اخوان را بیشتر بشناسیم- قسمت سوم

۱۳۹۷/۰۹/۰۷

۱۰:۴۱ ب٫ظ

اخوان را بيشتر بشناسيم- قسمت سوم
امتیاز خود را ثبت کنید
[مجموع: ۰ میانگین امتیازها: ۰]

تجربه های شعری اخوان با گذشت زمان، عمیقتر می شد،او هر روز و هر ماه با سرایش شعرهای جدید و قرائت آن در بین صاحبنظران و اهل فن زمینه های رشد و تعالی خود را فراهم كرد.در ابتدای جوانی با قرائت شعر خویش در انجمن های ادبی و چاپ در مطبوعات آن زمان توانست جایی در عرصه هنر آن روزگار برای خود دست و پا كند و خود را بعنوان شاعر جوان به شاعران كهنسال معرفی كند. در اسفند ۱۳۲۵ در غزلی با مطلع :

برده دل از كف من آن خط و خالی كه تراست

بارك الله بدین طرفه جمالی كه تراست

در پایان غزل شعر خود را سِحر حلال تلقی می كند :

انبیا فخر به معجز نفروشند امید                گر ببندد چنین سِحر حلالی كه تراست

گرچه شعر خود را سِحر حلال دانستن و آن هم در ۱۸ سالگی كمی مبالغه آمیز بنظر

 

می رسد اما ناگفته نداند كه غزلیات او در زمان خود از ارزش زیادی برخوردار بود و بسیاری از شاعران غبطه سرودن چنین غزلیاتی را داشتند.البته خود او در مقدمه ((ارغنون)) به این بیت اشاره می كند و می گوید كه وقتی پس از سالها به این بیت نگاه می كردم خودمان از خودمان كلی خنده مان گرفت.او حق داشت كه سالیان بعد پس از سرودن شعرهای زنده و مانایی چون ((قصه شهر سنگستان)) و ((كتیبه)) و
(( مرد و مركب)) و … بگوید : (( من نمی دانم هفت هشت بیت غزل کذایی سر هم کردن چه سحرومعجزی می تواند باشد که من و امثال من می گفتیم و هنوز هم می گویند .))*

او كم كم سر از انجمن ادبی خراسان در آورد و با بزرگان شعر آن روزگار از نزدیك آشنا شد . خوبی این انجمنها در این بود كه شاعران جوان می توانستند اشعار خود را بین اهل نظر عرضه كنند تا مورد نقد و بررسی قرار گیرد . انجمن ادبی خراسان سكوی پرش اخوان بود . او از این طریق توانست واقعیت شعر خویش را در آغاز جوانی به همه اهل شعر بنمایاند . در همین انجمن استاد كهنسالی بنام نصرت منشی باشی به او تخلص ((امید)) داد . اخوان گر چه با سرودن غلیات و قصاید خویش شاعر بزرگی شد اما باید باور كنیم كه او ذاتا شاعر بود و حتی اگر با نیما آشنا نمی شد و یا این تحول در شعر ما صورت نمی گرفت اخوان در غزل و قصیده از سرامدان روزگار می شد .

همچنین بخوانید:  تحلیل رفتار متقابل - 3

آشنایی با نیما مسیر شعر سرایی اورا عوض كرد و او را تا بدانجا برد كه توانست پایه گذار سبكی جدید در شعر نیمایی باشد . شعری كه با بهره گیری از شعر شاعران گذشته با زبانی روایی در قالبی نو از بزرگترین مسایل انسانی و جهانی سخن به میان آورد. اخوان با یافتن زبانی مستقل و محكم توانست اندیشه های تازه خودرادر قالب شعر بریزد. غزل های ۱۸ سالگی او گرچه نشان از بی تجربگی دارد اما همین سیاه مشق ها ضمینه را برای پیدائی برترین شعر های معاصر فراهم آورد. او از ابتدای جوانی وآغاز شاعری در جستجوی راه تازه ایست در غزلی به سال ۱۳۲۸ می گوید:

امید! دل ننوازد غزل به طرز كهن

به فكر باش كه آهنگ تازه سازكنی

 

 

شعرهای آغازین اخوان شعر های تازه ای هستند كه سرشار از شور جوانی اند. ما گاهی سایه هائی حضور شاعران دیگر را در شعر های آغازین اخوان حس می كنیم. خود       می گوید : (( من چندین سرمشق برای خودم می توانستم داشته باشم ، غیر از گذشتگان ، در عصر خودمان ، نزدیک به عصر خودمان کی بود ؟ ایرج بود ، بهار بود ، اینها که چهره ای بودند در خط خودشان ، هر یک در عالم خودشان ، ایرج یک چهره بود ، بهار یک چهره بود ، شهریار یک چهره بود . چون انس داشتم با عماد ، عماد یک چهره بود . این بود که آغاز کار من یک جایش ایرج بود . یک جایش شهریار بود و همینطور یکی – دو نفر هم بودند اما گرایش آخری ِ من به نیما بود چرا ؟ برای اینکه با این شکل دیدن بهتر می توانم حرف بزنم … ))

 

نويسنده : حميد

قبلیبعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*