چگونه با خوش بینی مسیر زندگی مان را به سمت موفقیت تغییر دهیم؟

چگونه با خوش بینی مسیر زندگی مان را به سمت موفقیت تغییر دهیم؟

خوش بینی یا همان حسن ظن نگرش مثبتی است که، افراد نسب به دیگران و یا حتی به مسائل و اتفاقاتی که برایش رخ می دهد دارد. البته منظور از خوش بینی توهم و خیالات واهی و ذهنی نیست. بلکه نگرشی مثبت است که با وجود چنین احساسی فرد از آرامش درونی بهرمند شده و به سوی خیر و خوبی حرکت می کند. در نتیجه چنین فردی از افکار و احساسات منفی که ممکن است در طول روز رخ دهد به سبب خوش بینی دوری می کند و یا سعی می کند برای مقابله با چنین مواردی راهکارهایی جایگزین پیدا کند.

پس منظور ما از خوش بینی یک شاخصه ی اساسی در زندگی است که زندگی سالم و پرنشاط را در پی داشته و منجر به تعالی و رشد انسان و جامعه می شود.

تفاوت خوش بینی و بدبینی

نقطه مقابل خوش بینی، بد بینی است. فرد بدبین به تمام قضایای اطراف خود با دیدی انتقادی نگریسته و به تمام امور مشکوک است، در نتیجه چنین احساسی منجر به آسیب، روح و روان فرد بدبین می شود.ت فاوت افراد خوش بین و بدبین شامل موارد زیر است:

به عقیده انسان بدبین اتفاقات بد و تلخ زندگی از شرایط ثابت و غیرقابل تغییر نشأت می گیرد. و اتفاقات خوب ناشی از شرایط موقت زندگی است. به طور مثال فرد بدبین عدم موفقیت در زندگی را، ناشی از بدشانسی می داند که همیشه برای او رخ می دهد. او معتقد است که برای همیشه بدشانس است و این موضوع روی تمام مسائل زندگی وی تاثیر می گذارد. او هر اتفاق خوبی را امری موقتی می داند که فقط گاهی برایش رخ می دهد.

در این خصوص توجه به عقیده مارتین سلیگمن روان شناس برجسته ی آمریکایی نیز جالب توجه است، او معتقد است:

افرادی که به این آگاهی رسیده اند که رویدادهای مثبت زندگی، همیشگی و اتفاق های منفی، ناپایدار و محکوم به گذرند، انسان های خوش بین هستند.

از دیگر تفاوت های افراد خوش بین و بدبین، این است که وقتی در زندگی آنان اشتباهی رخ می دهد و مشکلی پیش می آید، افراد خوش ببین خود را مقصر نمی دانند و حتی تقصیر را گردن اطرافیان نمی اندازند. بلکه با عقل و منطق موضوع را بررسی کرده و در جهت حل مشکل اقدام می کنند. اما در مقابل افراد بدبین، در پی سرزش خود و دیگران بوده و مشکل را لاینحل می دانند.

چگونه با خوش بینی مسیر زندگی مان را به سمت موفقیت تغییر دهیم؟

 تفاوت دیگر افراد خوش بین و بدبین

از دیگر تفاوت های قابل ذکر بین افراد خوش بین و بدبین نگرش آن ها است. در نگرش فرد خوش بین، هیچ مشکلی غیر قابل حل نبوده و برای تمام مشکلات حتما راه حلی وجود دارد. در نتیجه خوش بینی در کاهش مشکلات و استرس و بهبود سلامتی عنصری تعیین کننده محسوب می شود.

علاوه بر این موارد، فرد خوش بین دارای روحیه نوآوری و خلاقیت نیز است و به عبارتی قدرت ریسک در زندگی را دارد. زیرا به عقیده او، ریسک در زندگی و یا نوآوری منجر به بهبود وضعیت می شود. در نتیجه با رویی باز فرصت های جدید را کشف می کند و از این فرصت های تازه، استفاده های لازم را نیز می برد.

برعکس فرد بدبین، چنین رویکردی ندارد و مدام به خود تلقین می کند که خلاقیت و ریسک فایده ای ندارد. زیرا احتمال شکست در آن ها بالاست. او با این استدلال غلط تجربه فرصت تازه را از دست می دهد. به عبارتی چنین فردی عقیده دارد که زندگی او همیشه همین گونه است و هیچ تغییری در آن نباید رخ دهد و یا در هیچ شرایطی قادر به تغییر آن نیست.

افراد خوش بین با داشتن دید مثبت به خود و دیگران علاوه بر این که می توانند در جهت بهبود زندگی خود موثر باشند، می توانند به بهبود زندگی دیگران، اعم از افراد آشنا و غیرآشنا نیز کمک کنند، زیرا خوش بینی را حالتی محدود نمی دانند. بلکه آن را عام و فراگیرمی دانند که می تواند در جهت کمک به تمام انسان ها مثمر ثمر واقع شود. در حالی که فرد بدبین، حتی قدرت کمک به خود را نیز ندارد.

تاثیر خوش بینی بر موفقیت

فرد خوش بین برای موفقیت در زندگی همیشه در حال تجسم ذهنی موفقیت است. به نحوی که او تصویر ذهنی موفقیت خود را مدام در ذهن خود تکرار می کند و تا به آن دست نیابد آرام نمی گیرد. او حتی برای رسیدن به مطلوب خود تلاش زیادی می کند.

چنین فردی از انعطاف بالایی برخوردار است. با وجود این انعطاف می تواند به مطلوب ترین خواسته ها برسد و در مقابل مشکلات سخت، مقاومت کند. به عبارتی کلی تر چنین فردی هرگز مسئله ای به نام نمی شود و یا نمی توانم در خود ندارد. ضرب المثل خواستن توانستن است، وصف حال چنین افرادی است. زیرا این افراد عامل محوری موفقیت را صرفا ایمان به خود می دانند و بدبینی در نظرشان توهمی بیش نیست.

در صورت شکست، عقیده  خوش بین ها بر این باور استوار است که شکست مانع موفقیت آنها نیست. آنان معتقدند، عدم موفقیت به منزله شکست نیست؛ بلکه راهی است که منجر به نتیجه نمی شود و این شکست تجربه ای مفید خواهد بود. درحالی که اگر افراد بدبین در کاری شکست بخورند، بر این باور خواهند بود که همیشه شکست خواهند خورد و راه گریزی از شکست برای شان وجود ندارد.

تفاوت خوش بینی حقیقی با خوش بینی کورکورانه

نکته مهمی که در مورد خوش بینی وجود دارد این است که نباید خوش بینی حقیقی را با خوش بینی کورکورانه خلط کنیم. در خوش بینی کورکورانه فرد بدون آگاهی و داشتن مهارتی خاص، مدام این عقیده را با خود زمزمه می کند که من می توانم. در حالی که در خوش بینی حقیقی، فرد با وجود شرایطی که در آن قرار دارد، و آگاهی و اطلاعات و با شناخت کامل، شعار توانستن را می دهد. در نتیجه موفق هم می شود.

راهکارهای ایجاد خوش بینی

برای دور شدن از بدبینی و ایجاد خوش بینی راهکارهای مختلفی وجود دارد که با رعایت آنها می توانید از بدبینی دور شوبد.

۱- دور شدن از فضاهای منفی

دور شدن از فضاهایی که حس منفی در انسان ایجاد می کند، به فرض مثال اگر انسان با قرار گرفتن در موقیعتی خاص، دچار بدبینی می شود، بهتر است که شرایط را طوری فراهم کند که در چنین موقعیتی قرار نگیرد.

۲- چشم پوشی از چیزهایی که تحت کنترل و اراده نیست

برخی از موارد در زندگی افراد وجود دارد که تحت کنترل و اراده فرد نیست؛ بلکه غیرقابل تغییر است. در نتیجه در این موارد، راه حل ساده این است که از آنها چشم بپوشید و روی موارد دیگری تمرکز کنید که قابل کنترل و در اراده است.

 ۳- تغییر نوع نگرش

نگاه کردن به قضایای زندگی با دیدی متفاوت و یا به عبارتی دیدن نیمه ی پر لیوان نیز یکی دیگر از راهکارهای ایجاد خوش بینی در زندگی است

چگونه با خوش بینی مسیر زندگی مان را به سمت موفقیت تغییر دهیم؟

۴- تقویت حس یقین و ایمان به عملکرد خود

این مورد، نیز می تواند راه کار مثبت دیگری در افزایش خوش بینی باشد، یعنی روی توانایی خود تمرکز کنید و بدانید که این تمرکز و توانایی در صورتی که مدیریت شود، می تواند نتیجه مثبت و عالی در پی داشته باشد. یعنی خود را علت موفقیت بدانید، نه معلول آن.

۵- فکر کردن به نتایج مثبت خوش بینی

مثلا به این فکر کنید که در صورت خوش بینی علاوه بر حصول موفقیت در کارها، سلامتی تان نیز تامین می شود. فکر کردن به این نتایج، باعث افزایش طول عمر، کاهش افسردگی، کاهش بیماری های قلبی عروقی، تقویت سیستم ایمنی، می شود. هچنین منجر به داشتن روابط بهتر با دیگران نیز می شود.

در نتیجه نگاه بهتری به زندگی پیدا خواهید کرد. درصد امید به آینده تان نیز، به طور قابل توجهی افزایش می یابد. این ویژگی منجر به داشتن آرامش و حس خوب و خوش خلقی در افراد می شود و در راستای آن فرد خوش بین می تواند بهترین و درست ترین تصمیم ها را گرفته و به طور کلی در هر شرایطی عملکرد مطلوبی داشته باشند.

۶- یادداشت کردن جملات کوتاه در خصوص خوش بینی

این کار می تواند در افراد منجر به افزایش باور، توانستن شود. در نتیجه باید جملاتی یادداشت شود که مشاهده ی آنها، یادآور تغییری باشد که  قصد دارید به آن برسید. جملاتی که در این خصوص می توانید یادداشت کنید، باید جملاتی انگیزشی بوده و روحیه تلاش برای تغییر را در شما بیدار کند.

۷- با افرادی معاشرت کنید که با بودن در کنارشان، روحیه ی خوبی بدست می آوردید

برای انتخاب افرادی که بتوانند در بهبود روحیه شما کمک کنند لازم است که، خودشان افراد خوش بینی باشند و  شما هم با شناخت کافی به سمت چنین افرادی بروید. زیرا ممکن است افراد مختلف جهت گیری های مختلف و متفاوتی در زندگی داشته باشند. به همین خاطر لازم است که بدانید، هدف ارتباط گیری با این افراد چیست؟ و این افراد تا چه اندازه و چگونه می توانند به شما کمک کنند.

کلام آخر

با پی بردن به مولفه های بدبینی و خوش بینی و دانستن راهکارهای ایجاد خوش بینی، می توانید در جهت تغییر زندگی و موفقیت خود نقش موثری ایفا کنید. پس اگر با خواندن این مقاله فکر می کنید تا امروز آدم چندان خوش بینی نبوده اید، برای تغییر دیر نیست. می توانید از همین امروز و همین لحظه، زندگی جدید، با نگرش جدید برای خودتان درست کنید.

 

چگونه انگیزه ایجاد کنیم؟ (15 راه انگیزه دادن به خود و دیگران)

چگونه انگیزه ایجاد کنیم؟ (۱۵ راه انگیزه دادن به خود و دیگران)

زمانی می توان به نتیجه دست یافت که انگیزه و توانایی وجود داشته باشد. انگیزه سبب می شود اتفاقات رخ بدهند. آنجا که اراده ای وجود نداشته باشد، راهی نیز وجود ندارد. یکی از بهترین راه ها برای بهبود و ارتقاء موفقیت های شخصی، تسلط یافتن بر انگیزه و یافتن مسیر خود است. اگر بر انگیزه دادن بر خود مسلط شوید، می توانید با مشکلات زندگی رو در رو شوید و همواره به خود بگویید راهی برای پیش رفتن وجود دارد. به دنبال ساختن تجربه های جدید برای خود باشید و مسیر رشد خود را دنبال کنید. در ادامه به معرفی راهکارهایی برای انگیزه دادن به خود و دیگران می پردازیم که می توانند به شما کمک کنند.

نمی توان با بزرگ کردن چالش ها و کوچک شماردن خود، بر آن ها غلبه کرد.

 جان سی ماکسول

۱۵ راه برای انگیزه دادن به خود و دیگران

۱- کارهای تان را به ارزش های تان مربوط کنید

این یک راز بزرگ است. اگر کارهایی که قصد انجامشان را دارید، به ارزش های خود مربوط سازید، حتی با کوچکترینِ آن ها می توانید روند بازی را تغییر دهید. یکی از ارزش های من، یادگیری و رشد فردی است. من راهی برای رشد دادنِ توانایی هایم را در هر شرایطی پیدا می کنم. به عنوان مثال، هنگام کار، فقط با مشتری تماس نمی گیرم، بلکه من به عنوان یک طرفدار، برای برنده شدن، شور و هیجان ایجاد می کنم. من فقط کار ها را انجام نمی دهم؛ بلکه هنر و مهارت خودم را به کار می گیرم. من فقط کاری را به سرانجام نمی رسانم؛ بلکه چیز های زیادی را یاد می گیرم.

۲- چراهای خود را پیدا کنید

هدف خود را به طور کامل پیدا و شناسایی کنید و برای رسیدن به آن، یک مسیر را انتخاب کنید. به عنوان مثال، هنگامی که از اسب می افتم، به خود یادآوری می کنم که من اینجا هستم تا از دیگران یاد بگیرم. همین باعث می شود بلند شوم و دوباره سوار اسب بشوم.

چگونه انگیزه ایجاد کنیم؟ (15 راه انگیزه دادن به خود و دیگران)

۳- چراهای خود را تغییر دهید

گاهی شما کارهایی را به دلایل اشتباهی انجام می دهید. آیا کارها را انجام می دهید که فقط آن ها را به اتمام برسانید یا می خواهید چیز جدیدی را هم یاد بگیرید؟ گاهی تغییر دادن بعضی از چرا ها سببِ انگیزه دادن به خود می شوند.

۴- چگونگی رسیدن به اهدافتان را تغییر دهید

شما می توانید با تغییر دادنِ چگونگیِ انجام کارها، از انجام آن ها لذت ببرید و به جای تمرکز کردن بر روی تمام کردن آن ها، بر روی درست به انجام دادن آن ها تمرکز کنید. من فکر می کنم مسلط شدن به مهارت ها، سببِ هنری شدن آن ها می گردد. گاهی آهسته پیش رفتن خوب است. گاهی کلید انگیزه دادن، تبدیل کردن کارها به یک بازی است که نیاز به سرعت بیشتری دارد. می توانید محدودیت زمانی کارها را بر خلاف دستور ساعت انجام دهید. تغییر دادنِ چگونگی انجام کارها سبب انگیزه دادن می شود و باعث می شود راه های جدیدی را کشف کنید.

۵- احساساتی که تجربه کرده اید را به خاطر بسپارید

گشت و گذار در افکار و خاطره هایی که مانند فیلم در سرتان هستند و مرور صحنه ها، یکی از سریع ترین راه ها برای تغییر دادن احساساتان است. اولین بوسه عاشقانه خود را به یاد بیاورید. هنگامی که روی چمن ها و زیر نور آفتاب دراز کشیدید چه احساسی داشتید؟ هنگامی که احساس خوبی به شما دست می دهد، انگیزه با سرعت بیشتری در شما به وجود می آید.

۶- در گذشته، حال و آینده حرکت کنید

گاهی لازم است در همین لحظه بلند شوید. دقیقا همین لحظه. زیبایی زندگی کردن و تمرکز کردن بر روی همین لحظه، سبب می شود بتوانید آینده ای قانع کننده تر و گذشته ای خاطره انگیز تر و لذت بخش تر را به وجود آورید. اگر در گذشته ای دردناک به سر می برید به همین لحظه برگردید و در همین لحظه، شادی و حال خوش را پیدا کنید. با این روش، مهارت های زمانی خود را بهبود خواهید بخشید.

چگونه انگیزه ایجاد کنیم؟ (15 راه انگیزه دادن به خود و دیگران)

۷- تشبیه های معنی دار را پیدا کنید

تشبیه هایی را پیدا کنید که به شما انرژی می دهد. ممکن است شما یک موتور کوچک از یک سیستم باشید و یا یک عنصر کوچک از خودتان! قدرتمند ترین کاری که می توانید انجام دهید، یافتن یک تشبیه است که به ارزش های شما مربوط می شود. برای همین، من پروژه هایم را به «ماجراهای حماسی بزرگ» تبدیل می کنم.

۸- عمل کنید

در اینجا یک راز وجود دارد که به محض اینکه آن را بفهمید زندگی شما تغییر خواهد کرد. عمل کردن، قبل از ایجاد انگیزه اتفاق می افتد. هنگامی که شما یک فعالیت را به سادگی شروع می کنید، انگیزه نیز همراه با آن کم کم به وجود می آید. شرکت نایک تنها با این جمله به وجود آمد:

فقط عمل کن

من هیچگاه به دنبال اتمام کار ها نیستم. هنگامی که کاری را شروع می کنم، کم کم راه ها و جریان کار را پیدا می کنم.

۹- کار ها را به احساس خوب پیوند دهید

راه هایی را پیدا کنید که کار ها را به احساسات خوب متصل می سازد. به عنوان مثال، هنگامی که کاری را انجام می دهید که به آن علاقه ندارید، آن را همراه با گوش دادن به آهنگ مورد علاقه خود انجام دهید. این آهنگ باید به قدری خوب و مورد علاقه ی شما باشد که سختی های کار را فراموش کنید. در این صورت نمی توانید از انجام کاری ناراضی باشید، در حالی که به همراه آن آهنگ یا هر چیزی که حس خوبی به شما می دهد. بنابراین یک راه می تواند پیدا کردن نوع آهنگ هایی باشد که مورد علاقه ی شما هستند.

۱۰- اول خودتان را تحت تاثیر قرار دهید

این همان راهی است که افرادی مانند پیتر جکسون و یا جیمز کامرون و استفانی مایر از آن الهام می گیرند. آن ها فیلم هایی می سازند و کتاب هایی می سازند که اول خودشان را تحت تاثیر قرار می دهد. آن ها کارهایشان را به اشتیاق و انگیزه متصل می سازند و به مردمی که در بیرون نشسته اند وابسته نیستد. انگیزه های درونی خودشان، محرک آن هاست.

چگونه انگیزه ایجاد کنیم؟ (15 راه انگیزه دادن به خود و دیگران)

۱۱- انتخاب کنید

عباراتی مانند «مجبور هستی»، «باید انجامش بدی» انگیزه ی شما را ضعیف می کند. قدرت انتخاب کردن و تغییر دادن زبانِ خود به «انتخاب کردن»، می تواند به صورت فوق العاده بر قدرتمند شدن شما اثر بگذارد و این همان چیزی است که زبان انگیزه نام دارد. چیزی که شما به آن نیاز دارید. بنابراین زبان خود را با دقت انتخاب کنید تا سبب کاردبردی شدن آن برای شما گردد.

۱۲- به دنبال یک شریک (همکار) بگردید

این روش، روش مورد علاقه من است که سبب می شود انجام یک کار، برایم به صورت یک تفریحِ جذاب درآید. یک کارِ زجر آور برای یک شخص، کاری لذت بخش برای دیگری است. شریکی را پیدا کنید که توانایی ها و مهارت های شما را کامل می کند. همراه با یک دیگر می توانید بر فراز قله ها دست یابید.

۱۳- سوال خود را تغییر دهید

گاهی وقت ها لازم است تمرکز خود را از روی موضوعی بردارید و بر موضوع دیگری تمرکز کنید. اگر از خود بپرسید مشکل این شرایط چیست، قطعا موارد زیادی را برای شکایت کردن پیدا خواهید کرد. به جای این کار، از خود بپرسید کار درست در این شرایط چیست؟ با این روش به سرعت انگیزه ی مثبت را پیدا خواهید کرد.

۱۴- زمان غذا خوردن، خوابیدن و ورزش کردن خود را کاملا مشخص سازید

گاهی بدن و احساسات شما به دلیل اینکه به آن ها اهمیت نمی دهید بر ضد شما عمل می کنند. برای انرژی دادن و تقویت آن ها، برنامه و زمان بندی کاملا مشخصی برای غذا خوردن، خوابیدن و ورزش کردن خود داشته باشید.

۱۵- با نقاط قوت خود بازی کنید

هنگامی که زمان زیادی را روی تمرکز کردن بر نقاط ضعف خود صرف می کنید، شکست می خورید. به جای این کار، زمان زیادی را روی نقاط قوت و توانایی هایتان صرف کنید. این کار باعث می شود انرژی و انگیزه در شما افزایش یابد. نقاط قوت جایی است که سبب می شود به بهترین شکل رشد کنید. توانایی های شما باعث می شوند در طول روز بیشتر به انجام کارهایی بپردازید که به آن ها علاقه مندید. موفقیت توسط خود موفقیت ایجاد می شود و به شما کمک می کند لحظه هایتان را بسازید.

تکنیک ها و روش های گفته شده را اجرا کنید و نتایج آن را ببینید. در پایان روز، انگیزه های تان را با شناخت بهتر از خود پیدا کنید. بیاموزید چگونه از درون خود محرک های خود را پیدا نمایید.

 

تغییر زندگی با نویستندگی

تغییر زندگی: نویسندگی چطور باعث تغییر زندگی می شود؟

تمام رازها در همین جمله است!

جسد آن‌قدر خوب نگه‌داری شده بود که انگار تازه مرده است

 ششم ماه می سال ۱۹۵۰. دانمارک

کارگران محلی جسد مردی را پیدا کردند که در گل‌ها فرورفته بود و اوضاع وحشتناکی داشت. او را مرد تولاند نامیدند. روی سرش کلاهی بود. به دور کمرش هم کمربندی آویخته. البته طنابی هم به دور گردنش گره‌خورده بود. علاوه بر این نشانی‌ها، او هیچ لباسی در تن نداشت. طبق بررسی‌های پزشکی قانونی پزشکان ۴۰ نوع حبوبات مختلف در معده‌اش یافتند: یعنی آخرین غذای او بوده است. این شواهد وحشتناک و رمزآلود، یک شایعه‌ عمومی را شکل داد.

چرا او بدون لباس بوده؟ غذای ترکیبی حبوباتی عامل مرگ اوست؟ اصلاً چرا باید او کشته می‌شد؟

تنها برخی از شواهد دلیل‌های قطعی داشتند: او در قرن ۴ پیش از میلاد مرده بود. به سنی تقریباً ۴۰ ساله. بااین‌حال، نظریه‌های دیگری هم می‌شد یافت. این مرد ذاتاً کشاورزی بود که انگار به خاطر عدم ستایش خدایان، اعدام‌شده بود. حبوبات توی معده‌اش هم نوعی از قربانی شدن او بودند که بعد از مرگش، رشد می‌کنند. البته شاید هم او یک برهنه‌ی بیکار بوده است که در زمان اشتباهی در مکانی اشتباه قرارگرفته است.

تغییر زندگی با نویستندگی

حقیقت هرگز آشکار نمی‌شود، اما نویسندگی یعنی قدرت تغییر زندگی!

همه‌ی ما انسان هستیم و اغراق هم جزئی از وجود ما. شواهد علمی نشان می‌دهد که برای فعال کردن بخش‌های زبانی، اکسی تاکین –گونه‌ای از مواد داخل بدن – تشرح می‌شود. برای همین به داستان‌گویی علاقه‌مندیم. این جسد گل‌آلود نمی‌تواند یک جسد ساده باشد که از کنارش بگذریم. باید برای او نام تعیین کنیم – داستان بسازیم – و او را بخشی از تاریخ کنیم.

داستان‌ها، انسان‌ها را تغییر می‌دهند تغییری جادویی. این مورد یعنی تغییر زندگی برای تمام عمر.

قدرت تغییر زندگی مردم با افکار شما

درک من از قدرت داستان‌گویی به سال ۲۰۱۴ برمی‌گردد. پشت میز کوچک در اتاق کوچک‌ترم در وسط هیچ جا، نشسته بودم. من مشغول نوشتن داستان‌هایی بودم که بسیار بیشتر از شرکت‌های تولید نویسنده، مخاطب جذب کرده بود.

راست می‌گویم. نوشتن، یکی از اصلی‌ترین کارهای بدون سرمایه است. وقتی من خوابیده بودم، داستان‌هایم در کل جهان دست‌به‌دست می‌شد. با نوشتن توانستم تغییر زندگی خود را احساس کنم.

اگر نمی‌توانی برنامه‌ریزی کنی، کتاب بنویس. وبلاگ طراحی کن و سپس فیلم و فایل صوتی ضبط کن. این رسانه‌ها، موقع خواب شما، به‌کل جهان سفرکرده و برایتان پول می‌آورند. این رسانه‌ها، در کل دنیا برایتان فرصت می‌جویند.

ناول رویکانت

دیدن قدرت کلمات در تغییر مردم، نوعی توانایی است. همین‌که از پشت میز کوچکم توانستم به خواسته‌ام برسم حس خوبی دارم. اما در انتهای یک وبلاگ متنی رمزآلود نوشته‌شده بود که شیوه‌ی نویسندگی مرا برای همیشه تغییر داد. می بینید این قدرت نویسندگی در تغییر زندگی و باورهای من و همه ی خوانندگانم است.

تغییر زندگی با نویستندگی

من این راز را ابتدا میان کلمات یک پست وبلاگی پیدا کردم که در سال ۲۰۱۳ نوشته بودم. حتی چند بار خواندن این پست هم فایده‌ای نداشت. باید کتم را برمی‌داشتم و به یک پیاده‌روی طولانی می‌رفتم تا آنچه کشف کرده‌ام را هضم کنم. من انگلیسی‌زبان نبودم و به توانایی‌هایم اعتماد نداشتم اما این راز تمام مهارت‌های لازم نویسندگی را به من آموخت. این گونه اولین تغییر زندگی من شروع شد. بله این راز بود که هسته‌ی استراتژی‌های داستان‌گویی ما را تغییر داده است.

قدرت نویسندگی در تغییر زندگی است

یک جمله، قدرتی مانند اسب بخار دارد

رازی که من کشف کرده بودم، بخشی ازجمله‌ی چارلز بوکاوسکی بوده است.

بله راز اصلی در همین جمله است. یک جمله، قدرتی مانند اسب بخار دارد.

یادم می‌آید که در آن روز سرد ژانویه دوان‌دوان به سمت خانه آمدم تا تمام الهاماتی که از این جمله‌ی بوکاوسکی گرفته بودم را بنویسم. از آن روز به بعد، دیگر پست‌های کم‌تری در این مورد را می‌خواندم.

حتی امروز هم وقتی کسی را می‌بینم که متنی با جملات سخت و قلمبه‌سلمبه نوشته است، به یادداشت‌هایم از این جمله فکر می‌کنم:

هدفت از انتشار و نوشتن پست‌های آنلاین چیست؟

-تا آنچه نوشته‌ای خوانده شود

پس هدف اصلی‌ات از سر تیترها – تصاویر گرافیکی – فونت خاص متن و بقیه‌ی قسمت‌های متن چیست؟

-تا جمله‌ی اولم خوانده شود.

و هدفت ازجمله‌ی اول چیست؟

-تا جمله‌ی دومم خوانده شود. شاید کمی ساده و یا گیج‌کننده به نظر برسد.

اما همه‌ی رازها در این خط نهفته است. اگر هیچ‌کسی مطلب تو را نخواند، همه‌چیز بربادرفته است. کلید ترغیب فرد به خواندن، استفاده‌ی به‌موقع ازجمله است. یعنی خواننده را مطمئن کنی که بعدازاین جمله، باید جمله‌ی بعد را هم بخواند.

تو نمی‌توانی این قضیه را همیشه همین‌طور ادامه دهی. حتی به‌موقع هم تمامش نمی‌کنی لعنتی. اما اگر قدرت اسب بخار مانند تک‌تک جملات در ذهنت باشد، شاید چیزی بنویسی که قابل‌خواندن و به اشتراک گذاشتن باشد. شاید هم بی‌هدف انتشارش دهند.

این موضوع بسیار مهم است؛ زیرا اگر تو تمام جزئیات «توزیع کلمات و محتوا» را حرفه‌ای و زیرکانه نیز به کار بگیری، با طرز نوشتن بد به هیچ جا نمی‌رسی. درست بنویس. خط به خط را دقیق بنویس.

تغییر سبک نوشتن یعنی تغییر زندگی لحظات خودت و تمام کسانی که به امید آن ها می نویسی. این تغییر زندگی می تواند اساسی و حتی بسیار ریز باشد اما گام بسیار مهمی است.

این رویکرد توجه به تک‌تک جملات، شیوه‌ی نوشتار و در نتیجه زندگی مرا تغییر داد. بنابراین توانستم دو شغل عالی در این دنیای پر از مدعی نویسندگی برای خودم داشته باشم. اما اگر به دنبال سؤالم نمی‌رفتم این تأثیرات هم نبود.

هر جمله‌، عمری دارد

من نکات اصلی استراتژی‌های داستان‌گویی را در متنی نوشتم که بدون ریزه بینی‌هایش، ۱۱.۳ میلیون بازدیدکننده داشت. و در مقاله‌ی اخیر به این نکته پرداخته‌ام که چرا نویسندگی مؤثر، امری اساسی- واضح و ساده است.

تغییر زندگی با نویستندگی

اما این نظرها تا زمانی که شما با افکارتان کلنجار نرفته و کلمات را در زمان مناسب به صفحه‌ی سفید ننویسید، مفید نیست.

این راز در ثانیه‌های سکوتی نهفته است که شما می‌فهمید که باید ذهن پر ادااطوار و میمون وار شمارا مجبور به تمرکز به برگه‌ی خالی رو به رویش کنید. واقعیت این است که هیچ موسیقی پس‌زمینه‌ای هم نیست. فقط در لحظات سکوت و آرامش است که می‌پذیرید که هیچ محصول تولیدی یا نرم‌افزار نویسندگی، نمی‌تواند ذهن شما را از تمرکز بر صفحه‌ی خالی، وادارد.

خوب نوشتن یعنی خوب فکر کردن

بنابراین قصد دارم جمله‌ی معروف دیوید مک کلا را بیان کنم:

نوشتن یعنی تفکر و خوب نوشتن یعنی خوب فکر کردن.

البته تفکر دقیق و نوشتن در هر جمله، چندان ساده نیست. اما کافی است رمز «عمر تک‌تک جملات» را به یاد بیاوردید. شما می‌توانید جملات را به نحوی به هم متصل کنید که دقیقاً موردپسند خوانندگان باشد. با کلمات می توانید جادوگری کنید. مرده ای را زنده کنید. بزرگترین تغییر زندگی او باشید و یا در یک لحظه او را اعدام کنید. زندگی بخشی و حتی تغییر زندگی آنها، در دستان شماست.

البته این مرحله، با توجه به نوشتارتان شروع می‌شود. بنابراین لازم است که از کلماتتان به‌درستی استفاده کنید. در دنیایی که فقط با یک خط خسته‌کننده مخاطبینتان را از دست می‌دهید، توجه لازم و زمان گذاشتن برای هر جمله، مخاطبین شمارا حفظ می‌کند.

به نمونه‌ای از مقدمه‌های ساده و دوستانه‌ای که امروزه در اینترنت منتشر می‌شود توجه کنید. همه‌ی آن‌ها از الگویی خاص پیروی می‌کنند:

آیا شما هم بعد از صرف شکلات‌های خوشمزه، احساس تنهایی می‌کنید؟ مطمئنم که شما هم‌چنین حسی دارید. همه‌ی ما انگار این‌چنین می‌شویم درست است؟ می‌دانم. شما تنها نیستید. در این پست، به شما یاد می‌دهم که چطور خوش‌گذرانی خود را کنترل و در این کار موفق شوید.

به‌جای اینکه انتظار داشته باشید که خواننده خودش برای جلب‌توجه به ادامه‌ی متن تلاش کند، داستان خود را طوری بنویسید که گویی هر جمله را در زمانی متفاوت می‌نویسید. به این صورت، خوانندگان جذب جمله‌ی بعد می‌شوند و مجبورند جمله‌ی بعد را هم بخوانند.

تغییر زندگی با نویستندگی

کلمات و جملات پراکنده‌ی شما می‌توانند با یکدیگر متحد شوند.

اینکه مردم را جذب خواندن داستان‌ها – یا انشاهای طولانی و یا پست‌های وبلاگ – خود کنید، فقط به زمان کمی نیاز دارد که نوشتنی دقیق و عمقی با ایجاد ارتباطات هوشمندانه با هر فردی در هر جای جهان را می‌طلبد.

با هر کلمه می توانید تغییر زندگی یک انسان را داشته و بهتر از آن، سطح تغییر زندگی واقعی و خیالی خود را نیز بهتر کنید.

با دقت از کلمات استفاده کنید

با دقت از کلمات استفاده کنید. ارزشمندی تک‌تک جملات را در داستان مرد گل‌آلود به خاطر بیاورید. دیدید می توانید تغییر زندگی او را منجر شوید. هر جمله می توانست برداشتی جدا داشته باشد. اما تردید برانگیز بودن جملات، شما را هم واردار کرد که ببینید شایعه مرگ او چه بوده است و تا خطوط پایانی پیش رفتید.

اگر تولید کلمات به این آسانی نبود، به نظر می‌رسد که مردم با توجه بیشتری با کلمات  و حتی خودشان برخورد می‌کردند.

مرکام هید

اگر یاد بگیرید که چگونه بنویسید، زندگی‌تان را تغییر می‌دهید. کافی است برای هر جمله وقت گذاشته و تناسب بین متن را رعایت کنید. شما باید حواستان باشد که مخاطب هر لحظه ممکن است توجهش به سمت دیگری جلب شود. پس او را میخ کوب پای متن خود نگه دارید. نویسندگی یعنی تغییر حالت ها، تغییر زندگی و بهبود کیفیت زندگی در کنار نوشتن.

تمام رازها در همین جمله است!

موفقیت در زندگی شخصی

موفقیت در زندگی شخصی چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟

موفقیت در زندگی شخصی از نظر شما چیست؟ چگونه در زندگی موفق باشیم؟ در جواب این سوالات، تعدادی موفقیت را در پول و دارایی، تعدادی در داشتن قدرت و بعضی ها در داشتن تاثیر مثبت بر جهان می بینند. این نظرها درست هستند. معنای موفقیت نیز همین است، معنای متفاوت برای افراد متفاوت. موفقیت در زندگی شخصی برای شما هرچه که هست آسان به دست نمی آید. در زمینه ی موفقیت در زندگی شخصی کتاب های زیادی تدوین شده است، اما از آنجا که موفقیت برای همه به یک معنا نمی باشد، بنابراین خواندن این کتاب ها و نسخه ها از طرف یک شخص واحد، اغلب نامرتبط با خواننده است و دنبال کردن توصیه های آنها ممکن است کمکی به شما نکند.

موفقیت در زندگی شخصی

به همین جهت در ادامه این مقاله از سایت نیک اندیشان، تعداد از نظرات افراد موفقی را آورده ایم که ایده های آنها در مورد موفقیت، متفاوت با یکدیگر است. متن زیر شامل ۱۳ توصیه از موفق ترین افراد جهان است. اگر می خواهید موفقیت در زندگی شخصی را یاد بگیرید، این توصیه ها به دردتان خواهد خورد.

۱-بزرگ بیاندیش

مشکل بیشتر ما این نیست که اهداف بزرگی داشته باشیم و در نهایت کم بدست بیاوریم؛ بلکه این است که اهداف خیلی کوچکی داشته باشیم و در نهایت چیزی به دست بیاوریم.

میکل آنژ

هنرمندان انگشت شماری در کل دنیا وجود دارند که توانسته اند به اندازه میکل آنژ تاثیر گذار باشند. امروزه، با گذشت قرن ها، او همچنان یک چهره ی مشهور جهانی است که هنرش انگیزشی و در ارتباط با مردم است. تنها به مجسمه ی داوود او بیاندیشید. حال به این فکر کنید که چه می شد اگر او تصمیم به انجام و ادامه دادن این هنر نمی گرفت! هنرمند بزرگ بودن همیشه سخت بوده. به این فکر کنید اگر میکل آنژ این هنر سخت را برای انجام کار راحت تر رها می کرد، آیا اون در این حد مشهور می شد؟ غالب اوقات افراد، تلاش خود برای رسیدن به هدفشان رها می کنند تا به چیزهای آسان تر و به قول خودشان واقع بینانه تر برسند، اما آن ها با این کارشان چیز زیادی به دست نخواهند آورد.

موفقیت در زندگی شخصی

۲- کاری را که دوست دارید پیدا کنید و آن را انجام دهید

اگر حاضر به انجام کاری هستید که حتی به ازای آن پول دریافت نکنید، این را بدانید که در مسیر موفقیت قرار دارید.

اپرا وینفری

شما زمانی را که سر کار هستید به یاد بیاورید و به آن فکر کنید. تصور کنید که در حرفه ی کنونی تان، آن اندازه که امکان دارد، موفق باشید. نهایتا شما پی خواهید برد که باید به سختی کار کنید. اگر این کاری است که شما از آن نفرت دارید، پس معنای آن، این است که عمرتان را دارید بابت کاری که از آن متنفر هستید، پر می کنید. پس چرا بر کاری تمرکز نمی کنید که دوست دارید؟ وقتی کاری را که به آن علاقه دارید را پیدا کنید، انگیزه و پشتکار در آن را نیز خواهید یافت. اگر کاری را که دوست دارید انجام می دهید و هنوز به موفقیت نرسیده اید، این بدان معنا نیست که هرگز به آن دست نخواهید یافت.

۳-یاد بگیرید که چگونه زندگیتان را متعادل کنید

یک تعارض تغییرناپذیر میان زندگی و حرفه وجود دارد. یک جنگ دائمی میان آرامش و آشفتگی. هیچ کدام فائق بر دیگری نمی شود و از هر دو تاثیر می پذیریم. این که تو چگونه تعادل میان آنها را برقرار می کنی، کلید موفقیت است.

فیل نایت

اغلب مردم تصور می کنند برای اینکه به موفقیت در زندگی شخصی برسند، باید تمام زندگی شان را بر روی هدف و کارشان بگذرانند. برای همین ساعت ها، روزها و ماهها بر روی مسئله متمرکز می شوند و فراموش می کنند زندگی نیاز به استراحت و تفریح دارد. در اکثر مواقع این روند به کند شدن و متوقف شدن در مسیر موفقیت منجر می شود.

۴- از شکست نترسید

شکست فرصتی است برای شروع دوباره، اما این بار با هوش بیشتر

هنری فورد

راحت ترین کار در دنیا این است که بعد از شکست، تسلیم شوید. تنها راه ادامه این است که اگر انگیزه ای در زندگی دارید بدون توقف برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.

۵- عزمی راسخ و ناگسستنی در مسیر موفقیت در زندگی شخصی داشته باشید

چنانچه می خواستم به چیزی برسم، عزمی راسخ برای آن در خود ایجاد می کردم، آنگاه نه زمان، نه دیگران و نه پول نمی توانست مرا از تلاش برای رسیدن به آنچه به آن ایمان دارم منصرف کند و من همیشه این کار را کرده ام و با آن برنده بوده ام.

کلنل ساندرز

کسب موفقیت در زندگی شخصی سخت است، چنانچه عزم راسخ نداشته باشید، امکان شکست ها نیز بیشتر می شود.

موفقیت در زندگی شخصی

۶-اهل عمل باش

تا آنجایی که من دقت کرده ام، افراد پرتلاش و اهل عمل عقب نمی نشینند تا چیزها برای آنها اتفاق بیفتد بلکه جلو می روند و آنها بر چیزها رخ می دهند.

لئوناردو داوینچی

این عبارت درست همانطور که قرن های پیش درست عمل می کرده است، امروزه نیز به همان اندازه درست عمل می کند. بسیاری از دوره های تاریخی را افراد ساخته اند. نام رنسانس که می آید یاد داوینچی و میکل آنژ می افتیم. زمان حاضر را نیز با بیل گیتس و استیو جابز می شناسیم. تمام این افراد کنش گرا بودند و کارهای متفاوت انجام می دادند.

۷-روابط مثبت را پرورش دهید

مهمترین قسمت در دستیابی به موفقیت در زندگی این است که بدانید چگونه با مردم و اطرافیان خود کنار بیایید.

تئودور روزولت

بهترین رهبرها و تاثیرگذارترین آدمها آنهایی نبوده اند که توانسته اند به خوبی بجنگند یا تجارت عالی داشته باشند، بلکه آنهایی بوده اند که با اطرافیان خود برخورد و منش مناسبی داشته اند. مردم آنها را دوست داشته اند و خواسته اند که کارهایشان را عالی انجام دهند. این منطقی است اگر کسی شما را دوست داشته باشد به شما کمک می کند.

۸-از ارائه ی ایده های جدید نترسید

یک انسان با ایده های جدید، تا ایده هایش به موفقیت برسد، نزد مردم عجیب و غریب باقی می ماند.

مارک تواین

متاسفانه افرادی که ایده های بزرگ و برجسته ای دارند، اغلب اوقات نادیده گرفته می شوند. بیشتر ما اینگونه یاد گرفته ایم که آنگونه که دیگران انجام می دهند و فکر می کنند ما هم انجام دهیم و فکر کنیم. اما برای اینکه بتوانی موفق شوی، از آنجایی که تمام آنهایی که موفقیت به دست آورده اند، متفاوت عمل کرده اند، پس تو نیز باید متفاوت از دیگران فکر بکنی.

۹-به ظرفیت خود در رسیدن به موفقیت ایمان داشته باش

اگر می توانی در مورد چیزی خیال پردازی کنی، پس می توانی آن را داشته باشی.

والت دیزنی

موفقیت باید چیزی باشد که شما بتوانید خود را در حال دستیابی به آن تصور کنید. این را بدانید در مسیر کسب موفقیت در زندگی شخصی شما این امکان را دارید که بر کسانی که به شما و توانایی شما تردید دارند، پیروز شوید. شما نباید آنگونه شوید که این مردم می گویند، چرا که همان لحظه که خیال پردازی و ایمان به خود را از دست می دهید، دقیقا همان لحظه آرزوهایتان نابود خواهند شد.

موفقیت در زندگی شخصی

۱۰-همیشه یک دید مثبت به قضایا داشته باشید

هیچ چیز نمی تواند فردی که نگرش درستی به هدفش دارد را از رسیدن به موفقیت باز دارد و هیچ چیز نیز نمی تواند به فردی که نگرش اشتباه دارد، کمک کند.

توماس جفرسون

همانطور که از عبارت بالا مشخص است، شما برای دستیابی به موفقیت در زندگی شخصی باید به توانایی خودتان ایمان داشته باشید. این تنها راه برای پرورش طرز فکر و ایده های ذهنی شماست. افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنید. شما نیاز دارید که با موانع سر راه مواجه شوید، اما نه برای اینکه از حرکت بایستد؛ بلکه برای اینکه قوی تر و مصمم تر به راه خود ادامه دهید. در هر حال این را بدانید که با طرز فکر منفی و داشتن شک، متوقف شدن شما آسان تر خواهد بود.

۱۱-به ناامیدی ها اجازه ندهید شما را از حرکت باز بدارند

اجازه ندهید که هیچ گونه نا امیدی در اطراف شما باقی بماند، در این صورت مطمئن باشید که به موفقیت خواهید رسید.

آبراهام لینکل

یک حقیقت بد در مورد ما آدمها وجود دارد، آن هم این است که به خودمان شک داریم. این قضیه به مراتب بدتر می شود اگر دیگران نیز به ما شک داشته باشند. برای رسیدن به موفقیت در زندگی شخصی به شک ها و تردیدها اهمیت ندهید، اگر ناامید می شوید، به آن توجه نکنید.

۱۲-به کار کردن زیاد علاقه داشته باشید

اگر تمایل نداشته باشی که در مسیر موفقیت خود را غرق در کار سخت کنی آنگاه هیچ وقت در موقعیت های بالا قرار نخواهید گرفت.

جی سی پنی

شما هم احتمالا این عبارت که « یک درصد موفقیت شروع کردن است و ۹۹ درصد سخت کار کردن» را شنیده اید. موقعیت واقعی از کار کردن به وجود می آید. شما هیچگاه به موفقیت نمی رسید مگر اینکه برای رسیدن به آن سخت کار کنید و به کار کردن ادامه دهید.

۱۳- شجاع باش از اینکه بینش و تفکر خود را ادامه بدهی

شهامت داشته باش که از آنچه قلب و بصیرتت می گوید، پیروی کنی. آنها تقریبا می دانند شما چگونه انسانی خواهید شد. چیزهای دیگر در اولویت دوم قرار دارند.

استیو جابز

در یونان باستان گروهی از واراکل ها بودند که در دلفی زندگی می کردند. هرکس که می خواست مشورت و یا فال پیش بینی آینده می خواست نزد اینها می رفت. از فقیرترین آدمها بگیر تا شاهان. بر روی دو وردی معبد عبارت«خودت را بشناس» نوشته شده بود.

 

با داشتن مربی و مشاور در امواج پرتلاطم زندگی، قایق بادبانی زندگی خود را به ساحل آرامش برسانید.

مدیریت زندگی شخصی چرا و چگونه؟

مدیریت زندگی شخصی چرا و چگونه؟

مردم برای داشتن یک زندگی خوب و به دور از استرس نیاز به مدیریت همه جنبه‌های زندگی خویش دارند. با وجود موبایل، لپ‌تاپ و شبکه‌های اجتماعی زندگی انسان‌ها پیچیده و چند لایه شده است. بنابراین برای دستیابی به اهداف در این جهان نیازمند مدیریت زندگی شخصی برای نیل به اهداف هستیم. هر فردی لازم است موفقیت را در همه جنبه‌های زندگی خود تعریف کند. موفقیت تنها مربوط به کار و شغل نیست. به عنوان یک پدر، مادر، دوست، دختر و یا پسر در زندگی شخصی اولویت‌هایی را تعیین کنید و براساس آن‌ها عمل نمایید. ما نیاز داریم که زمان، پول، روابط و مسؤلیت‌های شغلی و شخصی خودمان را مدیریت نماییم.

مدیریت زندگی شخصی با مدیریت زمان

چیزی مهم‌تر از زمان وجود ندارد و برنامه‌ریزی برای استفاده از آن به منظور مدیریت زندگی شخصی اهمیت فراوانی دارد. به قول دکتر محمود سریع القلم انسان باید برای ۴۰ سال آینده خود برنامه ریزی داشته باشد. هر فرد باید یک برنامه بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت داشته باشد و هر روز بر طبق اهداف خویش برنامه‌ریزی و عمل نماید. بدین ترتیب هر روز یک گام هر چند کوچک در راستای اهداف بلند خویش برداشته است. همان گونه در جمله معروف برداشتن کوه با برداشتن سنگ ریزه‌ها آغاز می‌شود. بنابراین برای اهداف بلند و مدیریت کل جنبه‌های زندگی نیاز به برنامه ریزی برای استفاده مفید از هر لحظه از زمان است.

متأسفانه در کشور ما بحث مدیریت و برنامه ریزی بیشتر مربوط به محیط‌های کاری است در حالی که همه جنبه‌های زندگی یک انسان در جهان مدرن نیاز به مدیریت و برنامه ریزی دارد. عام‌ترین هدف انسان در جهان شادی و رضایت خود و هم‌نوعانش با استفاده از راه‌های سالم و مفید است. اگر انسان سختی کار را بر خودش هموار کرده، برای این است که بتواند خود و خانواده خویش را تأمین مالی کند و در نتیجه موجب شادی آن‌ها شود. اگر انسان با دوستان، اقوام و آشنایان ارتباط برقرار می‌کند، برای این است که انسان ذاتاً اجتماعی خلق شده و در اجتماع احساس امنیت و رضایت بیشتری خواهد داشت. برای رسیدن به حد کمال خوشبختی و شادمانی هر انسانی یک محدوده زمانی نامشخص دارد و چه بهتر است که برای استفاده بهینه از آن برنامه ریزی و مدیریت را در زندگی شخصی خود وارد کند.

مدیریت زندگی شخصی چرا و چگونه؟

زمان مهمترین دارایی هر فرد است؛ به طوری که فقط یک بار در جهان می‌توان هر زمانی را تجربه کرد. مدیریت این طلای باارزش یعنی شیوه‌ای که بتوان حداکثر استفاده مفید از زمان را در راه رسیدن به اهداف خود به کار ببریم. اولویت بندی کارها و برنامه‌ها از مهمترین قسمت‌های مدیریت زمان است. در دنیای گسترده امروز پیوسته به تعداد کتاب‌هایی که باید بخوانید اضافه می‌شود، به مهارت‌هایی که باید بیاموزید اضافه می‌شود، پیوسته به جلساتی که باید بروید اضافه می‌شود و … . اما ما وقت کافی برای انجام تمام کارها را نداریم. پس کلید حل این مشکل چیست؟

مدیریت زمان! بله درست است. در مدیریت زمان می گویند، اگر همهٔ کارهایی که می‌خواهید انجام بدهید مهم هستند، در واقع شما هیچ کار مهمی انجام نمی‌دهید. در طول روز باید کارهای خودتان را اولویت‌بندی کنید و هر روز چند کار مهم و چند کار نیمه مهم و چند کار غیر مهم انجام دهید.

از مدیریت زندگی شخصی تا مدیریت زندگی حرفه‌ای

برای اکثر افراد کار بخش مهم و گسترده‌ای از زندگی آن‌ها را شامل می‌شود. بنابراین مدیریت این بخش از زندگی لازمه موفقیت در جنبه‌های دیگر زندگی می‌باشد. مدیریت زندگی حرفه‌ای یعنی شما زمان کافی برای لذت از دیگر بخش‌های زندگی مانند دوستان و خانواده داشته باشید. شما نباید تمام اهداف خود را متمرکز بر کار و شغل خود کنید. باید تعادل زمانی بین کار و خانواده و خود و دوستانتان را برقرار کنید.

انسان لازم است بین کار و زندگی شخصی خود تعادل برقرار کند. برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصی می‌تواند کار سختی باشد. البته این را هم بدانید که تعادل همیشه نسبت ۵۰-۵۰ نیست. گاهی اوقات لازم است زمان بیشتری به کارتان اختصاص دهید و گاها هم نیاز است توجه بیشتری به زندگی شخصی‌تان داشته باشیدبه بیان دیگر آنقدر روی کار یا زندگی‌تان متمرکز نشوید که به کلی از دیگری غافل شوید. افراد موفق همیشه حواسشان به این نکته مهم است. مطالعات نشان می‌دهند با خستگی بیشتر، هوش هیجانی و توانایی‌های افراد در تصمیم گیری افت می‌کنند. بنابراین افراد در مدبریت زندگی شخصی خویش ناتوان می‌شود و نمی‌تواند زندگی حرفه‌ای و شخصی موفقی داشته باشد.

مدیریت زمان در فضای مجازی

مدیریت استفاده از فضای مجازی

یکی از نیازهای مبرم مدیریت زندگی شخصی، مدیریت استفاده از فضای مجازی است. یکی از مهمترین عواملی که در دنیای امروز باعث هدر رفتن وقت جوانان می‌شود، شبکه‌های مجازی است. بسیاری از ما تجربه کرده‌ایم که با وجود برنامه و اهداف مشخص در زندگی باز هم ابزارهای الکترونیکی گوناگون از قبیل فضای مجازی و تلویزیون ما را به بازی می‌گیرند یا حداقل ما را از برنامه‌هایمان عقب می‌اندازند.

می‌توانید برای آگاهی خودتان از زمان صرف شده و مدیریت بهتر زمان در نرم افزارهای مختلف برنامه quality times را نصب کنید.

 مدیریت درآمد و هزینه‌ها

برای مدیریت زندگی شخصی باید به میزان درآمد و هزینه‌ها توجه داشته باشیم. پول یکی از جنبه‌های مهم و حیاتی زندگی امروز شده است. خیلی مهم است که چگونه درآمد کسب کنیم و از سوی دیگر چطور درآمد خود را هزینه کنیم. این مقوله از زندگی انسان نیز مانند هر قسمت دیگری نیاز به برنامه‌ریزی و مدیریت دارد. مدیریتی که بتوان به بهترین شکل نیازهای ضروری را برطرف نماید. بنابراین هر فرد باید لیستی از نیازهای مهم روزانه و ماهانه خود را تهیه کند و برای رفع آن‌ها به دنبال کسب درآمد کافی و خرج اصولی باشد.

این اولویت نیازها می‌تواند از شخصی به شخص دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت باشد. مهم این است که دخل و خرج انسان به گونه‌ای باشد که موجب رضایت درونی‌اش شود. به عنوان مثال کسی که در تأمین نیازهای اولیه خود مانده است، نمی‌تواند تمرکز زیادی برای موفقیت در کار و یا اموری که نیاز به صرف هزینه زیاد دارند، کند.

مدیریت زندگی شخصی چرا و چگونه؟

مدیریت روابط

مدیریت دایره روابط انسان بخش دیگری از مدیریت زندگی شخصی است. در یک جمله معروف گفته شده: شما کسی می‌شوید که وقتتان را با آن‌ها می‌گذرانید. دایره دوستان نقش مهمی در زندگی هر فرد دارد و لازم است به این موضوع توجه خاصی شود. زمانی که شما دوستان موفقی داشته باشید، طبعاً شما نیز به این سمت حرکت خواهید کرد، اگر دوستان شما بی خیال و بدون هیچ برنامه‌ای زندگی می‌کنند، (به قول معروف بادی به هر جهت) شما نیز از آن‌ها تأثیر خواهید پذیرفت.

اگر شما در جزیره رویاهای بلند پرواز می‌کنید، ولی اطراف شما انسان‌های خوبی نیستند، طبعاً شما در رؤیا خواهید ماند و نتیجه‌ای نخواهید گرفت. روابط ما در زندگی شخصی با دوستان، خانواده و اقوام باید رابطه‌ای سالم باشد. یعنی در جهت رشد و پیشرفت ما باشد، نه این که موجب رنج، ناراحتی و مانع پیشرفت شود. بنابراین پیشنهاد می‌کنیم نگاهی دوباره به دایره روابط خود کنید و در صورت نیاز تجدیدنظرهایی در برخی از روابطتان داشته باشید. همان گونه که باید به دنبال ایجاد روابط سالم باشیم، نیاز داریم که روابط خوب و مفید خود را مستحکم کنیم.

به قول معروف روابط مثل شیشه می‌ماند که اگر شکست می‌توان تکه‌ها را به هم چسباند، اما دیگر مانند شکل اولیه نخواهد بود. بنابراین مواظب دوستی‌های خوبمان باشیم. مدیریت روابط به یکی از مهارت‌های هوش هیجانی است که شما را قادر می‌سازد تا به طور مؤثر روابطی ایجاد کنید، تغییراتی انجام دهد و به برخی روابط خاتمه دهید. بنابراین روابط با دوستان، خانواده و همه افرادی که در زندگی شخصی ما حضور دارند نیز باید مدیریت شود تا بتوان مدیریت را در زندگی شخصی به درستی پایه گذاری کرد.

رازهای موفقیت در زندگی (7 رازی که افراد موفق می دانند)

رازهای موفقیت در زندگی (۷ رازی که افراد موفق می دانند)

فکر می کنید افراد موفق برای موفقیت در زندگی شان چه کارهایی انجام می دهند؟ به نظرتان دست یابی به موفقیت در زندگی چگونه حاصل می شود؟

موفقیت در زندگی برای برخی به معنای ثروتمند شدن است؛ برخی دست یابی به قدرت را معادل با موفقیت می دانند و هستند کسانی هم که می خواهند تأثیری مثبت بر جهان اطراف خود بگذارند و این گونه به موفقیت دست پیدا می کنند.

تمامی این اهداف برای موفقیت در زندگی کاملا قابل قبول و سنجیده هستند و مشخصا موفقیت برای هر کس تعریفی متفاوت دارد، اما فارغ از این که شما چه هدفی برای دست یابی به موفقیت در ذهن داشته باشید، باید به خاطر داشته باشید که هیچ موفقیتی بدون تلاش و زحمت به دست نخواهد آمد.

راز موفقیت چیست؟

تا کنون راهنماها و دستورالعمل های متفاوت و گوناگونی در قالب مقاله، کتاب و … به چاپ رسیده و منتشر شده اند، چرا که همانگونه که عنوان شد، موفقیت در زندگی مبحثی است که برای هر شخص تعریفی به خصوص خواهد داشت. به همین جهت گستره وسیعی از مطالب را شامل می شود. البته پیشنهادهای ارائه شده در برخی متون مرتبط با موفقیت بعضا چندان نتیجه بخش نبوده اند، به همین خاطر نمی توان با استناد به یک منبع مشخص به هدف دست یافت و تحقیقات جامع تری را می طلبد.

در این مقاله تلاش ما بر آن بوده است تا اطلاعات مفید موجود درباره موفقیت در زندگی در برخی منابع را گردآوری کنیم و در اختیار شما بگذاریم. این اطلاعات در قالب توصیه هایی عنوان خواهد شد که بعضا توسط افراد موفق و مشهوری عنوان شده اند. با ما همراه باشید تا جزئیات بیشتری در این باره در اختیارتان قرار دهیم.

رازهای موفقیت در زندگی (7 رازی که افراد موفق می دانند)

رازهای طلایی برای موفقیت در زندگی

راز اول برای دست یابی به موفقیت در زندگی : به جای انگیزه سازی، سعی کنید بر مسئولیت پذیری و تعهد تمرکز کنید

تا چه حد به هدفی که برای موفقیت در زندگی برای خود در نظر گرفته اید تعهد دارید؟ این هدف چقدر برای شما اهمیت دارد و برای دست یابی به آن چه فداکاری هایی حاضرید انجام دهید؟ با وجود آن که تا کنون مطالب زیادی در تمجید انگیزه و انگیزه سازی در منابع مختلف منتشر شده است، باید به خاطر داشت که تعهد و مسئولیت پذیری به مراتب نقش مهمتری از انگیزه در دست یابی به هدف دارد و شخصی که به هدف خود تعهد داشته باشد، به دنبال آن انگیزه هم پیدا خواهد کرد.

راز دوم برای دست یابی به موفقیت در زندگی : بزرگ فکر کنید

«خطر به مراتب بزرگ تری که بیشتر ما را تهدید می کند، انتخاب هدفی بزرگتر از حد معمول و عدم توانایی در دست یابی به آن نیست، بلکه انتخاب هدفی کوچک و رسیدن به آن است.». این جمله از مایکل آنجلو، هنرمند و نقاش مشهور به یادگار مانده است و با وجود این که قرن ها از مرگ او می گذرد، هنوز هم عده زیادی از این گفته او الهام می گیرند.

افراد بسیار زیادی هستند که برخی اهداف شان را به منظور دست یابی به اهدافی واقع گرایانه تر کنار می گذارند و فکر می کنند این گونه قادر به کسب موفقیت در زندگی خواهند بود. مشخصا کنار گذاشتن رویاها و رفتن به دنبال اهداف ساده تر کاری است که اکثر افراد عادی ترجیح می دهند، اما با به یاد داشتن این جمله از مایکل آنجلو می توان به این نتیجه رسید که چنین رویکردی اساسا می تواند باعث سلب موفقیت از افراد شود. بنابراین بد نیست اگر کمی جاه طلب باشید و به دنبال اهداف بزرگتر و رویاهای خود بروید.

راز سوم برای دست یابی به موفقیت در زندگی : به جای فکر کردن به نتیجه کار، به دانش و تجربه حاصل شده از مسیر دست یابی به آن فکر کنید

اگر تمرکز شما بیشتر بر چیزهای جدیدی باشد که در مسیر دست یابی به موفقیت کسب می کنید و به پیشرفت و روز به روز بهتر شدن فکر کنید، انگیزه بسیار زیادی برای ادامه راه پیدا خواهید کرد و امکان کسب موفقیت در زندگی بیشتر می شود. در سوی دیگر اما اگر فکر و ذکر شما معطوف به دست یابی به هدف باشد، انگیزه شما ثبات و دوامی نخواهد داشت و به محض سربرآوردن مشکلات، انگیزه ادامه راه را از دست خواهید داد. با این تفاسیر توصیه دیگر ما برای کسب موفقیت در زندگی این است که به جای تمرکز بر مقصد، به مسیر راهی که می پیمایید فکر کنید. به این فکر کنید که در طول مسیر چه چیزهای جدیدی یاد می گیرید و کدام بخش از نقاط ضعف خود را می توانید بهتر کنید.

رازهای موفقیت در زندگی (7 رازی که افراد موفق می دانند)

راز چهارم برای دست یابی به موفقیت در زندگی : کاری را پیدا کنید که از انجام دادنش لذت می برید و برای پیشبرد آن تلاش کنید

زمانی در حال گام برداشتن در مسیر منتهی به موفقیت خواهید بود که کاری را انجام دهید و به خاطرش دستمزدی دریافت نکنید.

این یکی از جملات موفقیت است که اپرا وینفری، از افراد شناخته شده در عرصه سرگرمی و مطبوعات درباره موفقیت در زندگی عنوان کرده است. تصور کنید در حال حاضر شغلی دارید و تمامی پله های ترقی موجود در آن را طی کرده اید؛ در نهایت خود را در حالی خواهید یافت که به سختی کار می کنید و بخش اعظم زمان خود را صرف کارتان می کنید. اما اگر از کاری که انجام می دهید متنفر باشید آن گاه موفقیت در آن به معنای موفقیت در زندگی خواهد بود؟ مشخصا جواب این سؤال منفی است.

اگر توانایی این را داشته باشید که به جای چنین کاری تمرکز خود را معطوف به فعالیتی کنید که از انجام دادنش لذت می برید و به آن علاقه دارید، مطمئنا گام مطمئن تری برای کسب موفقیت در زندگی برداشته اید. علاقه سبب ایجاد انگیزه می شود و امکان کسب موفقیت به مراتب بیشتر می شود؛ موفقیت در چنین کاری هم به نوبه خود به معنای برآورده شدن رویاها و آرزوهایی است که در سر داشته اید.

راز پنجم برای دست یابی به موفقیت در زندگی : افکار بازدارنده را کنار بگذارید

چگونگی افکار شما تأثیر مستقیمی بر احساسات می گذارند و در نهایت همین احساسات هستند که مشخص کننده نگاه شما به کاری که انجام می دهید خواهند بود. مشخصا در ذهن هر انسانی افکار زیادی می آیند و می روند، اما اگر بخواهید به موفقیت در زندگی برسید، باید این توانایی را در خود به وجود بیاورید که بر کدام افکار متمرکز شوید و آن هایی که احساس می کنید برای ادامه مسیرتان کمک کننده نیستند را کنار بگذارید: افکاری مانند ترس یا تردید که از لحاظ احساسی شما را متوقف می کنند و از ادامه مسیر باز می دارند. در سوی دیگر اما با هیجان داشتن، تمایل به داشتن تجربه های جدید، خارج شدن از منطقه امن و دیگر افکار و احساسات این چنینی می توانید به موفقیت در زندگی برسید.

رازهای موفقیت در زندگی (7 رازی که افراد موفق می دانند)

راز ششم برای دست یابی به موفقیت در زندگی : استفاده از خلاقیت

پس از آن که افکار و احساسات بازدارنده را شناسایی کردید و کنارشان گذاشتید، نوبت به استفاده از خلاقیت می رسد. زمانی که همه چیز بر وفق مراد است و خوب پیش می رود، سرشار از انرژی مثبت هستید و می توانید در کار و زندگی شخصی خود از آن استفاده کنید و به موفقیت در زندگی برسید، اما به خاطر داشته باشید زمانی که کنترل اوضاع از دست خارج می شود و شرایط دشوار می شود نباید خود را ببازید و اتفاقا در این زمان باید انرژی بیشتری معطوف به فعالیت ها کنید.

راهکاری سودمند برای این کار استفاده از خلاقیت و نگاه کردن به اوضاع و شرایط با دیدی دیگر است. اگر مرتبا این جمله را تکرار کنید که «من از کارم متنفر هستم»، مطمئنا نتایج خوبی به دست نخواهید آورد و کسب موفقیت در زندگی بسیار دشوار می شود؛ برای نمونه در این هنگام اگر از کارفرمای تان دل خوشی ندارید یا کارتان خسته کننده است، سعی کنید با استفاده از خلاقیت به گونه ای دیگر مسائل را مد نظر قرار دهید؛ به خاطر داشته باشید که حتی از این کار خسته کننده و این کارفرمای نه چندان خوش رفتار هم می توان چیزهای تازه ای یاد گرفت و برای کسب موفقیت در زندگی از آن ها استفاده کرد، بنابراین به هنگام مواجه با شرایط دشوار خود را نبازید.

راز هفتم برای دست یابی به موفقیت در زندگی : کمی با خودتان رفتار سخت گیرانه تری داشته باشید

زمانی که برای انجام کاری به خصوص انگیزه داشته باشید، آن کار را انجام خواهید داد و انجام دادن کار نتایجی به همراه خواهد داشت. اما گاهی اوقات ممکن است نتیجه دلخواه از انجام فعالیت ها به دست نیاید. در این زمان اگر به خودتان آسان بگیرید و از قرار گرفتن در موقعیت های دشوار اجتناب کنید، از هدف خود دور خواهید شد؛ به عبارت دیگر اگر منتظر موقعیت یا فرصتی بمانید که بتوانید اوضاع را تغییر دهید به مرور زمان افکار بازدارنده و حتی افسردگی به سراغ شما خواهد آمد و اگر به دنبال کسب موفقیت در زندگی باشید، این گونه احساسات و افکار آخرین چیزی است که به شان نیاز پیدا خواهید کرد.

با این تفاسیر بهتر است رویکرد سخت گیرانه تری در مواجه با خود داشته باشید و به هنگام رویارویی با شرایطی دشوار خود را به چالش بکشید و حتی اگر از انجام کاری واهمه دارید، آن را انجام دهید. با منتظر ماندن برای رخ دادن اتفاقی خوشایند تنها از کسب موفقیت در زندگی دور خواهید شد و این رویکرد نتیجه دیگری به همراه نخواهد داشت.

17 انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند

۱۷ انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند

افراد زیادی با این چشم انداز به زندگی نگاه می کنند که زندگی بسیار دشوار است و صرفا افراد احمق برای آن رویاپردازی می کنند. اما اگر شما هم جزء این افراد هستید بهتر است دیدگاه خود را عوض کنید و بدانید که با مدیریت زندگی موفق می توانید یک زندگی پر از موفقیت را تجربه کنید. در ادامه این مقاله از ۱۷ انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند خواهیم گفت. پس تا انتها همراه ما باشید.

۱- برای موفقیت های خودتان جشن بگیرید

وقتی اتفاق مثبتی در زندگی تان می افتد، زمانی را به این موضوع اختصاص دهید که برای آن اتفاق جشن بگیرید. این کار میتواند به سادگی شام خوردن با اعضای تیم تان باشد و یا می تواند یک مسافرت با همسرتان باشد. جشن به شما یادآوری می کند که تلاش های شما در راستای مدیریت زندگی موفق ارزشمند است و استحقاق پاداش را دارد.

۲- تغییر را به عنوان عاملی برای رشد بپذیرید

کسی باشید که به دنبال تغییر برای مدیریت زندگی موفق است. اگر زمان این است که یک شغل جدید داشته باشید و یا از خانه تان نقل مکان کنید، در مورد احتمالاتی که ممکن است پیش بیایند، هیجان داشته باشید. بهره گیری از تغییر، باعث می شود که نسبت به بقیه آدم ها موفق تر بوده و مدیریت زندگی موفق تری را تجربه کنید. موفقیت، زمانی به وجود می آید که شما بتوانید تغییر را از خودتان شروع کنید.

۳- همان زندگی را طراحی کنید که دلتان می خواهد

اتفاقی که امسال می افتد به این بستگی دارد که شما چه نقشه ای کشیده اید. در ابتدای سال زمانی را به این اختصاص دهید که می خواهید در انتهای سال چه اتفاقاتی برای شما افتاده باشد. به تمام جوانب نگاه کنید و آنها را بسنجید: خانواده، شغل، سلامتی و روابط اجتماعی. اقداماتی که باید به صورت روزانه، هفتگی و ماهانه انجام دهید تا به اهدافتان در راستای مدیریت زندگی موفق برسید، را یادداشت کنید. با پیشرفتتان به طور منظم آنها را مدام مرور کنید.

17 انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند

۴- هر روزتان را با قطعیت سپری کنید

مشکلات به هرحال پیش می آیند. شما باید برنامه ریزی کنید که از پس همه این مشکلات بربیایید، مهم نیست که چه اتفاقاتی می افتد. در هر تصمیمی که گرفتید از خودتان بپرسید: «آیا این کار من را به اهدافم نزدیک تر می کند؟» اگر اینطور نیست، آن اقدام را کنار بگذارید.

۵- منظم و نیرومندانه ورزش کنید

هیچ احساسی بهتر از حس بعد از ورزش نیست. به علاوه، یک بدن سالم، هر کاری را ساده تر می کند. به همراه ورزش یک رژیم تناسب اندامی نیز بگیرید تا به اهداف فیزیکی و جسمی خودتان نیز دست پیدا کنید. فراموش نکنید تندرستی گام مهمی در جهت مدیریت زندگی موفق است.

۶- با شکست دوست باشید

موفقیت تنها از طریق شکست به دست می آید. تنها شکست را قبول نکنید، بلکه به سمت آن قدم بردارید. هرچه سریعتر شکست بخورید، زودتر موفق خواهید شد! زمانی که کسی شما را انکار کرد، یاد می گیرید که چه چیزی کارساز است و چگونه باید تاکتیک هایتان را تنظیم کنید.

۷- ایمان داشته باشید که تنها نیستید

بدانید که بیشتر از آنچه که فکر می کنید در این زندگی امید و چیزهای وجود دارد. امید به آینده ای خوب به شما در جهت مدیریت زندگی موفق کمک خواهد کرد. پس هم خودتان امیدوار باشید، هم به دیگران امید بدهید.

۸- خانواده تان را در اولویت بگذارید

خانواده تان را دوست داشته باشید و هرجا که نیاز بود پشتشان باشید. در روز زمانتان را به آنها اختصاص دهید. موفقیت، هیچ ارزشی ندارد، مگر اینکه بتوانید آن را با کسانی که دوستشان دارید در میان بگذارید. به یاد داشته باشید که خانواده چیزی بیشتر از یک پیوند خونی و پوستی است.

۹- ترس را تبدیل به هدفتان کنید

ترس اغلب سازنده ی ذهن ماست و توسط خودمان به آن قدرت داده می شود. ترس با زمان قوت می گیرد، لذا بر ترس هایتان غلبه کنید و پیش به سوی اهدافتان بروید، ترس نیز خودش شما را ترک می کند. به زندگی خودتان نگاهی بیاندازید. خواهید دید که موفقیت های شگرف شما از ترس به وجود آمده اند.

۱۰- خودتان و بقیه را ببخشید

خشم و نفرت تنها به کسی آسیب می رساند که آن را در قلبش نگه دارد. کسانی که با شما رفتار اشتباهی داشتند ببخشید، آنگاه شما کسی خواهید بود که آسوده و رها است و مدیریت زندگی موفق تری را تجربه می کند. گذشته از اینها خودتان را ببخشید.

۱۱- لطفتان را شامل حال دنیا کنید

فکر کنید که هیچ کس قرار نیست به شما آسیبی برساند. وقتی که آنها این تقاضای شما را برآورده نکردند لطفتان را شامل حالشان کنید. از این قانون طلایی تبعیت کنید و با آنها جوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند. اینگونه هم زندگی بهتری خواهید داشت و هم مدیریت زندگی موفق تری را برای خود رقم می زنید.

۱۲- به رشد فردی مداوم تعهد داشته باشید

بیشتر افراد زمانی که دیگر معلم آنها را مجبور به یادگیری نمی کند، از یادگیری دست می کشند. بدون رشد، رکود نیز غیرقابل اجتناب است. هر روز زمانی را به این اختصاص دهید تا به روح و ذهن خودتان غذا بدهید و این کار را با خواندن و گوش دادن به اطلاعات مثبت انجام دهید. فراموش نکنید رشد فردی لازمه مدیریت زندگی موفق است.

17 انتخابی که به مدیریت زندگی موفق شما کمک می کند

۱۳- سعی کنید شخصی باشید که لذت می برد

اینکه چقدر از زندگی لذت می برید، بستگی به این دارد که شما چقدر تصمیم دارید از زندگی لذت ببرید. اثرات منفی را از میان بردارید، چه این اثرات افراد باشند و چه رسانه ها. انتخاب کنید که عاشق زندگی باشید. لذت خودتان را با دیگران تقسیم کنید تا در نتیجه مدیریت زندگی موفق تری داشته باشید

۱۴- مبنای زندگی خودتان را روی آرامش بگذارید.

به خودتان برای استراحت آرامش دهید.  به اندازه کافی بخوابید تا مغز و بدن خودتان تجدیدقوا شوند. به خودتان اجازه دهید تا از فرصت ها استفاده کنید. به خود فرصت دهید تا با انجام کارهای دشوار برای دستیابی به رویایتان، توازنی در سلامتی تان ایجاد کنید.

۱۵- اهدافتان را یافته و با آنها زندگی کنید

زمانی را به این اختصاص دهید تا مشخص کنید چه چیزی برای شما مفید و لذت بخش است. این همان هدف شماست. از آن استفاده کنید تا مدیریت زندگی موفق تری داشته باشد.

۱۶- از شر گذشته تان خلاص شوید.

از هرچیزی که از گذشته تان شما را آزار می دهد رهایی یابید. مرور پیوسته زخم های قدیمی، سوء استفاده ها، و رنج، تنها پیشرفت شما را کند می کند. اجازه ندهید حرف و افکار دیگران سرعت شما را کم کند. از آن رهایی یابید، و بدانید که می توانید از نو شروع کنید و موفقیتی را به دست آورید که فکر می کنید واقعا ممکن است.

۱۷- برای تغییر زندگی تان، دست به کار شوید.

اگر دست به کار نشوید، هیچ چیز دیگری مهم نیست. تعیین کنید که سال ۹۷ سالی است که شما کاری را هر روز انجام خواهید داد که شما را به رویایی که در سر دارید نزدیک می کند. دست به کار شوید و هم اکنون مدیریت زندگی موفق تری را برای خود رقم بزنید.

30 نکته برای 10 برابر شدن رشد فردی تان

۳۰ نکته برای ۱۰ برابر شدن رشد فردی تان

رشد فردی چیست؟ شاید شما هم عبارت رشد فردی و یا رشد شخصی را زیاد شنیده باشید، اما دقیقا متوجه تعریف آن نشده باشید. در یک تعریف ساده و قابل فهم می توان رشد فردی را مجموعه ای از اقدامات دانست که باعث رشد شما و بهتر شدن زندگی تان می شود. با رشد شخصی است که می توانید به اهداف زندگی خود برسید و طعم شیرین موفقیت را بچشید. در این مقاله ۳۰ نکته برای اینکه رشد فردی شما ۱۰ برابر سریع‌تر خواهیم گفت. پس تا انتها همراه ما باشید.

نکته ها و ترفندهای طلایی رشد فردی در زندگی و کسب و کار

۱- کاری را که دوست داری انجام بده

راه خودتان را دنبال کنید. یاد بگیرید برای رشد فردی و رسیدن به موفقیت خیلی به حرف دیگران گوش نکنید.

۲- از شکست های دیگران درس بگیرید

بسیاری از ما خواه، ناخواه دوست داریم داستان‌های موفقیت افراد بزرگ را پیگیری کنیم. به همین جهت فراموش کنیم که داستان‌های شکست پندهای بزرگ‌تری برای آموزش دارند. درک کنید که چرا دیگران شکست خورده‌اند و از آن‌ها یاد بگیرید.

۳- بلندپرواز باشید اما برنامه‌ریزی کنید

ایده آل‌ها و برنامه‌ریزی دست در دست هم دارند. شما باید بزرگ فکر کنید؛ با این حال اهداف کوتاه مدت نیز داشته باشید و برای تمام کارهای کوچک و بزرگ برنامه‌ریزی داشته باشید.

۴- اهداف تان را دنبال کنید

اهداف و چشم‌اندازهای خود را دنبال کنید. اگر با برنامه ریزی صحیح به دنبال آن ها باشید، مطمئنا روزی به آن ها دست پیدا خواهید کرد.

۵- خلاق باشید

خلاقیت همیشه یک استعداد طبیعی نیست؛ بلکه با تلاش می‌توانید به آن دست پیدا کنید. خلاقیت یک تلاش آگاهانه برای مبتکر بودن، متفاوت بودن و رشد فردی است.

خلاقیت و رشد شخصی
۶- کتاب‌های خودآموز بخوانید

کتاب‌هایی مثل «راهبی که فراری‌اش را فروخت» اثر رابین شارما، کتاب «تمرین نیروی حال» اثر اکهارت تلی و یا کتاب «استثنایی‌ها» نوشته مالکوم گلادول، ذهن شما را برای رشد فردی متمرکز و آماده می‌کنند.

۷. تغییر باید کاربردی باشد

تاکید روی واقع بینانه فکر کردن است. درحالی‌که به اتفاقات مثبت برای رشد فردی می‌اندیشید، اشتباهات قبلی و درس‌های گذشته را نیز یادآوری کنید.

۸- از مادی بودن اجتناب کنید

ماتریالیسم (مادی‌گرایی) منجر به حرص و طمع می‌شود. اگر دائم دنبال پول باشید، شکست خواهید خورد. انگیزه‌های بهتری برای تلاش‌های ازجمله آرامش و مفید بودن برای زندگی خود بیابید تا به رشد فردی بیشتری دست پیدا کنید.

۹- یک شنونده خوب باشید

خوب گوش دادن یکی از عوامل مهم ارتباط با دیگران است. داشتن رابطه‌های بهتر، علاوه بر این که برای کسب و کار تان خوب است، باعث ارتقا رشد فردی شما نیز می شود.

۱۰- بهترین عملکرد خودتان را ارائه دهید

وقتی قرار است کاری را انجام دهید و یا مسئولیت امری را می‌پذیرید، آن را به نحو احسن انجام بدهید. برای انجام کارها ۱۰۰ % توانایی خودتان را به کار بگیرید. با این حال بدانید چه موقع باید گام بازگشت را برداشت و متوجه ظرفیت، زمان و مواظبت از خودتان نیز باشید.

30 نکته برای 10 برابر شدن رشد فردی تان

۱۱- عادت‌های مثبت ایجاد کنید

عادت‌های مثبت در خود به وجود بیاورید و با مداومت آن‌ها را پایدار کنید. حتی تغییرات مثبتی که به نظر کوچک می‌آیند؛ درنتیجه، به‌طور عجیبی ضریب موفقیت و رشد فردی شما را افزایش می‌دهند.

۱۲- تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران را متوقف کنید

از اینکه بخواهید برای دیگران جالب توجه باشید دوری کنید. بسیاری از افراد موفق چیزی برای خودنمایی کردن ندارند. تمام تلاش و تمرکزتان را برای رشد فردی خودتان بگذارید و از نتیجه لذت ببرید؛ صرف‌نظر از اینکه این اتفاق چه میزان برای دیگران جذاب باشد.

۱۳- تبدیل شدن به یک رهبر طبیعی

مهارت‌های مذاکره و ارتباطات خود را بهبود ببخشید. در این صورت یک مدیر خوب و موفق خواهید بود.

۱۴- سیاست‌های کاری را یاد بگیرید

دانستن چگونگی تعامل با دیگران، شما را قادر می‌سازد یاد بگیرید که چگونه سریع از نردبان نوفقیت در کسب و کارتان بالا بروید.

۱۵- مثل کتابی که باز است نباشید

از اینکه همه چیز را بیان کنید خودداری نمایید. هیچ لزومی ندارد شما همه پیشامدها و دانسته‌هایتان را برای دیگران بگویید. اندکی مرموز باشید! کم‌حرفی باعث آرامش خودتان است و به رشد فردی شما نیز کمک می‌کند.

راه های رسیدن به رشد فردی

۱۶- سرگرمی‌های لذت‌بخش داشته باشید

انجام کارهایی که به شما احساس نشاط و لذت می‌بخشند را فراموش نکنید. سرگرمی‌های مفید به‌نوعی استراحت ذهن محسوب می‌شوند. با این حال مواظب باشید که وقت و انرژی زیادی از شما نگیرد و سریع به کارهای دیگرتان بازگردید.

۱۷. به دیگران آموزش بدهید

درگیر شدن با دانش، به‌ویژه اگر به‌صورت یاددادن به دیگران باشد، یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای تمرین مهارت‌ها و حتی یادگیری چیزهای جدید برای خودتان و درنتیجه رشد فردی است.

۱۸- با انسان‌های بزرگ و خلاق زمان بگذرانید

اگر شما اطرافتان را با کسانی که می‌خواهید شبیهشان باشید احاطه کنید، این فقط کمی شما را بهتر می‌کند. برای رشد فردی بیشتر، با افراد بزرگ‌تر و مبتکر ارتباط بگیرید.

۱۹- خودتان را دوست داشته باشید

همیشه سلامتی، احساسات و خانواده را در اولویت اول خود قرار بدهید. این موارد آن‌قدر مهم هستند که اگر مختل شوند می‌توانند کیفیت زندگی و رشد فردی شما را تحت تاثیر بگذارند.

۲۰- منظم باشید

ابزار نهایی برای رشد فردی، نظم و انضباط است. محیط مرتب به شما آرامش می‌دهد. البته بی‌نظمی وقت شما را خواهد گرفت و گوشه‌ای از ذهنتان را اشغال می‌کند که این اصلا خوب نیست.

تاثیر نظم در موفقیت و رشد فردی
۲۱- به‌طور مداوم زندگی خود را بهبود ببخشید

شما به یک نگرش مثبت نیاز دارید تا به‌تدریج تغییرات را در خودتان ایجاد کنید. آنچه از سرعت رشد فردی مهم‌تر است، پیوستگی و مداومت بر آن است.

۲۲- مهارت‌های لازم را کسب کنید

شرکت در کارگاه‌ها، جلسات آموزشی و کلاسها برای دریافت مهارت‌های لازم، شما را به مرحله بعد می‌فرستد. یادتان باشد هیچ‌وقت برای یادگیری نکات جدید دیر نیست. سعی کنید اطلاعات خود را لااقل در حوزه تخصصتان به‌روز نگه‌دارید.

۲۳- کنجکاو باشید

افراد کنجکاو تمایل بیشتری برای موفق شدن در زندگی و کسب و کارشان دارند، زیرا آن‌ها سؤال‌های بیشتری می‌کنند و بیشتر می‌آموزند.

۲۴- خودتان را متناسب نگه‌دارید

داشتن یک رژیم غذایی مناسب و کار کردن برای اعتماد به ‌نفس شما خوب است. علاوه بر آن از نظر ذهنی نیز باعث آرامش شما خواهد شد.

۲۵- به تعویق نیندازید

آنچه را که باید انجام دهید، همین الان شروع کنید. عقب انداختن کارها یکی پس از دیگری، ناگهان به‌صورت کوهی از مشکلات نمایان می‌شود. که دیگر حل کردن آن کار آسانی نخواهد بود. اگر می‌خواهید پروسه رشد فردی تان به درستی جلو برود، با عقب انداختن کارها برای خود مانع درست نکنید.

به تعویق نینداختن کارها و رشد فردی
۲۶- زودتر بیدار شوید

شاید این زمان اندک به نظرتان جدی نیاید؛ اما در طولانی‌مدت درک خواهید کرد که استفاده از زمان صبح چقدر طلایی و کارآمد است. صبح‌ها بدن و ذهن شما تازه و پرانرژی‌تر است؛ پس سود بیشتری خواهید کرد.

۲۷- کارهای داوطلبانه انجام دهید

داوطلب شدن به شما کمک خواهد کرد تا تجربه و شناخت بیشتری در مسائل به دست آورید.

۲۸- کمک به دیگران

اینکه بتوانید ازخودگذشتگی کنید و به دیگران دست یاری برسانید، احساس خوبی به شما می‌دهد و این کام مهمی در رشد فردی تان خواهد بود.

۲۹- یک طرح شغلی داشته باشید

با داشتن برنامه، شما می‌دانید که برای رسیدن به اهداف کاری خود، چه کاری باید انجام بدهید. اگر کارتان را به‌صورت روتین انجام دهید و «هر چه پیش آید خوش آید» را لحاظ کنید، امکان رشد فردی در زندگی و کسب و کارتان را کاهش می‌دهید.

۳۰- عادت‌های بد را بکشید

تمام کارهایی که منجر به هدر دادن زمان، سلامتی جسمی و ذهنی و پول شما می‌شود را متوقف کنید. بعضی کارها را آن‌قدر انجام داده‌ایم که به‌صورت عادت درآمده‌اند و سودی برای ما ندارند. با یک بررسی دوره‌ای رفتارمان می‌توانیم آن‌ها را پیدا کنیم و از بین ببریم. خرید یا مهمانی‌های پرخرج، بازی‌های طولانی موبایلی و بسیاری ازین دست کارها در طولانی‌مدت موانع جدی برای رشد فردی شما هستند.

 

اصل باشكوه همزمانی رخدادها

اصل باشکوه همزمانی رخدادها

اصل باشکوه همزمانی رخدادها

اگر خوب به حوادث و وقایع اطراف خود نظر افکنی خواهی دید که ناشناختنی از طریق رخ نمایی اتفاقات همزمان در ذهن تو و نیز در کاینات و محیط اطراف تو با تو سخن میگوید. این همزمانی رخدادهای کاینات معنا دارد و چیزیست که مرد معرفت در هر قدمش مانند یک جنگجو و شکارچی ورزیده درک میکند و هر لحظه منتظر آن است.

کاینات دایم با ارایه نشانه های همزمان در ذهن و دل و روح و جسم ما سعی می کند به ما پیغام و هشدار دهد. اگر نشنیدیم این دیگر تقصیر کاینات و ناشناختنی نیست.

فقط باید به حضور دایم و زنده و مستمر ناشناختنی در لحظه به لحظه زندگی خود ایمان داشته باشیم و بدون خشم و افسردگی و ناامیدی فقط به نظاره نشانه ها و استخراج مفهوم از دل آنها برآییم. اگر دیدیم که روند رخداد حوادث در یک زنجیره زمانی حاوی پیامهای مثبت و انرژی بخش و تایید کننده است خواهیم فهمید که درست عمل می کنیم و مسیر درستی را انتخاب کرده ایم. برعکس اگر روند رخداد حوادث و پیامهای مستتر و پنهان در حوادث همگی منفی و هشداردهنده بود می فهمیم که مسیر انتخاب درست و صحیح نیست و بهتر است در انتخاب مسیر مجددا تجدید نظر کنیم.

برای درک سریعتر پیامهای پنهان در رخدادهای به ظاهر نامرتبط همزمان فقط کافی است به هم مربوط بودن کل وقایع عالم و حضور یک نیروی قوی تر حاکم و جاری در کل هستی را بپذیری و سپس به این نیرو اطمینان کنی و بپذیری که این نیرو بد تو را نمی خواهد و دایم در تلاش جاری ساختن خیر و برکت به سوی تو و زندگی تو و تلاشهای توست. با این باور و اعتقاد حسگرهای وجود تو حساس می شوند و تو میتوانی در زندگی خود هم زمانی رخدادها را بسیار بیشتر از بقیه شاهد باشی.

خلاصه ای از مقاله اصل باشکوه همزمانی رخدادها در ماهنامه موفقیت به قلم احمد حلت. شماره ۷۰

نویسنده: گلابتون

موفقیت

موفقیت بزرگان

 

بسیاری از بزرگان موفق، تحصیلات تکمیلی نداشته اند….

 

 

سینا یاوریان

سخنران، مدرس و مشاور روانشناسی