قسمتی از کتاب جان شیفته و دو نوشته دیگر

۱۳۹۷/۱۰/۱۲

۳:۲۴ ب٫ظ


درود
قسمتی از کتاب جان شیفته و دو نوشته دیگر

قایق زندگی  با انتخاب استاد یاوریان به عنوان مربی خود:

قایق بادبانی زندگی خود را در تلاطم امواج روزگار با لذت و اطمینان تا ساحل آرامش مطلوب به پیش برانید.

در ۳ یادداشت از بردیا قسمتی از کتاب جان شیفته ، بخشی از کتاب انسان در جست و جوی معنا و جمله ای نغز را می خوانیم.

با مطالب نیک اندیشان همراه باشید.

همین گونه که هستی دوستت دارم

و «آنت»(یک شخصیت زن کتاب جان شیفته) در خلوت خویش درباره خود و زندگیش با «روژه» می اندیشید :

« می خواهمت. همان جور که هستی می خواهمت. تو را با عیب ها، بلهوسی ها و توقع هایت، با قانون زندگی خودت، می خواهم. تو همانی که هستی. همین گونه که هستی دوستت دارم. »

در کتاب جان شیفته تا آنجا که مربوط به خود او بود، «آنت» می دانست که توانا به چنین گذشت در عشق هست. و آنت این گونه چه نیک دوستش می داشت ! آنت از چنان زاویه ای به به کاستی های «روژه» می نگریست که از زَنَندِگی هایشان می کاست. حتا دور نبود که آنت زشتی ها را در او دوست بدارد : « زیرا در دوست داشتنِ نقایصِ کسی که دوست می داریم ایثار بیش تری هست؛ در دوست داشتن آنچه از خوبی که در معشوق هست، ما دیگر چیزی نمی دهیم، بلکه می گیریم. «آنت» می اندیشید :

« تو را از این که در حد کمال نیستی دوست می دارم. اگر می دانستی که چشمم نقص تو را می بیند، برآشفته می شدی. ببخش! آه، چیزی ندیدم… ولی من مثل تو نیستم : دلم می خواهد که تو نقص مرا ببینی! در من نقص هست، نقص هست؛ و من همان را می خواهم. آنچه در من با نقص همراه است، بیش از دیگر چیزها خودِ من است. اگر تو مرا می گیری، آن را هم با من می گیری. آیا می گیریش؟… ولی تو نمی خواهی بر آن آگهی بیابی. کی آخر به خودت زحمت نگاه کردن به من خواهی داد؟

“رومن رولان”

قایق زندگی  با انتخاب استاد یاوریان به عنوان مربی خود:

قایق بادبانی زندگی خود را در تلاطم امواج روزگار با لذت و اطمینان تا ساحل آرامش مطلوب به پیش برانید.

============================================

  • برگزیده از کتاب جان شیفته

  • نوشته ی رومن رولان

  • برگردانِ م.ا.به آذین

============================================

 

نوشته شده توسط بردیا

 

 عشق از زبان ویکتور فرانکل.

عشق تنها راهی است که با آن می توان ژرفنای وجود دیگری را دریافت. کسی نمی تواند از وجود و سرشت فردی دیگر کاملا آگاه شود مگر آنکه عاشق او باشد. بوسیله این عمل روحانی عشق ، فرد خواهد توانست صفات شخصی و الگوی رفتاری محبوب را به خوبی در یابد و حتا چیزی را که بالقوه در اوست، و باید جان بگیرد درک کند. وی مجبوب را توانا خواهد کرد به امکانات تحقق دهد.

در لوگوتراپی عشق پدیده زاد نیست ، یعنی پدیده ای نیست که از پدیده اصلی دیگری زاییده شده باشد. عشق پدیده باصطلاح اعتلاء یافته غریزه جنسی نیست و خود مانند میل جنسی پدیده ای اصلی و ابتدائیست. میل جنسی معمولا حالتی است از بیان عشق و وقتی جائز و حتا مقدس و پاک است که مرکبی برای عشق باشد.پس عشق اثر جانبی میل جنسی نیست بلکه میل جنسی راهی برای درک آن همدمی غائی است که عشق نام دارد.

============================================

  • عشق از زبان ویکتور فرانکل

  • برگزیده از کتاب : انسان در جستجوی معنا

============================================

نوشته شده توسط بردیا

 

 

فیثاغورسیان در تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) بر این اندیشه بودند که شاگرد باید در پنج سال نخستین سکوت پیشه کند و لب از هم نگشاید.

 

نوشته شده توسط بردیا

 

قایق زندگی  با انتخاب استاد یاوریان به عنوان مربی خود:

قایق بادبانی زندگی خود را در تلاطم امواج روزگار با لذت و اطمینان تا ساحل آرامش مطلوب به پیش برانید.

قبلیبعدی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

80 + = 83