوشبختی برای شما چه معنی دارد. برای اینکه تصویری شفاف و واضح از زندگی و شاد بودن داشته باشید، می توانید به دنبال آن بروید و ببینید که آیا این هدف پاسخ سوال بزرگ شما را می دهد یا خیر.

هدف زندگی، به جا گذاشتن میراث است

زن و مرد خوب باید مسئولیت ایجاد میراثی را بپذیرند که نسل بعدی را به سطحی برساند که می توانیم تصور کنیم.

جیم ران

در دنیای بیش از حد رقابتی که در آن زندگی می کنیم، به جا گذاشتن میراث غالباً به طور ضمنی به عنوان بالاترین درجه تقوا مطرح می شود. به جا گذاشتن میراث، راهی است که به ما در جامعه احساس ارزشمندی می دهد و یادگاری از ما در روزگاری است که دیگر حضور نداریم. با این حال، این نیازی به دستیابی به مقیاسی بزرگ، مانند ساختن یک برند تجاری و یا تبدیل شدن به یک ورزشکار موفق نیست. میراث شما به معنای ساده می تواند تشکیل خانواده و زندگی کمی بهتر از گذشته است.

هدف زندگی دوست داشتن دیگران است

نه تنها عشق به خود و عشق به دیگران دست به دست هم می دهند بلکه در نهایت جداشدنی نیز نیستند.

م. اسکات پک

زندگی چیست؟ (مروری بر هدف زندگی از نگاه مشاهیر جهان)

تمام فلسفه ها و مذاهب مهم از اهمیت عشق حمایت کرده اند. به نظر می رسد عشق یک عامل شفابخش رنج بشر و چیزی است که ما را در طول زمان و فرهنگ پیوند می دهد. وقتی ما می توانیم بدون قید و شرط دیگران را دوست داشته باشیم، می بینیم که محیط ما به طور طبیعی به مکانی پایدار و پربار تبدیل شده و لنزهایی که از طریق آن دنیا را می بینیم مثبت تر و پربارتر شده است.

هدف زندگی ایجاد یک تغییر مثبت است

سعی کن هر روز تغییری در زندگی هر فردی، از جمله خودت ایجاد کنی.

داو زانتاماتا

ایجاد یک تغییر مثبت ممکن است به نظر می رسد کلیشه ای و هدف اصلی و بزرگی باشد، اما وقتی ما تلاش می کنیم این کار را در یک سطح عملی انجام دهیم، معنی خود را می یابد. زیرا ما ثمره کار خود را در زمان واقعی می بینیم. باز هم، لازم به تأکید است که ایجاد یک تغییر مثبت نیاز به امکانات زیادی ندارد. ما مشروط به این هستیم که دنباله رو رسانه های اجتماعی و فرهنگ عامه پسند باشیم. و همچون آنها فکر کنیم که فقط یک تغییر مثبت در مقیاس بزرگ شایسته پیگیری است. اما واقعیت این است که تغییرات کوچک و قابل رویت، اغلب بیشتر پاداش می گیرند.

هدف زندگی داشتن تجربیات متنوع است

بیست سال بعد شما بابت کارهایی که انجام ندادید بیشتر افسوس می خورید تا کارهایی که انجام دادید.

مارک تواین

زندگی چیست؟ (مروری بر هدف زندگی از نگاه مشاهیر جهان)

راه دیگری که می توانیم هدف زندگی خود را بیابیم این است که یک مجموعه تجربیات غنی و تحقق بخش داشته باشیم. تا آنجا که می توانیم یک زندگی با یک شکل خاص را تعیین نکنیم.

بنابراین معنی هنگامی ایجاد می شود که ما از طریق حواس پنجگانه هدیه تجربیات بشری خود را جشن می گیریم. سفر، سرگرمی، عشق، روابط، غذای خوب و تجربیات جدید همه روش‌هایی است که می توانیم تجربه جدید کسب کنیم.

اگرچه همه منابع برابری برای انجام این کارها ندارند. اما اگر  می خواهید واقعاً زندگی کنید و پشیمانی در زندگی نداشته باشید، فرصت های خود را از دست ندهید.

هدف زندگی یافتن چیز مهمی است که بتواند رنج را توجیه کند

اگر اصلاً در زندگی معنایی وجود نداشته باشد، باید در رنج معنی داشته باشیم.

ویکتور فرانکل

رنج بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی است و به طور قابل فهم، بسیاری از افراد را به هدف و معنا سوق می دهد. چندین روش مختلف برای رنج وجود دارد. فلسفه های شرقی مانند بودیسم و ​​هندوئیسم بر این باورند که معنای زندگی فرار از چرخه رنج است که این کار را از طریق یوگا انجام می دهند.

از طرف دیگر، تعبیر غربی مانند تفسیر ویکتور فرانکل و فریدریش نیچه برای یافتن چیزی در زندگی است که درد و رنج را توجیه می کند. نیچه معتقد است: «کسی که دلیلی برای زندگی دارد می تواند هر چیزی را تحمل کند.»

کلام نهایی در باب هدف زندگی

ما چند مورد از پاسخ ها به این سوال را با هم مرور کردیم، حال وقت آن رسیده که شما جستجوی خود را شروع کنید. کتاب های زیادب در این زمینه وجود دارد که توسط افراد مختلفی نوشته شده اند. آن ها وقت و انرژی بسیاری برای پاسخ به سوالات در باب زندگی و معنای آن صرف کرده اند.

با خواندن این کتاب ها، بحث در مورد ایده های آنها و تأمل در مورد تجربیات دیگران، ممکن است با گذشت زمان بتوانیم پاسخی برای معنای زندگی پیدا کنیم که با عقاید ما متناسب باشد.

در نتیجه اگر تاکنون فرصت نکرده اید که با خود خلوقت کنید و در مورد زندگی، هدف زندگی و معنای آن تامل کنید، پیشنهاد می کنیم، در اسرع وقت (کتی همین الان!) این کار را انجام دهید.

 

 

دلایل تسلیم نشدن

چگونه در دست و پنجه با مسائل و مشکلات زندگی تسلیم نشویم؟

همه ما گاهی اوقات این تجربه را داشته ایم که بر سر دو راهی ادامه دادن و یا متوقف شدن ایستاده باشیم. از جایی شروع کرده ایم؛ تصمیمی را بر اساس اهدافمان انتخاب کرده ایم؛ مثلا برای تحصیل در دانشگاه، خرید یک خانه جدید، یا راه اندازی یک کسب و کار جدید و … در مسیر انجام دادن کار قرار گرفته ایم. آن را شروع کرده ایم و تا جایی را با انرژی پیش رفته ایم. اما پس از مدتی آن هدف جذاب تبدیل به یک کار یک نواخت و خسته کننده ای شده که به سختی آن را تحمل می کنیم. و یا شکست ها و نا امیدی هایی را در زندگی مات تجربه کرده ایم که ادامه راه را دشوار می کند. در نتیجه کم کم به سمت تسلیم شدن پیش می رویم.

اما اینکه دست از تلاش بکشیم و تسلیم شویم، یعنی ناکامی و شکست را پذیرفته ایم. این در حالی است که انسان های موفق هرگز تسلیم شدن بی چون و چرا در برابر سرنوشت را نمی پذیرند و به شکست تن در نمی دهند. آنها خود را فردی کامیاب و موفق و موثر می دانند که می توانند در هر موقعیتی بر زندگی خود اثر بگذارند و در آن تغییراتی ایجاد کنند. مسیرشان را تغییر دهند و با ناملایمات بجنگند.

اما اگر تسلیم نشدن راحت بود، همه ما هیچ وقت تسلیم نمی شدیم. درست است که تسلیم نشدنکار سختی است، ولی روش هایی وجود دارد که می توان از طریق آن در سخت ترین شرایط انگیزه تان را برای ادامه دادن حفظ کنید و تسلیم نشوید.

در ادامه این مقاله دلایلی که نباید به خاطر آنها تسلیم شوید را به اختصار بیان می کنیم و پس از آن روش های تسلیم نشدن را می آوریم.

چرا نباید در زندگی تسلیم شویم؟

شما باید به تلاشتان ادامه بدهید و تسلیم نشوید به خاطر این دلایل:

دلایل تسلیم نشدن

دلایل تسلیم نشدن

۱- ممکن است همه چیز را امتحان نکرده باشید

محقق نشدن رویاها باعث درجا زدن می شود و حالتی از سرگردانی را به وجود می آورد. خودتان را کنترل کنید. تمرکز کنید و به راه حل های ممکن دیگر فکر کنید. از دیگران و افراد با تجربه حتما مشورت بگیرید.

۲- شکست ها، آینده را تعیین نمی کنند

گذشته را در گذشته خاک کنید و فقط از آن درس بگیرید. شما روزهای بهتری در پیش دارید. روی خودتان کار کنید و برای روزهای بهتر آماده شوید.

۳- مسئولیت پذیر و متعهد باشید

وقتی به تصمیماتی که گرفته اید متعهد باشید و پای مسئولیت آن بایستید، نباید به تسلیم شدن فکر کنید. در این صورت زندگی راه های جدیدی به روی شما باز می کند.

۴- در صورت تسلیم شدن می خواهید چه کاری بکنید؟

فرق شما در صورت تسلیم شدن با کسی که تسلیم نشده در این است که او نصف راه باقی مانده را ادامه می دهد و به نتیجه می رسد و شما نصف راه رفته را باز می گردید، بدون هیچ نتیجه ای. در این میان بازنده شمایید.

۵- قبل از موفقیت دوران سختی وجود دارد

همیشه نزدیکترین مرحله به موفقیت، سخت ترین مرحله است. اگر دوران سختی را می گذرانید یعنی در نزدیکترین مرحله به موفقیت هستید. این یعنی اندکی تحمل دیگر شما را به راحتی روزهای موفقیت می رساند. پس تسلیم نشوید. و ادامه بدهید.

چگونه تسلیم نشویم؟

روش های برای تسلیم نشدن

دلایل تسلیم نشدن

۱- مثبت اندیش باشید

این کار بسیار مهم بر کل اخلاق و رفتار و تصمیم گیری های شما اثر می گذارد. یک امر درونی و ذهنی است و به تلاش خود شما بستگی دارد. نقاط مثبت خود، دیگران و دنیا را ببینید و روی قوت های خود متمرکز شوید. با این نگرش مثبت فرصت می یابید تا با دید «من می توانم» بر مشکلات فائق آیید و از فکر تسلیم شدن بیرون بیایید.

در نقاط حساس و بحرانی کارها و دوراهی هایی که بین تسلیم شدن و ادامه دادن گرفتار شده اید، بزرگ نمایی کردن نقاط ضعف و منفی بافی را کنار بگذارید. غم و غصه ها را فراموش کنید. این ها انرژی باقی مانده شما را نیز از بین خواهد برد. برای مثبت اندیشی هم صحبتی و همنشینی با افراد مثبت اندیش نیز می تواند برایتان مفید باشد.

۲- خود را از گذشته رها کنید

اگر درگیر اتفاقات گذشته باشید، گذشته شما تعیین می کند که در مورد اتفاقات زمان حال و آینده چگونه تصمیم بگیرید. پس شکست های گذشته در حال و آینده ادامه می یابد و رنگ خود را به آن می دهد. در مسیری که در آن قرار گرفته اید و دچار شکست یا دلزدگی و توهم تسلیم شده اید؛ راه فراری از گذشته پیدا کنید. به یک ریسک  دست بزنید یا مشغول یک سرگرمی شوید. که به شما امکان رویا پردازی خلاقانه بدهد.

۳- تناسب کار و زندگی تان را حفظ کنید

عدم برقراری تعادل کافی و مناسب بین کار و زندگی از مواردی است که بعد از مدتی افراد را دچار مشکلاتی می کند که نهایتا در یکی از عرصه ها فرد را وادار به تسلیم می کند. داشتن نظم و نیز قرار دادن زمان های کافی و حداقلی برای هر کدام از عرصه های زندگی اجازه نخواهد داد که کار به جاهای باریک بکشد.

هر کسی برای زندگی، کار، دوستان و خانواده اش می تواند بهترین برنامه ریزی و تعادل را که موجب رضایت خاطر باشد تهیه کند. این امر ابتدائا به عنوان پیشگیری است. ولی در میانه راه نیز می تواند جبران کننده خوبی باشد.

۴- از تغییرات استقبال کنید

همیشه قرار نیست همه چیز طبق برنامه ریزی و پیش بینی شما پیش برود. و این حتما به معنای بروز یک فاجعه نیست. گاهی یک تغییر پیش بینی نشده به معنی یک کشف جدید، یک جهش ناگهانی و یا تجربه ای متفاوت است. تمام این ها به رشد شما کمک خواهد کرد. مثبت اندیشی مرحله اول را در مواجهه با تغییرات نشان دهید. جا نزنید. وقت تسلیم شدن نیست. اندکی صبر و گشودگی اندیشه در پذیرفتن تغییرات، آرامش شما را برای ادامه دادن مسیر تآمین می کند.

دلایل تسلیم نشدن

۵- پذیرفتن اشتباهات و عبرت گرفتن از آنها

تسلیم نشدن به معنی اشتباه نکردن نیست. همه چیز را همگان دانند. پس امکان اشتباه وجود دارد. ولی طرز برخورد با آن مهم است. بازسازی بعد از هر شکست به شما کمک می کند که تسلیم نشوید. وگرنه تصور اینکه هرگز اشتباه نخواهید کرد غیر ممکن است.

عبرت گرفتن از اشتباهات به شما کمک می کند تا با اندیشیدن به مراحل کاری که انجام داده اید پی به خطاهای تصمیم هایتان ببرید و در شرایط مشابه آینده از آنها جلوگیری کنید. هزینه ای که برای هر اشتباه می پردازید چه مالی و چه غیرمالی، را به عنوان پس اندازی بدانید که سرمایه زندگی شما خواهد بود.

هیچ گاه این واقعیت را فراموش نکنید که می توانستید بهتر رفتار کنید، تا یاد بگیرید که همیشه در حال عبرت گیری و یادگیری باشید.

۶- از طریق یادگیری مداوم، شناخت خود را افزایش دهید

با افزایش دانش و آگاهی تان می توانید اطلاعات بیشتری در هر زمینه ای کسب کنید تا به شما کمک کند در موقعیت های مختلف بتوانید با آرامش بیتری تصمیم بگیرید و گزینه های بیشتری برای انتخاب کردن داشته باشید. خواندن کتاب، روزنامه و سایت های اینترنتی و … می تواند به دانش شما بیفزاید.

با کارشناسان به مباحثه بپردازید. فیلم های آموزشی ببینید. مشاوره بگیرید. در کارگاه های آموزشی شرکت کنید و از افراد با تجربه راهنمایی بگیرید. تا زمانی که بدانید مطالبی وجود دارد که می توانید آنها را یادبگیرید، تسلیم نخواهید شد.

۷- صبوری کنید و به تلاشتان ادامه دهید

چشم انتظاری همیشگی برای وقوع یک اتفاق خوشایند دلیل دیگری است که ممکن است شما را به تسلیم شدن وادار کند. مثلا ممکن است برای پیدا کردن یک شغل به ۱۰ موقعیت شغلی رزومه بفرستید و کار را تمام شده بدانید. اما باید بدانید که مسیر موفقیت از شکست عبور می کند! پس نباید مانع تلاش کردن شما باشد و نباید باعث شود قبل از شروع کردن، کار را تمام شده فرض کنید. مشورت کردن با کسی که قبلا شرایط شما را تجربه کرده گزینه مناسبی است که می تواند به شما کمک کند.

شاید از ۱۰ موردی که برای آنها رزومه فرستاده باشید هیچ تماسی با شما نگیرند. اما دوست شما که به تازگی مشغول به کار شده است، وقتی از تجربه خود برای شما تعریف می کند، از ۷۰ شرکتی تعریف می کند که برایشان رزومه فرستاده و هیچ تماسی با او نگرفته اند. این گفت و گو شما را برای تسلیم نشدن و ادامه دادن راهتان برای پیدا کردن یک شغل مصمم می کند. صبوری کردن در بسیاری از کارها تنها راه حل ممکن است. بسیاری از امور به زمان کافی نیاز دارند تا حل بشوند. پس تسلیم نشوید و به تلاشتان ادامه دهید.

۸- با سختی ها بجنگید

اصلا قربانی درماندگی نشوید، وگرنه هیچ راهی برای پیروزی نخواهید داشت. مثبت اندیشی و تغییر را به کار بگیرید تا از درماندگی رها شوید.

روابط اجتماعی تان را تقویت کنید و با سخن گفتن با دیگران امیدتان را افزایش بدهید. اینگونه بر مشکلات راحت تر فائق می آیید. سخن گفتن با دیگران به کاهش استرس تان نیز کمک می کند.

اهل عمل باشید و فقط به مشکلات و سختی ها فکر نکنید. برنامه ریزی کنید و به دنبال اجرا کردن راه حل هایی باشید که تا به حال آنها را انجام نداده بودید.

تغییر زندگی با نویستندگی

تغییر زندگی: نویسندگی چطور باعث تغییر زندگی می شود؟

تمام رازها در همین جمله است!

جسد آن‌قدر خوب نگه‌داری شده بود که انگار تازه مرده است

 ششم ماه می سال ۱۹۵۰. دانمارک

کارگران محلی جسد مردی را پیدا کردند که در گل‌ها فرورفته بود و اوضاع وحشتناکی داشت. او را مرد تولاند نامیدند. روی سرش کلاهی بود. به دور کمرش هم کمربندی آویخته. البته طنابی هم به دور گردنش گره‌خورده بود. علاوه بر این نشانی‌ها، او هیچ لباسی در تن نداشت. طبق بررسی‌های پزشکی قانونی پزشکان ۴۰ نوع حبوبات مختلف در معده‌اش یافتند: یعنی آخرین غذای او بوده است. این شواهد وحشتناک و رمزآلود، یک شایعه‌ عمومی را شکل داد.

چرا او بدون لباس بوده؟ غذای ترکیبی حبوباتی عامل مرگ اوست؟ اصلاً چرا باید او کشته می‌شد؟

تنها برخی از شواهد دلیل‌های قطعی داشتند: او در قرن ۴ پیش از میلاد مرده بود. به سنی تقریباً ۴۰ ساله. بااین‌حال، نظریه‌های دیگری هم می‌شد یافت. این مرد ذاتاً کشاورزی بود که انگار به خاطر عدم ستایش خدایان، اعدام‌شده بود. حبوبات توی معده‌اش هم نوعی از قربانی شدن او بودند که بعد از مرگش، رشد می‌کنند. البته شاید هم او یک برهنه‌ی بیکار بوده است که در زمان اشتباهی در مکانی اشتباه قرارگرفته است.

تغییر زندگی با نویستندگی

حقیقت هرگز آشکار نمی‌شود، اما نویسندگی یعنی قدرت تغییر زندگی!

همه‌ی ما انسان هستیم و اغراق هم جزئی از وجود ما. شواهد علمی نشان می‌دهد که برای فعال کردن بخش‌های زبانی، اکسی تاکین –گونه‌ای از مواد داخل بدن – تشرح می‌شود. برای همین به داستان‌گویی علاقه‌مندیم. این جسد گل‌آلود نمی‌تواند یک جسد ساده باشد که از کنارش بگذریم. باید برای او نام تعیین کنیم – داستان بسازیم – و او را بخشی از تاریخ کنیم.

داستان‌ها، انسان‌ها را تغییر می‌دهند تغییری جادویی. این مورد یعنی تغییر زندگی برای تمام عمر.

قدرت تغییر زندگی مردم با افکار شما

درک من از قدرت داستان‌گویی به سال ۲۰۱۴ برمی‌گردد. پشت میز کوچک در اتاق کوچک‌ترم در وسط هیچ جا، نشسته بودم. من مشغول نوشتن داستان‌هایی بودم که بسیار بیشتر از شرکت‌های تولید نویسنده، مخاطب جذب کرده بود.

راست می‌گویم. نوشتن، یکی از اصلی‌ترین کارهای بدون سرمایه است. وقتی من خوابیده بودم، داستان‌هایم در کل جهان دست‌به‌دست می‌شد. با نوشتن توانستم تغییر زندگی خود را احساس کنم.

اگر نمی‌توانی برنامه‌ریزی کنی، کتاب بنویس. وبلاگ طراحی کن و سپس فیلم و فایل صوتی ضبط کن. این رسانه‌ها، موقع خواب شما، به‌کل جهان سفرکرده و برایتان پول می‌آورند. این رسانه‌ها، در کل دنیا برایتان فرصت می‌جویند.

ناول رویکانت

دیدن قدرت کلمات در تغییر مردم، نوعی توانایی است. همین‌که از پشت میز کوچکم توانستم به خواسته‌ام برسم حس خوبی دارم. اما در انتهای یک وبلاگ متنی رمزآلود نوشته‌شده بود که شیوه‌ی نویسندگی مرا برای همیشه تغییر داد. می بینید این قدرت نویسندگی در تغییر زندگی و باورهای من و همه ی خوانندگانم است.

تغییر زندگی با نویستندگی

من این راز را ابتدا میان کلمات یک پست وبلاگی پیدا کردم که در سال ۲۰۱۳ نوشته بودم. حتی چند بار خواندن این پست هم فایده‌ای نداشت. باید کتم را برمی‌داشتم و به یک پیاده‌روی طولانی می‌رفتم تا آنچه کشف کرده‌ام را هضم کنم. من انگلیسی‌زبان نبودم و به توانایی‌هایم اعتماد نداشتم اما این راز تمام مهارت‌های لازم نویسندگی را به من آموخت. این گونه اولین تغییر زندگی من شروع شد. بله این راز بود که هسته‌ی استراتژی‌های داستان‌گویی ما را تغییر داده است.

قدرت نویسندگی در تغییر زندگی است

یک جمله، قدرتی مانند اسب بخار دارد

رازی که من کشف کرده بودم، بخشی ازجمله‌ی چارلز بوکاوسکی بوده است.

بله راز اصلی در همین جمله است. یک جمله، قدرتی مانند اسب بخار دارد.

یادم می‌آید که در آن روز سرد ژانویه دوان‌دوان به سمت خانه آمدم تا تمام الهاماتی که از این جمله‌ی بوکاوسکی گرفته بودم را بنویسم. از آن روز به بعد، دیگر پست‌های کم‌تری در این مورد را می‌خواندم.

حتی امروز هم وقتی کسی را می‌بینم که متنی با جملات سخت و قلمبه‌سلمبه نوشته است، به یادداشت‌هایم از این جمله فکر می‌کنم:

هدفت از انتشار و نوشتن پست‌های آنلاین چیست؟

-تا آنچه نوشته‌ای خوانده شود

پس هدف اصلی‌ات از سر تیترها – تصاویر گرافیکی – فونت خاص متن و بقیه‌ی قسمت‌های متن چیست؟

-تا جمله‌ی اولم خوانده شود.

و هدفت ازجمله‌ی اول چیست؟

-تا جمله‌ی دومم خوانده شود. شاید کمی ساده و یا گیج‌کننده به نظر برسد.

اما همه‌ی رازها در این خط نهفته است. اگر هیچ‌کسی مطلب تو را نخواند، همه‌چیز بربادرفته است. کلید ترغیب فرد به خواندن، استفاده‌ی به‌موقع ازجمله است. یعنی خواننده را مطمئن کنی که بعدازاین جمله، باید جمله‌ی بعد را هم بخواند.

تو نمی‌توانی این قضیه را همیشه همین‌طور ادامه دهی. حتی به‌موقع هم تمامش نمی‌کنی لعنتی. اما اگر قدرت اسب بخار مانند تک‌تک جملات در ذهنت باشد، شاید چیزی بنویسی که قابل‌خواندن و به اشتراک گذاشتن باشد. شاید هم بی‌هدف انتشارش دهند.

این موضوع بسیار مهم است؛ زیرا اگر تو تمام جزئیات «توزیع کلمات و محتوا» را حرفه‌ای و زیرکانه نیز به کار بگیری، با طرز نوشتن بد به هیچ جا نمی‌رسی. درست بنویس. خط به خط را دقیق بنویس.

تغییر سبک نوشتن یعنی تغییر زندگی لحظات خودت و تمام کسانی که به امید آن ها می نویسی. این تغییر زندگی می تواند اساسی و حتی بسیار ریز باشد اما گام بسیار مهمی است.

این رویکرد توجه به تک‌تک جملات، شیوه‌ی نوشتار و در نتیجه زندگی مرا تغییر داد. بنابراین توانستم دو شغل عالی در این دنیای پر از مدعی نویسندگی برای خودم داشته باشم. اما اگر به دنبال سؤالم نمی‌رفتم این تأثیرات هم نبود.

هر جمله‌، عمری دارد

من نکات اصلی استراتژی‌های داستان‌گویی را در متنی نوشتم که بدون ریزه بینی‌هایش، ۱۱.۳ میلیون بازدیدکننده داشت. و در مقاله‌ی اخیر به این نکته پرداخته‌ام که چرا نویسندگی مؤثر، امری اساسی- واضح و ساده است.

تغییر زندگی با نویستندگی

اما این نظرها تا زمانی که شما با افکارتان کلنجار نرفته و کلمات را در زمان مناسب به صفحه‌ی سفید ننویسید، مفید نیست.

این راز در ثانیه‌های سکوتی نهفته است که شما می‌فهمید که باید ذهن پر ادااطوار و میمون وار شمارا مجبور به تمرکز به برگه‌ی خالی رو به رویش کنید. واقعیت این است که هیچ موسیقی پس‌زمینه‌ای هم نیست. فقط در لحظات سکوت و آرامش است که می‌پذیرید که هیچ محصول تولیدی یا نرم‌افزار نویسندگی، نمی‌تواند ذهن شما را از تمرکز بر صفحه‌ی خالی، وادارد.

خوب نوشتن یعنی خوب فکر کردن

بنابراین قصد دارم جمله‌ی معروف دیوید مک کلا را بیان کنم:

نوشتن یعنی تفکر و خوب نوشتن یعنی خوب فکر کردن.

البته تفکر دقیق و نوشتن در هر جمله، چندان ساده نیست. اما کافی است رمز «عمر تک‌تک جملات» را به یاد بیاوردید. شما می‌توانید جملات را به نحوی به هم متصل کنید که دقیقاً موردپسند خوانندگان باشد. با کلمات می توانید جادوگری کنید. مرده ای را زنده کنید. بزرگترین تغییر زندگی او باشید و یا در یک لحظه او را اعدام کنید. زندگی بخشی و حتی تغییر زندگی آنها، در دستان شماست.

البته این مرحله، با توجه به نوشتارتان شروع می‌شود. بنابراین لازم است که از کلماتتان به‌درستی استفاده کنید. در دنیایی که فقط با یک خط خسته‌کننده مخاطبینتان را از دست می‌دهید، توجه لازم و زمان گذاشتن برای هر جمله، مخاطبین شمارا حفظ می‌کند.

به نمونه‌ای از مقدمه‌های ساده و دوستانه‌ای که امروزه در اینترنت منتشر می‌شود توجه کنید. همه‌ی آن‌ها از الگویی خاص پیروی می‌کنند:

آیا شما هم بعد از صرف شکلات‌های خوشمزه، احساس تنهایی می‌کنید؟ مطمئنم که شما هم‌چنین حسی دارید. همه‌ی ما انگار این‌چنین می‌شویم درست است؟ می‌دانم. شما تنها نیستید. در این پست، به شما یاد می‌دهم که چطور خوش‌گذرانی خود را کنترل و در این کار موفق شوید.

به‌جای اینکه انتظار داشته باشید که خواننده خودش برای جلب‌توجه به ادامه‌ی متن تلاش کند، داستان خود را طوری بنویسید که گویی هر جمله را در زمانی متفاوت می‌نویسید. به این صورت، خوانندگان جذب جمله‌ی بعد می‌شوند و مجبورند جمله‌ی بعد را هم بخوانند.

تغییر زندگی با نویستندگی

کلمات و جملات پراکنده‌ی شما می‌توانند با یکدیگر متحد شوند.

اینکه مردم را جذب خواندن داستان‌ها – یا انشاهای طولانی و یا پست‌های وبلاگ – خود کنید، فقط به زمان کمی نیاز دارد که نوشتنی دقیق و عمقی با ایجاد ارتباطات هوشمندانه با هر فردی در هر جای جهان را می‌طلبد.

با هر کلمه می توانید تغییر زندگی یک انسان را داشته و بهتر از آن، سطح تغییر زندگی واقعی و خیالی خود را نیز بهتر کنید.

با دقت از کلمات استفاده کنید

با دقت از کلمات استفاده کنید. ارزشمندی تک‌تک جملات را در داستان مرد گل‌آلود به خاطر بیاورید. دیدید می توانید تغییر زندگی او را منجر شوید. هر جمله می توانست برداشتی جدا داشته باشد. اما تردید برانگیز بودن جملات، شما را هم واردار کرد که ببینید شایعه مرگ او چه بوده است و تا خطوط پایانی پیش رفتید.

اگر تولید کلمات به این آسانی نبود، به نظر می‌رسد که مردم با توجه بیشتری با کلمات  و حتی خودشان برخورد می‌کردند.

مرکام هید

اگر یاد بگیرید که چگونه بنویسید، زندگی‌تان را تغییر می‌دهید. کافی است برای هر جمله وقت گذاشته و تناسب بین متن را رعایت کنید. شما باید حواستان باشد که مخاطب هر لحظه ممکن است توجهش به سمت دیگری جلب شود. پس او را میخ کوب پای متن خود نگه دارید. نویسندگی یعنی تغییر حالت ها، تغییر زندگی و بهبود کیفیت زندگی در کنار نوشتن.

تمام رازها در همین جمله است!

موفقیت در زندگی شخصی

موفقیت در زندگی شخصی چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟

موفقیت در زندگی شخصی از نظر شما چیست؟ چگونه در زندگی موفق باشیم؟ در جواب این سوالات، تعدادی موفقیت را در پول و دارایی، تعدادی در داشتن قدرت و بعضی ها در داشتن تاثیر مثبت بر جهان می بینند. این نظرها درست هستند. معنای موفقیت نیز همین است، معنای متفاوت برای افراد متفاوت. موفقیت در زندگی شخصی برای شما هرچه که هست آسان به دست نمی آید. در زمینه ی موفقیت در زندگی شخصی کتاب های زیادی تدوین شده است، اما از آنجا که موفقیت برای همه به یک معنا نمی باشد، بنابراین خواندن این کتاب ها و نسخه ها از طرف یک شخص واحد، اغلب نامرتبط با خواننده است و دنبال کردن توصیه های آنها ممکن است کمکی به شما نکند.

موفقیت در زندگی شخصی

به همین جهت در ادامه این مقاله از سایت نیک اندیشان، تعداد از نظرات افراد موفقی را آورده ایم که ایده های آنها در مورد موفقیت، متفاوت با یکدیگر است. متن زیر شامل ۱۳ توصیه از موفق ترین افراد جهان است. اگر می خواهید موفقیت در زندگی شخصی را یاد بگیرید، این توصیه ها به دردتان خواهد خورد.

۱-بزرگ بیاندیش

مشکل بیشتر ما این نیست که اهداف بزرگی داشته باشیم و در نهایت کم بدست بیاوریم؛ بلکه این است که اهداف خیلی کوچکی داشته باشیم و در نهایت چیزی به دست بیاوریم.

میکل آنژ

هنرمندان انگشت شماری در کل دنیا وجود دارند که توانسته اند به اندازه میکل آنژ تاثیر گذار باشند. امروزه، با گذشت قرن ها، او همچنان یک چهره ی مشهور جهانی است که هنرش انگیزشی و در ارتباط با مردم است. تنها به مجسمه ی داوود او بیاندیشید. حال به این فکر کنید که چه می شد اگر او تصمیم به انجام و ادامه دادن این هنر نمی گرفت! هنرمند بزرگ بودن همیشه سخت بوده. به این فکر کنید اگر میکل آنژ این هنر سخت را برای انجام کار راحت تر رها می کرد، آیا اون در این حد مشهور می شد؟ غالب اوقات افراد، تلاش خود برای رسیدن به هدفشان رها می کنند تا به چیزهای آسان تر و به قول خودشان واقع بینانه تر برسند، اما آن ها با این کارشان چیز زیادی به دست نخواهند آورد.

موفقیت در زندگی شخصی

۲- کاری را که دوست دارید پیدا کنید و آن را انجام دهید

اگر حاضر به انجام کاری هستید که حتی به ازای آن پول دریافت نکنید، این را بدانید که در مسیر موفقیت قرار دارید.

اپرا وینفری

شما زمانی را که سر کار هستید به یاد بیاورید و به آن فکر کنید. تصور کنید که در حرفه ی کنونی تان، آن اندازه که امکان دارد، موفق باشید. نهایتا شما پی خواهید برد که باید به سختی کار کنید. اگر این کاری است که شما از آن نفرت دارید، پس معنای آن، این است که عمرتان را دارید بابت کاری که از آن متنفر هستید، پر می کنید. پس چرا بر کاری تمرکز نمی کنید که دوست دارید؟ وقتی کاری را که به آن علاقه دارید را پیدا کنید، انگیزه و پشتکار در آن را نیز خواهید یافت. اگر کاری را که دوست دارید انجام می دهید و هنوز به موفقیت نرسیده اید، این بدان معنا نیست که هرگز به آن دست نخواهید یافت.

۳-یاد بگیرید که چگونه زندگیتان را متعادل کنید

یک تعارض تغییرناپذیر میان زندگی و حرفه وجود دارد. یک جنگ دائمی میان آرامش و آشفتگی. هیچ کدام فائق بر دیگری نمی شود و از هر دو تاثیر می پذیریم. این که تو چگونه تعادل میان آنها را برقرار می کنی، کلید موفقیت است.

فیل نایت

اغلب مردم تصور می کنند برای اینکه به موفقیت در زندگی شخصی برسند، باید تمام زندگی شان را بر روی هدف و کارشان بگذرانند. برای همین ساعت ها، روزها و ماهها بر روی مسئله متمرکز می شوند و فراموش می کنند زندگی نیاز به استراحت و تفریح دارد. در اکثر مواقع این روند به کند شدن و متوقف شدن در مسیر موفقیت منجر می شود.

۴- از شکست نترسید

شکست فرصتی است برای شروع دوباره، اما این بار با هوش بیشتر

هنری فورد

راحت ترین کار در دنیا این است که بعد از شکست، تسلیم شوید. تنها راه ادامه این است که اگر انگیزه ای در زندگی دارید بدون توقف برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.

۵- عزمی راسخ و ناگسستنی در مسیر موفقیت در زندگی شخصی داشته باشید

چنانچه می خواستم به چیزی برسم، عزمی راسخ برای آن در خود ایجاد می کردم، آنگاه نه زمان، نه دیگران و نه پول نمی توانست مرا از تلاش برای رسیدن به آنچه به آن ایمان دارم منصرف کند و من همیشه این کار را کرده ام و با آن برنده بوده ام.

کلنل ساندرز

کسب موفقیت در زندگی شخصی سخت است، چنانچه عزم راسخ نداشته باشید، امکان شکست ها نیز بیشتر می شود.

موفقیت در زندگی شخصی

۶-اهل عمل باش

تا آنجایی که من دقت کرده ام، افراد پرتلاش و اهل عمل عقب نمی نشینند تا چیزها برای آنها اتفاق بیفتد بلکه جلو می روند و آنها بر چیزها رخ می دهند.

لئوناردو داوینچی

این عبارت درست همانطور که قرن های پیش درست عمل می کرده است، امروزه نیز به همان اندازه درست عمل می کند. بسیاری از دوره های تاریخی را افراد ساخته اند. نام رنسانس که می آید یاد داوینچی و میکل آنژ می افتیم. زمان حاضر را نیز با بیل گیتس و استیو جابز می شناسیم. تمام این افراد کنش گرا بودند و کارهای متفاوت انجام می دادند.

۷-روابط مثبت را پرورش دهید

مهمترین قسمت در دستیابی به موفقیت در زندگی این است که بدانید چگونه با مردم و اطرافیان خود کنار بیایید.

تئودور روزولت

بهترین رهبرها و تاثیرگذارترین آدمها آنهایی نبوده اند که توانسته اند به خوبی بجنگند یا تجارت عالی داشته باشند، بلکه آنهایی بوده اند که با اطرافیان خود برخورد و منش مناسبی داشته اند. مردم آنها را دوست داشته اند و خواسته اند که کارهایشان را عالی انجام دهند. این منطقی است اگر کسی شما را دوست داشته باشد به شما کمک می کند.

۸-از ارائه ی ایده های جدید نترسید

یک انسان با ایده های جدید، تا ایده هایش به موفقیت برسد، نزد مردم عجیب و غریب باقی می ماند.

مارک تواین

متاسفانه افرادی که ایده های بزرگ و برجسته ای دارند، اغلب اوقات نادیده گرفته می شوند. بیشتر ما اینگونه یاد گرفته ایم که آنگونه که دیگران انجام می دهند و فکر می کنند ما هم انجام دهیم و فکر کنیم. اما برای اینکه بتوانی موفق شوی، از آنجایی که تمام آنهایی که موفقیت به دست آورده اند، متفاوت عمل کرده اند، پس تو نیز باید متفاوت از دیگران فکر بکنی.

۹-به ظرفیت خود در رسیدن به موفقیت ایمان داشته باش

اگر می توانی در مورد چیزی خیال پردازی کنی، پس می توانی آن را داشته باشی.

والت دیزنی

موفقیت باید چیزی باشد که شما بتوانید خود را در حال دستیابی به آن تصور کنید. این را بدانید در مسیر کسب موفقیت در زندگی شخصی شما این امکان را دارید که بر کسانی که به شما و توانایی شما تردید دارند، پیروز شوید. شما نباید آنگونه شوید که این مردم می گویند، چرا که همان لحظه که خیال پردازی و ایمان به خود را از دست می دهید، دقیقا همان لحظه آرزوهایتان نابود خواهند شد.

موفقیت در زندگی شخصی

۱۰-همیشه یک دید مثبت به قضایا داشته باشید

هیچ چیز نمی تواند فردی که نگرش درستی به هدفش دارد را از رسیدن به موفقیت باز دارد و هیچ چیز نیز نمی تواند به فردی که نگرش اشتباه دارد، کمک کند.

توماس جفرسون

همانطور که از عبارت بالا مشخص است، شما برای دستیابی به موفقیت در زندگی شخصی باید به توانایی خودتان ایمان داشته باشید. این تنها راه برای پرورش طرز فکر و ایده های ذهنی شماست. افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنید. شما نیاز دارید که با موانع سر راه مواجه شوید، اما نه برای اینکه از حرکت بایستد؛ بلکه برای اینکه قوی تر و مصمم تر به راه خود ادامه دهید. در هر حال این را بدانید که با طرز فکر منفی و داشتن شک، متوقف شدن شما آسان تر خواهد بود.

۱۱-به ناامیدی ها اجازه ندهید شما را از حرکت باز بدارند

اجازه ندهید که هیچ گونه نا امیدی در اطراف شما باقی بماند، در این صورت مطمئن باشید که به موفقیت خواهید رسید.

آبراهام لینکل

یک حقیقت بد در مورد ما آدمها وجود دارد، آن هم این است که به خودمان شک داریم. این قضیه به مراتب بدتر می شود اگر دیگران نیز به ما شک داشته باشند. برای رسیدن به موفقیت در زندگی شخصی به شک ها و تردیدها اهمیت ندهید، اگر ناامید می شوید، به آن توجه نکنید.

۱۲-به کار کردن زیاد علاقه داشته باشید

اگر تمایل نداشته باشی که در مسیر موفقیت خود را غرق در کار سخت کنی آنگاه هیچ وقت در موقعیت های بالا قرار نخواهید گرفت.

جی سی پنی

شما هم احتمالا این عبارت که « یک درصد موفقیت شروع کردن است و ۹۹ درصد سخت کار کردن» را شنیده اید. موقعیت واقعی از کار کردن به وجود می آید. شما هیچگاه به موفقیت نمی رسید مگر اینکه برای رسیدن به آن سخت کار کنید و به کار کردن ادامه دهید.

۱۳- شجاع باش از اینکه بینش و تفکر خود را ادامه بدهی

شهامت داشته باش که از آنچه قلب و بصیرتت می گوید، پیروی کنی. آنها تقریبا می دانند شما چگونه انسانی خواهید شد. چیزهای دیگر در اولویت دوم قرار دارند.

استیو جابز

در یونان باستان گروهی از واراکل ها بودند که در دلفی زندگی می کردند. هرکس که می خواست مشورت و یا فال پیش بینی آینده می خواست نزد اینها می رفت. از فقیرترین آدمها بگیر تا شاهان. بر روی دو وردی معبد عبارت«خودت را بشناس» نوشته شده بود.

 

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید.

17 انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند

۱۷ انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند

افراد زیادی با این چشم انداز به زندگی نگاه می کنند که زندگی بسیار دشوار است و صرفا افراد احمق برای آن رویاپردازی می کنند. اما اگر شما هم جزء این افراد هستید بهتر است دیدگاه خود را عوض کنید و بدانید که با مدیریت زندگی موفق می توانید یک زندگی پر از موفقیت را تجربه کنید. در ادامه این مقاله از ۱۷ انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند خواهیم گفت. پس تا انتها همراه ما باشید.

۱- برای موفقیت های خودتان جشن بگیرید

وقتی اتفاق مثبتی در زندگی تان می افتد، زمانی را به این موضوع اختصاص دهید که برای آن اتفاق جشن بگیرید. این کار میتواند به سادگی شام خوردن با اعضای تیم تان باشد و یا می تواند یک مسافرت با همسرتان باشد. جشن به شما یادآوری می کند که تلاش های شما در راستای مدیریت زندگی موفق ارزشمند است و استحقاق پاداش را دارد.

۲- تغییر را به عنوان عاملی برای رشد بپذیرید

کسی باشید که به دنبال تغییر برای مدیریت زندگی موفق است. اگر زمان این است که یک شغل جدید داشته باشید و یا از خانه تان نقل مکان کنید، در مورد احتمالاتی که ممکن است پیش بیایند، هیجان داشته باشید. بهره گیری از تغییر، باعث می شود که نسبت به بقیه آدم ها موفق تر بوده و مدیریت زندگی موفق تری را تجربه کنید. موفقیت، زمانی به وجود می آید که شما بتوانید تغییر را از خودتان شروع کنید.

۳- همان زندگی را طراحی کنید که دلتان می خواهد

اتفاقی که امسال می افتد به این بستگی دارد که شما چه نقشه ای کشیده اید. در ابتدای سال زمانی را به این اختصاص دهید که می خواهید در انتهای سال چه اتفاقاتی برای شما افتاده باشد. به تمام جوانب نگاه کنید و آنها را بسنجید: خانواده، شغل، سلامتی و روابط اجتماعی. اقداماتی که باید به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه انجام دهید تا به اهدافتان در راستای مدیریت زندگی موفق برسید، را یادداشت کنید. با پیشرفتتان به طور منظم آنها را مدام مرور کنید.

17 انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند

۴- هر روزتان را با قطعیت سپری کنید

مشکلات به هرحال پیش می آیند. شما باید برنامه ریزی کنید که از پس همه این مشکلات بربیایید، مهم نیست که چه اتفاقاتی می افتد. در هر تصمیمی که گرفتید از خودتان بپرسید: «آیا این کار من را به اهدافم نزدیک تر می کند؟» اگر اینطور نیست، آن اقدام را کنار بگذارید.

۵- منظم و نیرومندانه ورزش کنید

هیچ احساسی بهتر از حس بعد از ورزش نیست. به علاوه، یک بدن سالم، هر کاری را ساده تر می کند. به همراه ورزش یک رژیم تناسب اندامی نیز بگیرید تا به اهداف فیزیکی و جسمی خودتان نیز دست پیدا کنید. فراموش نکنید تندرستی گام مهمی در جهت مدیریت زندگی موفق است.

۶- با شکست دوست باشید

موفقیت تنها از طریق شکست به دست می آید. تنها شکست را قبول نکنید، بلکه به سمت آن قدم بردارید. هرچه سریعتر شکست بخورید، زودتر موفق خواهید شد! زمانی که کسی شما را انکار کرد، یاد می گیرید که چه چیزی کارساز است و چگونه باید تاکتیک هایتان را تنظیم کنید.

۷- ایمان داشته باشید که تنها نیستید

بدانید که بیشتر از آنچه که فکر می کنید در این زندگی امید و چیزهای وجود دارد. امید به آینده ای خوب به شما در جهت مدیریت زندگی موفق کمک خواهد کرد. پس هم خودتان امیدوار باشید، هم به دیگران امید بدهید.

۸- خانواده تان را در اولویت بگذارید

خانواده تان را دوست داشته باشید و هرجا که نیاز بود پشتشان باشید. در روز زمانتان را به آنها اختصاص دهید. موفقیت، هیچ ارزشی ندارد، مگر اینکه بتوانید آن را با کسانی که دوستشان دارید در میان بگذارید. به یاد داشته باشید که خانواده چیزی بیشتر از یک پیوند خونی و پوستی است.

۹- ترس را تبدیل به هدفتان کنید

ترس اغلب سازنده ی ذهن ماست و توسط خودمان به آن قدرت داده می شود. ترس با زمان قوت می گیرد، لذا بر ترس هایتان غلبه کنید و پیش به سوی اهدافتان بروید، ترس نیز خودش شما را ترک می کند. به زندگی خودتان نگاهی بیاندازید. خواهید دید که موفقیت های شگرف شما از ترس به وجود آمده اند.

۱۰- خودتان و بقیه را ببخشید

خشم و نفرت تنها به کسی آسیب می رساند که آن را در قلبش نگه دارد. کسانی که با شما رفتار اشتباهی داشتند ببخشید، آنگاه شما کسی خواهید بود که آسوده و رها است و مدیریت زندگی موفق تری را تجربه می کند. گذشته از اینها خودتان را ببخشید.

۱۱- لطفتان را شامل حال دنیا کنید

فکر کنید که هیچ کس قرار نیست به شما آسیبی برساند. وقتی که آنها این تقاضای شما را برآورده نکردند لطفتان را شامل حالشان کنید. از این قانون طلایی تبعیت کنید و با آنها جوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند. اینگونه هم زندگی بهتری خواهید داشت و هم مدیریت زندگی موفق تری را برای خود رقم می زنید.

۱۲- به رشد فردی مداوم تعهد داشته باشید

بیشتر افراد زمانی که دیگر معلم آنها را مجبور به یادگیری نمی کند، از یادگیری دست می کشند. بدون رشد، رکود نیز غیرقابل اجتناب است. هر روز زمانی را به این اختصاص دهید تا به روح و ذهن خودتان غذا بدهید و این کار را با خواندن و گوش دادن به اطلاعات مثبت انجام دهید. فراموش نکنید رشد فردی لازمه مدیریت زندگی موفق است.

17 انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند

۱۳- سعی کنید شخصی باشید که لذت می برد

اینکه چقدر از زندگی لذت می برید، بستگی به این دارد که شما چقدر تصمیم دارید از زندگی لذت ببرید. اثرات منفی را از میان بردارید، چه این اثرات افراد باشند و چه رسانه ها. انتخاب کنید که عاشق زندگی باشید. لذت خودتان را با دیگران تقسیم کنید تا در نتیجه مدیریت زندگی موفق تری داشته باشید

۱۴- مبنای زندگی خودتان را روی آرامش بگذارید.

به خودتان برای استراحت آرامش دهید.  به اندازه کافی بخوابید تا مغز و بدن خودتان تجدیدقوا شوند. به خودتان اجازه دهید تا از فرصت ها استفاده کنید. به خود فرصت دهید تا با انجام کارهای دشوار برای دستیابی به رویایتان، توازنی در سلامتی تان ایجاد کنید.

۱۵- اهدافتان را یافته و با آنها زندگی کنید

زمانی را به این اختصاص دهید تا مشخص کنید چه چیزی برای شما مفید و لذت بخش است. این همان هدف شماست. از آن استفاده کنید تا مدیریت زندگی موفق تری داشته باشد.

۱۶- از شر گذشته تان خلاص شوید.

از هرچیزی که از گذشته تان شما را آزار می دهد رهایی یابید. مرور پیوسته زخم های قدیمی، سوء استفاده ها، و رنج، تنها پیشرفت شما را کند می کند. اجازه ندهید حرف و افکار دیگران سرعت شما را کم کند. از آن رهایی یابید، و بدانید که می توانید از نو شروع کنید و موفقیتی را به دست آورید که فکر می کنید واقعا ممکن است.

۱۷- برای تغییر زندگی تان، دست به کار شوید.

اگر دست به کار نشوید، هیچ چیز دیگری مهم نیست. تعیین کنید که سال ۹۷ سالی است که شما کاری را هر روز انجام خواهید داد که شما را به رویایی که در سر دارید نزدیک می کند. دست به کار شوید و هم اکنون مدیریت زندگی موفق تری را برای خود رقم بزنید.

چهار راستی و درستی پاک بودایی (حقیقت مقدس)

چهار راستی و درستی پاک بودایی (حقیقت مقدس)

رنج : ای راهبان ؛ این است راستی پاک درباره ی رنج ، به هستی در آمدن (تولد) رنج است ، پیری رنج است ؛ بیماری رنج است ، مرگ رنج است ؛ پیوستگی با آن کسی که دوستش نمی داریم رنج است ، جدایی از آنکس که دوستش می داریم رنج است، به آرزوی خود نرسیدن رنج است ، کوتاه اینکه (خلاصه) پنج دسته امور مورد علاقه آفریننده ی رنج است.

چشمه ی رنج : ای راهبان این است راستی پاک درباره ی چشمه ی رنج ، دوستی زندگی که انسان را در معرض به هستی در آمدن های نوین قرار می دهد ، و به همراهی آرزو و حرص به این سوی و آن سوی به دنبال هوس و خواسته اش می کشد ، آری آرزوها ، دوستی زندگی و خواستن زندگی جاویدان در این جهان چشمه و علت رنج است.

نابود ساختن رنج :‌ ای راهبان این است راستی پاک درباره ی نابود ساختن رنج ، باید این زندگی و دوستی و خواستن را با نیست کردن میل و آرزو نابود ساخت ، باید خواست را از خود دور کرد و از چنگال آن نجات یافت و هیچ جایی برای آن باز نگذاشت.

راه نابود ساختن رنج : ای راهبان این است راستیِ پاک درباره ی راهِ نابود ساختن رنج ، این راهِ پاک هشت پیشراه دارد که در زیر پی می آید : ” باورِ پاک ، خواستنِ پاک ، زبانِ پاک ، کردارِ پاک ، وسایلِ زندگیِ پاک ، کوششِ پاک ، حافظه ی پاک ، اندیشه ی پاک”.

============================================

برگرفته و برگزیده از کتاب : فروغ خاور

داستان زندگانی بودا و آیین او

نویسنده : استاد علامه هرمان الدنبرک

برگرداننده : بدرالدین کتابی

چاپ دوم به سال ۱۳۴۰ خورشیدی

نویسنده : بردیا

درخت

درخت

فاصله یه حرف سادَ ست ، بین دیدن و ندیدن

بگو صَرفه با کدومه؟ شنیدن یا نشِنیدن

ما می خواستیم از درختاا کاغذ و قلم بسازیم

بنویسیم تا بمونیم پشت سایه جون نبازیم

آینه ها اونجا نبودن تا ببینیم که چه زشتیم

رو درخت با نُک خنجر زنده باد درخت نوشتیم

زنگِ خوش صدای تفریح واسمون زنگ خطر شد

همه ی چوبای جنگل دسته تیغ تبر شد

اگه حرفمو شنیدی جنگل رو نده به پاییز

کاری کن درخت باغچه تن نده به خنجر تیز

با جوونه ها یکی شو

قد بکش نگو که سخته

جنگل تازه به پا کن

هر یه آدم یه درخته

خونده شده توسط سیاوش قمیشی

نویسنده : سینا

راه درست

راه درست

آشو زرتشت می گوید :

” در دنیا فقط یک راه وجود دارد و آن راه ، راستی است.”

با دوستان که در مورد راه درست صحبت می کنیم ، همه صحبت از تعدد راه ها به تعداد افراد سخن می گوییم. اما این جمله از زرتشت به ما می گوید که همه راه ها از یک راه می گذرند و آن راستی است. یعنی راهی که در آن دروغ و ریا و دغلکاری نیست و صداقت و پاکی و راستی بر آن حاکم است. راه های درست راه هایی هستند که با هم این اشتراک بزرگ و مهم یعنی راستی را دارند .

آگاهی خود را ارتقا دهیم و شاد باشیم

نویسنده: سینا یاوریان

در شان و لایق چیزی باشیم

در شان و لایق چیزی باشیم

شاید دلیل اینکه به چیزی یا شخصی که می خواهیم دست پیدا کنیم ، هنوز بعد از انتظار طولانی دست نیافته ایم ، این باشد که فکر می کنیم در حد آن هستیم و لیاقت آن چیز یا آن شخص را داریم ، در حالی که شاید لازم است که خود را ارتقا دهیم و خود را لایق آن شخص یا آن چیز کنیم تا بتوانیم آن را بدست آوریم.

نویسنده: سینا

آگاه بودن به بدن و وضعیت خود در هر آن و لحظه

به طور کامل از بدن مان آگاه نیستیم. هنگامی که راه می رویم، از این واقعیت که در حال راه رفتنیم ، به سختی آگاهیم. وقتی که ایستاده ایم ، از این واقعیت که در حال ایستادنیم ، به دشواری آگاهیم. حین خوردن نیز از این واقعیت که در حال خوردنیم ، به سختی آگاهیم. هر فعالیتی که با بدن می کنیم ، در ناآگاهی و ناهشیاری انجام می دهیم. درست همچون یک خوابگرد (کسی که در خواب راه می رود و به خود آگاه نیست).

پس از بدنت آگاه باش. با هر کنش کوچک که بدن انجام می دهد ، به آن توجه کن. باید در کل آنچه که می کنیم ، مراقب و سرتاپا توجه باشیم. همانطور که بودا می گفت : « وقتی که در طول جاده راه می روی ، آگاه باش که در حال راه رفتنی. وقتی که پای راست خود را بر می داری ، ذهن باید از این واقعیت آگاه باشد که پای راست برداشته شده است. شب هنگام که می خوابی ، باید بدانی که چه هنگام غلت زده و پشت و رو می شوی.»

=====================================

از کتاب ۷ بدن ۷ چاکرا نوشته عارف روانشناس هندی اوشو

=====================================

نویسنده: بردیا