موضوعات نشست دبير نشست 30/8/85 بحث درباره اشو Commune شبنم نشست هفتگي گروه نیک اندیشان به تاريخ 30/8/1385 در ساعت00: 5 با حضور دوستان و همراهان به ترتيب حضورشان ، شامل : شبنم ، سياوش ، آرزو (ط) ، سينا ، قاسملو ، برديا ، شهاب ، حميد ،لادن، مهديه ، شهرام ، و مابين جلسه (شيوا، سميه ، ساسان و باران ) در محل جديد برگذاري نشست برگزار شد.كه براي اطلاع بيشتر مي توانيد با مسئول گروه (سينا ) يا جانشين موقت مسئول گروه ( پويا ) تماس بگيريد . موضوع نشست کامیون اشو بود و كتاب جاناتان مرغ دريايی معرفی شد. مسئوليت دبيري ، معرفي كتاب جاناتان مرغ دريايی و سخن نغزبه ترتيب و با درخواست شخص شبنم ، شيوا و مجددا شبنم در تاريخ قيد شده به انجام رسيد . نشست در ساعت 5:13 دقيقه رسميت يافت و سپس آئين نشست توسط دبير جلسه خوانده شد و پس از آن برخي از همراهان به ترتيب حميد ،ساسان ، برديا ، آرزو و سيناهر يك وقت هايي را به مدت 1؛2،30 ثانيه ،2،2 دقيقه از دبير درخواست كردند سپس شبنم به بيان سخن نغز در مدت 10 دقيقه پرداخت . چكيده مطالب : فرزانه كسي است كه خدا را دوست مي دارد و او را مي ستايد شايستگي آدمي ريشه در كردار و انديشه او دارد ، نه در رنگ ، باورها ، نژاد ، و با اعقاب او . زيرا از ياد مبر دوست من كه فرزند آگاه يك چوپان براي يك ملت گرامي تر از وارث ناآگاه تاج و تخت پدر است . آگاهي تنها نشانه شرافت توست ، مهم نيست كه فرزند كيستي و از كدام نژادي . هر آنچه در هستي است در تو نيز هست و هر آنچه در توست ، در هستي نيز وجود دارد . تو در تماسي بي مرز با نزديك ترين اشيايي ، افزودن بر اين ، فاصله نيز كفايت جدا ساختن تو را از دورترين چيزها ندارد . هستي از پست ترين تا عالي ترين و از خردترين تا بزرگ ترين همه درتوست . در هر ذره اتم تمامي عناصر زمين وجود دارد . قطره اي آب تمامي رازهاي اقيانوس را در بر دارد . در حركتي از ذهن ، حركت تمامي قوانين هستي يافت مي شود . روشنايي حقيقي آن است كه از درون آدمي پرتو افشاني كند . اين روشنايي رازهاي روح را بر روح آشكارمي كند و به آن امكان مي دهد در زندگي شادماني كند ، وبه نام جان هستي آواز بخواند . حقيقت مانند ستارگان آسمان است ، كه جز از واري ظلمت شب ديده نمي شوند . حقيقت مانند تمامي زيبايي هاي زندگي است ، كه خود را نشان نمي دهد جذبه كساني كه وزن دروغ را سنجيده اند . حقيقت احساس پنهان است كه به ما مي آموزد چگونه روزها مان را با شادماني سپري كنيم و براي همگان نيز شادماني بخواهيم . حقيقت ما را فرا مي خواند ، غرق در خنده معصومانه يك كودك ، يا بوسه هاي يك معشوق اما ما درهاي عاطفه را به روي او مي بنديم و با او مانند يك دشمن بر خورد مي كنيم . چيزي كه دوست داري را به دست بياور و گرنه مجبوري چيزي را كه به دست مي آوري دوست بداري . نابخشودني ترين چيز در تو اين است كه قدرت داري و فرمان نمي خواهي راند. هستند كساني ( آدمهاي وحشتناكي ) كه به جاي حل كردن مشكلي ، آن را در نظر كساني كه درگير آن هستند و مي خواهند حلش كنند پريشان و دشوارتر مي كنند . از كسي كه بلد نيست كاري را انجام دهد . بايد تمنا كنيم اصلا دور و بر آن كار نرود . بدانيد كه موفقيت يك مفهوم مطلق نيست ، فرآيندي براي رفتن تا فراز ناكامي هاست . چه اندك لذتي بس بسياران را بسنده ست تا زندگي رانيك بيابند ، چه فروتن و كم توقع است آدمي . در ميان دوازده حواري هميشه بايد يكي شان بسان سنگ سخت باشد ، تا بتوان بر او كليسايي تازه بنا كرد . در دست انسان درست ، حتي ابزار نادرست به درست تبدل مي شود وبر عكس در دست يك انسان نادرست ، حتي ابزار درست هم به نادرست تبديل مي گردد . مطالبي كه خوانده شد از بزرگاني چون شكسپير ، نيچه ، خليل جبران مطرح شد . و سپس همراهاني كه هريك وقتي را در خواست كرده بودند ، به بيان نظرات خود پرداختند . چكيده مطالب :ـ يادآوري قوانين و مسوليت پذيري بيشتر ، توسط همراهان . ـ ارتقاع فعاليت هاي گروه با موافقت اكثريت همراهان نياز به حمايت از تك تك همراهان توسط خودشان . و در اين ميان سوالاتي نيز از سينا پرسيده شد كه يكي از آنها اين مضمون را در برداشت كه چرا هر يك از افراد در رابطه با رشته تحصيلي خود و معلومات حاصل از آن به بحث و تبادل نظر نمي پردازند ؟! و اطلاعات خود را در اختيار گروه نميگذارند ؟! در اين بين همراهان تاخير كرده به جمع اضافه شدند وبراي مدت 1 دقيقه مشغول جابجايي بچه ها و ادامه اين بحث شديم ! بخصوص اينكه مكان جديد با آن چيدمان زيبا و محيط دل انگيزش باعث جلب توجه همه همراهان شده بود . مكاني كه زيبايي خود را مديون حضور ماهيان زيبايي در 2 اكواريم در دو قسمت كافي شاپ و همچنين چيدمان زيباي ميزهاي اطراف و پرده ها و روميزي هايي با تركيب رنگ هاي قرمز ، زرد و آبي وهمچنين تشعشع نور همرنگ با محيط و مجسمه هاي زيباي سمبوليك مربوط به تاريخ كهن و اصيل كشورمان مي بود . از همه بهتر فضاي سبك و عاري از هرگونه آلودگي بود كه نفس كشيده را براي همراهان مقدور مي ساخت . هر چند برخي از اعضاي گروه شيطنت هايي به دليل تازگي فضا و محيط داشتند ولي با همراهي همه افراد به ادامه برنامه پرداختيم . معرفی كتاب جاناتان مرغ دريايیسپس شيوا به معرفي كتاب جاناتان مرغ دريايی به نويسندگي ريچارد باخ ( ويراستارمجله پرواز پرداخت. و در ادامه افزود: كتاب جاناتان مرغ دريايی درباره مسئله اصلي زندگي ما آدم ها با زبان مرغ دريايی به نام استعاري جاناتان صحبت مي كند . جاناتا به پرواز كردن با سرعت بالا بسنده مي كند و از آنجا كار خويش را آغاز مي كند در حالي كه ديگر مرغان دريايی از چشم گشودن و پرواز كردن سر بازمي زدند ولي او از پرواز و اوج گرفتن با كي نداشت . (اشاره به هدف نويسنده ) هدف در كتاب جاناتان مرغ دريايی به كمال رسيدن تمامي موجودات حتي با وجود مشكلات فراوان بيان شده است. و اينكه بهشت كمال يافتن و به آن رسيدن است . بهشت را نمي توان در مكان و يا زماني خواص يافت . باعث تلاش انسان ها به طور كل يادگيري پرواز و رسيدن به كمال و اوج از ديدگاه شخصي آن ها ، و با هدفي مشخص مي باشد . براي مرغان دريايی آنچه اهميت دارد به دست آوردن طعمه است نه پرواز ( هدف ) هدف در اين كتاب جاناتن مرغان دريايی به شكلي ساده و كوتاه بيان شده و قابل مطالعه توسط هر قشري مي باشد و نويسنده در كتاب جاناتان مرغ دريايی سعي در بيان يكي از اهداف خود و تلاش براي دست يافتن به آن و رفتن تا فراز ش ( رسيدن به كمال و اوج )را دارد البته با زبان موجودي ظريف ولي شكست ناپذير. در ادامه افراد گروه نيز نظراتي را باب كتاب جاناتان مرغ دريايی و موضوعش بيان كردند . درباره اشوسپس همراهان زماني را به صرف سفارشات خود و به طور همزمان گپ دوستانه، آشنايي بيشتر با افراد گروه و نظراتي باب مكان جديد پرداختند . در راس ساعت 25/6 جلسه مجددا رسميت يافت و آئين نشست خوانده شد و درباره اشو Commune موضوع نشست هفته پيش گروه كه ناتمام ماند به بحث و گفتگو نشستيم . در آن قسمت 8 تن از افراد گروه نظرات خود را ارائه دادند . چكيده مطالب : هر رابطه اي نياز به حد و مرزي دارد ، ازدواج ، تعهد ، عشق ، نياز ، اعتماد و يا حتي تنوع از مباحثه مهم Commune هستند . هر عقيده و كيشي به يك منبعي بر مي گردد . روابط به منافع شخصي انسان ها نيز مي توانند بستگي داشته باشد . اولين روابط Commune به 2500 سال پيش بر مي گردد كه توسط افلاطون مراحل اين ارتباط به قسمت هاي گوناگون تقسيم مي شود . در آن سال طبق آموزش هاي مختلفي كه طي دوره هاي گوناگوني به اشخاص داده مي شد آن ها را براي حضور در Commune آماده مي كردند و سپس به آن سطح ارتقاعشان مي دادند . عشق ممكن است اولين چيزي را كه درهر ارتباطي به وجود مي آورد حس مالكيت باشد . عشق و مالكيت دو نقطه مقابل هم هستند . در اشو Commune تمرين عشق واقعي توسط شخص اشو مطرح شده است . گروهي كه درونش به مسئله Commune پرداخته مي شود ، مي تواند يكي از شاخه هاي مهم و اصلي ارتباط شناخته شود . يك انسان كامل به تمام مسائل Sex و ارتباط ، عشق و غيره مي تواند برسد و شدتي براي علايق انساني وجود ندارد . هر جامعه شبيه جامعه هاي ديگر است و ما بايد متفاوت باشيم . اصل ماهيت همه انسان ها يكي است . يك Commune با نگاه زن بودن و مرد بودن و برقراري ارتباط از ديد جزء به كل بامشكلات زيادي روبرو مي شود . در پايان جلسه با موافقت همراهان به بحثمان در ساعت 7:30 خاتمه داريم و طبق راي گيري انجام شده درباره مكان جديد با موافقت اكثريت آراء حضور بهم خواهيم رسانيد . و در پايان برنامه نشست آينده بوسيله همراهان زير بعهده گرفته شد : دبير : شيوا كتاب : حميد ( شبنم ) سخن : شيوا در پايان جلسه يكي از همراهان به جمع آوري مبالغ سفارشات گروه پرداخت و اكثر افراد گروه تا مسافتي همديگر را در طول مسير همراهي و در عين حال به گپ دوستانه خود در هواي سرد يك شب پائيزي با وجود گرماي حضورشان پرداختند . خودت باش ، همچون زماني كه تنهايي ( شاد باشيد . ) |